چیزی بگوی
زنانه‌ها

cuckoo

interesting point of view, a bit dramatic though, i think changes from one generation to the other are small but seem to be in the right direction

as for going abroad, it is a decision everyone makes for him/herself, you lose things and you gain other things, like every other decision in life

9 Nov 2009, 20:18

BoB

این نسل بسیار هوشیارتر، بسیار بیدارتر و بسیار آگاه تر چون نسل آینده اش را کتک نمی زند، نسل آینده بعد از آنها هم کتک نخواهند زد

9 Nov 2009, 18:28

هاله

پدرم تعریف می​​کرد وقتی سرباز بوده یک روز فرمانده ازشون سوال می​​کنه فکر می​​​​کنید ما چرا باید زنده بمونیم؟

یکی می​​گه چون پدر و مادرهامون چشم به راه​​اند، یکی می​​گه چون ما جوونیم و باید بمونیم که برای مملکت مفید باشیم و خلاصه هر کی یه چیزی می​​گه.

فرمانده می​​گه همه​​تون در اشتباهید ... ما باید از خودمون مراقبت کنیم زنده بمونیم تا ماموریت​​مون رو به پایان برسونیم!

شده حکایت طفل معصوم مردم ما.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این فرمانده شم عجب خری بوده ها
:))
م

8 Nov 2009, 13:40

Ameh Khanoum

بابا ایوالله بابک خان خرمدین دستت درد نکنه کامل و جامع نوشتی, اما مهشید جان سالای 60 رو ازش بگذریم بطور کلی زندان رفتن هدف نیست ولی کسانیکه بهردلیلی در راه ایده هاشون زندان رفتن و زندان رو تحمل کردن برای من قابل تقدیرن اما میدونی اشکال ما ایرونیا اینه که کم پیدا میشه معتدل باشیم , ما در همه چی اینقدر زیاده روی میکنیم , اگزاژره میکنیم, بحدیکه که حال دوروبریامونو بهم میزنیم چه در شهید سازی و شهید پروریمون چه در قهرمانسازیمون و وای به روزیکه با کسی بد بشیم ...
بهرحال با هردوتون موافقم الان موقع زندان رفتن و شهید شدن نیست
_____________
من فکر میکنم هیچ وقت هم نبوده.
اگر کسی با قصد زندان رفتن و شهید شدن حرکت کند ، و اینها را ارزش بداند
از همان ابتدا حرکت خطاست.
ارج گذاشتن کسانی که از زندگی شان ، چه در زندان و چه آنان که در این راه جان دادند ، مسئله ای بدیهی است.
ولی اینکه این مسئله یک ارزش باشد ، نه.
م

8 Nov 2009, 11:23

بابک خرمدین

تفاوت نسل کاملا درسته و فکر می کنم باید شرایط رو هم سنجید ! شرایط دهه ای شصت از نظر باورها ، اعتقادات و حتی برخورد های اجتماعی خیلی متفاوتر از الان بود و طبعا اون موقع برخورد خاص خودش رو می طلبید و الان هم برخورد خاص خودش رو می طلبه !

در مورد اینکه کسی بره زندان و شکنجه بشه و این رو کار بدونه مخالفم ، این اصلا معیار مناسبی برای سنجش نیست الان تو این شرایط زندان نیفتادن و مبارزه کردن خیلی مهمتر از زندانی و شکنجه شدن هست

پای حرف دل خیلی از کسانی نشستم که دهه شصت بودن به قول خودشون می گن ما که کاری نکردیم ما رو بخاطر خوندن یه نشریه یا اینکه نشریه ای همراه داشتیم گرفتن و نباید اینگون برخورد میشده باهاشون که کاملا هم درست می گن

در مورد خروج از ایران در هر شرایطی مخالفم ، باتوم ، زندان ، شکنجه و هیچ عذری رو نمی تونم قبول کنم برای خروج از ایران و طبعا رمز پیروزی رو در ایستادن و پافشاری بر رو خواسته ها و مطالبات می دونم ، نظرم اینه باید سعی کنیم در هر شرایطی بازداشت و زندانی نشیم چون در بند بودن هیچ منفعتی نخواهد داشت اما در همین راستا باید فعالیت ها رو ادامه بدیم و بجنگیم تا برسیم به اون چیزهای که می خوایم ، منظور از جنگیدن هم تلاش و مبارزه برای ساختن آینده ای بهتر هست

در آخر هم می رسیم به این که :
رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود . رهرو آن نيست گهي تند و گهي خسته رود
__________________
ممنون از کامنتت
در مورد دهه ی شصت من هم همین نظر را دارم ، که ما هیچ کاری نکردیم و به خاطر تنها هسته های مطالعاتی یا نشریات و کتابهایی که داشتیم بهای بسیار سنگینی را پرداختیم.
من بر عکس تو خیلی ها را دیده ام که فکر میکنند زندان برایشان مریت است ، زندان برایشان یک ارزش است.
من چند وقت پیش در رابطه با کتاب زندان خانم کتایون آذرلی نوشتم که این کتاب نه خاطرات بلکه تخیل خانم بود و آقای رئیس زندانیان سیاسی در اینجا یک مقاله ی بلند و بالا نوشت که تو که زندان نرفتی چی میگی.
چند وقت پیش که دیدم آقای علامه زاده از همین خانم که دیگه بر همه واضح است که زندان نرفته ، ویدئو در مورد تجاوز به ایشون در زندان درست کرده ، بهشون یک پیام دادم که مگر شما کتابشان را نخواندید ؟ هر کسی کتاب را خوانده باشد می فهمد که حرفهای ایشان حقیقی نیست . و پیام آمد که نخیر ، کتاب را نخوانده بودند.
بگذریم.
در مورد خروج از ایران ، شادی صدر در مصاحبه اش گفت که وقتی ابطحی را دید ، احساس کرد دلش نمیخواهد جای ابطحی باشد.
و من به او کاملا حق میدهم. به او و به هر کس دیگری که فکر میکند در ایران فقط دستگیری و اعتراف و بی عملی در انتظارش است.
با شعر آخرت هم موافقم.
خیلی ها هستند که مایوس شدند و فکر میکنند این مسئله داره طول میکشه.
ولی من این نظر را ندارم. من فکر میکنم پیوستگی این حرکت ، آهستگی اش را موجه می کند.
مهشید

7 Nov 2009, 21:55

soheyl

ba salam
shayad agar dar sal haye 80 va 90 ham be nasle shoma kelas midadan, kasi panahadeh nemishod.

Sharayeti ke nasl-e jadid az an bahre mibare(ke hagheshan ast) natijeh bakhshi az talashi ast ke haman nasle shoma dar kharej karde va masayel iran ra shenasoonde

nemidnam chera shoma dar negehaten be nasle gozashte, chera enghadr kineh darid ke nemigozrad monsef bashid.

jaye tasof darad.
zemnan saf-bandi nasle jadid o ghadim shoma bishtar be jang haye asre atigh shabihe. mibakhshid albateh.

shad bashid
zenden bad har 2 nasl
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
حرفت کاملا درست است دوست ِ من
ضمن اینکه تعداد الان کم است ، و اگر حجومی رخ دهد ، مثل دهه ی شصت ، دیگر کلاس ملاس مسئله را حل نمیکند.
و در مورد تلاش نسل من برای شناساندن مسائل ایران به خارج از کشور هم تا حدی درست گفتی . ضمن اینکه من فکر میکنم این تلاش خیلی کم بوده.
ولی مسلم است که موثر بوده.
وقتی ما آمدم سوئد اصلا حتی دیکشنری سوئدی به فارسی و فارسی به سوئدی هم وجود نداشت و کسانی که انگلیسی یا زبان دیگری نمی دانستند ، خیلی سختی می کشیدند برای زبان.
اما من کینه ای نسبت به نسل خودم ندارم. این را اشتباه میکنی.
حرف من انتقاد است نسبت به برخوردهای سیخکی ای که نسل من نسبت به نسل جدید میکند. چرا که فکر میکند باید نسل جدید دقیقا پایش را جای پای او بگذارد ،در حالی که اگر دقت کند می بیند که جایی که خودش ایستاده ، چندان افتخاری برایش کسب نکرده است.
من امیدوارم که نسل جوان از نسل من یاد بگیرد ، هم از کارهای مثبتش ، و هم اینکه یاد بگیرد که خطاهای ما را تکرار نکند.
و به خودش و حقوق خودش واقف باشد.
اینها را اگر تو کینه میدانی ، من برای نگاه تو متاسفم
م

7 Nov 2009, 13:54

blackmak

مطلب شما کاملا دو موضوع متفاوت را مطرح کرده است. اول مسئله خارج شدن و سپس مسئله اعتراض به نفی حقوق انسانی. در بخش دوم کاملا با شما موافقم ولی به عنوان یکی از افراد نسل بعد از شما در اطراف می بینم کسانی را که می گویند ما که کار خودمان را کردیم و الان در ترکیه هستند...درحالی که شرایط و فشار کنونی اصلا قابل قیاس با آنچه شنیده و خوانده ام از دهه شصت نیست... امروز شاید شرایط خشن تر شده باشد ولی ظرف 2و3 سال اخیر بسیاری از مهاجرت های سیاسی لزومی نداشته اند کما اینکه اکثر قریب به اتفاق خارج شدگان در سال های اخی به طور قانونی از مرز گذشته اند و نه مجبور شده اند از ارس بگذرند و نه جان خود را به قاچاقچی های محلی سپرده اند...این گونه خروج ها کمی هم جنبه مد پیدا کرده است در سال های اخیر به طوری که به نقل از یکی از دوستان در اروپا دوستان بیشتری هستند تا در تهران...امان از سر و صدای اغراق آمیزی که تنها روی شبکه مجازی به راه می اندازند تا بهانه ای برای اخذ پناهندگی (یعنی منافع شخصی) بدست بیاورند. البته حق آنها محترم است برای زندگی شخصی لکن تصویری که از شرایط داخل در ذهن افرادی مثل شما که سال هاست از جامعه ایران دورند درست می کنند چندان با واقعیت سازگار نیست...لاف مجازی می زنند و بزرگ می نمایند خود را...
ــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست عزیز
در مورد مسئله ی اول با شما ابدا هم عقیده نیستم.
من هم میدانم که تعداد کمی ، از این آب گل آلود کیس پناهندگی درست کرده اند.
ولی بچه های فعال حتی پناهندگی هم نگرفته اند و فعلا با گرفتن کورس های کوتاه مدت ، در خارج از کشور هستند تا از این هلاک جان به در ببرند.
این دو یکی نیست.
م

7 Nov 2009, 13:16

احسان

خوب دیدی نسل منو !
اینجا یه فرق هست. آرمان نسل تو با آرمان نسل من فرق داره مهشید جان. مقصدش هم فرق داره.اون موقع کسایی که شوروی رو ندیده بودن فکر میکردن اگه یه روزی از همه جا رونده شدن یه سرزمین موعود دارن ولی ما که ارض موعود رو دیدیم فهمیدیم هیچ کس واسه هیچکس دلسوزتر از خودش نیست(با عرض ادب به رفیق لنین و بقیه) و اونایی هم که امروز به آمریکا پناهنده میشن عزیزایی مثل احمدباطبی و خیلی های دیگه آمریکا واسشون یه فرصته و نه یه هدف ! صدای آمریکا یه وسیله است واسه زدن حرف نه یه تریبون مورد تایید. امروز هدف بالاتر از ایدئولوژی مطرح میشه و اون نه تنها داشتن آزادی در عقیده به هر ایدئوژی بلکه آزادی به معنای مطلق لیبرالیستی ست و نه اونچه در سیتی سنتر دبی یا شاپینگهای نیویورک عرضه میشه.

7 Nov 2009, 13:04

Ameh Khanoum

کاملن باهات موافقم, حتا یه جریمه ساده ترانزیت رو اگه عادلانه نیست باید شکایت کنیم
تظاهرات میرن برای چی? برای اینکه شرایط فعلی رو عادلانه و خوب نمیبینن نه برای کتک خوردن, تو ببین تو اروپام تو بعضی اعتراضات خیابونی که هر از گاهی اتفاق میفته بعضی وقتا پلیس دست به خشونت میشه ولی فرداش همه رسانه ها دربارش مینویسند و احیانن پیگیریم میشه دقیقن به همین دلیل که پلیس برای حفاظت جامعه از خشونته نه برای اعمال خشونت
خیلی خوب نوشتی این نسل حقوق خود را می شناسد ، به حاشیه رانده نمی شود

7 Nov 2009, 11:37








(پس از بازبینی منتشر می شود)