مهشيد جان
من منظورت را كاملا فهميدم اما اين نقد بهت وارده ه ادبياتت يك خورده تند است و براي همين كليت مفهومي را كه مي خواهي برساني زير سايه ي ادبيات نامناسبت گم مي شود در اين ادبيات تجديد نظر كن!!!!
دانشجوي عزيز
نميدانم ¨چرا نميتوانم با تو ديالوگ داشته باشم. و نميدانم چرا اينقدر با گله صحبت ميكني. من غرضي نسبت به تو ندارم.قصد آزار تو را ندارم ، برخوردهاي من با تو شخصي نيست. با اضافه ي اينكه اين نوشته صرفا نقطه نظرات تو را در بر نميگيرد عزيزم . برخورد كلي است و نسبت به شركت كل مردان در جنبش زنان است.
من سوئ نظري نسبت به تو و نوشته هايت ندارم. فقط ميگويم تند روي هايت را ميشود به گونه هاي مختلف تعبير كرد. تو از من ميپرسي فمينيست ها آن زمان كه مادرت كتك ميخورد كجا بودند ؟ يعني تو نميداني كه فمينيست ها همان روزها و زير همان كتك ها جان گرفتند ؟ تمام اينها را نميدانيم و صرفا مسئله ي مهم ما رنگ پرچم ما شده است عزيز ِ من ؟
چرا اینقدر با بدبینی به نوشته ی من نگاه میکنی ؟ دو کودک که نیستیم . دو بزرگسال هستیم که حرفی میزنیم و باید قدرت پذیرفتن انتقاد را داشته باشیم.
تو مینویسی : ( وقتی تو دانشگاه از حقوق دخترها دفاع میکنم آخرش یه ایش میگن و پشت سر میگن اصلا به تو چه!!! )
خوب من میگویم این زنانی که به تو میگویند ایش ، به ما هم همچی به به و چه چه نمیگویند.یه تک پا زحمت بکش برو وبلاگ گلناز ، و ببین که خانمی با چه فحش های چار واچاری از او و تفکرش سخن میگفت ، این آخرینش بود. همه ی ما مدام از این توهین ها شنیده ایم. چرا فکر میکنی کسی به صرف زن بودن از جنبش زنان و حامیانش دفاع کند ؟ ما هم سالهاست بیشتر از این توهین را از مردان و زنان مردسالار تحمل میکنیم . کسی برایمان گل نمی آورد. چرا از برخوردهای زنان جا میخوری ؟ اگر تمام این زنان با ما همراه بودند که چنین مشکلاتی را نداشتیم عزیزم. داشتیم ؟
تو خودت میگویی( از حقوق دخترها دفاع میکنی) . من میگویم تو از حقوق خودت دفاع میکنی عزیزم. تو از حقوق بشر دفاع میکنی. و خودت هم بشر هستی. چرا میگویی از حقوق دخترها دفاع میکنی ؟
من میگویم انسانی که آگاهانه وارد جنبش زنان میشود هرگز ادعای "دفاع از حقوق زنان" را ندارد. او میداند که این حقوق ، حقوق حقه ی اوست ، پس از حقوق خودش دفاع میکند. و حتی اگر زنان نیز به او ایش و اش بگویند ، مشکلی برایش پیش نمی آید. چون میداند این نادانی از کجا آب میخورد و سعی در تغییر آن دارد.
دوست عزیزم تو حتی نوشته ی من را نمیخوانی. بیا و کمی آرام بگیر و نوشته را بخوان. درست بخوان. و آنوقت میبینی که اینها تنها انتقاد است. انتقادات فقط روی سر تو هم نمیچرخد. حرفهایی مثل حرفهای تو همیشه در جنبش زنان از طرف مردان زده میشود. این نوشته سعی در به وجود آوردن دیالوگی با این گونه تفکر است ( که انگار این سعی چندان موفق نیست )
ا
تو تمام حرفهای مرا به نیش گرفتی . در صورتی که حرف من یکی است . جنبش زنان دردهایی بیشتر از چانه زدن بر سر رنگ پرچم را دارد. جنبش زنان بدون پرچم هم کار خود را کرده است و پیش رفته ، آنچه نیاز دارد همراه و حامی است و بزرگترین مشکلش بر سر انتخاب بین رنگ صورتی و یا بنفش نیست.
نمیدانم. شاید سن کم تو ست که همه چیز را منفی میگیری ، شاید زبان من خیلی تند تر از حد باشد. اما حرف من برای آزار تو نیست دوست من. حرف من برای درک مشکلات اصلی است. که انتخاب رنگ پرچم یا محل تظاهرات توسط من و تو ، حتی یکیشان را هم در بر نمیگیرد.
اگر ناراحتت کرده ام مرا ببخش. قصد من آزار تو نیست دلپذیر.
من به دنياي شما نيومدم.من تو اين دنيا بزرگ شدم. اون روزهايي كه دست ما را از دست مادرهامون به جرم بد حجابي در مي آوردند و چند روز بعد مادر شلاق خوردمون را ميديديم دنياي فمنيستها كجا بود؟. اون موقع ما ضرورت آزادي در حجاب را با پوست و استخوانمون و فکر کودکانمون درک میکردیم ولی فمینیستها داشتن در جهان آزاد مبانی مکتبشون رو تئوریزه میکردند و کلمات را سبک سنگین می کردند. من چند بار متن نوشته خودم و تفسیر شما رو خوندم. از نوشته شما: (چنین مردی از " حقوق زنان " دفاع نمیکند . او به عنوان یک " مدافع حقوق زنان " خودش را از آنها و دیگران یک سر و گردن بالاتر نمیداند و تمجید نمیطلبد ، او از حقوق خودش برای فاصله گرفتن از توحش ، برای رسیدن به منزلت انسان دفاع میکند. این مسئله موجب افتخار او است نه موجب امتیاز او) واقعا از کجای نوشته من چنین برداشتی شد؟ (این صف به همراه نیاز دارد . نه به رهبر) من و رهبری؟ تمام سالهای مبارزات من و افکاری که بخاطرش هزینه دادم تکرار می کنم هزینه دادم (چرا من رو از هزینه دادن میترسونید!) رو زیر سوال بردید. ادعای رهبر جنبش کجای نوشته های من بود. (چرا آقایان فکر میکنند با قدم گذاشتنشان در این جنبش شاخه های گل و سرودهای ستایش از هر سو نثارشان میشود ؟ چرا انتظار عکس العملی متفاوت با آنچه ما با آن روبرو هستیم را دارید ؟) بیگانه اگر می شکند حرفی نیست.از دوست بپرسید که چرا می شکند؟. شما با نوشته هایی که من هر روز مجبورم خط به خطش رو تکذیب کنم باعث شدید که چند نفر از دوستان به من به چشم (چنین مردی) نگاه کنند. این انصاف نیست. من ابزار انتخاب نکردم (ابزار مبارزه باید توسط مبارزین انتخاب شود) بلکه ابزار پیشنهاد دادم وخیلی دلم میخواد بدونم مبارز مورد نظر شما کیه که من هرچی گذشتم ابزارشون(چه انتخابی - چه پیشنهادی) رو پیدا نکردم
داراي عزيز
با حرف شما كاملا موافقم. اگر اين حرف را به عنوان يك نظر خاص مطرح ميكنيد.
اما اين نظرتان در رابطه با نوشته ي من نميتواند باشد چون نوشته ي من ابدا در مورد مقابله به مثل و از اين قبيل نيست.
فكر ميكنم باز سوئ تعبيري دارد پيش مي آيد.
مهشيد عزيز ! همانطور که آقای فواد گفتند ، برای مقابله با یک شیوه ی غلط ، صرف نظر از اینکه این شیوه توسط چه کسی و با چه جنسیتی بکار برده شود ، بر خورد به مثل و تکرار آن نه تنها مثبت و سازنده نیست ، بلکه نتیجه عکس می دهد . و بارها پیش آمده که مضمونی مفید و مثبت در قالب برخوردی خشن و عصبی و توهین آمیز ، حتی اصل مضمون و هدف را مخدوش و نتیجه عکس داده است . خشنونت در هر شکل آن غیر قابل قبول است و من خود شاهد بوده ام که مردان در بکار گیری خشنونت فیزیکی دست پیش داشته اند و زنان آن را با خشنونت رفتاری و کلامی ، پاسخ داده اند و یا بر عکس ، هر کدام از اشکال آن غیر قابل قبول اند و باید با نقد خشنونت و مناسبات پدر سالارانه و جامعه شناختی آن ، به هدف خود که همانا جامعه ای عاری از خشنونت و تبعیض است ، نزدیک شد . شاد باشید
فواد جان.
مسلم است كه خودمان از اين توهين ها خطاب به ديگران استفاده نميكنيم.
حرف من اين نيست كه دوستان مرد كه خودشان را فمينيست ميدانند از زنان فمينيست فحش بشنوند. حرف من اين است كه ما زنان نيز برخوردهاي خشونت آميزي را از طرف زناني كه با ما مخالفند تحمل ميكنيم. زن بودن به معني فمينيست بودن نيست و اگر زني به ايشان توهين ميكند و لقب زن ذليل يا هر چيز ديگري را ميدهد، اين زن به زنان فمينيست هم بدتر و بيشتر توهين ميكند.
توهين شنيدن از زنان براي مردان عجيب به نظر مي رسد . من ميگويم كه در اين زمينه ايشان هيچ فرقي با زنان ندارند. همه در يك كشتي هستيم و ايشان نبايد خود را به خاطر جنسيت از ديگر مدافعان حقوق زنان كه مذكر نيستند برتر بدانند. متاسفانه اين تبعيض نوين را در بعضي از زنان هم ميبنم. ايشان نظر مثبت تري به مرداني كه حتي ادعاي فمينيست ميكنند نشان ميدهند تا به زناني كه حقيقتا در اين جهت كار ميكنند. يعني در اينجا هم مردان برتر از زنان به نظر ميرسند.
مهشيد جان. مسئله اين است كه ما داريم اين مناسبات را نقد مي كنيم مناسباتي كه در آن به انسان ها توهين مي شود و انسانيت را زير پا مي گذارند. در نتيجه خودمان نبايد از همين مناسبات استفاده كنيم. خودمان نبايد به يكديگ توهين كنيم. بايد از كنش هاي كوچك خود شروع كنيم. همين!
دوست عزيز محمد.
دفاع از جنبش به استفاده از لغت نامه چه ربطي داره ؟ من قبول دارم كه ديكته ام ضعيف است.اما از قدرت ارتباطات شما هم خيلي محذوذ شدم ( يعني حذ كردم ـ حالا ميگه حذ با ه و ظ است )بالاخره سابون با سين هم كف ميكنه ديگه ؟
البته متوجه هستي كه اينها همه اش براي لا پوشاني كردن ديكته ي ضعيف من است ها :)))
دوست عزيز يك انسان.
با تشكر از توجه شما . آيا من اگر اينجا مسائل كودكان را مطرح ميكردم يا مسائل حيوانات را مطرح كنم و يا مسائل كارگري و يا دانشجويي را يا مشكلات انجمن گيلك هاي مقيم تهران را ، ايجاد دو دستگي يا چند دستگي ميكنم ؟
من دنيا را چند دسته نميبينم . اما واقعيت اين است كه ما مشكلات خودمان را داريم. هر قشر و گروه و صنفي مشكلات خودش را دارد . چرا پرداختن به يكي موجبات ايجاد دودستگي ميشود ؟
من يك زن 42 ساله هستم. فرزند دارم و شغل تمام وقت دارم و درس هم ميخوانم و هزار و يك فعاليت و گرفتاري ديگر هم دارم. آخر من چطور ميتوانم مشكلاتي را كه براي " همه " وجود دارد هميشه بررسي كنم ؟
كمي انصاف داشته باشيم.
سلام
من خودم زن هستم ولي اعتقاد دارم مشكلات مردم ايران فقط مشكلات زنانش نيست . به جاي ايجاد دو دستگي بين زن و مرد اين مشكلات را كه براي همه وجود دارد بررسي كنيد.
سلام مهشيد عزيز
مطلب قبلي تند که نبود هيچ کاملا باهاش موافقم. من هم فکر ميکنم که اگر يک مرد اعتقاد به برابري جنسي داشته باشه تازه از نظر فکري يا عقيده اي به يک حد استاندارد رسيده يعني چيزي که همه بايد به آن معتقد باشند. اين به هيچ وجه نميتواند امتيازي باشد يا برتري فکري کسي را برساند. خود من فکر نميکنم که چيزي بيشتر ميدانم جز اينکه يک وبلاگ فکسني دارم براي ابراز عقيده خودم که خيلي وقت ها نميرسم حتا آن را به روز کنم و شرکت در چند کمپين براي رسيدن به برابري جنسي. اگر اقايان بتوانند خود را راضي به برابري کاملا 50-50 بکنند آنگاه ميتوان آنرا امتياز ناميد که خودت ميداني اين مساله حتا در اروپا قرن بيست و يکم چندان به راحتي به دست نخواهد
آمد اما به اميد آن روز
با تشکر
فواد جان
قبول دارم حرفت را . كمي بد اخلاق شدم . ( كمي ؟؟ )
احتمالا از فشار كار است. سعي ميكنم اخلاقم را بهتر كنم .
مهشيد جان
من منظورت را كاملا فهميدم اما اين نقد بهت وارده ه ادبياتت يك خورده تند است و براي همين كليت مفهومي را كه مي خواهي برساني زير سايه ي ادبيات نامناسبت گم مي شود در اين ادبيات تجديد نظر كن!!!!
مهشيد عزيز سلام ..... ببخشيد كه زياد طول کشيد .... ولی ببين عجب چايی شد .... بفرما .... نوش جان .....
ممنون كه ياد ما كردي .... اميدوارم كه هرگز دلتنگ نباشي !
مهشید جان
با فیلتر شکن اومدم. خواستم حالتو بپرسم.
خوفی؟ خوشی؟
قربانت برم
بغل .بوس
به قول هاله
______________
رویایی عزیزم
حالم خوب است
اما تو باور نکن
مهشید
دانشجوي عزيز
نميدانم ¨چرا نميتوانم با تو ديالوگ داشته باشم. و نميدانم چرا اينقدر با گله صحبت ميكني. من غرضي نسبت به تو ندارم.قصد آزار تو را ندارم ، برخوردهاي من با تو شخصي نيست. با اضافه ي اينكه اين نوشته صرفا نقطه نظرات تو را در بر نميگيرد عزيزم . برخورد كلي است و نسبت به شركت كل مردان در جنبش زنان است.
من سوئ نظري نسبت به تو و نوشته هايت ندارم. فقط ميگويم تند روي هايت را ميشود به گونه هاي مختلف تعبير كرد. تو از من ميپرسي فمينيست ها آن زمان كه مادرت كتك ميخورد كجا بودند ؟ يعني تو نميداني كه فمينيست ها همان روزها و زير همان كتك ها جان گرفتند ؟ تمام اينها را نميدانيم و صرفا مسئله ي مهم ما رنگ پرچم ما شده است عزيز ِ من ؟
چرا اینقدر با بدبینی به نوشته ی من نگاه میکنی ؟ دو کودک که نیستیم . دو بزرگسال هستیم که حرفی میزنیم و باید قدرت پذیرفتن انتقاد را داشته باشیم.
تو مینویسی : ( وقتی تو دانشگاه از حقوق دخترها دفاع میکنم آخرش یه ایش میگن و پشت سر میگن اصلا به تو چه!!! )
خوب من میگویم این زنانی که به تو میگویند ایش ، به ما هم همچی به به و چه چه نمیگویند.یه تک پا زحمت بکش برو وبلاگ گلناز ، و ببین که خانمی با چه فحش های چار واچاری از او و تفکرش سخن میگفت ، این آخرینش بود. همه ی ما مدام از این توهین ها شنیده ایم. چرا فکر میکنی کسی به صرف زن بودن از جنبش زنان و حامیانش دفاع کند ؟ ما هم سالهاست بیشتر از این توهین را از مردان و زنان مردسالار تحمل میکنیم . کسی برایمان گل نمی آورد. چرا از برخوردهای زنان جا میخوری ؟ اگر تمام این زنان با ما همراه بودند که چنین مشکلاتی را نداشتیم عزیزم. داشتیم ؟
تو خودت میگویی( از حقوق دخترها دفاع میکنی) . من میگویم تو از حقوق خودت دفاع میکنی عزیزم. تو از حقوق بشر دفاع میکنی. و خودت هم بشر هستی. چرا میگویی از حقوق دخترها دفاع میکنی ؟
من میگویم انسانی که آگاهانه وارد جنبش زنان میشود هرگز ادعای "دفاع از حقوق زنان" را ندارد. او میداند که این حقوق ، حقوق حقه ی اوست ، پس از حقوق خودش دفاع میکند. و حتی اگر زنان نیز به او ایش و اش بگویند ، مشکلی برایش پیش نمی آید. چون میداند این نادانی از کجا آب میخورد و سعی در تغییر آن دارد.
دوست عزیزم تو حتی نوشته ی من را نمیخوانی. بیا و کمی آرام بگیر و نوشته را بخوان. درست بخوان. و آنوقت میبینی که اینها تنها انتقاد است. انتقادات فقط روی سر تو هم نمیچرخد. حرفهایی مثل حرفهای تو همیشه در جنبش زنان از طرف مردان زده میشود. این نوشته سعی در به وجود آوردن دیالوگی با این گونه تفکر است ( که انگار این سعی چندان موفق نیست )
ا
تو تمام حرفهای مرا به نیش گرفتی . در صورتی که حرف من یکی است . جنبش زنان دردهایی بیشتر از چانه زدن بر سر رنگ پرچم را دارد. جنبش زنان بدون پرچم هم کار خود را کرده است و پیش رفته ، آنچه نیاز دارد همراه و حامی است و بزرگترین مشکلش بر سر انتخاب بین رنگ صورتی و یا بنفش نیست.
نمیدانم. شاید سن کم تو ست که همه چیز را منفی میگیری ، شاید زبان من خیلی تند تر از حد باشد. اما حرف من برای آزار تو نیست دوست من. حرف من برای درک مشکلات اصلی است. که انتخاب رنگ پرچم یا محل تظاهرات توسط من و تو ، حتی یکیشان را هم در بر نمیگیرد.
اگر ناراحتت کرده ام مرا ببخش. قصد من آزار تو نیست دلپذیر.
من به دنياي شما نيومدم.من تو اين دنيا بزرگ شدم. اون روزهايي كه دست ما را از دست مادرهامون به جرم بد حجابي در مي آوردند و چند روز بعد مادر شلاق خوردمون را ميديديم دنياي فمنيستها كجا بود؟. اون موقع ما ضرورت آزادي در حجاب را با پوست و استخوانمون و فکر کودکانمون درک میکردیم ولی فمینیستها داشتن در جهان آزاد مبانی مکتبشون رو تئوریزه میکردند و کلمات را سبک سنگین می کردند. من چند بار متن نوشته خودم و تفسیر شما رو خوندم. از نوشته شما: (چنین مردی از " حقوق زنان " دفاع نمیکند . او به عنوان یک " مدافع حقوق زنان " خودش را از آنها و دیگران یک سر و گردن بالاتر نمیداند و تمجید نمیطلبد ، او از حقوق خودش برای فاصله گرفتن از توحش ، برای رسیدن به منزلت انسان دفاع میکند. این مسئله موجب افتخار او است نه موجب امتیاز او) واقعا از کجای نوشته من چنین برداشتی شد؟ (این صف به همراه نیاز دارد . نه به رهبر) من و رهبری؟ تمام سالهای مبارزات من و افکاری که بخاطرش هزینه دادم تکرار می کنم هزینه دادم (چرا من رو از هزینه دادن میترسونید!) رو زیر سوال بردید. ادعای رهبر جنبش کجای نوشته های من بود. (چرا آقایان فکر میکنند با قدم گذاشتنشان در این جنبش شاخه های گل و سرودهای ستایش از هر سو نثارشان میشود ؟ چرا انتظار عکس العملی متفاوت با آنچه ما با آن روبرو هستیم را دارید ؟) بیگانه اگر می شکند حرفی نیست.از دوست بپرسید که چرا می شکند؟. شما با نوشته هایی که من هر روز مجبورم خط به خطش رو تکذیب کنم باعث شدید که چند نفر از دوستان به من به چشم (چنین مردی) نگاه کنند. این انصاف نیست. من ابزار انتخاب نکردم (ابزار مبارزه باید توسط مبارزین انتخاب شود) بلکه ابزار پیشنهاد دادم وخیلی دلم میخواد بدونم مبارز مورد نظر شما کیه که من هرچی گذشتم ابزارشون(چه انتخابی - چه پیشنهادی) رو پیدا نکردم
داراي عزيز
با حرف شما كاملا موافقم. اگر اين حرف را به عنوان يك نظر خاص مطرح ميكنيد.
اما اين نظرتان در رابطه با نوشته ي من نميتواند باشد چون نوشته ي من ابدا در مورد مقابله به مثل و از اين قبيل نيست.
فكر ميكنم باز سوئ تعبيري دارد پيش مي آيد.
مهشيد عزيز ! همانطور که آقای فواد گفتند ، برای مقابله با یک شیوه ی غلط ، صرف نظر از اینکه این شیوه توسط چه کسی و با چه جنسیتی بکار برده شود ، بر خورد به مثل و تکرار آن نه تنها مثبت و سازنده نیست ، بلکه نتیجه عکس می دهد . و بارها پیش آمده که مضمونی مفید و مثبت در قالب برخوردی خشن و عصبی و توهین آمیز ، حتی اصل مضمون و هدف را مخدوش و نتیجه عکس داده است . خشنونت در هر شکل آن غیر قابل قبول است و من خود شاهد بوده ام که مردان در بکار گیری خشنونت فیزیکی دست پیش داشته اند و زنان آن را با خشنونت رفتاری و کلامی ، پاسخ داده اند و یا بر عکس ، هر کدام از اشکال آن غیر قابل قبول اند و باید با نقد خشنونت و مناسبات پدر سالارانه و جامعه شناختی آن ، به هدف خود که همانا جامعه ای عاری از خشنونت و تبعیض است ، نزدیک شد . شاد باشید
فواد جان.
مسلم است كه خودمان از اين توهين ها خطاب به ديگران استفاده نميكنيم.
حرف من اين نيست كه دوستان مرد كه خودشان را فمينيست ميدانند از زنان فمينيست فحش بشنوند. حرف من اين است كه ما زنان نيز برخوردهاي خشونت آميزي را از طرف زناني كه با ما مخالفند تحمل ميكنيم. زن بودن به معني فمينيست بودن نيست و اگر زني به ايشان توهين ميكند و لقب زن ذليل يا هر چيز ديگري را ميدهد، اين زن به زنان فمينيست هم بدتر و بيشتر توهين ميكند.
توهين شنيدن از زنان براي مردان عجيب به نظر مي رسد . من ميگويم كه در اين زمينه ايشان هيچ فرقي با زنان ندارند. همه در يك كشتي هستيم و ايشان نبايد خود را به خاطر جنسيت از ديگر مدافعان حقوق زنان كه مذكر نيستند برتر بدانند. متاسفانه اين تبعيض نوين را در بعضي از زنان هم ميبنم. ايشان نظر مثبت تري به مرداني كه حتي ادعاي فمينيست ميكنند نشان ميدهند تا به زناني كه حقيقتا در اين جهت كار ميكنند. يعني در اينجا هم مردان برتر از زنان به نظر ميرسند.
مهشيد جان. مسئله اين است كه ما داريم اين مناسبات را نقد مي كنيم مناسباتي كه در آن به انسان ها توهين مي شود و انسانيت را زير پا مي گذارند. در نتيجه خودمان نبايد از همين مناسبات استفاده كنيم. خودمان نبايد به يكديگ توهين كنيم. بايد از كنش هاي كوچك خود شروع كنيم. همين!
خيلي كلمه تفكر برانگيزي است اين "تبعيض نوين" . ميگن: چو دزدي با چراغ آيد / گزيده تر برد كالا.
دوست عزيز محمد.
دفاع از جنبش به استفاده از لغت نامه چه ربطي داره ؟ من قبول دارم كه ديكته ام ضعيف است.اما از قدرت ارتباطات شما هم خيلي محذوذ شدم ( يعني حذ كردم ـ حالا ميگه حذ با ه و ظ است )بالاخره سابون با سين هم كف ميكنه ديگه ؟
البته متوجه هستي كه اينها همه اش براي لا پوشاني كردن ديكته ي ضعيف من است ها :)))
دوست عزیز تعیین یا ع نوشته میشه! تایین غلطه ! آخه این همه داد جنبش و فلان و اینا سر میدین .. یکم دقت کنین و از لغتنامه استفاده کنین بد نیست...
دوست عزيز يك انسان.
با تشكر از توجه شما . آيا من اگر اينجا مسائل كودكان را مطرح ميكردم يا مسائل حيوانات را مطرح كنم و يا مسائل كارگري و يا دانشجويي را يا مشكلات انجمن گيلك هاي مقيم تهران را ، ايجاد دو دستگي يا چند دستگي ميكنم ؟
من دنيا را چند دسته نميبينم . اما واقعيت اين است كه ما مشكلات خودمان را داريم. هر قشر و گروه و صنفي مشكلات خودش را دارد . چرا پرداختن به يكي موجبات ايجاد دودستگي ميشود ؟
من يك زن 42 ساله هستم. فرزند دارم و شغل تمام وقت دارم و درس هم ميخوانم و هزار و يك فعاليت و گرفتاري ديگر هم دارم. آخر من چطور ميتوانم مشكلاتي را كه براي " همه " وجود دارد هميشه بررسي كنم ؟
كمي انصاف داشته باشيم.
سلام
من خودم زن هستم ولي اعتقاد دارم مشكلات مردم ايران فقط مشكلات زنانش نيست . به جاي ايجاد دو دستگي بين زن و مرد اين مشكلات را كه براي همه وجود دارد بررسي كنيد.
that's right, !
سلام مهشيد عزيز
مطلب قبلي تند که نبود هيچ کاملا باهاش موافقم. من هم فکر ميکنم که اگر يک مرد اعتقاد به برابري جنسي داشته باشه تازه از نظر فکري يا عقيده اي به يک حد استاندارد رسيده يعني چيزي که همه بايد به آن معتقد باشند. اين به هيچ وجه نميتواند امتيازي باشد يا برتري فکري کسي را برساند. خود من فکر نميکنم که چيزي بيشتر ميدانم جز اينکه يک وبلاگ فکسني دارم براي ابراز عقيده خودم که خيلي وقت ها نميرسم حتا آن را به روز کنم و شرکت در چند کمپين براي رسيدن به برابري جنسي. اگر اقايان بتوانند خود را راضي به برابري کاملا 50-50 بکنند آنگاه ميتوان آنرا امتياز ناميد که خودت ميداني اين مساله حتا در اروپا قرن بيست و يکم چندان به راحتي به دست نخواهد
آمد اما به اميد آن روز
با تشکر