سلام
مطلبت در مورد برابري شادي مردم با شادي تنها يه نفر واقعا پخته بود.مرسي .
راستي منم تازه گيها يه وبلاگ زدم دوست دارم تو اولين كسي باشي كه ازش دعوت ميكنم باشي.
اگه دعوتمو قبول كردي اومدي تو كامنتا رو افتتاح كن و يكي هم تو بذاري ممنون ميشم.
سلام مهشيد جان
كار خيلي قشنگي را شروع كردي عزيزم.يادمه خودم وقتي تازه شروع كرده بودم از اينكه كسي بهم لينك مي داد چقدر خوشحال مي شدم. البته الان هم خوشحال مي شم.
اين ابليس من را هم ياد زهرا مي اندازه.نمي دوني چقدر حرص خوردم وقتي ديدم در مورد هاله اون طوري نوشته. اون هم هاله به اين گلي و ماهي كه لنگه اش هيچ ژيدا نمي شه
مهشيد جان سلام
ابتكار جالبي انجام دادي ...فقط مي خواستم ببينم كسايي مثل من هم كه چند وقته مي نويسن و تازه كار نيستن هم از اين موقعيت مي تونن استفاده كنن يا نه ؟
به طور تصادفي كامنت هاي ابليس رو خوندم:)) مي بينم داري به راهش مياري مهشيد جان:).. قول مي دم اسمش كم كم از ابليسي دربياد و يه فرشته ي تمام عيار بشه..اينه نتيجه ي كل كل كردن درست:)
اگه موافق باشي از اين به بعد به هر شيطاني كه برخوردم بفرسمتش اينجا صافكاري:) دمت گرم
در مورد مطلب 22 آگوستت هم مي خواستم كامنت بذارم كه بهتر بود اينا رو نمي نوشتي... ولي ياد ضرب المثل" رطب خورده منع رطب چون كند" افتادم..ديدم خودمم وقتي يكي خيلي موذيانه و پشت سر اذيتم ميكنه و حرفاي بدي پشتم مي زنه و عذابم مي ده..تهمت مي زنه ...شايد مدتي بتونم تحمل كنم ولي يهو طاقتم طاق مي شه و عصباني مي شم و يه چيزايي مي گم.. ولي بعد ممكنه بگه ا... اينكه اصلا ارزشي نداشت..
وبلاگستان هم اينطوري شده متاسفانه...
مهشيد جان.. اگر توجه کرده باشی, من هميشه سعي كردم هر جور شده آخراي نوشته م به چند نفر لينك بدم.. مي گم هر جور شده! چون براي من لينك دادن خيلي سخته..سرعتم كمه و گاهي بايد يه ساعت وايسم تا وبلاگ اون آدم باز شه تا بتونم آدرسشو كپي كنم..
يادمه خودم تازه وبلاگ زده بودم چند نفري كه اين كارو كردن چقدر باعث خوشحاليم شدن.. من درك مي كنم هر كي وبلاگ داره دلش مي خواد حرفاشو كسي بخونه..
البته من بيشتر سعي كردم به كسايي لينك بدم كه عقايدشون هم تا حدودي برام قابل قبول و انسانی باشه..نمي گم كاملا..چون امكان نداره همه مثل هم فکر کنن و كلا چند صدايي رو دوست دارم..ولي دلم نمي خواد عقايد خيلي فاشيستي رو هم تبليغ كنم...
كسايي كه به ديگران لينك نمي دن به نظرم خيلي خودخواهن.. ممكنه خيلي هم خوب بنويسن..ولي وقتي اين زنجيره رو ايجاد نمي كنن به نظرمن يعني فقط خودم باشم.. همه بهم لينك بدن ولي من وظيفه اي در قبال ديگران ندارم..به من چه! خودشون بايد خودشونو بشناسونن
من كلي مطلب براي شما نوشتم و كلي روزه خوندم.جان كلامش هم اين بود كه اگه ممكنه وبلگ من رو هم لينك بديد گرچه خيلي ساده است و چندان مطالب فمينيستي وسياسي نداره .بههر حال خسته نباشيد و ممنون
solmaz76.persianblog.com
سلام و خسته نباشيد .راستش از اينكه شما لطف داريد و لينك ميدهيد به همه وبلاگهايي كه درخواست بكنند خيلي لطف داريد ومنهم تصميم گرفتم از لطفتون سو استفاده كنم و خواهش كنم وبلگ من را هم اگه ممكن بود لينك بدهيدوالبته اگر مقدور باشد چون وبلاگ من خيلي ساده است خيلي هم سياسي يا فمينيستس نيست ولي اگه فعال بشه ممكنه منهم تشويق بشم و بيشتر بنويسم.با تشكر وخسته نباشيد
ابليس..واله به گروه خونت نميخوره كه از اين فيلما ببيني. با اين طرز حرف زدنت (خنجر و پشت و اينا كه دلم رو كباب كرد البته ) بيشتر بهت مياد تو مايه هاي فردين و بيك ايمانوردي باشي.
ابلیس از زمانی که نیومده تو نظرخواهی مادر و خواهرم رو بکشه جلوی چشمم و فحشهای پائین تنه بده به نظر آدم حسابی تر میاد. به همین روش ادامه بده ابلیس جان، خیر میبینی. دنیا رو چه دیدی، شاید مهشید حاضر شد دوستیت رو بپذیره.
ديدي رهگذر جان تا يكي مثل تو پيدا ميشه كه زبون منو ميفهمه اين هاله ناز نازي مياد دو بهم زني ميكنه.كسي كه به قول خودش بد و بيراههاي من براش كوچكترين اهميتي نداره مياد تو يك همچين جاي و با من دهن به دهن ميشه كه باز پيله كنم بهش.ولي رهگذر عزيز اين زنا همشون از يك قماشن .اون وقتي كه فكر ميكني ميخوان براي هم جون بدن درست همون موقع با خنجر از پشت منتظرن كه به هم ضربه بزنن.كسي چه ميدونه شايد با گسترش روابط من و مهشيد عزيز خيلي از مسائل شخصي من و اون رو جريان ديگه اي بيافته .اين فيلم اسلايدينگ دورز رو به هر نحوي هست گير بيار و ببين گذشته از بازي خوب گوينت پالترو درس جالبي از اينگونه تغيير مسيرها در زندگي به آدم ميده.......آهاي هاله نازنازي با تو هم هستم ها تو هم حتما اين فيلم رو اجاره كن و ببين.براي يك صدم ثانيه و با يك تغيير مسير كوچولو ميتونه زندگي هم متحول بشه و هم منهدم.
شروين جان... جون من راستشو بگو.
هاله جان، اولا كه من هم فقط به اين خاطر كه كلي بك راند اديت كردن دستنوشته هاي يه عالمه از نويسندگان عزيزمون رو داشته ام، فهميدم كه بك راند يعني بك گراند. تنها تو نبودي. دوما حرف من اصلا به اين معني نبود كه او سابقه’ بد از تو داشته. والا همانطور كه خودت گفتي حداكثر اختلافي كه در اينجا ميتوان با كسي داشت، اختلاف عقيده است. از اين بالاتر كه نيست. اشاره’ من به سخن اين جناب بود كه توجيه گرانه و با افتخار ميگفت من اگر به هاله آن فحشهاي ركيك و مستهجن را دادم به خاطر سابقه اي بود كه با او داشتم. جدا دليل خوب و عقل پسندي است.
مهشيد جان ممنون از اينكه وبلاگ منو معرفي كردي.
خدمت گلنار خانوم هم عرض كنم اگه گسي وبلاگ نويسي رو تازه شروع كرده معنيش اين نيست كه تازه اكابر رو تموم كرده و يا قبلا چيزي نمي نوشته . براي من وبلاگ نويسي يه جور بلند فكر كردنه و تصميم به اينكه بخوام بلند فكر كنم رو تازه گرفتم گرچه گه بيش از 2 ساله گه وبلاگ دارم(البته به لطف پرشين بلاگ از ماه قبل هر چي داشتم حذف شده!!!) ولي تازه حالا خوشم اومده كه چيزهاي رو كه فكر ميكنم اينجا هم بنويسم. و اين به اين معني نيست كه تازه حالا شروع به تفكر كردم !
تازه آدم از اينكه در طول زمان پيشرفت ميكنه كه نبايد خجالت بكشه . همه كه از مادر فيلسوف زاده نميشيم! مثلا دختر اول دبيرستاني كه تصميم ميگيره بنويسه قابل تقديره گرچه هنوز ممگنه نوشته هاش خام باشه با علائقش با من و شما خيلي فرق كنه ولي از همين جاست كه رشد ميكنه و ادعايي هم نداره. و آشنايي با نظرات ديگران و تفكراتشون باعث ميشه كه اين روند رشد روحيش سريعتر بشه. بنظر شما اين اشكال داره؟
من براي همينه كه دفتر خاطرات از 16 سالگيمو نگه داشتم و دوست دارم چون كمكم ميكنه كه بفهمم چقدر بزرگ شدم و يك دختر 16و 18و 20و 22و ... ساله چه علاقه ها و حساسيتهايي داره.(از 22 ديگه بالاتر نميرم اصرار نكنيد!:)
پروین جان، آخه آدم از کسی که ندیده و نمیشناسه تو این فضای مجازی چه راندی میتونه داشته باشه؟ مثلا" حداکثرش اینکه که تو بگی فلان چیزو دوست داری و بنده بگم مخالفم. این شد راند؟ اونم من. من ها! که چی بشه به یکی پرخاش کنم. تازه در نهایت که طرف بهم فحش خوار مادر میده من اینجوری که این پائین نوشتم جواب میدم.
بگو ببینم راندت چیه ابلیس جان، بلکه بتونم کمکت کنم (مثل روانکاوی) شاید بتونی از این حالت کمپلکس مزمن خارج بشی.
هاني جان. در مورد اينكه دنيا خشن تر از آن بود كه ما حسابش را كرده بوديم حرفت درست است. قبول دارم.
در مورد اينكه بهتر است اين فاصله باشد...اين فاصله هست. هميشه هم خواهد بود. سعي كردن در از بين بردن آن بيهوده است. تفكر من با مادرم فرق دارد و تفكر دخترم بايد با من متفاوت باشد. وگرنه كه چه پيشرفتي حاصل مي شود . وگرنه كه بايد تنها درجا بزنيم. اين تفاوت وجود دارد اما اي كاش بشود ديالوگي بين اين نسل ها برقرار كرد. ديالوگي و جاي سخني . كه نسل قبل هميشه پر مدعا نباشد و نسل بعد هميشه پر توقع .كه شما شرايط ما را درك كنيد و ما را بفهميد و ما هم شرايط شما را درك كنيم و خواسته هاي شما را بفهميم.
در مورد لينكت عزيزم..چشم. زوري كه نيست. برميدارم.
مي دونم كه هدف خوبي داشتيد 100% مطمئنم چون كه من نوشته هاي شما رو مي خونم اصلا هم قصد قضاوت و توهين نداشتم هدفهاي نسل شما زيبا و انساني بود مطمئنم كه مي خواستيد دنياي بهتري بسازيد اما دنيا خيلي پيچيده تر و نا مهربانتر از چيزي بود كه نسل شما محاسبه كرد فقط همين اين نظر منه به اندازه 23 سال سنم نه بيشتر من دلخور نشدم قضاوت هم نكردم اما شايد بهتر باشه هميشه اين فاصله بين نسل ها باقي بمونه اين به نظرم يك قانون طبيعي هست در هر صورت لينكه من را حذف كنيد بهتر است .
گلنار جان.. اصلا هم فضولی نبود. خیلی هم خوب کردی نظرت رو گفتی. من ولی از پست های اولم خجالت نمیکشم..میدونی چرا ؟ من زرنگی کردم تو پست های اولم نوشته های دیگران را پست کردم. وگرنه خودم از خجالت خیس عرق میشدم :)))
هانی جانم. تو هم دلخور نشو...مسئله اصلا این ها نیست که تو فکر می کنی.
من هم برای اینکه تو برای نوشته هایت مشتری پیدا کنی نبود که لینک تو و دیگر عزیزان را زدم. تنها از این نظر زدم که افراد بیشتری نوشته هایت را بخوانند. و این خوب است. هر نوشته ای به دنبال خواننده خودش می گردد.. چرا نه؟
در ضمن عزیز دلم. حالا که همه دارند می زنند تو سر نسل من..تو یکی چرا؟ جان من تو دیگه به ما نزن. نسل من هدفهای واهی نداشت. هدفمان این بود که دنیای بهتری برای تو و دختر خودم که همسن توست بسازیم.
راستی..لازم نبود اینجا کامنت بگذاری.. من حتما دوباره به دنبال نوشته هایت می آمدم. ولی حالا که گذاشتی خوشحالم کردی .
مرسی مهشيد ولی من نمی خواستم داستان من رو کارشناسی کنی چون همانطور که خودت گفتی می خواستم ببينم اين قصه نسل تو که من نسل بعد از تو نوشتم باورپذير هست يا نه راستش شايد اين يک جورايی ديد نسل جديد باشه نسل قبل از ما هدف های واهی داشته در ضمن من يک داستان نويس آماتور هستم
اين هم جواب كامنتت گفتم شايد حوصله نداشته باشي ديگه بياي راستش من يك خواهش هم داشتم من براي اينكه مشتري براي بقاليم ببخشيد وبلاگم پيدا كنم نيومدم اينجا راستش من وقتي داستان كار كردنت تو كارخانه در اوايل انقلاب را خواندم گفتم بياي اين داستان رو بخوني چون من فقط تخيل كرده بودم همين در ضمن وبلاگ جالبي داري منهاي اين جدل هاي كامنتي بي پايان نمي دونم آدمهايي كه كامنت مي ذارن چند ساله هستن اما هر چه هست حكايتي از ايراني بودن ماست در ضمن حدست درست است من 23 سال دارم فقط خواهش مي كنم لينك وبلاگه من رو بردار متشكرم پيشاپيش وبلاگت هم حرف نداره عاليه و مي دونم از گذاشتن لينكا هدف خوبي داشتي ولي به اين گلنار خانم بايد بگم تو مملكتي كه صدا از هيچكس در نمي ياد حرفي داشتن و نوشتن كار بزرگيست حتي اگر كسي نخواند اين يك راه تخليه انرژي است .
خب من كلا حرفمو پس گرفتم . فضولي بي جا بود مهشيد جان . پروين جان من منظورم اين نبود كه بي ارزشن . من فقط گفتم بذارين يه كم پا بگيرن ببينيد چي كاره اند و چقدر بارشونه بعد . من خودم از خوندن پستاي اولم خجالت مي كشم از بس كه رو هواست .همين !كه كلا منتفي شد .
هاله جان اصولا من نبايد تو روز مشروب بخورم . چون نمي دونم چرا تازگي ها چرتي شدم و خوابم مي گيره . واسه همين مي ذهرم واسه آخر شب.
گلناز جان. نه . ماجرا "میای به هم بلینکیم " نیست. ماجرا سر معرفی وبلاگهای جدیده. و کمی گسترش دادن روابط به طوری که بچه های تازه وارد بیان وارد ماجرا.
می دانی. گاهی فکر میکنم دنیای اینجا را هم داریم بدجوری می بندیم. چند نفری نشستیم و می گوییم و مینویسیم و گاهی هم یکی میاید یه لیچاری بارمان میکند و میرود . در این میان بچه های تازه وارد کنار می مانند و به هیچ جمعی راه پیدا نمیکنند.
دکان بقالی نیست. هر کسی که وبلاگ تازه ای باز کرده معرفی میشود. و دیگر به خودش و خوانندگان بستگی دارد که بخواهند خواننده دائمی شوند و یا نه،
این مسئله هیچ تعهدی را هم برای کسی به بار نمی آورد. و بخصوص اینکه این معرفی هیچ عوضی ندارد.
گفتی از این جمع معرفی شده کنونی چند تایشان برایت خواندنی آمد. خوبه دیگر مگر نیست؟ همه چیز هم که با همه سلیقه ای نمیخورد.
فکر میکنم این یه کار کوچک باشد ، شاید اسمش را بشود گذاشت کمک. اما هر نشریه نوپایی هم لازم دارد یه جایی معرفی بشود و بعد خوانندگان ببینند می خواهند خریدشان را ادامه دهند یا نه.
البته من در این معرفی که می کنم هیچ توضیح و تفظیلی نمیگذارم. انتخاب آزاد است و بنا به سلیقه خود خواننده.
مهشيد جان سلام.
من بالاخره روم شد بيام اينجا. فكر كردم ديگه آبا از آسياب افتاده:))
آقاي ابليس شما گفتي يه بك راندي؟؟ از هاله داري. يعني از هر كي بك راند داشته باشي، ميري سراغ مادر خواهرش؟ گمونم مهشيد هم بايد خيلي به گمان پوچت به خودش افتخار كنه كه آدمي مثل تو از نوع نگرشش رضايتمنده؟؟
در ضمن شما اونطور كه ميگفتي خيلي واله و شيدا بودي كه! يادت رفت؟ آتيشت خاموش شد؟
راستي ببخشيد كه من وبلاگ ندارم كه با اين بك راندي كه درست شد اگه يه وقت هوس ميكردي، ميومدي سراغ ننه بابام. خيلي ببخشيد!
راستي مهشيد جان به نظر منهم كارت در معرفي تازه واردين خيلي قشنگه. ديگه تصميم در مورد اينكه كسي دلش بخواد خواننده’ دايمي وبلاگي بشه يا نه، يه تصميم شخصيه.
در ضمن گلناز جان همه’ وبلاگها بالاخره با يه پست و دو پست شروع كرده اند. اينكه دليل بي ارزشي شان نيست كه.
راستی گلی جان شب و روز نداره :) یه سال رفته بودیم واشنگتن دی سی خودم و خودش. روز آخر هشت بطر آبجو مونده بود برامون، بنا بود هشت و نیم صبح تاکسی بیاد که بریم فرودگاه و برگردیم. نشستیم دو به دو، با شیکم ناشتا، ساعت هفت و نیم صبح نفری چهار تا بطری آبجو خوردیم. تو تاکسی انقدر هره کره کردیم که راننده نیجریه ای چشماش شده بود قد یه نعلبکی هر کدوم ... که اینا از کدوم دار المجانینی فرار کردن.
گلی جان، چرا که نه؟ خوب تشویق میشن ولو اینکه چهار تا پست بیشتر نذاشته باشن. یادت نیست وقتی آدم اول شروع میکنه چه جوریه؟ خیلی ها هم نویسنده حرفه ای نیستن و شایدم حرفاشون خیلی پر مغز نباشه (مثل خیلی وقتای خودم، چرا راه دور بریم؟) ولی بازم وقتی یکی میاد بهشون سر میزنه و یه کامنت محبت آمیز میذاره انگار دنیا رو بهش دادن. منکه اینجوری بودم اون اولا. هنوزم هستم وگرنه کامنت دونیمو میبستم.
من چيزي نزدم چون هنوز شب نشده . فقط مي گم اين كار خيلي بي معنيه . منو ياد اون خواننده هايي ميندازه كه ميان تو نظر خواهي مي نويسن : چه وبلاگ خوبي داري به منم سر بزن و لينك بده و ... توي اين لينك هايي كه مهشيد داره تك و توك وبلاگ درست حسابي ديدم كه خوندني بود . آخه وبلاگي كه از اول تا آخر چهار تا پست گذاشته چه تبليغي داره ؟ بذارين يه كم پا بگيرن بعد . ايني هم كه مي گيني هر گي لينك مي خواد بياد اينجا بگه خيلي كار قشنگي نيست . بقالي وا كردين مگه ؟
راستی مهشید حتما" Baileys خوردی دیگه، هان؟ آیریش کریم بیلیز رو میگم. تازگی یه چیزی درست کرده به اسم Glide که رقیق شده همونه ... امشب چهار تا بطرشو تنهائی خوردم. عجب معجونیه. اگه بگی بیلیز چیه کتک میفرستم ها! انس و جن میدونه دیگه.
آقاي ابليس..من با امثال شما اصلا آبم تو يه جوب نميره. از هاله لازم نمي بينم دفاع كنم و بگم آنها كه تو گفتي نيست. چون خود گفته هایت آدم را به خنده می اندازد. و صفاتی که به او دادی حتی زهرا خانم وبلاگستان هم به او نداده بود :))))
خلاصه.. من از نوع نگرش شما به دنیای پیرامون رضایتمند نیستم. و چون می دانم اگر آی پی ات را ببندم با آی پی دیگری سبز می شوی..تنها شیوه ایگنور شما را در پیش می گیرم.. و اینطوری بیشتر رضایت خودم را فراهم می کنم.
من گفتم حالا گيرم......نگفتم كه قصد اصلاح و عقب نشيني دارم كه.ديدي داري ميري به كوچه علي چپ.من هنوزم معتقدم به آدمهاي مثال هاله بايد فحش داد.چرا و اينكه به چه دليل مربوط ميشود به بك راندي كه از او دارم.موجودي نظر تنگ و حسود هيچگاه از نظر من فرد قابل تحملي نبوده و نيست.مطمئن باش اگر راجع به شما هم چنين يقيني حاصل ميكردم همان كاري را ميكردم كه با هاله كردم.من هميشه با افرادي كه خود را عقل كل فرض ميكنند و سعي ميكنند با آرمانهاي ظاهر فريب و تحريك جوانان و نوجوانان به مقصد برسند برخورد كرده ام. بالاي چوب اعدام هم حاضر بفرستم هر آنكس كه آن كرد كه نامرد نكرد.ولي هيچگاه افرادي مثل هاله نسيبم نشد. من همچنان در انتظار خائني مثل هاله براي به دار كشيدن هستم كه به قول شما براي "كسب تاييد "دست به هر كاري ميزند.(في المثل گفتم ها نگي جلاد حكومت از من خوشش اومده)ميداني سياست چيز خوبيست حتي المقدور براي من كه خوب بوده.دليلش اين است كه با سياستمداران و اشخاصي كه با سياست زندگي روزمره شان اداره ميشود آبم تو يك جوي نميرود.شما اهل سياستي ولي سياستمدار نيستي.اين هم دليلي بود بر اثبات مدعا.من عاشق وشيدا نيستم مهشيدكم. من كمي تا قسمتي از نوع نگرش شما به دنياي پيرامون رضايتمندم.همين.
چرا ابليس ؟ اگر حرفت درست باشد پس هر خري ( بالانسبت البته ) مي تواند بيايد و يه مشت فحش به ملت بدهد و بعد از چند روز بيايد و انگار نه انگار ... به روي مباركش نياورد كه چه ها گفته و ما هم به روي مباركمان نياوريم كه مبادا طرف باز اوقاتش گه مرغي شود و بساط بد و بيراه را راه بياندازد؟
همين جا يك خانم هست ( يه پارچه خانم ها ) كه فحش را كشيده بود به همه وبلاگر ها بعد آمد و معذرت خواهي كرد. بعد دوباره به يه سري فحش داد و يه سري رو معاف كرد. و حالا همچي مياد توي وبلاگهايي كه بهشان فحش داده كه انگار نه انگار. اصل مشكل اين خانم هم اين است كه تاييد مي خواهد. (باور كن وقتي را كه من را مهشيد جون صدا كرده بود يادم هست و هنوز در آرشيو يكي از وبلاگها موجود است) . و اگر تاييدش نكني فحشت مي دهد. خب ما بيايم بهش بگيم آره عزيز جان گور باباي هر كي بهش فحش مي دي بيا تو بغلم ؟ چرا ؟ هر كسي هر غلطي كرده بايد توضيح بدهد و معذرت خواهي كند. بعد هم اخلاق گندش را خوب كند و دوباره به كسي ديگر فحش دادن را شروع نكند. اگر انسان هستيم . اين شيوه معاشرت انساني است . وگرنه سران جمهوري اسلامي هم كه ببخشيم و فراموش كنيم را شعار مي دهند و همواره جنايت مي كنند.
ابلیس جان پشیمان نباش ... مگر به من چه میشه؟ خودت از اینهمه انزجار بی دلیل که در وجودت هست زجر میکشی. منکه به این حرفها اهمیت نداده و نمیدم پس ادامه بده. :)
رهگذر جان. اون كه ببينم و بگم اين حرف براي گفتن داره و اين نداره ، كار من نيست و اصلا با روح معرفي تازه وارد ها جور در نمياد. معرفي تازه واردها به اين دليل است كه جا بيفتن. و بدون ارتباط با سليقه شخصي من يا هر كسي كه مايل است اين كار را انجام بدهد است. وقتي مسئله حرفي براي گفتن پيش مي آيد آن به قضاوت منتهي ميشود. ومن از قضاوت كردن چندان خوشم نمي آيد. من يك بار قضاوت كردم و يك دسته را كنار گذاشتم ( من سكسيست ها. طرفداران جمهوري اسلامي و كساني كه از وبلاگشان براي حتاكي به ديگران استفاده مي كنند را كاملا در يك رديف قرار مي دهم) به نظرم اصل كارشان با هم يكسان است. همه گان در پي حذف گروهي و اثبات گروه ديگر با خشونت هستند) . پس خوب است كه شيوه همين باشد. اين هم چون دفعه اول است بر و بچه ها زياد شدند. كم كم فقط يكي دو تا وبلاگ در هفته بيشتر نميشود .
مبيبيني كه مهشيد جان گيرم يك جنايتكار و سارق مسلحي مثل من هم قصد اصلاح شدن داشته باشند.وجود امثال همين هاله ها هستش كه باعث ميشه كسي از كرده خودش پشيمان نباشه و همچنان ادامه بده به كارهاي خلاف و وكذا.
در مورد حمايتت از وبلاگ نويسان تازه كار. كار خوبيه اما اينكه هر كي خواست اسمش رو بنويسي زياد جالب نيست. چون وقتي تعداد زياد بشه يا اين كار تكراري بشه كسي روش كليك نمي كنه. ميدوني كه هزاران وبلاگ هست و كسي زياد حوصله نداره همه رو ببينه مخصوصا اگه تازه كار باشند.
راهي كه من پيشنهاد ميكنم اينه كه از اين تازه ها اونهايي كه حس ميشه چيزي براي گفتن دارند رو انتخاب كني و با يك توضيح كوچيك توصيه كني كه بقيه اونا رو ببينند.
يا هر روز فقط يكي رو معرفي كني و بگي وبلاگ روز. اين كار رو ميتوني فقط براي تازه كارها انجام ندي و تازه هاي قديمي رو هم معرفي كني.
مریم جان ..شاید برایت باور کردنش سخت باشد ولی حتی من هم پرفکت نیستم..
هاله جان. برای من هم سخت است که قبول کنم شخصی می تواند به یکی فحش خواهر و مادر بدهد و دیگری را تعریف و تمجید کند . و تنها بنشینم و بگویم که خوب تا وقتی که با من خوب است و دارد تعریفم را می کند ( یا همین حالا که با من خوب است و فحش دادنش را تمام کرده ) من کاری به کارش ندارم و جان و عزیز خطابش کنم.
یکی از مسائلی که نمی گذارد هرگز این ابلیس را جان و عزیز خطاب کنم همان فحشهایش به تو بود. ( البته دلایل دیگری هم دارد ها آقای ابلیس..این یکی اش بود ) و فکر میکنم حداقل ایشان باید یک توضیح درست حسابی بابت اعمالشان بدهند و یک عذر خواهی رسمی بکنند.
راستی..تو که فکر نمیکنی ایشان به همان درد آن خانم دچار باشد و دارد لحاف از روی تو می کشد ؟ ها ؟ البته بهحد وقاحت آن خانم هم نیست که تو را که به هزار نام خوانده بود امروز دوست بخواند و دوست دیگری را که وبلاگش را خلا می خواند امروز کافه نادری بنامد ؟ ها ؟ فکر میکنی اینقدر وقاحت دارد ؟
ما (صفر و يك) عاشق هميم و سعي كرديم كه يه وبلاگ نه احساسي كه عميق بنويسيم و لازم نباشه كه اونجا خودمونو سانسور كنيم.اگه ميشه به ما لينك بده كه ما را بشناسن.
ابلیس از زمانی که نیومده تو نظرخواهی مادر و خواهرم رو بکشه جلوی چشمم و فحشهای پائین تنه بده به نظر آدم حسابی تر میاد. به همین روش ادامه بده ابلیس جان، خیر میبینی. دنیا رو چه دیدی، شاید مهشید حاضر شد دوستیت رو بپذیره.
راستی هدفت از اینهمه فحاشی به من چی بوده؟ منکه نه ترو میشناسم و نه کاری بهت داشتم. البته اگه همین الانم بیای فحاشی مثل قبل برام بی اهمیته ولی جالبه برام بدونم چرا اینجور کینه از من داری، کسیکه حتی نمیشناسی و هیچوقت باهات برخوردی نداشته.
سلام. خواستم به اطلاعت برسونم كه لينكت رو تو بلاگم گذاشتم. البته فكر ميكنم كاري رو كه تو شروع كردي ، ادامه بدي بهتره. به نظر من هم فقط سايتها رو لينك كن. وبلاگها رو تو همون پستت معرفي كني كافيه. موفق باشي . راه سختي در پيش داري. مشكل زنان ايران ، حكومت نيست بلكه عرفه. و از اونجائيكه درست كردن عرف هم زمان ميخواد ، من پيشنهاد ميكنم اين رو جا بندازي كه جداي از باورهاي شخصي ، حق دخالت تو مسايل شخصي ديگران نداريم. ملتي به آزادي ميرسه كه تو رختخواب همسايه اش سركشي نكنه . باز هم ميگم موفق باشي.
رهگذر جان. مسئله زنانه و مردانه بودن وبلاگت نبود. من از ابتدا تصميم گرفته بودم لينك شخصي ندهم. و به سايت ها لينك بدهم. زياد هم شايد درست نبود اين تصميمم. در مورد خواندن وبلاگت. هميشه ميخوانم. خيلي از وبلاگها را مي خوانم ولي در كامنت گذاشتن زرنگ نيستم. اين لينك دادن به بچه هاي تازه وارد مدتي بود كه مي خواستم انجامش بدم.. پدر تنبلي بسوزه.
آدم مشهوري هم نيستم. فقط فعاليت اجتماعي دارم كه موجب مي شود در بعضي موارد اظهار نظر هايي بكنم. فعالیتم هم علنی است.
نمي دانم چرا تصميم به ننوشتن گرفتي. اگر به خاطر كم خواننده بودن است كه فكر مي كنم كار غلطي كردي و بد نيست در آن تجديد نظر كني.
در مورد فیلترینگ و سلیقه..هوم..فکر می کنی اگر وبلاگم را سبز سیدی کنم به سلیقه آقایون بخوره؟.
در مورد ابليس.. هم.. نمي دانم آيا اين صداقت است كه از جنايت حرف بزنيم و حمايت كنيم..يا خودش نوعي جنايت است.به هر حال زياد از اين تيپ آدمها خوشم نمي ياد. حاجي هم هر جا مي نشست تعريف جنايت هايش را در زندان اوين مي كرد. به خاطر آن نبود كه انسان صادقي بود. بلكه او ابلهانه چنين كارهايي را قهرماني مي دانست و لاف قهرماني هايش را مي زد.
ابليس با وجوديكه بعضي وقتها بي ادب ميشه اما يكي از شخصيتهايي هست كه چيزي رو پنهان نمي كنه. خيلي راحت راجع به كارهايي كه كرده حرف ميزنه و خيلي شفاف اظهار عقيده ميكنه. من از اين رفتارش خوشم مياد. اما اگه گاها حرفهاش با توهين و ... قاطي نشه.
اولين بار كه تو وبلاگم كامنت گذاشتي فكر كردم لابد از اون دخترهايي هستي كه از هجران و عشق مينويسند. وبلاگت رو كه ديدم خيلي خوشم اومد كه اهل فكر هستي. لينكت رو گذاشتم. هميشه بدون توقع اينكار رو ميكنم و اغلب اوقات ميديم كه طرف مقابل هم همينكار رو كرده. اما تو اينكارو نكردي. به حساب زنانه نبودن وبلاگم گذاشتم. اما منتظر بودم اينكار رو يك روزي بكني.
كم كم از نوشته هات حس كردم بايد آدم مشهوري باشي. آرشيوت رو تا جايي كه ميشد خوندم و توي اينترنت هم مصاحبه هات رو پيدا كردم. فكر نمي كردم كه وبلاگم رو بخوني.
وبلاگ نويسي رو كنار گذاشتم. و امروز كه كامنتت رو ديدم خيلي خوشحال شدم كه به وبلاگم سر ميزدي. اگه ميدونستم وبلاگم رو ميخوني خداحافظي نمي كردم. :)
سلام
مطلبت در مورد برابري شادي مردم با شادي تنها يه نفر واقعا پخته بود.مرسي .
راستي منم تازه گيها يه وبلاگ زدم دوست دارم تو اولين كسي باشي كه ازش دعوت ميكنم باشي.
اگه دعوتمو قبول كردي اومدي تو كامنتا رو افتتاح كن و يكي هم تو بذاري ممنون ميشم.
مهشيد جان من البته تقريبا يه 2 سالي هست متولد شده ام اما مرسي كه معرفي كردي:) يه وقت نگي اين تازه وارد نيست اسمشو از اون بين پاك كنم ها!!
ممنون! چه كار خوبي! يكي ما رو آدم حساب كرد!
سلام من تازه واردم/ مرسي از كارتان
راستي اون مريمي كه گاهي اينجا مياد و زياد دوستانه نمي نويسه من نيستم. يه وقت سئ تفاهم ژيش نياد مهشيد جان
ما خيلي دوستت داريم
سلام مهشيد جان
كار خيلي قشنگي را شروع كردي عزيزم.يادمه خودم وقتي تازه شروع كرده بودم از اينكه كسي بهم لينك مي داد چقدر خوشحال مي شدم. البته الان هم خوشحال مي شم.
اين ابليس من را هم ياد زهرا مي اندازه.نمي دوني چقدر حرص خوردم وقتي ديدم در مورد هاله اون طوري نوشته. اون هم هاله به اين گلي و ماهي كه لنگه اش هيچ ژيدا نمي شه
مهشيد جان سلام
ابتكار جالبي انجام دادي ...فقط مي خواستم ببينم كسايي مثل من هم كه چند وقته مي نويسن و تازه كار نيستن هم از اين موقعيت مي تونن استفاده كنن يا نه ؟
بذار شماره نظرات روند بشه:)
به طور تصادفي كامنت هاي ابليس رو خوندم:)) مي بينم داري به راهش مياري مهشيد جان:).. قول مي دم اسمش كم كم از ابليسي دربياد و يه فرشته ي تمام عيار بشه..اينه نتيجه ي كل كل كردن درست:)
اگه موافق باشي از اين به بعد به هر شيطاني كه برخوردم بفرسمتش اينجا صافكاري:) دمت گرم
در مورد مطلب 22 آگوستت هم مي خواستم كامنت بذارم كه بهتر بود اينا رو نمي نوشتي... ولي ياد ضرب المثل" رطب خورده منع رطب چون كند" افتادم..ديدم خودمم وقتي يكي خيلي موذيانه و پشت سر اذيتم ميكنه و حرفاي بدي پشتم مي زنه و عذابم مي ده..تهمت مي زنه ...شايد مدتي بتونم تحمل كنم ولي يهو طاقتم طاق مي شه و عصباني مي شم و يه چيزايي مي گم.. ولي بعد ممكنه بگه ا... اينكه اصلا ارزشي نداشت..
وبلاگستان هم اينطوري شده متاسفانه...
مهشيد جان.. اگر توجه کرده باشی, من هميشه سعي كردم هر جور شده آخراي نوشته م به چند نفر لينك بدم.. مي گم هر جور شده! چون براي من لينك دادن خيلي سخته..سرعتم كمه و گاهي بايد يه ساعت وايسم تا وبلاگ اون آدم باز شه تا بتونم آدرسشو كپي كنم..
يادمه خودم تازه وبلاگ زده بودم چند نفري كه اين كارو كردن چقدر باعث خوشحاليم شدن.. من درك مي كنم هر كي وبلاگ داره دلش مي خواد حرفاشو كسي بخونه..
البته من بيشتر سعي كردم به كسايي لينك بدم كه عقايدشون هم تا حدودي برام قابل قبول و انسانی باشه..نمي گم كاملا..چون امكان نداره همه مثل هم فکر کنن و كلا چند صدايي رو دوست دارم..ولي دلم نمي خواد عقايد خيلي فاشيستي رو هم تبليغ كنم...
كسايي كه به ديگران لينك نمي دن به نظرم خيلي خودخواهن.. ممكنه خيلي هم خوب بنويسن..ولي وقتي اين زنجيره رو ايجاد نمي كنن به نظرمن يعني فقط خودم باشم.. همه بهم لينك بدن ولي من وظيفه اي در قبال ديگران ندارم..به من چه! خودشون بايد خودشونو بشناسونن
مهشیدجان، در سابقه مقتدا صدر بلند کردن مقدار زیادی طلا و جواهر و اشیای قیمتی حرم را فراموش کردی...
مهشيد نازنين ايميلش رو برگشت زدم تا بك گراندش بك راند نشه.....
من كلي مطلب براي شما نوشتم و كلي روزه خوندم.جان كلامش هم اين بود كه اگه ممكنه وبلگ من رو هم لينك بديد گرچه خيلي ساده است و چندان مطالب فمينيستي وسياسي نداره .بههر حال خسته نباشيد و ممنون
solmaz76.persianblog.com
سلام و خسته نباشيد .راستش از اينكه شما لطف داريد و لينك ميدهيد به همه وبلاگهايي كه درخواست بكنند خيلي لطف داريد ومنهم تصميم گرفتم از لطفتون سو استفاده كنم و خواهش كنم وبلگ من را هم اگه ممكن بود لينك بدهيدوالبته اگر مقدور باشد چون وبلاگ من خيلي ساده است خيلي هم سياسي يا فمينيستس نيست ولي اگه فعال بشه ممكنه منهم تشويق بشم و بيشتر بنويسم.با تشكر وخسته نباشيد
مهشید جان والله فرستادم :) مهم نیست حتما" هات میل بازی در آورده.
مهشید جان لطفا" میلت رو چک کن.
اتفاقا تو دو دهه گذشته فيلمي رو نميتوني پيدا كني كه من نديده باشم.....
مر30
ابليس..واله به گروه خونت نميخوره كه از اين فيلما ببيني. با اين طرز حرف زدنت (خنجر و پشت و اينا كه دلم رو كباب كرد البته ) بيشتر بهت مياد تو مايه هاي فردين و بيك ايمانوردي باشي.
نه زنانه ها فيلتر نشده ، منتها وقتي نرم افزار ضد فيلتر نصب كني ترو خشك با هم مي سوزه.
ابلیس از زمانی که نیومده تو نظرخواهی مادر و خواهرم رو بکشه جلوی چشمم و فحشهای پائین تنه بده به نظر آدم حسابی تر میاد. به همین روش ادامه بده ابلیس جان، خیر میبینی. دنیا رو چه دیدی، شاید مهشید حاضر شد دوستیت رو بپذیره.
ديدي رهگذر جان تا يكي مثل تو پيدا ميشه كه زبون منو ميفهمه اين هاله ناز نازي مياد دو بهم زني ميكنه.كسي كه به قول خودش بد و بيراههاي من براش كوچكترين اهميتي نداره مياد تو يك همچين جاي و با من دهن به دهن ميشه كه باز پيله كنم بهش.ولي رهگذر عزيز اين زنا همشون از يك قماشن .اون وقتي كه فكر ميكني ميخوان براي هم جون بدن درست همون موقع با خنجر از پشت منتظرن كه به هم ضربه بزنن.كسي چه ميدونه شايد با گسترش روابط من و مهشيد عزيز خيلي از مسائل شخصي من و اون رو جريان ديگه اي بيافته .اين فيلم اسلايدينگ دورز رو به هر نحوي هست گير بيار و ببين گذشته از بازي خوب گوينت پالترو درس جالبي از اينگونه تغيير مسيرها در زندگي به آدم ميده.......آهاي هاله نازنازي با تو هم هستم ها تو هم حتما اين فيلم رو اجاره كن و ببين.براي يك صدم ثانيه و با يك تغيير مسير كوچولو ميتونه زندگي هم متحول بشه و هم منهدم.
KIR TU DAHANET JENDE ZADE
شروين جان... جون من راستشو بگو.
هاله جان، اولا كه من هم فقط به اين خاطر كه كلي بك راند اديت كردن دستنوشته هاي يه عالمه از نويسندگان عزيزمون رو داشته ام، فهميدم كه بك راند يعني بك گراند. تنها تو نبودي. دوما حرف من اصلا به اين معني نبود كه او سابقه’ بد از تو داشته. والا همانطور كه خودت گفتي حداكثر اختلافي كه در اينجا ميتوان با كسي داشت، اختلاف عقيده است. از اين بالاتر كه نيست. اشاره’ من به سخن اين جناب بود كه توجيه گرانه و با افتخار ميگفت من اگر به هاله آن فحشهاي ركيك و مستهجن را دادم به خاطر سابقه اي بود كه با او داشتم. جدا دليل خوب و عقل پسندي است.
مهشيد جان ممنون از اينكه وبلاگ منو معرفي كردي.
خدمت گلنار خانوم هم عرض كنم اگه گسي وبلاگ نويسي رو تازه شروع كرده معنيش اين نيست كه تازه اكابر رو تموم كرده و يا قبلا چيزي نمي نوشته . براي من وبلاگ نويسي يه جور بلند فكر كردنه و تصميم به اينكه بخوام بلند فكر كنم رو تازه گرفتم گرچه گه بيش از 2 ساله گه وبلاگ دارم(البته به لطف پرشين بلاگ از ماه قبل هر چي داشتم حذف شده!!!) ولي تازه حالا خوشم اومده كه چيزهاي رو كه فكر ميكنم اينجا هم بنويسم. و اين به اين معني نيست كه تازه حالا شروع به تفكر كردم !
تازه آدم از اينكه در طول زمان پيشرفت ميكنه كه نبايد خجالت بكشه . همه كه از مادر فيلسوف زاده نميشيم! مثلا دختر اول دبيرستاني كه تصميم ميگيره بنويسه قابل تقديره گرچه هنوز ممگنه نوشته هاش خام باشه با علائقش با من و شما خيلي فرق كنه ولي از همين جاست كه رشد ميكنه و ادعايي هم نداره. و آشنايي با نظرات ديگران و تفكراتشون باعث ميشه كه اين روند رشد روحيش سريعتر بشه. بنظر شما اين اشكال داره؟
من براي همينه كه دفتر خاطرات از 16 سالگيمو نگه داشتم و دوست دارم چون كمكم ميكنه كه بفهمم چقدر بزرگ شدم و يك دختر 16و 18و 20و 22و ... ساله چه علاقه ها و حساسيتهايي داره.(از 22 ديگه بالاتر نميرم اصرار نكنيد!:)
آهان حالا دستگیرم شد - منظور ایشون بک گراوند بوده نه راند! گفتم بی مفهومه ولی باز به حساب بی سوادی خودم گذاشتم مثل معمول.
پروین جان، آخه آدم از کسی که ندیده و نمیشناسه تو این فضای مجازی چه راندی میتونه داشته باشه؟ مثلا" حداکثرش اینکه که تو بگی فلان چیزو دوست داری و بنده بگم مخالفم. این شد راند؟ اونم من. من ها! که چی بشه به یکی پرخاش کنم. تازه در نهایت که طرف بهم فحش خوار مادر میده من اینجوری که این پائین نوشتم جواب میدم.
بگو ببینم راندت چیه ابلیس جان، بلکه بتونم کمکت کنم (مثل روانکاوی) شاید بتونی از این حالت کمپلکس مزمن خارج بشی.
:))
هاني جان. در مورد اينكه دنيا خشن تر از آن بود كه ما حسابش را كرده بوديم حرفت درست است. قبول دارم.
در مورد اينكه بهتر است اين فاصله باشد...اين فاصله هست. هميشه هم خواهد بود. سعي كردن در از بين بردن آن بيهوده است. تفكر من با مادرم فرق دارد و تفكر دخترم بايد با من متفاوت باشد. وگرنه كه چه پيشرفتي حاصل مي شود . وگرنه كه بايد تنها درجا بزنيم. اين تفاوت وجود دارد اما اي كاش بشود ديالوگي بين اين نسل ها برقرار كرد. ديالوگي و جاي سخني . كه نسل قبل هميشه پر مدعا نباشد و نسل بعد هميشه پر توقع .كه شما شرايط ما را درك كنيد و ما را بفهميد و ما هم شرايط شما را درك كنيم و خواسته هاي شما را بفهميم.
در مورد لينكت عزيزم..چشم. زوري كه نيست. برميدارم.
خجالت دادين خانم!!!
مي دونم كه هدف خوبي داشتيد 100% مطمئنم چون كه من نوشته هاي شما رو مي خونم اصلا هم قصد قضاوت و توهين نداشتم هدفهاي نسل شما زيبا و انساني بود مطمئنم كه مي خواستيد دنياي بهتري بسازيد اما دنيا خيلي پيچيده تر و نا مهربانتر از چيزي بود كه نسل شما محاسبه كرد فقط همين اين نظر منه به اندازه 23 سال سنم نه بيشتر من دلخور نشدم قضاوت هم نكردم اما شايد بهتر باشه هميشه اين فاصله بين نسل ها باقي بمونه اين به نظرم يك قانون طبيعي هست در هر صورت لينكه من را حذف كنيد بهتر است .
گلنار جان.. اصلا هم فضولی نبود. خیلی هم خوب کردی نظرت رو گفتی. من ولی از پست های اولم خجالت نمیکشم..میدونی چرا ؟ من زرنگی کردم تو پست های اولم نوشته های دیگران را پست کردم. وگرنه خودم از خجالت خیس عرق میشدم :)))
هانی جانم. تو هم دلخور نشو...مسئله اصلا این ها نیست که تو فکر می کنی.
من هم برای اینکه تو برای نوشته هایت مشتری پیدا کنی نبود که لینک تو و دیگر عزیزان را زدم. تنها از این نظر زدم که افراد بیشتری نوشته هایت را بخوانند. و این خوب است. هر نوشته ای به دنبال خواننده خودش می گردد.. چرا نه؟
در ضمن عزیز دلم. حالا که همه دارند می زنند تو سر نسل من..تو یکی چرا؟ جان من تو دیگه به ما نزن. نسل من هدفهای واهی نداشت. هدفمان این بود که دنیای بهتری برای تو و دختر خودم که همسن توست بسازیم.
راستی..لازم نبود اینجا کامنت بگذاری.. من حتما دوباره به دنبال نوشته هایت می آمدم. ولی حالا که گذاشتی خوشحالم کردی .
کار با ارزشیه مهشید جان. همیشه پر از ایده های جالبی. بوس.
مرسی مهشيد ولی من نمی خواستم داستان من رو کارشناسی کنی چون همانطور که خودت گفتی می خواستم ببينم اين قصه نسل تو که من نسل بعد از تو نوشتم باورپذير هست يا نه راستش شايد اين يک جورايی ديد نسل جديد باشه نسل قبل از ما هدف های واهی داشته در ضمن من يک داستان نويس آماتور هستم
اين هم جواب كامنتت گفتم شايد حوصله نداشته باشي ديگه بياي راستش من يك خواهش هم داشتم من براي اينكه مشتري براي بقاليم ببخشيد وبلاگم پيدا كنم نيومدم اينجا راستش من وقتي داستان كار كردنت تو كارخانه در اوايل انقلاب را خواندم گفتم بياي اين داستان رو بخوني چون من فقط تخيل كرده بودم همين در ضمن وبلاگ جالبي داري منهاي اين جدل هاي كامنتي بي پايان نمي دونم آدمهايي كه كامنت مي ذارن چند ساله هستن اما هر چه هست حكايتي از ايراني بودن ماست در ضمن حدست درست است من 23 سال دارم فقط خواهش مي كنم لينك وبلاگه من رو بردار متشكرم پيشاپيش وبلاگت هم حرف نداره عاليه و مي دونم از گذاشتن لينكا هدف خوبي داشتي ولي به اين گلنار خانم بايد بگم تو مملكتي كه صدا از هيچكس در نمي ياد حرفي داشتن و نوشتن كار بزرگيست حتي اگر كسي نخواند اين يك راه تخليه انرژي است .
خب من كلا حرفمو پس گرفتم . فضولي بي جا بود مهشيد جان . پروين جان من منظورم اين نبود كه بي ارزشن . من فقط گفتم بذارين يه كم پا بگيرن ببينيد چي كاره اند و چقدر بارشونه بعد . من خودم از خوندن پستاي اولم خجالت مي كشم از بس كه رو هواست .همين !كه كلا منتفي شد .
هاله جان اصولا من نبايد تو روز مشروب بخورم . چون نمي دونم چرا تازگي ها چرتي شدم و خوابم مي گيره . واسه همين مي ذهرم واسه آخر شب.
گلناز جان. نه . ماجرا "میای به هم بلینکیم " نیست. ماجرا سر معرفی وبلاگهای جدیده. و کمی گسترش دادن روابط به طوری که بچه های تازه وارد بیان وارد ماجرا.
می دانی. گاهی فکر میکنم دنیای اینجا را هم داریم بدجوری می بندیم. چند نفری نشستیم و می گوییم و مینویسیم و گاهی هم یکی میاید یه لیچاری بارمان میکند و میرود . در این میان بچه های تازه وارد کنار می مانند و به هیچ جمعی راه پیدا نمیکنند.
دکان بقالی نیست. هر کسی که وبلاگ تازه ای باز کرده معرفی میشود. و دیگر به خودش و خوانندگان بستگی دارد که بخواهند خواننده دائمی شوند و یا نه،
این مسئله هیچ تعهدی را هم برای کسی به بار نمی آورد. و بخصوص اینکه این معرفی هیچ عوضی ندارد.
گفتی از این جمع معرفی شده کنونی چند تایشان برایت خواندنی آمد. خوبه دیگر مگر نیست؟ همه چیز هم که با همه سلیقه ای نمیخورد.
فکر میکنم این یه کار کوچک باشد ، شاید اسمش را بشود گذاشت کمک. اما هر نشریه نوپایی هم لازم دارد یه جایی معرفی بشود و بعد خوانندگان ببینند می خواهند خریدشان را ادامه دهند یا نه.
البته من در این معرفی که می کنم هیچ توضیح و تفظیلی نمیگذارم. انتخاب آزاد است و بنا به سلیقه خود خواننده.
مهشيد جان سلام.
من بالاخره روم شد بيام اينجا. فكر كردم ديگه آبا از آسياب افتاده:))
آقاي ابليس شما گفتي يه بك راندي؟؟ از هاله داري. يعني از هر كي بك راند داشته باشي، ميري سراغ مادر خواهرش؟ گمونم مهشيد هم بايد خيلي به گمان پوچت به خودش افتخار كنه كه آدمي مثل تو از نوع نگرشش رضايتمنده؟؟
در ضمن شما اونطور كه ميگفتي خيلي واله و شيدا بودي كه! يادت رفت؟ آتيشت خاموش شد؟
راستي ببخشيد كه من وبلاگ ندارم كه با اين بك راندي كه درست شد اگه يه وقت هوس ميكردي، ميومدي سراغ ننه بابام. خيلي ببخشيد!
راستي مهشيد جان به نظر منهم كارت در معرفي تازه واردين خيلي قشنگه. ديگه تصميم در مورد اينكه كسي دلش بخواد خواننده’ دايمي وبلاگي بشه يا نه، يه تصميم شخصيه.
در ضمن گلناز جان همه’ وبلاگها بالاخره با يه پست و دو پست شروع كرده اند. اينكه دليل بي ارزشي شان نيست كه.
راستی گلی جان شب و روز نداره :) یه سال رفته بودیم واشنگتن دی سی خودم و خودش. روز آخر هشت بطر آبجو مونده بود برامون، بنا بود هشت و نیم صبح تاکسی بیاد که بریم فرودگاه و برگردیم. نشستیم دو به دو، با شیکم ناشتا، ساعت هفت و نیم صبح نفری چهار تا بطری آبجو خوردیم. تو تاکسی انقدر هره کره کردیم که راننده نیجریه ای چشماش شده بود قد یه نعلبکی هر کدوم ... که اینا از کدوم دار المجانینی فرار کردن.
خلاصه آبجوی روزم بد نیست بابا.
گلی جان، چرا که نه؟ خوب تشویق میشن ولو اینکه چهار تا پست بیشتر نذاشته باشن. یادت نیست وقتی آدم اول شروع میکنه چه جوریه؟ خیلی ها هم نویسنده حرفه ای نیستن و شایدم حرفاشون خیلی پر مغز نباشه (مثل خیلی وقتای خودم، چرا راه دور بریم؟) ولی بازم وقتی یکی میاد بهشون سر میزنه و یه کامنت محبت آمیز میذاره انگار دنیا رو بهش دادن. منکه اینجوری بودم اون اولا. هنوزم هستم وگرنه کامنت دونیمو میبستم.
من چيزي نزدم چون هنوز شب نشده . فقط مي گم اين كار خيلي بي معنيه . منو ياد اون خواننده هايي ميندازه كه ميان تو نظر خواهي مي نويسن : چه وبلاگ خوبي داري به منم سر بزن و لينك بده و ... توي اين لينك هايي كه مهشيد داره تك و توك وبلاگ درست حسابي ديدم كه خوندني بود . آخه وبلاگي كه از اول تا آخر چهار تا پست گذاشته چه تبليغي داره ؟ بذارين يه كم پا بگيرن بعد . ايني هم كه مي گيني هر گي لينك مي خواد بياد اينجا بگه خيلي كار قشنگي نيست . بقالي وا كردين مگه ؟
گلی جان متوجه شدم چی نوشتی ولی اینکه نوشتی به این معنیه نفهمیدم. کمکیه به تازه واردین وبلاگشهر، بده به نظرت گلم؟
میگم چی زدی امشب گلی جان، منم از اونا میخوام :)
راستی مهشید حتما" Baileys خوردی دیگه، هان؟ آیریش کریم بیلیز رو میگم. تازگی یه چیزی درست کرده به اسم Glide که رقیق شده همونه ... امشب چهار تا بطرشو تنهائی خوردم. عجب معجونیه. اگه بگی بیلیز چیه کتک میفرستم ها! انس و جن میدونه دیگه.
خب اگه نفهميدين بي خيال . حوصله ي بحث تازه ندارم .
شوخي نكن هاله جان !
گلی جان منم نفهمیدم :)
جدي نفهميدي منظورمو؟
گل نازم..نمنه ؟؟
هاله جان مي بيني ما رو چه طوري گرفته ؟
آقاي ابليس..من با امثال شما اصلا آبم تو يه جوب نميره. از هاله لازم نمي بينم دفاع كنم و بگم آنها كه تو گفتي نيست. چون خود گفته هایت آدم را به خنده می اندازد. و صفاتی که به او دادی حتی زهرا خانم وبلاگستان هم به او نداده بود :))))
خلاصه.. من از نوع نگرش شما به دنیای پیرامون رضایتمند نیستم. و چون می دانم اگر آی پی ات را ببندم با آی پی دیگری سبز می شوی..تنها شیوه ایگنور شما را در پیش می گیرم.. و اینطوری بیشتر رضایت خودم را فراهم می کنم.
در ضمن مايل به تبادل لينك هستم ;)
سلام . وبلاگ خوبي داري . به من هم سر بزن خوشحال مي شم !!!
مهشيد جان اين كاري كه تو و هاله ي عزيز شروع كردين به معني هميني كه من اين بالا گفتم نيست ؟
:)
مگه فقط اين مهشيد حوصله ي اين كارا رو داشته باشه
چند وقتيه كه سرعتاي اينترنت ايران وحشتناك كم شده
اما زنانه ها فيلتر نيست حداقل از جايي كه من كاذت مي گيرم
اينجا قانون نداره هر كي براي خودش سايت ها رو فيلتر ميكنه
مهشيد جون دوست دارم
علي ن
من گفتم حالا گيرم......نگفتم كه قصد اصلاح و عقب نشيني دارم كه.ديدي داري ميري به كوچه علي چپ.من هنوزم معتقدم به آدمهاي مثال هاله بايد فحش داد.چرا و اينكه به چه دليل مربوط ميشود به بك راندي كه از او دارم.موجودي نظر تنگ و حسود هيچگاه از نظر من فرد قابل تحملي نبوده و نيست.مطمئن باش اگر راجع به شما هم چنين يقيني حاصل ميكردم همان كاري را ميكردم كه با هاله كردم.من هميشه با افرادي كه خود را عقل كل فرض ميكنند و سعي ميكنند با آرمانهاي ظاهر فريب و تحريك جوانان و نوجوانان به مقصد برسند برخورد كرده ام. بالاي چوب اعدام هم حاضر بفرستم هر آنكس كه آن كرد كه نامرد نكرد.ولي هيچگاه افرادي مثل هاله نسيبم نشد. من همچنان در انتظار خائني مثل هاله براي به دار كشيدن هستم كه به قول شما براي "كسب تاييد "دست به هر كاري ميزند.(في المثل گفتم ها نگي جلاد حكومت از من خوشش اومده)ميداني سياست چيز خوبيست حتي المقدور براي من كه خوب بوده.دليلش اين است كه با سياستمداران و اشخاصي كه با سياست زندگي روزمره شان اداره ميشود آبم تو يك جوي نميرود.شما اهل سياستي ولي سياستمدار نيستي.اين هم دليلي بود بر اثبات مدعا.من عاشق وشيدا نيستم مهشيدكم. من كمي تا قسمتي از نوع نگرش شما به دنياي پيرامون رضايتمندم.همين.
چرا ابليس ؟ اگر حرفت درست باشد پس هر خري ( بالانسبت البته ) مي تواند بيايد و يه مشت فحش به ملت بدهد و بعد از چند روز بيايد و انگار نه انگار ... به روي مباركش نياورد كه چه ها گفته و ما هم به روي مباركمان نياوريم كه مبادا طرف باز اوقاتش گه مرغي شود و بساط بد و بيراه را راه بياندازد؟
همين جا يك خانم هست ( يه پارچه خانم ها ) كه فحش را كشيده بود به همه وبلاگر ها بعد آمد و معذرت خواهي كرد. بعد دوباره به يه سري فحش داد و يه سري رو معاف كرد. و حالا همچي مياد توي وبلاگهايي كه بهشان فحش داده كه انگار نه انگار. اصل مشكل اين خانم هم اين است كه تاييد مي خواهد. (باور كن وقتي را كه من را مهشيد جون صدا كرده بود يادم هست و هنوز در آرشيو يكي از وبلاگها موجود است) . و اگر تاييدش نكني فحشت مي دهد. خب ما بيايم بهش بگيم آره عزيز جان گور باباي هر كي بهش فحش مي دي بيا تو بغلم ؟ چرا ؟ هر كسي هر غلطي كرده بايد توضيح بدهد و معذرت خواهي كند. بعد هم اخلاق گندش را خوب كند و دوباره به كسي ديگر فحش دادن را شروع نكند. اگر انسان هستيم . اين شيوه معاشرت انساني است . وگرنه سران جمهوري اسلامي هم كه ببخشيم و فراموش كنيم را شعار مي دهند و همواره جنايت مي كنند.
حالا فهميدي چرا بمباران فحشش ميكنم ؟چون بعضيا پشت اون مظلوم نمائي چهره كريهي دارن كه با نقابهاي به ظاهر زيباي اونو پوشوندن.
ابلیس جان پشیمان نباش ... مگر به من چه میشه؟ خودت از اینهمه انزجار بی دلیل که در وجودت هست زجر میکشی. منکه به این حرفها اهمیت نداده و نمیدم پس ادامه بده. :)
رهگذر جان. اون كه ببينم و بگم اين حرف براي گفتن داره و اين نداره ، كار من نيست و اصلا با روح معرفي تازه وارد ها جور در نمياد. معرفي تازه واردها به اين دليل است كه جا بيفتن. و بدون ارتباط با سليقه شخصي من يا هر كسي كه مايل است اين كار را انجام بدهد است. وقتي مسئله حرفي براي گفتن پيش مي آيد آن به قضاوت منتهي ميشود. ومن از قضاوت كردن چندان خوشم نمي آيد. من يك بار قضاوت كردم و يك دسته را كنار گذاشتم ( من سكسيست ها. طرفداران جمهوري اسلامي و كساني كه از وبلاگشان براي حتاكي به ديگران استفاده مي كنند را كاملا در يك رديف قرار مي دهم) به نظرم اصل كارشان با هم يكسان است. همه گان در پي حذف گروهي و اثبات گروه ديگر با خشونت هستند) . پس خوب است كه شيوه همين باشد. اين هم چون دفعه اول است بر و بچه ها زياد شدند. كم كم فقط يكي دو تا وبلاگ در هفته بيشتر نميشود .
مبيبيني كه مهشيد جان گيرم يك جنايتكار و سارق مسلحي مثل من هم قصد اصلاح شدن داشته باشند.وجود امثال همين هاله ها هستش كه باعث ميشه كسي از كرده خودش پشيمان نباشه و همچنان ادامه بده به كارهاي خلاف و وكذا.
رهگذر مهربان، لینک وبلاگ من هست:
http://mithras.org
ممنون از لطفت.
در مورد حمايتت از وبلاگ نويسان تازه كار. كار خوبيه اما اينكه هر كي خواست اسمش رو بنويسي زياد جالب نيست. چون وقتي تعداد زياد بشه يا اين كار تكراري بشه كسي روش كليك نمي كنه. ميدوني كه هزاران وبلاگ هست و كسي زياد حوصله نداره همه رو ببينه مخصوصا اگه تازه كار باشند.
راهي كه من پيشنهاد ميكنم اينه كه از اين تازه ها اونهايي كه حس ميشه چيزي براي گفتن دارند رو انتخاب كني و با يك توضيح كوچيك توصيه كني كه بقيه اونا رو ببينند.
يا هر روز فقط يكي رو معرفي كني و بگي وبلاگ روز. اين كار رو ميتوني فقط براي تازه كارها انجام ندي و تازه هاي قديمي رو هم معرفي كني.
در مورد ننوشتم فقط بخاطر اينه كه خيلي وقت و فكرم رو مشغول ميكرد. فقط همين. والا حتي يك خواننده هم حتي اگه فقط خودت باشي براي وبلاگ كافيه نه؟ :)
من از فحشهاي ابليس خبر ندارم. اگه واقعا چنين كاري ميكنه ....
هاله عزيز. من تا حالا فكر ميكردم وبلاگ نداري. چون هيچوقت لينك وبلاگت رو توي كامنتها نمي ذاري. اگه ممكنه لينكت رو هم بنويس تا ما هم مطالبت رو بخونيم.
سلام كار بسيار زيبايي ميكني مهشيد . موفق باشي..
مریم جان ..شاید برایت باور کردنش سخت باشد ولی حتی من هم پرفکت نیستم..
هاله جان. برای من هم سخت است که قبول کنم شخصی می تواند به یکی فحش خواهر و مادر بدهد و دیگری را تعریف و تمجید کند . و تنها بنشینم و بگویم که خوب تا وقتی که با من خوب است و دارد تعریفم را می کند ( یا همین حالا که با من خوب است و فحش دادنش را تمام کرده ) من کاری به کارش ندارم و جان و عزیز خطابش کنم.
یکی از مسائلی که نمی گذارد هرگز این ابلیس را جان و عزیز خطاب کنم همان فحشهایش به تو بود. ( البته دلایل دیگری هم دارد ها آقای ابلیس..این یکی اش بود ) و فکر میکنم حداقل ایشان باید یک توضیح درست حسابی بابت اعمالشان بدهند و یک عذر خواهی رسمی بکنند.
راستی..تو که فکر نمیکنی ایشان به همان درد آن خانم دچار باشد و دارد لحاف از روی تو می کشد ؟ ها ؟ البته بهحد وقاحت آن خانم هم نیست که تو را که به هزار نام خوانده بود امروز دوست بخواند و دوست دیگری را که وبلاگش را خلا می خواند امروز کافه نادری بنامد ؟ ها ؟ فکر میکنی اینقدر وقاحت دارد ؟
ما (صفر و يك) عاشق هميم و سعي كرديم كه يه وبلاگ نه احساسي كه عميق بنويسيم و لازم نباشه كه اونجا خودمونو سانسور كنيم.اگه ميشه به ما لينك بده كه ما را بشناسن.
سلام
من هم تازه كارم.دارم مي نويسم ولي كمند كساني كه بخوانند.كمكم كن.ممنون
کاش یاد میگرفتی درست بخوانی و بنویسی.
مقتدی نه مقتدار !!!!!!
مهشید جان بسی کار زیبائی کردی و منم حتما" دنباله رو ات خواهم بود. واسه همین مرامته که میخوامت دیگه شاه دختر!
:)
ابلیس از زمانی که نیومده تو نظرخواهی مادر و خواهرم رو بکشه جلوی چشمم و فحشهای پائین تنه بده به نظر آدم حسابی تر میاد. به همین روش ادامه بده ابلیس جان، خیر میبینی. دنیا رو چه دیدی، شاید مهشید حاضر شد دوستیت رو بپذیره.
راستی هدفت از اینهمه فحاشی به من چی بوده؟ منکه نه ترو میشناسم و نه کاری بهت داشتم. البته اگه همین الانم بیای فحاشی مثل قبل برام بی اهمیته ولی جالبه برام بدونم چرا اینجور کینه از من داری، کسیکه حتی نمیشناسی و هیچوقت باهات برخوردی نداشته.
پس چرا كسي از ما حمايت نكرد؟ مكه هيچ كدوم نبوديم!
بابا معرفت:)
سلام. خواستم به اطلاعت برسونم كه لينكت رو تو بلاگم گذاشتم. البته فكر ميكنم كاري رو كه تو شروع كردي ، ادامه بدي بهتره. به نظر من هم فقط سايتها رو لينك كن. وبلاگها رو تو همون پستت معرفي كني كافيه. موفق باشي . راه سختي در پيش داري. مشكل زنان ايران ، حكومت نيست بلكه عرفه. و از اونجائيكه درست كردن عرف هم زمان ميخواد ، من پيشنهاد ميكنم اين رو جا بندازي كه جداي از باورهاي شخصي ، حق دخالت تو مسايل شخصي ديگران نداريم. ملتي به آزادي ميرسه كه تو رختخواب همسايه اش سركشي نكنه . باز هم ميگم موفق باشي.
رهگذر جان از دور روي ماهت رو به خاطر اين كمپليمانهاي به جا ميبوسم ...
رهگذر جان. مسئله زنانه و مردانه بودن وبلاگت نبود. من از ابتدا تصميم گرفته بودم لينك شخصي ندهم. و به سايت ها لينك بدهم. زياد هم شايد درست نبود اين تصميمم. در مورد خواندن وبلاگت. هميشه ميخوانم. خيلي از وبلاگها را مي خوانم ولي در كامنت گذاشتن زرنگ نيستم. اين لينك دادن به بچه هاي تازه وارد مدتي بود كه مي خواستم انجامش بدم.. پدر تنبلي بسوزه.
آدم مشهوري هم نيستم. فقط فعاليت اجتماعي دارم كه موجب مي شود در بعضي موارد اظهار نظر هايي بكنم. فعالیتم هم علنی است.
نمي دانم چرا تصميم به ننوشتن گرفتي. اگر به خاطر كم خواننده بودن است كه فكر مي كنم كار غلطي كردي و بد نيست در آن تجديد نظر كني.
در مورد فیلترینگ و سلیقه..هوم..فکر می کنی اگر وبلاگم را سبز سیدی کنم به سلیقه آقایون بخوره؟.
در مورد ابليس.. هم.. نمي دانم آيا اين صداقت است كه از جنايت حرف بزنيم و حمايت كنيم..يا خودش نوعي جنايت است.به هر حال زياد از اين تيپ آدمها خوشم نمي ياد. حاجي هم هر جا مي نشست تعريف جنايت هايش را در زندان اوين مي كرد. به خاطر آن نبود كه انسان صادقي بود. بلكه او ابلهانه چنين كارهايي را قهرماني مي دانست و لاف قهرماني هايش را مي زد.
منم بازی!منم بازی!
ابليس با وجوديكه بعضي وقتها بي ادب ميشه اما يكي از شخصيتهايي هست كه چيزي رو پنهان نمي كنه. خيلي راحت راجع به كارهايي كه كرده حرف ميزنه و خيلي شفاف اظهار عقيده ميكنه. من از اين رفتارش خوشم مياد. اما اگه گاها حرفهاش با توهين و ... قاطي نشه.
در مورد فيلتر بستگي به ICP و ISP داره. و قانون خاصي هم براي فيلتر شدن وجود نداره. بيشتر سليقه اي هستش.
اولين بار كه تو وبلاگم كامنت گذاشتي فكر كردم لابد از اون دخترهايي هستي كه از هجران و عشق مينويسند. وبلاگت رو كه ديدم خيلي خوشم اومد كه اهل فكر هستي. لينكت رو گذاشتم. هميشه بدون توقع اينكار رو ميكنم و اغلب اوقات ميديم كه طرف مقابل هم همينكار رو كرده. اما تو اينكارو نكردي. به حساب زنانه نبودن وبلاگم گذاشتم. اما منتظر بودم اينكار رو يك روزي بكني.
كم كم از نوشته هات حس كردم بايد آدم مشهوري باشي. آرشيوت رو تا جايي كه ميشد خوندم و توي اينترنت هم مصاحبه هات رو پيدا كردم. فكر نمي كردم كه وبلاگم رو بخوني.
وبلاگ نويسي رو كنار گذاشتم. و امروز كه كامنتت رو ديدم خيلي خوشحال شدم كه به وبلاگم سر ميزدي. اگه ميدونستم وبلاگم رو ميخوني خداحافظي نمي كردم. :)
سلام خانمم
اگر باعث دلخوري شدم عذر ميخوام.ولي اين شهامت ابراز عقيده رو با اين واكنشهاي تند و تيز از من نگير.بذار روابط ساده امون بدون ريا باشه.