مي خوام برات يه شعر عمقي خيلي خيلي لاتي عرفاني بگم
تو عشق مني
من عشق تو ام
تو مال مني
من مال تو ام
تو وبلاگ داري
خب من ندارم
تو يه دختري
خب من پسرم
تو چيز نداري!!!!( بايس رو اين بيت يه کم زياد دقت کني تا معنيش رو بگيري)
من هم چيز ندارم!!!
چیز تو مال منه
چیز من مال تو ااا
چیزامون قسمت میشه
زندگی چه توپ میشه
بالا پایین میپریم
عشق وشادی میکنیم
تو کوچه کش بازی میکنیم
تابستون اب بازی میکنیم
راستی میای بریم استخر؟؟؟؟
سلام مهشيد من به شما اي ميل زدم مي دونم سرت شلوغه ولي يك مسئله اي هست كه برا من خيلي مهمه شايد به نظر شما مهم نباشه ولي خواهش مي كنم جواب اي ميل مرا بدهيد و به وبلاگ من سر بزنيد و "داستان بي اسم " را بخوانيد و بعد نظرتون رو بگيد حتما راستش ممكنه هم اينا به نظرتون مسخره بياد ولي من بعد از خوندن داستان كارتون در اون كارگاه (اگه البته خودتون بوديد) من فكر كردم حتما بايد اين داستان رو بخونيد
گفته بودم زندگي زيباست
گفته و ناگفته اي بس نكته ها كين جاست
آسمان باز، آفتاب زر
باغ هاي گل، دشت هاي بي در و پيكر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقس ماهي در بلور آب
خواب گندم زارها در چشمه مهتاب
بوي عطر خاك باران خورده در كهسار
آمدن، رفتن، دويدن، عشق ورزيدن
در غم انسان شستن،
پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن
كاركردن، كار كردن، آرميدن
چشم انداز بيابان خشك و تشنه را ديدن
جرعه هاي از سبوي تازه آب پاك نوشيدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه داندن
همنفس با بلبلان كوهي آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شير دادن
نيمروز خستگي را در پناه دره ماندن
گاه گاهي، زير سقف اين سفالين بام هاي مه گرفته،
قصه هاي درهم غم را ز نم نم هاي باران ها شنيدن
بي تكان گهواره رنگين كمان را
در كنار بام ديدن
يا شبي برفي، پيش آتش ها نشستن
دل به رويا هاي دامنگير و گرم شعله بستن
آري آري زندگي زيباست
زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاستگر بيفروزيش
رقص شعله اش
در هر كران پيداست
ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست
همونطور كه فبلا هم گفتم يه وبلاگي هست يه نام نامه هاي ايروني http://iruniha.persianblog.com/
به نظر من قلم خوبي داره ولي ناشناخته مونده. اگه تا به حال نخونديش فكر مي كنم حد اقل به يه بار خوندن بيارزه.
(ببخشيد اگه كامنت نا مربوطيه)/ خوش باشي
من هم هر وقت دلم واسه خودم تنگ ميشه (كه معمولا زياد پيش مياد) با خودم ميرم صفا... يك حموم آب گرم با نمكهاي آرام بخش و فوم زردآلو با يه گيلاس شامپاين 6 دلاري (كه از شراب خونگي ارزونتره!) با شمعهاي وانيلي و موسيقي مكزيكي رمانتيك...
گاهي هم واسه خودم ميز شام ميچينم اساسي...
هميشه دلت گرم،
با عشق.
--سوسكي
به جون خودم منم از اين ضيافتها دارم...البته نه اينجوري...من عشقم اينه كه توي خونه خودم تنها باشم و نوار تنها صداست كه مي ماند فروغ فرخزاد رو يا از ما به مهرباني ياد آريد حميد مصدق رو بزارم صداش رو هم بلند كنم بعد برم تو آشپزخونه بادمجونايي رو كه صبح خريدم از تو يخچال در بيارم و نرم نرمك پوست بكنم و خلاصه سرخشون كنم و يه خورش بادمجون مشتي بپزم...جون مهشيد جدي ميگم...يا اينكه چهارتا روزنامه كف اتاق پهن كنم و بشينم جلوي تلويزيون و كنترل تلويزيون رو هم بگذارم بغل دستم و همينجور كه دارم سبزي پاك ميكنم هي كانال عوض كنم...هيچكي باورش نميشه ولي رمانتيك ترين لحظه هاي عمرم همين موقع هاست...!
دختر جان چنان با آب و تاب نوشتی که همین امروز میخوام برم تنهائی ضیافت بگیرم. اتفاقا" من از این ضیافتهایی یه نفره بی زاغ و زوغ زیاد دارم. گاهی مرخصی میگیرم و میرم یه فیلمی میبینم و نهاری میخورم و کتابی میخرم و خلاصه خودمو حسابی لوس میکنم. عالیه.
akhareshin.kash hamishe donya be sadegie ye sex bood
من داستان ميخوام
سلام حالتون خوبه من چند تا داستان توپ با عكس ميخواستم اگه ميشه برام بفرست مرسي
برام داستان ميفرستي؟
مرسي!:-)
salam hoseleye farsiiiiiiii neveshtano nadaram albate age dashtamam nemineveshtam يه جورايي خيلي ميخامت ( اشتباه نشه)
منتظره داستانهاي شيرين ... شما هستم. مرسي
برايم داستان بفرست
سلام خوش بحالت كه مانند من سكس را دوست ميداري در باره سكس برايم بنويس
سلام
با تشكر
بابا يك داستان بفرستيد ما كه تو كفيم
با سلام به وبلاگ ما هم يه سري بزنيد حتما خوشتون مياد
سلام
من سكس را دوست دارم
افشين
دوستت دارم را
من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام
اين گل سرخ من است
دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق
كه بري خانه دشمن
كه فشاني بر دوست
راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست
در دل مردم عالم به خدا
نور خواهد پاشيد
روح خواهد بخشيد
تو هم اي خوب من
اين نكته به تكرار بگو
اين دلاويز ترين شعر جهان را همه وقت
نه به يك بار و به ده بار
كه صد بار بگو
دوستت دارم را بامن بسيار بگو
دوستم داري را از من بسيار بپرس
سلام كسي يه غريبه رو تحويل ميگيره
لبها را مي بويند مبادا گفته باشي :
دوستت دارم
لبها را مي بويند مبادا گفته باشي :
دوستت دارم .
سلام
فقط بگم خيلي كاليبرتون بالاست
من داستان باهال ميخوام
اي كسي كه تمام وجودم به تو خلاصه شده دوست دارم تا لحظه آخر .
من دوست داشتم عاشق ترين باشم ولي افسوس.
با تشكر از اهالي محل؟
مي خوام برات يه شعر عمقي خيلي خيلي لاتي عرفاني بگم
تو عشق مني
من عشق تو ام
تو مال مني
من مال تو ام
تو وبلاگ داري
خب من ندارم
تو يه دختري
خب من پسرم
تو چيز نداري!!!!( بايس رو اين بيت يه کم زياد دقت کني تا معنيش رو بگيري)
من هم چيز ندارم!!!
چیز تو مال منه
چیز من مال تو ااا
چیزامون قسمت میشه
زندگی چه توپ میشه
بالا پایین میپریم
عشق وشادی میکنیم
تو کوچه کش بازی میکنیم
تابستون اب بازی میکنیم
راستی میای بریم استخر؟؟؟؟
مهشيد نازنين بدنگذره!!راستي گفتي بوچلي ...يادمه پارسال كنسرتش را از دست دادي ..امسال نيم آد استهكلم جاي ما هم بري تموشا؟
با اينكه همه’ همكلاسي هايم مي دانند كه مخالف جمهوري اسلامي هستم، از شدت ناراحتي 3 روز اول المپيك مدرسه نرفتم. خجالت مي كشيدم. نمي دانم گناه ما چيست كه ايراني بدنيا آمده ايم؟
سلام.وبلاگ جالبی داری.با يک مقاله عالی آپديت کردم.به من سر بزن.منتظرم.موفق باشی
سلام مهشيد من به شما اي ميل زدم مي دونم سرت شلوغه ولي يك مسئله اي هست كه برا من خيلي مهمه شايد به نظر شما مهم نباشه ولي خواهش مي كنم جواب اي ميل مرا بدهيد و به وبلاگ من سر بزنيد و "داستان بي اسم " را بخوانيد و بعد نظرتون رو بگيد حتما راستش ممكنه هم اينا به نظرتون مسخره بياد ولي من بعد از خوندن داستان كارتون در اون كارگاه (اگه البته خودتون بوديد) من فكر كردم حتما بايد اين داستان رو بخونيد
تا سه نشه بازي نشه .
زندگي همينه .
گفته بودم زندگي زيباست
گفته و ناگفته اي بس نكته ها كين جاست
آسمان باز، آفتاب زر
باغ هاي گل، دشت هاي بي در و پيكر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقس ماهي در بلور آب
خواب گندم زارها در چشمه مهتاب
بوي عطر خاك باران خورده در كهسار
آمدن، رفتن، دويدن، عشق ورزيدن
در غم انسان شستن،
پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن
كاركردن، كار كردن، آرميدن
چشم انداز بيابان خشك و تشنه را ديدن
جرعه هاي از سبوي تازه آب پاك نوشيدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه داندن
همنفس با بلبلان كوهي آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شير دادن
نيمروز خستگي را در پناه دره ماندن
گاه گاهي، زير سقف اين سفالين بام هاي مه گرفته،
قصه هاي درهم غم را ز نم نم هاي باران ها شنيدن
بي تكان گهواره رنگين كمان را
در كنار بام ديدن
يا شبي برفي، پيش آتش ها نشستن
دل به رويا هاي دامنگير و گرم شعله بستن
آري آري زندگي زيباست
زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاستگر بيفروزيش
رقص شعله اش
در هر كران پيداست
ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست
نوش جان.
همونطور كه فبلا هم گفتم يه وبلاگي هست يه نام نامه هاي ايروني http://iruniha.persianblog.com/
به نظر من قلم خوبي داره ولي ناشناخته مونده. اگه تا به حال نخونديش فكر مي كنم حد اقل به يه بار خوندن بيارزه.
(ببخشيد اگه كامنت نا مربوطيه)/ خوش باشي
تو سرشاري از زندگي مهشيد عزيز
اووووه من عاشق بوچلي ام!
من هم هر وقت دلم واسه خودم تنگ ميشه (كه معمولا زياد پيش مياد) با خودم ميرم صفا... يك حموم آب گرم با نمكهاي آرام بخش و فوم زردآلو با يه گيلاس شامپاين 6 دلاري (كه از شراب خونگي ارزونتره!) با شمعهاي وانيلي و موسيقي مكزيكي رمانتيك...
گاهي هم واسه خودم ميز شام ميچينم اساسي...
هميشه دلت گرم،
با عشق.
--سوسكي
آدم با هر چیزی میتونه خوش باشه، اگه دلش بخواد
به جون خودم منم از اين ضيافتها دارم...البته نه اينجوري...من عشقم اينه كه توي خونه خودم تنها باشم و نوار تنها صداست كه مي ماند فروغ فرخزاد رو يا از ما به مهرباني ياد آريد حميد مصدق رو بزارم صداش رو هم بلند كنم بعد برم تو آشپزخونه بادمجونايي رو كه صبح خريدم از تو يخچال در بيارم و نرم نرمك پوست بكنم و خلاصه سرخشون كنم و يه خورش بادمجون مشتي بپزم...جون مهشيد جدي ميگم...يا اينكه چهارتا روزنامه كف اتاق پهن كنم و بشينم جلوي تلويزيون و كنترل تلويزيون رو هم بگذارم بغل دستم و همينجور كه دارم سبزي پاك ميكنم هي كانال عوض كنم...هيچكي باورش نميشه ولي رمانتيك ترين لحظه هاي عمرم همين موقع هاست...!
دختر جان چنان با آب و تاب نوشتی که همین امروز میخوام برم تنهائی ضیافت بگیرم. اتفاقا" من از این ضیافتهایی یه نفره بی زاغ و زوغ زیاد دارم. گاهی مرخصی میگیرم و میرم یه فیلمی میبینم و نهاری میخورم و کتابی میخرم و خلاصه خودمو حسابی لوس میکنم. عالیه.
WoW حسوديم شد :)
آره مهشيد جان بخصوص وقتايي كه دلت واسه خودت تنگ ميشه بيشتر كيف داره!
خوش به حالت عزيزم كه خوشي.
من ولي نميدونم چرا انقدر دلم گرفته...
وووووووووووووويييييييييييييييييييييييييييي
سكس / دولت سكسي /
كرست /كرست دولتي /
توي شرت / ... دولتي /
/ نوار بهداشت با مجوز وزارت ارشاد /
جلق با آب كر و صابون نخل زيتون/
؟؟؟؟؟در قرن چندميم؟؟؟؟؟؟
هه هه اول شدم..