چیزی بگوی
زنانه‌ها

asghar

akhareshin.kash hamishe donya be sadegie ye sex bood

22 Sep 2005, 21:25

hesam

من داستان ميخوام

2 Jul 2005, 13:06

mahdi

سلام حالتون خوبه من چند تا داستان توپ با عكس ميخواستم اگه ميشه برام بفرست مرسي

29 Jun 2005, 6:07

reza

برام داستان ميفرستي؟
مرسي!:-)

22 Jun 2005, 0:12

jimboooo

salam hoseleye farsiiiiiiii neveshtano nadaram albate age dashtamam nemineveshtam يه جورايي خيلي ميخامت ( اشتباه نشه)

18 Jun 2005, 17:45

rahmat

منتظره داستانهاي شيرين ... شما هستم. مرسي

6 Jun 2005, 2:26

sa

برايم داستان بفرست

30 May 2005, 13:24

وحيد

سلام خوش بحالت كه مانند من سكس را دوست ميداري در باره سكس برايم بنويس

30 May 2005, 10:20

سلام

29 May 2005, 11:48

marko

با تشكر

26 May 2005, 23:33

mehrdad

بابا يك داستان بفرستيد ما كه تو كفيم

25 May 2005, 21:18

reza

با سلام به وبلاگ ما هم يه سري بزنيد حتما خوشتون مياد

1 Apr 2005, 17:05

ali

سلام

29 Mar 2005, 17:51

مريم

من سكس را دوست دارم

28 Jan 2005, 15:15

افشين

22 Dec 2004, 14:56

ali m

دوستت دارم را

من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام

اين گل سرخ من است

دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق

كه بري خانه دشمن

كه فشاني بر دوست

راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست

در دل مردم عالم به خدا

نور خواهد پاشيد

روح خواهد بخشيد

تو هم اي خوب من

اين نكته به تكرار بگو

اين دلاويز ترين شعر جهان را همه وقت

نه به يك بار و به ده بار

كه صد بار بگو

دوستت دارم را بامن بسيار بگو

دوستم داري را از من بسيار بپرس

27 Sep 2004, 23:39

سلام كسي يه غريبه رو تحويل ميگيره

26 Sep 2004, 18:10

آقا رضا

لبها را مي بويند مبادا گفته باشي :
دوستت دارم

26 Sep 2004, 1:25

لبها را مي بويند مبادا گفته باشي :
دوستت دارم .

26 Sep 2004, 1:23

علي

سلام
فقط بگم خيلي كاليبرتون بالاست

21 Sep 2004, 0:53

poorya

من داستان باهال ميخوام

19 Sep 2004, 17:41

مهدي

اي كسي كه تمام وجودم به تو خلاصه شده دوست دارم تا لحظه آخر .

14 Sep 2004, 8:30

من دوست داشتم عاشق ترين باشم ولي افسوس.

14 Sep 2004, 8:27

آقا سامان

با تشكر از اهالي محل؟

13 Sep 2004, 12:49

عباس.کارشناس ادبیات

مي خوام برات يه شعر عمقي خيلي خيلي لاتي عرفاني بگم
تو عشق مني
من عشق تو ام
تو مال مني
من مال تو ام
تو وبلاگ داري
خب من ندارم
تو يه دختري
خب من پسرم
تو چيز نداري!!!!( بايس رو اين بيت يه کم زياد دقت کني تا معنيش رو بگيري)
من هم چيز ندارم!!!
چیز تو مال منه
چیز من مال تو ااا
چیزامون قسمت میشه
زندگی چه توپ میشه
بالا پایین میپریم
عشق وشادی میکنیم
تو کوچه کش بازی میکنیم
تابستون اب بازی میکنیم
راستی میای بریم استخر؟؟؟؟

20 Aug 2004, 21:50

همانتيك

مهشيد نازنين بدنگذره!!راستي گفتي بوچلي ...يادمه پارسال كنسرتش را از دست دادي ..امسال نيم آد استهكلم جاي ما هم بري تموشا؟

20 Aug 2004, 18:46

Z

با اينكه همه’ همكلاسي هايم مي دانند كه مخالف جمهوري اسلامي هستم، از شدت ناراحتي 3 روز اول المپيك مدرسه نرفتم. خجالت مي كشيدم. نمي دانم گناه ما چيست كه ايراني بدنيا آمده ايم؟

20 Aug 2004, 16:28

houman

سلام.وبلاگ جالبی داری.با يک مقاله عالی آپديت کردم.به من سر بزن.منتظرم.موفق باشی

20 Aug 2004, 14:23

honey hani

سلام مهشيد من به شما اي ميل زدم مي دونم سرت شلوغه ولي يك مسئله اي هست كه برا من خيلي مهمه شايد به نظر شما مهم نباشه ولي خواهش مي كنم جواب اي ميل مرا بدهيد و به وبلاگ من سر بزنيد و "داستان بي اسم " را بخوانيد و بعد نظرتون رو بگيد حتما راستش ممكنه هم اينا به نظرتون مسخره بياد ولي من بعد از خوندن داستان كارتون در اون كارگاه (اگه البته خودتون بوديد) من فكر كردم حتما بايد اين داستان رو بخونيد

20 Aug 2004, 13:47

متلك

تا سه نشه بازي نشه .

20 Aug 2004, 11:04

متلك

زندگي همينه .

20 Aug 2004, 11:03

متلك

گفته بودم زندگي زيباست
گفته و ناگفته اي بس نكته ها كين جاست
آسمان باز، آفتاب زر
باغ هاي گل، دشت هاي بي در و پيكر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقس ماهي در بلور آب
خواب گندم زارها در چشمه مهتاب
بوي عطر خاك باران خورده در كهسار

آمدن، رفتن، دويدن، عشق ورزيدن
در غم انسان شستن،
پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن
كاركردن، كار كردن، آرميدن
چشم انداز بيابان خشك و تشنه را ديدن
جرعه هاي از سبوي تازه آب پاك نوشيدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه داندن
همنفس با بلبلان كوهي آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شير دادن
نيمروز خستگي را در پناه دره ماندن
گاه گاهي، زير سقف اين سفالين بام هاي مه گرفته،
قصه هاي درهم غم را ز نم نم هاي باران ها شنيدن
بي تكان گهواره رنگين كمان را
در كنار بام ديدن
يا شبي برفي، پيش آتش ها نشستن
دل به رويا هاي دامنگير و گرم شعله بستن

آري آري زندگي زيباست
زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاستگر بيفروزيش
رقص شعله اش
در هر كران پيداست
ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست

20 Aug 2004, 11:02

هوشنگ

نوش جان.

20 Aug 2004, 10:52

shirin

همونطور كه فبلا هم گفتم يه وبلاگي هست يه نام نامه هاي ايروني http://iruniha.persianblog.com/
به نظر من قلم خوبي داره ولي ناشناخته مونده. اگه تا به حال نخونديش فكر مي كنم حد اقل به يه بار خوندن بيارزه.
(ببخشيد اگه كامنت نا مربوطيه)/ خوش باشي

20 Aug 2004, 10:33

yek doost

تو سرشاري از زندگي مهشيد عزيز

20 Aug 2004, 10:19

ذهن سيال

اووووه من عاشق بوچلي ام!

20 Aug 2004, 8:41

sooski

من هم هر وقت دلم واسه خودم تنگ ميشه (كه معمولا زياد پيش مياد) با خودم ميرم صفا... يك حموم آب گرم با نمكهاي آرام بخش و فوم زردآلو با يه گيلاس شامپاين 6 دلاري (كه از شراب خونگي ارزونتره!) با شمعهاي وانيلي و موسيقي مكزيكي رمانتيك...
گاهي هم واسه خودم ميز شام ميچينم اساسي...
هميشه دلت گرم،
با عشق.
--سوسكي

20 Aug 2004, 7:18

همشهری کاوه

آدم با هر چیزی میتونه خوش باشه، اگه دلش بخواد

20 Aug 2004, 5:41

sharagim

به جون خودم منم از اين ضيافتها دارم...البته نه اينجوري...من عشقم اينه كه توي خونه خودم تنها باشم و نوار تنها صداست كه مي ماند فروغ فرخزاد رو يا از ما به مهرباني ياد آريد حميد مصدق رو بزارم صداش رو هم بلند كنم بعد برم تو آشپزخونه بادمجونايي رو كه صبح خريدم از تو يخچال در بيارم و نرم نرمك پوست بكنم و خلاصه سرخشون كنم و يه خورش بادمجون مشتي بپزم...جون مهشيد جدي ميگم...يا اينكه چهارتا روزنامه كف اتاق پهن كنم و بشينم جلوي تلويزيون و كنترل تلويزيون رو هم بگذارم بغل دستم و همينجور كه دارم سبزي پاك ميكنم هي كانال عوض كنم...هيچكي باورش نميشه ولي رمانتيك ترين لحظه هاي عمرم همين موقع هاست...!

20 Aug 2004, 5:38

هاله

دختر جان چنان با آب و تاب نوشتی که همین امروز میخوام برم تنهائی ضیافت بگیرم. اتفاقا" من از این ضیافتهایی یه نفره بی زاغ و زوغ زیاد دارم. گاهی مرخصی میگیرم و میرم یه فیلمی میبینم و نهاری میخورم و کتابی میخرم و خلاصه خودمو حسابی لوس میکنم. عالیه.

20 Aug 2004, 4:49

این يک زن است

WoW حسوديم شد :)

20 Aug 2004, 1:23

shervin

آره مهشيد جان بخصوص وقتايي كه دلت واسه خودت تنگ ميشه بيشتر كيف داره!

20 Aug 2004, 0:57

Parvin

خوش به حالت عزيزم كه خوشي.
من ولي نميدونم چرا انقدر دلم گرفته...

19 Aug 2004, 23:15

donbalan pashe

وووووووووووووويييييييييييييييييييييييييييي
سكس / دولت سكسي /
كرست /كرست دولتي /
توي شرت / ... دولتي /
/ نوار بهداشت با مجوز وزارت ارشاد /
جلق با آب كر و صابون نخل زيتون/


؟؟؟؟؟در قرن چندميم؟؟؟؟؟؟

19 Aug 2004, 23:04

لات اینترنتی

هه هه اول شدم..

19 Aug 2004, 22:56