من براي اولين بار اين مطالب وخوندم شماها بحث بيهوده زياد مي كنيد .سكس يك اميد به ادامه زندگي ولي خود زندگينيست . من كسي هستم كه تا آخرش رفتم واين جايي است كه شما هنوز نرسيديد .سكس يك عملي است گذرا ولي دوست داشتن احساسي پايدار كه دائميست .متاسفانه در اين سالهاي اخير از نظر خانومها دوست داشتن يعني پول وزيبايي مرد ولي دوست داشتن يعني يكي شدن وباهم كامل بودن البته خانمها دارن به سمتي پيش ميرن كه براي رسيدن به اين ها خودشون به اميدبدست اوردن اين شخص به راحتي عرضه مي كنند.و اين چيزي است كه باعث ابتذال در روابط شده و مرد هاي متمكن را به هرزگي كشونده بيايد بجاي يادگرفتن هرزگي از فيلم هاي خارجي زندگي كردرا فقط براي خود نه براي ديگران ياد بگريم .........زن ومردي واقعا همديگر رادوست دارن و باهم ازدواج مي كنند و خوشبخت مي شوند كه در اين دوران سكس با هم نداشته وحرفشو نزده باشند.
من فكر مي كنم كه سكس وآزادي جنسي براي هر جامعه وكشوري بايد آزاد وبدون محدودييت باشد اما نه به شكل افسار گسيخته وبي قانوني ..... خمدمانيم مگر كسي هست كه از سكس بدش مآيد ....... سكس هديه اي خدادادي براي تمام انسانها ولي اين آقايان دارند با ظاهر آن مبارزه مي كنند
مهشيد خانم ... ماقعا تو از سكس بدت مي آيد ... مسلما خير
Ma hame Bayesti az Site khube CEKAF.COM homayat mikardim. in site chizhaye ZEYADi be kheyliha yad dad. Hayf ke tatil shud va ay kash yek siti meslle cekaf.com dobareh rah mioftad. Badbakhti inke rovshenfekrane ma ke hame cekaf ra mikhandand joraat nakardan az aan homayate amali konan.
Man kole site cekaf ra roye CD daram. agar kasi bekhahad, emaile khudesh ra bedahad ta barayash ersal konam.
سلام
چه عجب كه بالاخره يك نفر زن جرات كرد به اين مسئله تز اين زاويه نگاه كنه و راجع بهش حرف بزنه.
مهشيد جان! با نظرت كاملا موافقم ولي بايد در دنباله اش اضافه كنم كه اين بي هنري ريشه ي اساسي داره و فكر كنم سر منشاش از اونجايي شروع بشه كه تمام ماها با بيشترين عضوي كه بيگانه ايم اين پايين تنه ي بيچاره است. هر انساني اعضاي بدن خودش رو خوب مي شناسه و نگاه مي كنه اونوقت وقتي مثلا دستش درد كرفت به خوبي مي فهمه كه براي از بين بردن اين درد بايد چه كنه . مي فهمه كه مثلا استخوان دستش درد گرفته اما در مورد اين عضو پايين تنه كه متاسفانه از داشتن نام مشخص و جا افتاده اي هم محرومه هيچ كس سعي در شناخت و رفع نيازهاي اون نمي كنه. اين اصطلاح "كردن" كه تو نسبت بهش انتقاد داشتي و البته من هم با نظرت موافقم اصلا به هيچ وجه طريقه مطلق رفع نيازهاي جنسي نيست. نسئله سر اينه كه بايد يك سري مقدمات فراهم بشه تا اين عمل بتونه از خجالت اين عضو محروم در بياد كه متاسفانه كسايي كه بخوان نسبت به خودشون انقدر صادق باشن كه برن بگردن دنبال راهي كه حقيقتا به اين نياز جواب بده خيلي كمن. در همين نزديكي دوستان وبلاگي تو كسي رو مي شناسم كه از بوسيدن هم فرار مي كنه و تا به حال هيچ جنس مخالفي رو نبوسيده. فكر مي كنم بايد خود ما هم كه راجع به اين مسئله انتقاد و نظر داريم هواسمون حسابي جمع باشه تا خودمون رو نا خودآگاه سانسور نكنيم!
با سلام
براي من اين سوال پيش آمده كه "يا در كشور سويد در سطح گسترده و به عنوان بخشي از آمورش عمومي چگونگي عشق باري و سكس را به دختران و پسران آموزش ميدهند؟ منظور من .چود كلاسهاي مخدود و خصوصي نيست بلكه در كليه دبيرستانهاي دولتي و بعنوان يك درس اجباري است؟
مهشيد جان در مورد اين آقاي رسا من هم كاملا به تو موافقم.روي اعصاب من هم پاتيناژ بازي ميكنه.در مورد اون مطلب همجنس گرايي هم كه تو وبلاگم نوشته بودم دوباره با كوته نگريش خودش رو قاطي كرده بود.ميدوني.احساس ميكنم با اين جواب هايي كه به همه ميدي بيشتر از همه خودت رو خسته ميكني.باور كن ارزشش رو نداره.نميشه تفكراتشون رو عوض كرده.واقعا دست تنها نميشه.به نظرم همين كه ما لذت عشق بازي رو درك كرديم و اونا از دركش براي هميشه محرومن بهترين تنبيهشون هست.
سلام دوستان - هرچند كه خيلي دير ولي يه جواب هم از من داشته باشيد. اگه يه سري به عناوين كتابهاي آموزش مسائل جنسي ( پيش و بعد ) بيندازيد مي بينيد كه افتخار آنها اين است كه از يك متن قديمي هندي به نام كاماسوترا اقتباس شده اند. من از قضا مسلمان و شيعه هم هستم و تا آنجا كه يادم مي آيد ائمه ما دستورات ويژه اي جهت مراسم جنسي دارند و يك عمل جنسي را حدودا به 10 بخش تقسيم كرده اند. بار اصلي اين كار هم به دوش مرد است يعني در مرحله اول مرد است كه بايد زن را ارضا كند چون زن ديرتر به اورگاسم مي رسد. اما متاسفانه معلوم نيست از چه زماني اين مراسم جنسي كه اين همه دنگ و فنگ دارد بصورت مراسم كثيف قلمداد شده است. خدا از باعث و باني آن نگذرد.
خانم محترم من نميدانم چه عنواني را براي خود برگذيده ايد؟اگر به عنوان يك نويسنده ناراضي سياسي نويس خود را قلمداد كرده ايد كه بايد بگويم سخت در اشتباهيد.قضاوت دادن رتبه سياسي نويسي را به كساني بسپار كه در طبقه بندي اينگونه آثار تبحر دارند نه عده اي كه فقط براي تملق و چاپلوسي و ايجاد تحرك در راه مبارزه دور تو جمع شده اند.در جوامع توتاليتر فضاحتهاي بيشماري صورت ميگيرد كه همگي سر منشعش عدم مردم شناختي است.همان مشكلي كه شما و هم مسلكانتان به آن دچار هستيد .تيغ سانسور و خفقان در كجاي اين گونه جوامع خود نماي نكرده كه شما با افتخار هرچه تمام خودرا آنئيست ميناميد؟آيا فقط اين حكومت جمهوري اسلامي است كه سانسور ميكند زنداني سياسي به زندان ميفرستد و يا اعدام ميكند؟افتضاح كشورهاي كمونيستي را نميتوانيد تكذيب كنيد.در كنار فضاحتهاي سياسي و مردم شناختي در جوامع توتاليتر همه از ديوانسالاري نظام كمونيستي به عنوان يك روشنگري ياد ميكنند.من مطمئنم كه بايد مرد جامعه را بيشتر شناخت.با مخالفان نيز با مسالمت تبادل نظر كرد و نقاط ضعف و قوت هر مسلكي سنجيده شود.جدا از اينكه من در چه جايگاهي و شما در چه جايگاهي قرار داريد.از راه مهر و محبت و ابراز عشق هم حتي ميشود به اين هدف رسيد كه با شناخت كافي از هم انتقاد كنيم.قابليتهاي مردم يك جامعه نه يكسان است و نه شبيه به هم.ميفهمي چي ميگم يا بازم خودتو ميزني به كوچه علي چپ؟اگر انسان تواناي كشتن نداشت هيچ رژيم سياسي نميتوانست از راه كشت و كشتار جنگ به راه بياندازد و به مقصود خود دست يابد.اما انسان ميتواند بكشد.به نقطه ضعفهاي انسانهاي كه محكوم به زيستن هستند به ديده ترحم نگاه نكن.همين انساني كه با ترحم به او نگاه ميكني زماني كه قدرتمند شود با تمام نظامهاي فكري به نوعي شكاكيت ذهني پيدا ميكند و با جدا سازي افكار و تفرقه خود را قدرتمند تر ميسازد.اين را آويزه گوش كن كه هميشه در برابر نيروي قويتر ضعيف هستيم.
آقای ابلیس . شما گل بودید به سبزه نیز آراسته شدید. همین مانده بود که برای دشمنان اسلام عزیزتان قمه بکشید. من اگر در این سوی دنیا پای کامپیوتر نشسته ام به دلیل همان اسلام عزیزتان است که امیدوارم سر به تن حقیرش نباشد. ( من به عقیده کسی توهین نکرده ام ها. اسلام عزیز همان اسلام سیاسی است که زده دهن همه را سرویس کرده )
در ضمن شما دیگر چرا به آزادی بیان این فضای محدود پناه آوردید؟ شما که آزادی بیانتان را کسی ازتان نگرفته است. این ما هستیم که به این فضا نیاز داریم. شما بروید لطفا در رادیو تلویزیون مملکت اسلامیتان از اسلامتان دفاع کنید. نه اینکه بگویم این حق را ندارید که بنویسید. نه ، من مثل شما نیستم. اما خنده ام می گیرد وقتی کسانی را می بینم که هم از توبره می خورند و هم از آخور. در آخر سر هم به عنوان یک فرد حزب الهی ادعا می کنند که یک دل نه صد دل عاشق زنی آتئیست شده اند که تبعیدی همانهاست.
روزگار خنده داریست جناب.
برای آخرین بار می گویم. دوستان مرا در اینجا تهدید نکنید.
رهگذر عزیزم. یه بار فکر میکنم قبلا اینو گفتم که انسانی که دچار اختلال تعادل روانی نباشد نیازی ندارد که اینچنین له له بزند و با چند نفر رابطه داشته باشد.
من شنیده ام که در ایران سکس گروهی به مراتب بیشتر از اینجاست. و جرائم جنسی هم آنچنان در خفا صورت می گیرد که زنان حتی از ترس آبرویشان جرات نمی کنند مجرم را معرفی کنند.
اینکه افراد چند رابطه را در پارالل با هم نگاه دارند چیزی بجز ارضاء نیازهای طبیعی است. این ارضاء عقده های چندین ساله است. به رابطه جنسی ربطی ندارد.
جناب رهگذر خواهش ميكنم به خاطر گل روي دوست عزيزت هم كه شده پاتو از كفش من بيرون بيار.من سالهاي سال است كه آسيب نتيجه گيريهاي غلط اطرفيان را خوردم.خواهش ميكنم خودتو داخل محوطه شخصي من نكن و اجازه بده از اين آزادي بياني كه اينجا جاري است من هم سهمي داشته باشم.سوسه اومدن و خراب كردن اين و اون اساسي ترين خصلتي است كه ما ايرانيها بايد از آن دوري كنيم.من مطمئنم در مورد تصميم گيري مهشيد جهت گسترش روابط في مابين كوچكترين دخالتي نميواني بكني.بيخود سعي نكن چشم و گوش مهشيد عزيز رو با نسبت دادن بسيجي به من باز كني.من پايبند اعتقاداتم هستم و هنوز غيرت جنگيدن با دشمنان اسلام در من از بين نرفته.شهامت داشته باش رهگذر جان و هر وقت با دمشنت رو در رو شدي آن هنگام به قلبش نشانه برو.
منطق شما رو قبول دارم. درسته. توي دانشگاه خيلي از بچه هاي با استعداد رو ديدم كه به خاطر احساس نياز به داشتن رابطه با جنس مخالف و نداشتن اين رابطه ( بخاطر خجالت ترس و يا حتي طرز فكر خودشون كه چنين رابطه اي رو گناه محسوب ميكرد ) دچار افسردگي هاي شديد بودند. قبول دارم كه سكس لزوما نبايد با عشق باشه. گرچه اينگونه ايده آل هست. اما فكر ميكنم اگه تو جامعه اي آزادي اين انتخاب وجود داشته باشه كمتر كسي پيدا ميشه كه با چندين نفر سكس داشته باشه. اگه هر كس دوستي از جنس مخالف داشته باشه و با اون راحت باشه فكر نمي كنم دنبال تنوع باشه.
رهگذر جان..ببین من با مقدس کردن عشق و رابطه جنسی هم زیاد راحت نیستم.
ببین.. رابطه جنسی یه نیازه. آدم مسلما از اینکه رابطه جنسی نداشته باشه نمی میره. یعنی اگر آقای ایکس یه بار مایل به سکس بودند و خانمشان مایل نبود. آقای ایکس رو به قبله نمی افتد. اما اینکه آقا یا خانم ایگرگ... برای همه عمر از رابطه جنسی معاف باشند، این برای سلامت روحی و روانی ایشان چندان سازگار نیست.
در غرب یک رابطه ای است که اسمش را می گذارند رابطه دوستانه. یعنی طرفین عاشق هم نیستند. شاید وجه اشتراک کمی هم با هم داشته باشند اما گاهی همدیگر را می بینند و رابطه دارند. بعد هم هیچ توقعی ندارند. این رابطه برای خیلی ها وجود دارد. من خودم میشناسم آدمهایی را که اینگونه رابطه دارند. معمولا در سنین میان سالگی هستند. کسانی که دیگر از عشق نا امید شدند. و تا آخر عمر هم نمی توانند منتظر رابطه عاشقانه بمانند. برای این رابطه هم عموما یک نفر را دارند.
منظورم این است که این یک رابطه است. نه اخلاق و نه تقدس در آن حکمرانی میکند.
اگر رابطه با عشق باشد مسلم است که ایده آل است. اما این دنیا دنیای ایده آلی نیست. چرا روابط آن را ایده آل می خواهیم ؟
ادامه:
....اما طرف ديگه داستان رو هم بايد ديد. پسري كه تو اين جامعه بار مياد ممكنه به خاطر مساله بكارت و مسائل عرفي ظاهرا آزاد تر باشه اما عملا اونهم اسيره. پسري كه از داشتن يك رابطه سالم و كامل با كسي كه دوستش داره محرومه اونم اسيره. پسري كه حق انتخابي به جز روسپيان نداره اونم از ازادي بهره اي نبرده. زندانش بزرگتره اما همچنان اسيره. مساله اينه كه در جامعه ايران ميزان آگاهي براي هر دو طرف خيلي كمه.
ببينيد من تصور ميكنم كه تفاوت اساسي بين ايران و جوامع باز تر در دو مساله است: اول اينكه چه زن و چه مرد به دليل اينكه جامعه قبول كرده كه آموزش اين مسائل لازمه راه براي كسب آگاهي دارند. مثل ماها نيستند كه سال اول دانشگاه با چه ترس و لرزي رفتيم يه دونه كتاب آموزش مسائل زناشويي خريديم كه يواشكي با بچه ها تو دانشگا ه بخونيم و قدرت خدا يه دونه آناتومي ساده هم تو اين كتاب به تصوير كشيده نشده بود. پس اگر بخواهي ميتوني آگاه بشي و چون جامعه نسبتا بازه ميتوني آگاهانه تجربه كني . نكته دوم اينه كه اين آگاهي قدرت تشخيص ميده. اينطوري نيست كه مردا و زناي غير ايراني از مادر كاماسوترا زاده بشن. اينجام ممكنه آدم به تور يه آدم بيفرهنگ بخوره. اينجام ممكنه با فردي برخورد كني كه فرهنگش sexistهست اما نكته اينه كه تو ديگه حقتو بلدي و ميدوني كه داره باهات بد رفتاري ميشه. بنا بر اين حقتو طلب ميكني و اگر نشد جدا ميشي. مشكل اينه كه همونطور كه تو كامنت پايين هم مثال زدم نه تنها آگاهي داده نميشع بلكه كليشه هاي غلطي جاي حقايق ملكه ذهن زنها و مردهاي ما شده كه باعث ميشه خيلي وقتها حتي نميدونن كه حقي داره ازشون ضايع ميشه چه برسه به اينكه طلبش كنند.
خوشحالم كه بالاخره فرصت شد منم بشينم و نظرم رو بگم. ببينيد من فكر كنم حرف شما درسته. اينطوري نيست كه بخواهيم جامعه رو به دو بخش زن و مرد تفسيم كنيم وبگيم كدوم بخش كمتر بلده. مساله اينه كه جامعه به طور كل مشكل داره. مساله اينه كه افراد ممكنه سكس (صرف عمل دخول)رو به طور غريزي بدونند اما فرهنگ اين كار وجود نداره. يعني اون بخشي از عمل كه اكتسابيه و آگاهي لازم داره غايبه. منظور من اين نيست كه هركسي سكس داره و عاشق طرفش نيست بيفرهنگه. اين اتفاق ميافته و به نظر من اگر هردو طرف موافق باشند و كسي ديگري رو مجبور به كاري نكنه ايرادي هم نداره. مساله اينه كه فرهنگ سكس يعني فرد اولا به خودش و بدنش احترام بگذاره و دوما همونقدر كه براي خودش حق قائله و دوست داره كه لذت ببره براي طرفش و بدنش احترام قائل باشه و براي اونم نه در حرف كه واقعا حق قائل باشه. يه همچين مسائل ريز رواني هستند كه فرهنگ سكس رو معلوم ميكنند. و همين ها هستند كه از اساس آموزش داده نميشند نه تنها توسط جامعه بلكه حتي توسط خانواده ها. من تو بهترين نقاط تهران بزرگ شده ام. خانواده ام تحصيل كرده اند اما يادم نمياد حتي يك بار كسي منو نشونده باشه و برام از رابطه با جنس مخالف حرف زده باشه. نه فقط سكس بلكه حتي رابطه شخصي و فردي. هرچي بوده يادگيري تجربي بوده. من وقتي رفتم دانشگاه بودند دخترهاي 18 ساله اي كه هنوز نميدونستند بچه چطور درست ميشه...اين خيلي فاجعه است. و تازه اين ادمها اهل همين كرج خودمون بودند. دخترهاي تهراني و غير مذهبي بودند كه فكر ميكردند زنهاي با كلاس بايد از سكس بدشون بياد. دوستان مذهبي داشتم كه سعي ميكردند سكس رو از روي كتابهاي شبيه رساله آقايون مذهبي ياد بگيرند و همنطور كه دوستمون گفت اين كتابها تنها كاري كه ميكردند از مرد تصوير يك موجود بيچاره اسير شهوت ميساختند و از زن موجودي كه زندگيش بايد وقف همچين مردي باشه....
حوضورتون عرض شود كه ما علي الحساب با افكار كسي كار نداريم ميخواييم جدا از افكار شوما و باقي آياقون و خانومها يه چيزي بگيم و اون اينه كه اگه من الان بيام تو سايت شوما به يه بابايي دست به يقه بشم" آیا اون بابا بايس بياد با شوما (مهشيد= صاحب سايت) كه اين وسط هيچ دخالتي نداريد قاطي كنه ؟؟؟ما قبلا هم گفتيم كه هر كي واسه سايتش نظر خواهي وا ميكنه يعني اينكه يه قسمت از سايتش رو وقف عموم كرده وهركسي ميتونه وارد اين قسمت عمومی بشه و صاحب سايت هيچ مسئوليتي بابت کارهای ديگران که در قسمت عمومی سایت (قسمت نظر خواهی) صورت میگیره نداره . حالا شوما فرض کن که چشم ما شوما رو یه جایی وسط فضای مجازی گرفت و اون مکان اسمش سایت زیتون بود و عشقمون کشید که بغلتون کنیم و لپای شوما رو همونجا گاز بگیریم خب زیتون بیچاره این وسط چیکاره حسنه !!!!!!مسئولیت این گازهای که از لپ شوما گرفته شده به عهده گاز گیرنده ست که لات اینترنتیه نه زیتون!!!!شوما اگه دلتون خواست باید چوب ور دارید و بزارید دنبال لات اینترنتی نه اینکه زیتون بدبخت رو بزنید ...این کار بقول لاتها نامردی بقول فمینیستها نا فمینیستی محسوب میشه....خلاصه از ما گفتن... ما اینجوری حال نمیکنیم
گنه کرد در بلخ اهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری
اخه این که نمیشه !!! گرفتی چی چی میگم...
برگرفته از کتاب مرام نامه لاتی تصحیح شده توسط عباس
سياوش جان. منظورم تو نبودي. اصلا و ابدا. تو كه داري به بحث كمك ميكني. منظورم كساني هستند كه با توهين سعي ميكنند به بقيه برچسب بزنند و نذارن يه جو سالم حتي توي كامنت ها باشه. در مورد برداشت من از سكس آزاد. من هم مخالف مجازات براي سكس از روي رضايت هستم. همه به نوعي آزادند كه رفتاري رو كه دوست دارند در پيش بگيرند. سكس آزاد از نظر من نه از ديد جامعه بلكه از ديد خود فرد بود. نداشتن قيد و بند براي سكس توي ذهن خود فرد. اينكه خودش رو مجاز بدونه با هر كسي خواست سكس داشته باشه. خوب. راستش من مجازاتي براي اين افراد قايل نيستم اما خودم هم اصلا چنين روشي رو نمي پذيرم و به نظرم كار كثيفي هست.
رهگذر عزيز، اگر منظور شما از بي ادب بودن، منم، باور كن سوتفاهم شده، من هرگز قصد بيادبي نداشتم. اين كه اشاره داشتم به برداشت اشتباه بعضيها از Free sex، منظورم اصلن بعضيها، شما نبوديد(باور كن من شهامت اين را دارم اگر كه منظور شما بوده باشيد.). تنها خواستم توضيحي در اين مورد كه اشتباه برداشت ميشود، داده باشم، باور كن وقتي اين را ميگفتم ياد منجمله همكار ژابني قديميام افتادم كه تا فهميد ساكن دانمارك بودم يكي از اشارههاش هم اين Free sex بود با همآن برداشتي كه ذكر كردم(هم آن بكن بكن.). وانگهي اگر با آن تعريفي كه من از سكس آزاد كردم، چه عيبي داره كه شما مدافع آن باشيد، من كه افتخار ميكنم كه مدافع تحريم مجازات(مانند شلاق، حبس، اعدام، سنگسار) روابط جنسي افراد باشم. حالا يك رهگذر عزيز، من تعريف سكس آزاد را تا آن جايي كه ميدانستم، حداقل براي شما توضيح دادم، حالا شما هم لطف ميكنيد كه توضيح بديد كه ادب يعني چه، و داراي چه ويژهگيها و مشخصات خاصي است را از نگاه خودت توضيح بدي. اگر دوست داشتي ميتوني روشن كني كه برداشت و تعريف خودتت را از سكس آزاد چيه. ممنون ميشوم.
ابليس بسيجي. تو اولين كامنتم نوشتم كه خوشحالم كه منطقي حرف ميزني و الان هم بايد بنويسم كه متاسفم كه باز هموني هستي كه بودي.
و اما رسا
تو اگه عشق رو عشق افلاطوني ميدوني اين هم يك انتخابه. و سكس رو اگه يه عمل حيواني ميدوني كه نمي خواي عشقت رو با اون خراب كني اين هم يك طرز فكره.
اما اينكه خيلي از پسرها اين كار رو ميكنند به نظرت دليل منطقيه؟
در مورد توهين هات هم به مهشيد. اين حرفها رو از كجا فهميدي؟ تمام چيزهايي كه مهشيد به تو گفت توي كامنت هات مشخص بود و من هم همين فكر رو درباره تو كردم. دوستاني مثل تو هم كم ندارم كه كلي دوست دختر دارند و به همشون هم قول ازدواج ميدن تا راحت تر باهاشون سكس داشته باشند.
اما كجا مهشيد گفته كه بايد بدون قيد و بند سكس داشت؟ كجا گفته كه من هر كاري خواستم بكنم بايد بكنم و كسي حرفي نزنه؟
مهشيد گفت كه اگه زن تمايلي نداشت نبايد اونو وادار به سكس كرد. همين. و فكر كنم دعواي شما هم از اينجا شروع شد نه؟
يواااااااااش بابااااااااااا. يه جوري حرف ميزنيد كه انگار من مدافع سكس آزاد هستم. من تو اولين كامنتم نوشته بودم راه حل شما چيه؟ سكس آزاد؟ مهشيد پرسيده بود كه سكس آزاد يعني چي. اون لينك رو دادم كه معني سكس آزاد برات بايد مشخص باشه. در نهايت بايد بگم كه من از سكس همراه با دروغ و بدون عشق حتي اگه باعث آموزش جوانها بشه و يا حتي اگه يه نياز باشه متنفرم. حرف من اينه. من به نظرم اگه سكس با كسي باشه كه دوستش نداشته باشي جنبه حيواني پيدا ميكنه و من به هيچ عنوان خوشم نمياد. به قول خود مهشيد آدم به خاطر اين نياز كه نميميره. اينا رو گفتم كه سو تفاهم نشه.
من منتظر صورت ديگه ي قضيه ميمانم تا شايد از راه برخورد شديدي كه قرار است به واسطه تهديد شما بوجود آيد تخم محبت و گذشت در نهاد شما كاشته شود.من به اندازه شما كله شق نيستم. به شما حق ميدهم چون با سمج بازي من آشنا نيستيد.به شما قول ميدهم تسليم شويد.البته كه حالي به حولي منم موافقم .........حاليم كن كه من تشنه حالي شدنم."حالي" كردن به تعبير من يعني حال و حول كه من بشدت با آن موافقم.
مگه اینکه آقا رسا باشه که کرده و شده :))))
اين اون جمله قصار خانوم عالم و آزاده و با منطق(كلى از اين لقب هايى كه متاسفانه خايه مالى در بين ماها خيلى زياده...حتى خايه مالى بى ثمر!!)
مشكل زنانى مثل اين خانوم مثل مردهايى هست كه ميگن ما هر كارى دلمون ميخواد ميخوايم بكنيم و زنمون چيزى نگه يعنى شب دير بياييم هر جا دلمون خواست بريم و زن هم جيك نزنه!! حالا اين خانوم هم ميگن من هر كارى دلم خواست بكنم و مرد چيزى نگه.
اصولا بعضى ها براى زندگى مشترك ساخته نشده اند.چه مرد و چه زن!! خوش باشى خانوم با منطق;)
من از رو واقعيت حرف ميزنم و شما چيزهايى رو ميگيد كه امكان ندارد عملى بشود. خانوم جان واقع بين باش مردى كه با زنى مسن ازدواج كند خيانت ميكند.سكس در زندگى مشترك خيلى مهم است.من هم ميدانم در زندگى مشترك تفاهم مهم است كه در سكس هم بايد تفاهم باشد.
براى ساير خوانندگان عرض كنم كه اين خانوم در ظاهر اينجورى حرفهاى قشنگ ميزند ولى باطنش چيز ديگرى است كه در اين جمله بروز كرده:
منم به تو ميخندم كه حداقل نميتونى ظاهر رو حفظ كنى و زود خودتو نشون ميدى!!
تو اگه عشق ميفهميدى كه آلان روزگارت اين نبود كه تنها باشى و قطعا ميتونستى با يكى بالاخره سازگار باشى!!
شما كه دم از منظق ميزنى بگو منطقت كو؟؟! يك جا ميگى عشق همش سكس نيست بعدم كه مياى در مورد عشق مينويسى 80درصد حرفهات در مورد سكس هست!!
بعدشم من با دوست دخترم تا حالا سكس نداشتم چه برسه به آنال سكس!!!!!:))و دلمم نميخواد با اون سكس داشته باشم و بهشم فكر نميكنم.حالا چرا اينجوريم با اين نميدونم چرا.
اما سكس رو دوست دارم.با كسانى هم اين كاره بودن مدتى دوست بودم(اما عاشقشون نبودم:)) ) اينا واقعيت.خيلى از پسرهاى ايرانى اين كار رو ميكنن.حالا تو هر چقدر ميخواى فرياد بزن و دم از منطق بزن.
حالا كه اين همه دم از غرب ميزنى شايد تصورت اينه كه من نديدم اما با اكراه تمام اين موضوع رو ميگم كه من دوران تحصيلاتم رو در كانادا گذروندم و ديدم كه پسرها يك دوست دختر دارند اما با دخترهاى زياد به قول خودشون ديت Date ميكنن.هيچ هم روانى نيستن(روانى اونايي هستن كه شما فكر ميكنيد ازشون داريد دفاع ميكنيد) نمونه اش اين هست كه كلى از اين سايت هاى ديت و ملاقات اينترنتى هست.يكيش بابا همين ياهو هستhttp://personals.yahoo.com اينجا شما ميتونيد ديت داشته باشيد و حتى مدت دوستيتون رو مشخص كنيد تا ديگر كاربرها بدونن شما حاضريد چند روز دوست بمونيد(يك چيزى تو مايه ى صيغه كردن آخوندها)اصلا قسمت Personals سايت هايى مثل MSN/Yahoo/AOL بسيار پرطرفدار هستند.حالا شما هى نيا بگو كه پسرهاى غربى از اين كارها نميكنن و اين كارها فقط ماله پسرهاى ايرانيه!!! آقايون و خانوم هاى عزيز بهتر به اون آدرس بريد و ببينيد.
اگر هم سايتى تخصصي فقط براى سكس ميخواهيد اين سايت هستhttp://adultfriendfinder.com البته متاسفانه براى كانادا و آمريكا هست!!
هاله، banoo و نوشي عزيز ممنون براي بحث و مجادله.
يك رهگذر عزيز، بهتر نيست به جاي سكس آزاد كه ترجمه همآن Free sex است، به رابطه آزاد فكر كرد. Free sex به اشتباه اين گونه برداشت ميشود كه يعني هر كسي به هر كي دستش رسيد، هم آن كاري را بكنه كه مهشيد دوست نداره من اينجا بگم. اما در رابطه با خوده اين واژه سكس آزاد بايد گفت(تا آن جايي كه من ميدانم) كه غرض و معني آن اين است كه هر فرد بالغي در داشتن سكس چه خارج از محدوده زندهگي زناشويي و چه در محدوده غير آن به عبارت ديگر چه آدم متاهل باشه و چه مجرد، مختار و مختار است بدون ترس از كيفر جزايي، سكس با فرد ديگري داشته باشد و هيچ قانونگذاري مجاز نيست كه اين عمل را ممنوع و براي آن مجازات تعيين كند.
آقای ابلیس. انتخاب شما من هستم ؟ خیلی ممنون. اما انتخاب من شما نیستی. اینو می تونی بفهمی ؟
نه یعنی نه.
نه به معنی شاید نیست
نه به معنی حالا ببینم نیست.
نه به معنی ناز و عشوه نیست.
نه به معنی بعله نیست.
نه یعنی نه.
می تونی بفهمی ؟ یا به طریق دیگه ای حالیت کنم ؟
فقط این را بگم و برم رهگذر جان.
لازمه آزادی ، آگاهی است. در هر زمینه ای. در هر موردی که فکرش را بکنی اگر آگاهی نباشد ، آزادی حتی به ضد خودش بدل می شود.
رهگذر جان. این لینکی که به نوشته من دادی در باره یک کلونی بود که در آن رابطه جنسی آزاد پراتیک می شد. در انتها هم به این صورت در آمد که چندان هم آزاد نبود. یعنی افراد آزادی انتخاب نداشتند. در همان جا نوشتم که انتقادات من به این شکل رفتار چی بود.
اما در مورد سکس آزاد.که منظورت فکر می کنم همان رابطه آزاد جنسی است، (خوب فرقش چیه دختر ؟ خودتو گرفتی ؟)من سوال و جواب تو و سیلویا را خوندم. دقیقا حرفهای سیلویا را می فهمم. اینجا دخترها و پسرها اینطوری رفتار می کنند. مگر اینکه آدمهای عقده ای باشند و با چند نفر در آن واحد رابطه داشته باشند. فکر می کنم مشکل در ایران هم این است. از سکس یک عقده ساخته است و نه یک رابطه سالم.
رهگذر عزیزم. آدمی که بهش می گن حق نداری چیزی بخوری معمولا مثل آدم غذا نمی خورد. وقتی به غذا می رسد لف لف می خورد. سکس هم یکی از نیاز های آدمی است. اگر درست به آن برخورد نشود به شکل یک عقده بروز می کند و برخوردهایی مثل برخورد آقای رسا را نمایان می کند دیگر.
انسانهایی که یاد گرفته اند که رابطه جنسی یکی از نیازهای انسانی است که در رشد آنان مفید است ، یاد می گیرند که با آن برخورد درستی کنند. درست مثل غذا خوردن یا حرکت کردن و یا هر نیاز دیگر انسانی.
در مورد رابطه جنسی آزاد هم ، باور کن هر گونه آزادی می تواند انسان را به کمال برساند اگر انسان حقوق خود و دیگران را در آن به رسمیت بشناسد. سکس آزاد و عشق آزاد هم به همین ترتیبند
زماني كه متعصبانه كسي رو ستايش ميكني و مجبوري براي تصاحب قلب و روح اون شخص خودتو به هر آب و آتشي بزني و با عقايد و طرز فكرت به شكلي بي رحمانه به ستيز بپردازي "ديگه نميتوني دم از عشقي آزاد بزني كه با هر تلنگري ميشه اونو به خيانت مبدل كرد.اگر مادر جواني داشته باشي كه تصور كني هنوز زندگي جنسي او بهتر و كاملتر از تو ميگذرد" برايت حالتي مشمئز كننده پديد ميايد كه تا مدتها تصور هر چيز جواني حالت را دگرگون ميسازد.الان زمان آن رسيده كه با مادري دلسوز و توانا به معاشقه و عشق بازي بپردازم تا شايد خلا دوران نوجوانيم به نوعي مرتفع گردد.براي تجربه اين دوران انتخاب من تو هستي.بيا و با سختگير هاي بيهوده در پي كسب امتياز نباش ناقلا.اين سنت ديرينيه ناز و ناز كشي را كنار بگذار.با واقع بيني سعي كن براي جا باز كردن در قلب من قدم برداري.درست مثل زني كه براي رسيدن به اوج لذتي جنسي خود كوشش ميكند و در نهايت او و معبود اش از اين رابطه لذت ميبرند.براي رسيدن به ارگاسمي از شما از آن سخن به ميان آورديد تلاش دو طرف ضروري است.با اين پاسخهاي گمراه كننده و مجهول تنها چيزي كه عايد شما خواهد شد تحليل رفتن قوت و انرژي من براي رسيدن به منظورم خواهد بود كه در نهايت آنهم به نفع شما نيست.
به هر حال. کاری که رسا میکنه و دوست دختراش میککند شاید مخفیانه باشه اما به نوعی آزاده اینکه خودت رو محدود نکنی و با هر کس که خواستی سکس داشته باشی. فقط باید مخفیانه باشه. چیزی که الان تو جامعه ایرانی خیلی خیلی زیاد شده. هر پسری چند تا دوست دختر داره و برعکس. البته بحث من این نبود. حرف من این بود که باید چی کار کرد؟ و سوالم این بود که پیشنهاد تو و بقیه دوستان چیه. اگه میگی این وضع بده باید چیکار کرد؟ الگوی اروپا خوبه؟ البته من دوستی آلمانی داشتم که راجع به روابطش با پسرها باهاش صحبت کردم. خیلی از روابطی که تو ایران هست بهتر بود و حالت بهم نمی خورد از روابط سکسی با همه کس. میتونی اینجا بخونیش. http://chimikhay.persianblog.com/1383_4_chimikhay_archive.html#2034587
دکتر فاوست عزیز. با رسا مشکلی ندارم بجز تفکرش. تفکر رسا را از میان نوشته اش دریاب و اگر تو با این تفکر مشکل نداشتی..بعد بیا ببینم مشکلم با تو را چه کنم :)
لات اینترنتی جان... طنز خوبی داری ، یه رد پایی از خودت بزار بشه پیدات کرد.
رهگذر عزیزم. ببین..به نظر من این که آقا رسا لافش رو می زنه سکس آزاد نیست. این آقا خودش رابطه داره ولی دوست دخترش آکبنده. خوب این که سکس آزاد نیست . (البته بگذریم از این که احتمالا یه پرده رفو شده را به قیمت هزار و دویست سکه آزادی بهش می فروشن ، ولی همان که دخترک مجبور به این بخیه کاری هم بشه نشان دهنده این است که آزادی نیست)
نه عزیزم. این اولا سکس نیست. چون سکس رابطه دو طرفه است. ایشان فقط فاعل است. مثل هر حاج آقای دیگری که عملش را در 5 دقیقه پشت حجره هم می تواند انجام دهد. این همان " خاک تو سری " است که آن خانم ازش می گفت. دوما آزاد نیست چون که طرفش باید برای شب موعود آکبند بمونه که بتونند دستمال مربوطه را به همه نشان بدهند.
رهگذر جان. بی اغراق. من از سکس این آقا و آقایان مشابه عقم می نشیند. این چه نوع آزادی است که فقط برای ایشان باشد ؟ حتی زنی که با ایشان سکس دارد هم خودش را برای شب ازدواج خودش حفظ می کند و با ایشان آنال سکس دارد (احتمالا دوست دخترشان هم همینگونه فابریک مانده اند ) سکس آزاد ، آزادی دو طرفه است. نه مردانه.
و در ضمن..من عشق آزاد را قبول دارم. دقیقا هم نمی دانم این اصطلاح سکس آزاد چیست. بیشتر توضیح بده.
شروين عزيز. با نصفي از حرفات موافقم و با بقيه نه:)))
با بعضی از انتقاد هايي كه از زنها مي كني موافقم. اما عزيز جان. با توجه به حرف تو مردا بوقند ؟ تو می گی زن سیگنال می ده که با من فقط به عنوان آشپزخانه و رختخواب رفتار کن و مرد هم میگه چشم ؟ پس بفرمایید زرشک دیگه. مرد با تعریف شما این وسط قاطری است که منتظر چشه ؟
اگر همان زن به همان مرد بگه من فقط به درد دانشگاه و کتابخونه و جلسات سخنرانی می خورم اون مرد میگه روی چشم؟ بابا گیو می ا برک دیگه.
در مورد اینکه زنها دنبال کسی می گردند که عاشقشون باشه و نه اینکه خودشان عاشق بشند . با تو کاملا موافقم. اصلا حرف خیلی درستی بود. مرسی. و نمیدانم دلیلش چیه.. باید رویش بیشتر فکر کنیم. من خودم این تجربه را داشتم. نه اینکه دنبال کسی بگردم که عاشقم باشه. ولی به عشق او و عاشق بودن او تن دادم و بعد از مدت خیلی کوتاهی هم بریدم. در چند مورد هم این اتفاق افتاد. این حرفت خیلی از مسائل را برایم باز تر کرد. مرسی.
اما من هم از سکس اکسپرت حرف نزدم. از اصول اولیه عشق بازی حرف زده ام که خیلی از مردان و زنان ما آن را بلد نیستند.
من زنی را می شناسم که می گفت : من خیلی هم میل جنسی دارم ولی اون باید بیاد همیشه التماس کنه .
عکسشم صادقه دیگه. مردانی که تا سکس را با التماس بدست نیارن زن را نجیب نمی دانند و فکر می کنند زنی که با میل و رغبت خودش به آغوش آنها می یاد "خراب" است.
من هم از جواب مهشيد لذت بردم. براي كسي كه اينقدر با افتخار از عشق و از سكس با كس ديگري صحبت ميكنه جواب ديگه اي هم نميشه داد. راستي. من آخرش نفهميدم اين آقا رسا معتقده كه عشق بايد با سكس باشه يا نبايد باشه. هر دوش رو گفته. و اما مهشيد عزيز. شايد سكس آزاد همين باشه كه آقا رسا داره و كم نيستند تو ايران خودمون. آيا اين راه حل آموزش سكس هست؟ ميدونم كه ميگي نه. راه حل تو چيه؟ حتي بسياري از پسرها اگه دختري رو دوست داشته باشند به محض اينكه با اون رابطه جنسي برقرار كنند ديگه حاضر نيستند با اون ازدواج كنند. اونا دختري پاك و نجيب ميخوان و تعريفش هم اينه كه دختري كه هيچ رابطه اي نداشته باشه قبل ازدواج حتي اگه اين رابطه با خودشون باشه.
آقاي رسا خان! اگه خونه خانمها به قول شما فقط يه در تو كوچه داره خونه آقايوني مثل شما دو در داره يا بقول معرف "دودره" مي باشد!!! در حياط هميشه بازه و البته يه "باغ سبز" هم پشت در نمايان مي باشد! و ورود براي عموم خانمها آزاد است! حالا اون خانمهايي كه تو حياطند يكي يكي تست مي شند (مي تونند همه باهم هم تست بشند البته :)) بعدش يكي يكي مي فرستيشون تو خونه و تا يه مدت اونجا افتخار زندگي بهشون مي دي بعدش هم باي باي از در كوچه ميفرستيشون بيرون و به عبارتي همونطور كه گفتم "دودره" ميشند. و البته لازمه به قول معروف "جوات" بودنتون و حس اينكه "فابريكشم دارم" هم وجود هميشگي احمق ترين اون خانمهاست در اون خونه پر از مهر و وفا :).
دكتر فاوست جان من البته نميدانم مهشيد با رسا مشكلي دارد يا نه، اما ميدانم كه اصلا با او به خشونت برخورد نكرده. خيلي هم عالي و مستدل جوابش را داده.يعني من كه داشتم جوابش را ميخواندم به خودم گفتم حتما بايد بروم و دست مريزاد بهش بگويم كه نظر شما را ديدم و بجايش اينها را نوشتم.مغز بالا و مغز پايين و اينكه آيا بتوانند آن دو را از هم تفكيك بدهند كه ديگر نهايت نكته سنجي اين مهشيد بلا و حاضرجواب ما بود!
مهشيد جان سلام
بازم من اومدم . بازم مثل هميشه نصف حرفت رو قبول دارم نصفش رو نه !!! :)
بنظر من در اين قضيه اشكال از هر 2 طرفه. اين افراطي است كه توي اين قضيه همه گناه رو گردن مردا بندازيم.
اگه زني به عنوان وسيله باهاش برخورد ميشه ميخواد كه اينجوري باشه. اگه شوهرش براي آشپزخونه و رختخواب ميخوادش يعني اينكه به شوهرش سيگنال داده كه بجز اين دو بدرد چيز ديگه نميخوره پس حداقل اين 2 تا رو بايد خوب انجام بده ! تاكيد تنها روي مسئله سكس براي احقاق حقوق زنان گمراه كننده است.
چون بهره بري از سكس تا زماني كه عشق وجود نداشته باشه براي هيچ طرفي امكان پذير نيست.و پرداختن با اين مورد به تنهايي راه به جايي نميبره.
چون هر چقدر كه زنان در اين مورد آزادي داشته باشن به پاي آزادي زنان نيويوركي كه نميرسن. و ميبينيم كه آزادي در سكس در مورد اين زنان كار رو به چه ابتذالي كشونده. بنابراين تنها به آزادي در اين مورد پرداختن باعث انحراف از هدف اصلي ميشه.
و اما انتقاد من از خانوماي ايراني اينه كه دنبال كسي نميگردن كه دوستش داشته باشن دنبال كسي هستن كه دوستشون داشته باشه. لطفا به اين نكته ظريف دقت كنيدو باور كنيد فقط مربوط به خانمهاي داخل ايران نميشه حتي كساني هم كه در بلاد كفر !! :) قرنها ساكنند اينجورين ! خوب نتيجه اش هم معلومه.پس از دوران شيرين قربون صدقه ها مسئله سكس براي خانومها عادي ميشه و چون اون عشق عميق ناشي از انتخاب آگاهانه وجود نداره سكس ميشه جون كندن! و حق هم دارن چون سكس بدون عشق همون 5 دقيقه ايست كه بهش اشاره كرده بودي.ولي اگه عاشق باشي حتي يك بوسه هم ميتونه راضي نگهت داره(چه براي خانوما و چه آقايون) و احتياج نيست كه سراغ زن همسايه رفت!
براي داشتن روابط خوب نياز نيست كه حتما سكس اكسپرت باشيم آدم عاشق راهش رو پيدا ميكنه. خانومها هم اگه از اين روش برخورد ناراحتند اول شخصيتشون رو براي طرف ثابت كنند بعد كلايه كنند.
ببخشید یادم رفت بگم که سایت شوما بطور خيلي وحشتناكي high class هستش ....جوريكه هر موقع اين ايرج بچه خور ما ميخواد سايت شوما رو بخونه اول ميپره كراوات ميزنه بعد ميشينه پاي كامپيوتر و فرهنگ حميد سوسك خور رو جلوش وا ميكنه تا يه موقع معني چيزي رو عوضي نفهمه بعد شروع ميكنه با صداي بلند سايت شوما رو خوندن
خب مجددا عزت زياد ...لطفا فحش با اسم مستعار يادتون نره
سابیلیکم اون شعر پایینی از طرف داداشمون یعنی لات خارجیه که ایشون تحصیل کرده خارج هستن و از رشته کسشعر گویی سه بعدی فارغ التحصیل شدنایشون الان 80 ساله خارج تشریف دارن واسه همین کلا فارسی یادشون رفته و تو خونشون هم اصلا فرهنگ عمید ندارن به جاش فرهنگ حمید سوسک خور دارن. خب .فعلا عزت زیاد
Fuck authority
Silent majority
Raised by the system
Now it's time to rise against them
We're sick of your treason
Sick of your lies
Fuck no, we won't listen
We're gonna open your eyes
Frustration, domination, feel the rage of a new generation,
we're livin', we're dyin' and we're never gonna stop, stop tryin'
Stop tryin'
be binam mahshi jan ine rasme mehrbani? age hame ye aghayon be to hal bedan hichi nemigi vali ta ey agha i ye cherti goft chob bokoni to kone hame ye marda y ironi ? .bazam chakerim
آقای رسا..دنباله
البته خوب است که اینجا می نویسید. چون دقیقا نوشته های شما اثبات سخنان من است. مثلا با دیدن نوشته شما حرف آن زن برایم تازه شد که می گفت وقتی به شوهرم می گفتم من نمی خواهم ، می گفت پس برم زن همسایه را بکنم ؟
این آقا را وقتی دیدم بیشتر یاد حیوانات افتادم که وقتی یکی بهشان راه نمی دهد می روند سراغ دیگری. حرف شما هم دقیقا همین دید را داشت. انگار نه انگار که انسان با حیوان متفاوت است و مغزی دارد که میتواند به کار گیرد.
بعد هم. زنهای فمینیست از بابت ازدواج کردن با مردان جوانتر شکایتی نکردند . من در همان ایران زنان فمینیستی را می شناسم که با وجود سن بالای 50 با مردان 30 ساله رابطه دارند ، شما ابدا خودتان را ناراحت نکنید.
اما چیزی که من می گویم این است که در زندگی سن نیست که باید تایین کننده باشد. بلکه همراهی و همخوانی است. مثلا این دوستی که اینجا می نویسد که می خواهد با زنی مسن تر ازدواج کند تا خوشبخت شود ، قائدتا این مسئله خوشبختی او را به دنبال نمی آورد. ولی کسی بابت ازدواج با جوانتر و یا مسن تر شکایتی نداشت آقا. شما خونتان را اینقدر کثیفتر نکنید.
آقاي رسا. تو همواره رو اعصاب من پاتیناژ بازی می کنی. از آنجایی که پاتیناژ هم بلد نیستی هی سکندری می ری و با مخ میای رو اعصابم.
ببین آقا. تو خودت گفتی که سکس داری ولی نه با دوست دخترت. ( امیدوارم که دوست دخترت هم سکس داشته باشه ولی نه با تو ، و سر آخر یک پرده رفو شده را به قیمت 1200 سکه آزادی بهت بفروشند ) شما بالاخره از نظر جنسی خودت را ارضا می کنی . حالا اینجا لطفا از عشق حرف نزن چون کسی که عشق را تجربه کرده باشه اصلا نمی تونه با کس دیگری رابطه جنسی داشته باشه. مگه اینکه آقا رسا باشه که کرده و شده :))))
بعدشم که . تو اصلا چیزی از فانکسیون بدن زن نمی دانی عزیز جان. زن یائسه فقط نمی تواند بچه دار شود. اما از تو هم بهتر بلد است عشق بازی کند. چون با این اخلاقی که تو داری می دانم عشق بازی کردنت مثل آن آقاهه است که می گه ...بگذریم.
سوما. مردی که حشری شده است اگر همسرش نخواهد رابطه داشته باشد می تواند اگر انسان باشد رابطه را به زن تحمیل نکند و به او تجاوز نکند. شهوت همانطور که زیاد می شود فروکش هم میکند و شاید کسی تا به حال این را به شما نگفته باشد ، ولی اگر مردی شهوتش عود کرد و قادر به داشتن رابطه جنسی نبود ، باور کنید نمی میرد. بعد هم که یعنی چی مگه دست خودشه که شهوتش را از بین ببره ؟ ببینم پس در بدن شما بالاتنه یه راه می رود و پایین تنه راه خودش را می رود و اختیارش دست خودش است ؟ آقای رسا. مردها هم چیزی به نام مغز دارند جانم. و این مغز همانگونه که در بدن زنها تایین کننده اعمالشان هست ، می تواند بدن شما را هم کنترل کند. راستی مغز آن است که در قسمت بالای بدنتان ، در کره سر قرار دارد. آن یکی که آن پایین است و اینطور که معلوم است اختیارتان را داده اید دستش ، اسمش مغز نیست عزیز جان. اسمش چیز دیگری است .
راستش من هم نمی دانم چرا شما می آیید اینجا. من از مخالفت بدم نمی آید اما مخالفتی که از روی تفکر باشد (تفکر هم از طریق مغز انجام میشود، آن مغز بالایی تان ) مخالفت شما فقط مخالف خوانی است و هیچ تفکری در کارش نیست. شما دقیقا نمونه مردی هستید که من هیچ نقطه مشترکی با او نمیتوانم داشته باشم.
به نظرم اگه يك مرد يك خرده ذكاوت به خرج بده خيلى قشنگ ميتونه حس عاشقانه اش رو بدون سكس ارضا كنه مثلا با يك در آغوش گرفتن به موقع يا يك لب گرفتن به موقع كه مثلا كارشون به سكس كه گزينه ى آخر نرسه.يك چيزى هم بگم كه من با دوست دختر فابريكم به قول شما هنوز لزومى بر سكس نديدم يعنى اشتياقى براى اينكار ندارم و همون نوازش هاى ساده فعلا كافيه(اين فعلا كه ميگم 5سالهD:) يكى از دوستان ميگفت كه قلب مردها مثل يك خونه ميمونه كه حياط داره و دخترهاى زيادى ميتونن بيان تو اون حياط بازى بكنن و بالا و پائين بپرن اما فقط يكى از اونها موفق ميشه كه بياد داخل ساختمان اما قلب اكثر دخترها مثل خانه هاى در از كوچه هست! چرا؟؟!!(يا در خونشون رو قفل ميكنن و ميبندن و هيچ مهمونى رو راه نميدن يا يك پارتى ايى راه ميندازن كه شورشو در ميارن و آخرش مجبور ميشن بازهم در خونشون رو قفل بكنن و بگن همه ى مهمون ها نامردن و نميخوام عاشق بشم!!) در هر صورت عشق بازى آموزش نداره و لياقت ميخواد(سكسش رو ميشه آموزش داد اما خودشو نه)بايد اينقدر آدم بگرده تا بتونه اونيو كه باهاش راحته(نه لزوما مثل خودش و با عقايد خودش بلكه در كنارش راحت باشه)خيلى از پسرها رو ديدم كه ميگم آيا به دختر گفتى دوستش دارى؟عاشقشى؟ ميگه نه!!روم نميشه و منم ميگم بهتره دختر رو بيخيال بشى چون باهاش راحت نيستى.
در مورد همخوابگى وقتى كه زن راضى نيست ازت يك سئوالى دارم.مگه مردى كه اون شب حشرى شده دست خودش هست كه شهوتشو از بين ببره؟؟!! چرا آدم بايد بزنه تو سر نياز هاش و تبديلش كنه به يك عقده؟! خودم جوابى براى اين سئوال ندارم چون هم زن تو اين مورد حق داره و هم مرد.
تو يكى از كامنتها ديدم يكى ميخواد با زن بزرگتر از خودش ازدواج كنه!! در ظاهر ايرادى نداره اما وقتى رسيدى به سنى كه حضرت عالى هنوز ميتونى سكس داشته باشى اما خانوم يائسه شدن چه غلطى ميخواى بكنى جز اين كه جلق بزنىٍ يا به عشقت خيانت كنى!! اون عشق هاى خوشگل كه پسره با زنه بزرگتر ازدواج ميكنه مال تو قصه ها و هاليوود هست.متاسفانه خيلى ها فكر ميكنن عشق پاك نيازى به سكس نداره!! كه اين تفكر خام منجر ميشه كه فكر كنن ميتونن با زن بزرگتر از خودشون ازدواج كنن.اينا رو ديگه خدا تو ذات آدمها گذاشته كه مردها ديرتر غيرفعال ميشن و زنها زودتر!!كاشكى علم ژنتيك اينو برطرف كنهD:كه زنهاى فمينيست شاكى نشن كه زنها چرا
نميدونم چرا ميام باز اينجا!! شايد كرم مخالفت افتاده تو جونم.
ميگم يادته اون بحث همجنسبازي رو؟! گفتى مگه عشق به سكس فقط محدود ميشه و تو اين مطلبت كه ميخواستى در مورد عشق بازى بنويسى بيشتر از قسمت سكسش گفتى.پس به طور ضمنى قبول دارى كه عشق(البته از نوع رمنسRomance با سكس همراه.عشقى كه دوست داشتن هست يا همون LOVE لزوما با سكس همراه نيست مگه با Romance قاطى بشه)
قانون و شرع و فرهنگ و سنت، ملغمه ای رو بوجود آورده اند، همه ما هم به نوعس در ميان اين ملغمه عجيب دست و پا می زنيم. بيشتر آقايون هم به نوعی از بودن اين ملغمه راضی اگر نباشند، ناراضی که نيستند.
بحثي رو كه مطرح كردي، بحثيه که همه اهميتشو می دونن، ولی هيچکس پا پيش نمی ذاره. بيشتر راهنماها و کتابهايی هم که هستن در بيشترشان، مرد است که ديده می شدو نه زن. يادمه چند سال پيش خوابگاه يکی از بچه ها يه کتابی را آورد، گفت بخونيم چه چرت و پرتايی نوشته بخنديم. اسمش بود (دو گُل) بچه ها می خوندند و می خنديدن قاه قاهف ولی من زدم زير گريه و هنوز هم که هنوزه بچه ها مسخره م می کنند. در اون کتاب نقش زن تا حد کنيزی که فقط و فقط برای خدمت آقا آفريده شده بود. هر وقت، هر جا، هر زمان که مرد بخواهد. يک روايتش که شاهکار بود: بهتر است خانمها در منزل لباسهايی را بپوشند که باز شدن و در آوردن آنها راحت باشد، تا اگر مرد زمانی به خانه آمد و همان آن دلش خواست، فوت وقت نشود و مرد از آن حس و حال خارج نشود!
نوشي عزيز، اول من نگفتم كه شما مسئوليد در قبال ادعاي ديگري. بعد مبحث آمار و حدسيات مبحثي بزرگ و خود يك بخش از علوم رياضي است(من خود به شخصه چندين رشته در اين مبحث در دانشگاه درس داشتم و درس راحت و آسوني هم نيست.). اين كه شما از قول يك نفر كه اگر شما اشتباه نكنيد رئيس محتمع قضايي خانوادهست هيچ سنديتي بر علمي بودن اين ادعا نخواهد بخشيد(رسمي بودنش هم جاي شك است). شما از قول اين آقاي حميديان اشاره داريد "كه 75% طلاقهاي داخل كشور در اثر عدم آشنايي زوجين با سكس صحيح واجراي اونه." است. و ديگري ادعا ميكنه كه 99%(حالا چرا نگفت 100% خود جاي سوال است. يك درصد اين طرف و آن طرف كه چيزي را كم و زياد نخواهد كرد.) باعث طلاقها مسايل جنسي ميباشد. حال من از شما سوال كردم كه با اين حساب، سهم ديگر دلايل منجمله كتكزدن، فقر، اعتياد، بيكاري، چندهمسري، و غيرو چند درصد است در حسابي كه شده. اگر اين درصد بالاي آمار طلاق، مسايل جنسي باشد، طبيعتن ميبايد براي كمك كردن رفع اين مسله، اولويتها را به مسايل جنسي و آموزش آن را داد و نه براي مثال كتكخوردن زنان در خانه از دست همسران خود. اجازه بده تنها يك نمونه كوچكي از كشور دانمارك در مورد مسايل طلاق براي شما عنوان كنم. طبق آمارهاي كه موجود است، درصد بالاي طلاق نسبت مستقيمي دارد با مواقعي كه وضعيت اقتصادي كشور رو به وخامت و در نتيجه تعداد درصد بيكاري مردم بالا ميرود(فقر)، و همچنين در ايام كريسمس كه همخوابي با ديگري افزايش مييابد و معمولن در اين مواقع مردم در جشنهاي مختلفي شركت ميكنند و مشروب زيادي هم مصرف ميشود(روابط نامشروع). البته اين تحقيقات در كشور دانمارك و اسكانديناويا صورت گرفته و نميتواند صددرصد با جامعه ما در ايران همخواني داشته باشد(منظورم عوامل فقر و روابط نامشروع در طلاق دخيل بودن است.)، اما ميتواند به ما نمايي را نشان دهد. اگر اين ادعا روي باد شكم آقاي حميديان بوده، بلطبع نه اين اقدام يك عمل شجاعانه به حساب خواهد آمد، بلكه يك عمل احمقانانه و نايختهگانه بوده است و بس.
اين بار نيز نميخواهم بگويم كه اشتباه كرديد. اين سئوال مجهول كه آيا با زني كه از خودم مسن تر است خوشبخت خواهم شد يا خير را به آينده واگذار ميكنم چون هيچ ضمانتي براي اين طرز تفكر هم ندارم.ولي شايد با بازنگري به دوران ما قبل جوانيم به اين نتيجه دست يابي كه شايد اين خواسته نشعت گرفته از دوراني بوده كه من به عنوان زندگي طي كردم.شايد بهتر باشد از همين حالا كمي با مسائلي كه در خانواده ما برقرار بوده بيشتر آشنا شوي.البته نميخوام اين قضيه را به پاي نوشتن خاطرات كودكي بگذاري.از اينجا شروع ميكنم كه من زماني كه بدنيا آمدم در دامن مادري پرورده شدم كه از حيث زيباي و هويت اجتماعي چيزي كم نداشت.با پدرم كه استاد دانشگاه بود و از نظر مالي كمي از مادرم در درجه پايين تري قرار داشت رفتار خوبي نداشت.مادرم هم از تحصيلات خوبي برخوردار بود و دختر يكي از امراي ارتش رضاخان پهلوي.پدرم در عرصه زندگي به چشم يك رغيب به من مينگريست و رفتار خوبي با من نداشت ولي مادرم هميشه مرا لوس ميكرد و مرا عاشقانه دوست ميداشت.حتي شايد باور نكني كه حتي اين امكان را براي من فراهم ميكرد كه به اندامهاي زيبايش ساعتها چشم بدوزم و گاهي هم دست درازي كنم.روزهاي گرم تابستان هيچكس جز من اجازه نداشت در آغوشش بخوابد و من از روي ندانم كاري كاري را ميكردم كه او انتظارش داشت.ولي با گذشت زمان و زماني كه به روزهاي پيروزي انقلاب نزديك ميشديم به صورت كاملا اتفاقي مادرم را بادوست صميمي دائي ام ديدم.وضعيت نامناسبشان باعث شد او را و خانواده ام را ترد كنم و به نيروهاي انقلابي بپيوندم.با ظاهر و سوابق خانوادگي كه داشتم و به نوعي طاغوتي محسوب ميشدم. مدتي طول كشيد تا خود را در نيروهاي انقلاب اسلامي جا كنم.با قابليتهاي كه داشتم و نوع برخوردم با تخلفات اجتماعي خيلي زود اسم و رسم بهم زدم و در آن سنيني كه در آن دوران خيلي هم به نظرم كم نميامد به جنگ رفتم .يك بار مجروحيت و سيزده ماه اسارت باعث شد دق مرگش كنم و براي هميشه از ديدن آن چهره مشمئز كننده خلاص شوم.ولي اين پايان ماجرا نبوده و نيست.بعد از مرگش به انگلستان سفر كردم در آنجا ازدواج كردم و صاحب فرزند.ولي اينطور شد كه با جنس زن بيشتر آشنا شدم.سرخورده برگشتم والان هم با فاصله گرفتن از مسائل اجتماعي و سياسي به فكر تحولي عظيم در زندگي خود هستم..........ادامه اشو بعدا ميگم
آقاي سياوش اين آمار رسمي بود و طبيعتا مسئوليت اين گفته به عهده من نيست. احتمالا همه هم ريشه هستن و اينو هم در نظر بگيرين به ندرت در ايران كسي به دادگاه مراجعه ميكنه و بعلت عدم رضايت در مسائل جنسي درخواست جدايي ميكنه كه شايد براتون جالب باشه بدونين اگه زني به دادگاه مراجعه كنه و از اين موضوع ابراز ناراحتي كنه يا دادخواست طلاقش به كل پذيرفته نميشه يا بايد با بخشش مهريه و گاهي از اوقات بخشش مال طلاق بگيره كه اغلب هم انگ ميخوره. بنابراين حرف آقاي حميديان اشاره به دلايل پنهان طلاق داره كه در لباس هاي ديگه خودش رو نشون ميده. بررسي لايه هاي زيرين طلاق و خشونت در خانواده و نارضايتي در مملكتي كه سالهاست سعي در سرپوش اگذاشتن روي اين نوع مشكلات داره يه اقدام شجاعانه بوده و بايد بهش توجه بشه. آقاي حميديان اگه اشتباه نكنم رئيس مجتمع قضايي خانواده ست.
مهشيد عزيز، همه آقايي ما به همآن الف كلاهدار بود كه برداشته شد. از شوخي گذشته من فكر ميكنم banooي عزيز، كليد حرف آي كلاهدار را نميدونه كجاست(در صفحه كليد و يا همآن كيبورد=Keyboard من براي نوشتن آي كلاهدار با فشار دادن دكمه Shift و گرفتن آن و همزمان فشار دادن دكمه H نوشته خواهد شد.).
نوشي عزيز، يس با اين حساب اختلاف اساسي بين زن و مرد در طلاقها مسايل جنسي است. يس حساب تكليف اعتياد، بيكاري، زورگويي، مردسالاري، سنت، فرهنگ، مذهب، چندهمسري، كتككاري و دهها دلايل ديگر چي ميشه.
چند وقت پيش از قول يكي از مقامهاي رسمي كشور (فكر شخصي به اسم آقاي حميديان) نقل شد كه هفتاد و پنج درصد طلاقهاي داخل كشور در اثر عدم آشنايي زوجين با سكس صحيح و اجراي اونه. فكر ميكنم اينو تو ماهنامه زنان ايران خوندم.
1- ابليس عزيز. مشكل اينجاست كه شما دارید برای رابطه شرط تایین می کنید. می گویید که من که ابلیس هستم با زنی که از خودم بزرگتر است بهتر می توانم خوشبخت شوم. من می گویم همچی خبرایی هم نیست داداش. همان همسر اولت که گفتی. فکر می کنی همسر اولت 20 سال دیگه اگر با همین وضعیت پیش برود تغییری در شیوه رفتارش می دهد ؟ یا فکر می کنی تمام زنهایی که از تو مسن ترند از خصوصیتهای بهتری برخوردارند ؟ من فکر می کنم در خصوصیات انسانها سن یکی از نقشها را بازی می کند ولی تعیین کننده نیست. و این که شرط سنی را یکی از شرایط اصلی برای تشکیل یک زندگی می دانی همانقدر غلط است که مرد های 50ـ 60 ساله به دختر بزرگتر از 30 سال رضایت نمی دهند.
2ـ رهگذر جان. سکس آزاد که ازش صحبت میکنی چیست ؟
3ـ سیاوش ، شیطونی نکن دیگه. حالا رفیقمون سرکش یادش می ره بزاره..تو باید جار بزنی ؟ حالا یعنی صابون رو با سین بنویسند کف نمی کنه ؟ که واسه یه سرکش اینقدر جنجال راه انداختی ؟ از آقاییت که کم نمی شه..چه با سرکش و چه بی سرکش...
banooي عزيز، شما حرف توي دهن بچه ميخواي بگذاري. منظور من اين نبوده و نخواهد بود كه مردان قصد ندارن تغيير كنند(اگر اين برداشت شماست، متاسفانه در اشتباهيد.). شما معتقديد كه ريشه 99% از طلاقها را، بايد توي رختخواب جستوجو كرد، آيا براي اين ادعا نشاني هم داريد و يا اين كه... . اگر نظر خوده شماست، لطف كن، بنويس به نظر من و بعد به دنبال آن هم نميتوان گفت كه واقعيتي است انكار نايذير. در ضمن آقا را با آ مينويسند و نه با ا.
اقاي سياوش خوب حرف مهشيد هم همينه.اقايون در کل قصد ندارن که تغییر بکن.همین که شما فرمودید خودش تصدیق حرفای مهشید.من معتقدم 99 درصد موارد تقاضای طلاق از ناسازگاری تو رختخواب!خیلی ها روشون نمی شه بگن ولی واقعیتی است انکار ناپذیر.
هاله جون منظورم این بود که هستن زنایی که مرد ایرانی براشون خداست.چه جوری بگم منظورم اینه که بدترش هم هست!
مهشید عزیز زبان یاد گرفتن کدومه من هنوز تو خم اولش دارم در جا میزنم.زبونشون مطلقا ادم فهم نیست!
مهشيد عزيز، مرد ايراني در خارج همآن آتوريته(Authority) را ميخواد در خانواده اجرا كنه و يا بهتر بگم همآن نقش را در خانواده بازي كنه كه جامعه ايراني از او انتظار داره و يا اين كه خودش خواهان آن هم ميباشه. اين نقش و ساختار با جامعه جديد ميزبان يكسان نيست و زن ايراني به زودي يي برده و ميبرد كه ديگه براي درس خواندنش، معاشرتش، آرايش كردنش، مسافرتش، حتا تصميم به طلاقش احتياجي به رضايت مردش نيست(جامعه او را ضعيفه نميداند). و اين جابهجايي نقشها باعث اختلافات و در نتيجه طلاق ميگردد(البته به نظر من، اين كل جريان است كه مطمئنن در جزييات هم مسايل ديگري هم وجود دارد.). به طور كل من به همآن اندازه تغيير در زنان ديدهام كه در مردان خارج كشوري. اين مسايلي كه در آخر نام برديد، به نظر من اينها مسايلي هستند كه در گذر به تغيير كلي خودنمايي ميكنند و به تغيير نايذير بودن مردان ربطي ندارد.
اممممم...ميدوني مهشيد جان داشتن سكس به نظر من چيزي نيست كه با تمرين و تجربه بشه توش هر روز بهتر و بهتر شد...من فكر ميكنم يه رابطه سكسي كه بتونه دو طرف رو از نظر روحي و جسمي ارضا كنه به خيلي پارامترها بستگي داره...البته تابوهايي كه در جامعه وجود داره و نگرش افراد به سكس و مقدار آگاهي اونها در مورد سكس همونجور كه گفتي يكي از پارامترهاي مهم در اين ماجراست...همونطور كه خيلي از رفتارهاي غلط و ناصحيح محصول بعضي اعتقادات غلط رايج در جامعه و يا نا آگاهيه...به هر حال رويهمرفته حرفات رو قبول دارم ولي اونقدر درد و رفتار غلط توي جامعه ي محدود و سنتي اي مثل ايران وجود داره كه اين جنبه از روابط كاملا شخصي افراد در درجه هاي بعدي اهميت قرار ميگيره... به قول معروف اونقدر سمن هست كه ياسمن توش گمه!!:) به هر حال مرسي...:)
اممممم...ميدوني مهشيد جان داشتن سكس به نظر من چيزي نيست كه با تمرين و تجربه بشه توش هر روز بهتر و بهتر شد...من فكر ميكنم يه رابطه سكسي كه بتونه دو طرف رو از نظر روحي و جسمي ارضا كنه به خيلي پارامترها بستگي داره...البته تابوهايي كه در جامعه وجود داره و نگرش افراد به سكس و مقدار آگاهي اونها در مورد سكس همونجور كه گفتي يكي از پارامترهاي مهم در اين ماجراست...همونطور كه خيلي از رفتارهاي غلط و ناصحيح محصول بعضي اعتقادات غلط رايج در جامعه و يا نا آگاهيه...به هر حال رويهمرفته حرفات رو قبول دارم ولي اونقدر درد و رفتار غلط توي جامعه ي محدود و سنتي اي مثل ايران وجود داره كه اين جنبه از روابط كاملا شخصي افراد در درجه هاي بعدي اهميت قرار ميگيره... به قول معروف اونقدر سمن هست كه ياسمن توش گمه!!:) به هر حال مرسي...:)
مهشيد عزيز. مشكل رو ميدونيم. همه به نوعي درگير بودن. اما راه چاره چيه؟ ميتوني براي اونهايي كه تو ايرانند راهي نشون بدي؟ ما شايد نتونيم فرهنگ خودمون رو عوض كنيم اما حداقل ميتونيم فرهنگ خانواده و طرز فكر شخص خودمون رو عوض كنيم. ميگي ايراني ها سكس رو درست آموزش نمي بينند. در مورد سكس انواع مشكلات و ناهنجاري ها رو دارند. كاملا درسته. اما راه حل تو چيه؟ سكس آزاد؟ به نظرت چند نفر از ايراني هايي كه با فرهنگ غرب مانوس نيستند قبول ميكنند كه سكس آزاد داشته باشند؟ چند نفر از همين خودمون كه اينجا بحث ميكنيم اين رو قبول داريم؟ اينها سوالاتيه كه واقعا من براشون جوابي ندارم.
سیاوش عزیز. حرفت درسته. اما فکر می کنم تو هم در خارج از کشور زندگی می کنی. و می بینی که در همین جا بسیاری از زنان روی این نقطه ضعف های خودشان کار کرده اند و آنها را تغییر داده اند. اما مردان در بسیاری موارد درجا زده اند. همین هم است که باعث شده است این همه طلاق در خارج از کشور بین ایرانیان واقع شود. بخصوص در مورد مسائل جنسی که مردان ایرانی ، روشنفکر یا غیر روشنفکر همچنان مشکل دارند. هنوز هم بحث بین زنان ایرانی این است که نمی خواهند با مرد ایرانی رابطه داشته باشند چون بعد از تمام شدن رابطه برایشان دردسر درست می کند و همه جا پشتشان حرف می زند و آنها را فاحشه می خواند. این کار را تنها مردان معمولی نمی کنند ها ، صحبتم در مورد مردان" انتلکتوال" است . اگر در خارج از کشور باشی با این موضوعات نا آشنا نیستی.
هاله عزيز، در يادداشت مهشيد، زن، مرد ايدهآل خودش را اين چنين تعريف ميكنه. مردي عاشق باشه و دلسوز، بتونه غذا درست و در كار خانه مشاركت كنه، خيانت نكنه، معشوقه خوبي باشه و روي كانايه ولو نشه و فوتبال هم نگاه نكنه. و شما در كامنت خود اين جمله را مينويسيد"مردی با اين مشخصات تو مردای ايرونی کم پيدا ميشه" خوب برداشت من از اين حرف شما اين بوده كه مرد غير ايروني براي معشوقه خوبيه. وانگهي بحث من تنها در اين مورد نبود و نه اين كه خواسته باشم با شما مخالفت كنم كه مرداي ايروني دست كمي از مرداي اروياي در معاشقه و عشقورزي ندارنند. بلكه در مرد ايروني، در همه ضعفها و ناتوانيها و يا توانايهايش علتي را بايد جستوجو كرد و اگر زن ايروني به دنبال و در جستوجوي سعادت و خوشبختي ميگردد، اول و قبل از اين كه انگشت اتهام را به كسي ديگري نشانه گيرد، بايد در درون خود يك جستاري كند، و اگر كمبودي را مشاهده كرد، در يي رفع آن به نبوبه خود كوشا شود. و به هماين نحو مرد ايروني.
هميشه از اينكه مجبور هستيم متحمل زمان حال باشيم و قضاوت رو به همين لحظه گذرا واگذار كنيم گله مند بودم.در مورد نظر من خيلي زود قضاوت كرديدومن متعقدم اجازه بدهيد كه هر گاه رشته هايتان پنبه شد به گذشته فكر كنيد و از آن كسب تجربه كنيد.منظور من و نوع برخوردم با اين موضوعي كه بيان كردم" از نگاه درس عبرتهاي گذشته خودم سر چشمه ميگرد و بس.همينكه آغوش پر مهر زني كه از روي ناتواني و دلسوزي مادرانه مرا در خود ميفشارد بالاترين لذت است.نه اينكه براي كم بودن سنوات زندگي ام براي خودم امتيازي قائل شوم كه بر عكس.احساس كوچكي به آدميزاد تا اندازه اي مناعت طبع ميبخشد.(در مورد شخص خودم)در پي آن احترام و حس خدمتگذاري(باز هم فقط در مورد خودم).من ميخوام ثابت كنم كه تا چه حد خدمتگذار خوبي هستم ولي براي اين كار احتياج به ابزار مناسب دارم.آموزگاري لبريز از عشق و محبت و مهر كه حتي در قوانين جنسي هم ميتواند مشكل گشاي بي همتا باشد.او ميتواند از گشاده دستي و بزرگواري چيزي را به من ببخشد كه تا كنون كسي نبخشيده. شما تجربه داشتن پارتنر جواني را در سوابق زندگي خود داشتيد ولي من هنوز تجربه اي از روابطم با خانمي مسن تر از خودم را نداشتم و از همين روست كه تصور ميكنم براي خوشبخت شدن تمام راههاي موجود هموار و طي شدني است.
اينقدر كامل و رسا بود كه هيچ نكته اي ندارم اضافه كنم....تو راست ميگي مرد و زن نداره ....كلا ايرانيها (در مورد ساير ملل دنيا تجربه اي ندارم) آموزشي در اين زمينه در هيچ سني نميبينن...اونم موضوعي كه كاملا نياز به آموزش داره و خيلي هم در حفظ رواط زناشويي مهمه.من تمام مواردي رو كه مثال زدي(مرد وزن)خودم ديدم ...يعني اينقدر زياده كه فكر نميكنم كسي توي ايران زندگي كنه و نديده يا نشنيده باشه...جاي تاسفه.
هاله جان. من هم فکر کردم منظورت همین است. ولی مطمئن بودم که اینجا پر خواهد شد از دعوای اینکه مرد ایرانی مسئولیت سرش می شه و خرج میده..فکر کردم این را روشن کنیم و بزاریم کنار.
ابلیس عزیز. به نظر من تو یه جورایی داری کج می ری. تو می گی : يك زني كه از مرد زندگي اش مسن تره هميشه دنبال مهر و محبت اون مرد هستش اون مثل فرزند خودش دوست داره.
اولا که تو به دنبال این هستی که زن را در جایگاه فرودستی قرار دهی و به نظرت بزرگتر بودن زن از نظر سنی او را در جای پایین تری قرار می ده. و اون را وادار می کنه که همیشه برای کسب محبت مردش که از خودش جوانتر است از خود مایه بیشتری بگذارد. این دید غلطی است نسبت به مسئله زندگی و ازدواج. تو سن را در اینجا یک ارزش می دانی. و انسانها را در یک خط موازی قرار نمی دهی. پلکان تو همیشه وجود دارد. مرد جوان بالاتر از زن مسن تر قرار میگیرد و به او " سر " است و از این رو زن نسبت به او مهربانتر می شود.
من این دیدگاه را قبول ندارم. من مدتی پارتنر جوانتری داشتم که چون دیدم نقاط مشترکمان زیاد نیست ترکش کردم. به هیچ وجه هم نقش مادر را برای او بازی نمی کردم. و در پی محبتش هم خود را به آب و آتش نمی زدم. اتفاقا او خیلی هم عاشق بود و متاسفانه او بود که خود را به آب و آتش می زد ، یکی از مشکلاتمان همین عدم اطمینان او از جایگاهش در رابطه بود ، که سعی می کرد این جایگاه را با محبت زیاده از حد و خریدن هدیه و ... تامین کند. که برای من اصلا خوشایند نبود.
می بینی..دیدگاه من و تو از یک رابطه با یکدیگر خیلی متفاوت است.
هاله جان اولا اسم تو و سیاوش رو حذف کردم. تا مسئله ابدا خصوصی نباشه. به نظر من حقیقتی در حرف هر دوی شما بود و مسئله ابدا برخورد با شخص شما نبود.
دوما اون سه جمله اول رو که علی گفته همان دیشب آخر شب حذفش کرده بودم ، کمی شوخی بود که کلا راه نوشته رو به بیراه می برد و درست نبود.
اما سوما... نوشتی :مردای ایرانی حس مسئولیت شناسی در زندگی زناشوئی ندارند. من با این حرف تو کاملا مخالفم.
ببین هاله جان. وقتی از مرد ایرانی حرف می زنیم ، به طور عمومی ایران بزرگ و مردی که در آن زندگی می کند مد نظرمون است. در ایران اکثر زنان خانه دارند. و مردان هستند که زندگی را تامین می کنند. نه فقط مردان پولدار که مردانی با درآمد متوسط و حتی کم ، زندگی خانواده را تامین می کنند. مرد از بچه گی اینطور بار می آید که باید تامین کننده خانواده باشد. آیا این مسئولیت شناسی در زندگی نیست؟ در اروپا زنی که در خانه می نشیند و خانه دار است ، به عنوان زنی مفت خور و تنبل شناخته می شود اما در ایران خانه داری شغل به حساب می آید ( فرهنگ جامعه فرق می کند ، شرایط کار خانگی کم و بیش هنوز متفاوت است و مدرن نشده ، مهد کودکهای دولتی و نگه داری از کودک به وسعت اروپا نیست، همه اینها تاثیر می گذارد که زن ایرانی خانه نشین شود . اما مرد ایرانی هم خود را موظف به تامین خانواده می بیند. این اتفاقا مسئولیت بزرگی است که مرد ایرانی آن را می پذیرد . اما اگر منظورت مسئولیت پذیری مرد در کار خانگی و امور خانه باشد من با تو موافقم. دلیل آن هم فکر می کنم روشن است. مرد ایرانی بر طبق سنت مسئولیت بیرون را بر عهده گرفته و مسئولیت خانه را به زن سپرده. از بچه گی اینگونه بار آمده که مادر و خواهرش آب به دستش می دادند و او پسر بوده و نیاز به کار نداشته. امروز که شکل خانواده دگرگون شده و زنش هم در امور اقتصادی شریک است، متاسفانه قدرت آپ دیت کردنش بسیار ضعیف است. و مایل است رل خود را به شیوه قدیم حفظ کند. اینجاست که خانواده مسئله دار می شود.
هاله جان من حقیقتا فکر کردم که در مورد مردای ایرانی سکس هم منظورت بود و دقیقتر به آن پرداختم. اگر هم این مورد منظور تو را شامل نمی شد به نظر من این یکی از مهمترین مسائل خانواده ها در ایران و خارج از کشور است. و از طرف هر دو جنس.هم زن و هم مرد.
تعبيري كه داشتي و داري متكي به تجربيات زندگي شخصي خودته.من و ديگران هم به اندازه خودمون از اين تجربيات داشتيم وداريم.ولي اين دليل نميشه همه رو به يك چشم نگاه كنيم. زن سابقم با من مثل برده اي رفتار ميكرد كه انگار من زاده شدم تا اونو در رفاه و آسايش تمام قرار بدم و هيچگونه تفكري به جز خوشبخت كرن اون نداشته باشم.در جاي كه من خودم براي خودم و زندگي مشتركم ايده آلهاي متنوعي داشتم كه دلم ميخواست اونهارو به مرحله اجرا در بيارم.ولي استبداد و زور گوئي اش باعث شد از همون زندگي هم عقب بمونه.كاري به جزئياتش ندارم.ولي دختر جووني كه تصور ميكنه هيچ مردي لايق زندگي كردن با اون نيست و تو صحبتهاي خصوصي اش با همنوعان خودش از مرد به عنوان يك موجود پست و خودخواه ياد ميكنه چطور ميتونه زندگي بدون دغدغه اي داشته باشه؟بالاخره دير يا زود طرف مقابلش از رويه زندگي كردنش پي به همه چيز ميبره.در ادامه خيلي از خانمهاي كه من باهاشون برخورد داشتم فقط زندگي زناشوئي رو به اين دليل انتخاب كردن كه زير چتر حمايت مالي يك نفر باشن و از محيط خانوادگيشون به يك نوعي بيرون بيان و براي خودشون ميدان تاخت وتاز مهيا كنن تا به همه ي همنوعانشون از روي چشم و هم چشمي ثابت كنن كه اينه روش درست زندگي با مرد جماعت.ولي يك زني كه از مرد زندگي اش مسن تره هميشه دنبال مهر و محبت اون مرد هستش اون مثل فرزند خودش دوست داره.بگذريم كه اكثر خانمها بيشتر نقش مادر رو بازي ميكنن تا همسر ولي اونا به دليل پايين بودن سن و سالشون عواطف مادري رو درست نميتونن منتقل كنن حتي به فرزند حقيقي خودشون.از جاي كه مادرهاي امروزي به دليل دفرمه شدن سينه هاشون حاضر به شير دادن كودكان خودشون نيستند همبستر نشدن با مرد زندگيشون كه ديگه حتما حقشونه.اگر مايل باشي بازم حاضرم براي رفع سو تفاهمهاي بوجود آمده باهات بيشتر حرف بزنم و نكات مبهم رو از بين ببرم.
فقط وقتی ببخشید ازدواجها مبناش تخیلیه و مامان جون وفاطی جون تو روضه حضرت آآآآباس (عباس) دنبال دختر میگردن طرف که هیچ شناختی از شوهرش نداره میزان انتخابش میشه جیب طرف یا بابای طرف.این وضعیت بین مردا هم هست.یه مدتی دانشجوهای پزشکی سوویچ کرده بودن رو بابا کارخونه دار!
هاله جان مرد فرنگی یه واژه کلی برای اروباست یا منظور انگلیس و استرالیا.چون اینجا اگه بگم پسرای ایرانی رو روی دست که هیچ روی سر میبرن بی ربط نگفتم.یک به خاطر اینکه مردای فنلاندی رو خود زنا بهشون میگن مثل خوکن.حتی معروفترین کامیکشون یه زن فنلاندی که با یه خوک که نماد مرد فنلاندی داره دیت میزاره.اسمشم یانه اند واگنره! و معتقدن که مردای فنلاندی بلد نیست بگن دوست دارم این جمله رو فقط زمان مرگ به سگشون میگن!!و دو اینکه اینجا هرچی سیاه تر بهتر و خوشتیپ تر!
غرض این بود که مرد ایرانی و فرنگی دسته بندی درستی نیست.بعدشم فکر میکنم نسل جدید خیلی با قدیم فرق دارن.اینی هم که مهشید اشاره کرده واقعیت هایی که وجود داره تو جامعه بسته ایران !
و اما درباره هر چی پولدارتر بهتر که اون اقا اشاره کردن.
من اولین بار است که گذارم به این وبلاگ افتاده و شنیدم در مورد مردان ایرانی حرفهایی میزنند. اولا زنان ایرانی نه همشون بلکه خیلی هاشون سرد مزاجند. ثانیا خیلی هم مادی هستند و از عشق مشق چیزی سرشون نمیشه. هر چه پولدارتر باشید برای زنان جذاب ترید. هرچه مدل ماشینتون بالاتر باشد راحتتر با آنها ارتباط برقرار میکنید.
مردان ایرانی دچار دردی پنهانی هستند که نمیتوانند آن را درمان کنند و آن هم رابطه خشک و قرارداری بین زن و شوهر بدون هیچ احساس انسانی است.
مهشید جان به نظرم سیاوش به کل برداشت دیگه ای از حرفهای من کرده و تو هم متعاقبا".
عزیزم اصلا" بحث من سر عشقبازی نبود و هیچ کجا هم نگفتم. اگر هم اینجور به نظر اومده همینجا دارم توضیح میدم که صرفا" اون جنبه اش نبوده.
تو کامنت قبلی هم توضیح دادم. فقط حس مسئولیت شناسی در زندگی زناشوئی مد نظرم بود. همین و همین و نه هیچ چیز دیگه.
فکر میکنم اینم شاید یه خصلت دیگه مردان الی الخصوص مردان شرقی باشه که تا نست به مردی اش (اینبار منظور همان مساله سکس مورد نظرمه) احساس خدشه بکنه بلافاصله پرخاشجو و بد خلق میشه. به هر حال من منظورم اون قسمت نبود با اینکه جای بحث داره کلی.
بابا من غلط کردم گفتم مرد فرنگی عشق بازی بهتر بلده :)
من فقط گفتم در کل از نقطه نظر همراهی و همیاری و شراکت زندگی مرد ایرانی چندان سابقه درخشانی نداره و به تجربه من مردهای فرنگی (نه فقط همسر خودم) کلا" سهم خودشون رو در شراکت و زندگی زناشوئی بهتر انجام میدن. مهشید جان اینو حتما" اضافه کن که ملت دم به دم برام کتک نفرستن.
بسيار عالي و منطقي بود. سياست را ول كنيد. همين خودش در حيطهي دانش شماست و حتماً براي همه آموزنده خواهد بود. كاملاَ همين طور است (چه بسا بدتر و مصداقهاي بدتري هم هست) اما واقعاَ تابوي سكس و عشق ورزي صحيح و انساني چگونه بايد شكسته شود؟ درد را اكثراَ مي دانيم. درمان چيست؟ من به عنوان يك مرد وقتي ميبينم اين گرهها وجود دارد مگر نگرش چند درصد از زنان مثلاً نفرت و اشمئزاز آنان را ميتوانم عوض كنم؟ و بالعكس يك زن چقد ميتواند؟
من براي اولين بار اين مطالب وخوندم شماها بحث بيهوده زياد مي كنيد .سكس يك اميد به ادامه زندگي ولي خود زندگينيست . من كسي هستم كه تا آخرش رفتم واين جايي است كه شما هنوز نرسيديد .سكس يك عملي است گذرا ولي دوست داشتن احساسي پايدار كه دائميست .متاسفانه در اين سالهاي اخير از نظر خانومها دوست داشتن يعني پول وزيبايي مرد ولي دوست داشتن يعني يكي شدن وباهم كامل بودن البته خانمها دارن به سمتي پيش ميرن كه براي رسيدن به اين ها خودشون به اميدبدست اوردن اين شخص به راحتي عرضه مي كنند.و اين چيزي است كه باعث ابتذال در روابط شده و مرد هاي متمكن را به هرزگي كشونده بيايد بجاي يادگرفتن هرزگي از فيلم هاي خارجي زندگي كردرا فقط براي خود نه براي ديگران ياد بگريم .........زن ومردي واقعا همديگر رادوست دارن و باهم ازدواج مي كنند و خوشبخت مي شوند كه در اين دوران سكس با هم نداشته وحرفشو نزده باشند.
سلام عزيزم .من مدتهاست كه دنبال سايت سكاف ميگردم متاسفانه از زمان اخطار سايت براي برچيدن تا موقعي كه بتونم اطلاعات را كپي كنم كامپيوتر در اختيارم نبود . ممنون ميشم اگه لطف كني و برام بفرستي
مهشيد جون خواستم بپرسم كه چرا بعضي از خانوما بعد ازاينكه به اورگاسم مي رسند گريه ميكنند ايا از فرط شادي اينكارو مي كنند يا يه چيز ديگه توضيح دهيد
زناي ايراني فقط به درد مرداشون مي خورن
سلام
ایکاش زنای ایرانی انقدر احمق وزود باور نبودن
وا قعا سايت خوبي است.................
بايد نحوه ارتباط جنسي آ موزش داده شود
با با اينقدر موضوع هست چسبيديد به اين
سلام منم اومدم تو جمع شما
با اجازه
من فكر مي كنم كه سكس وآزادي جنسي براي هر جامعه وكشوري بايد آزاد وبدون محدودييت باشد اما نه به شكل افسار گسيخته وبي قانوني ..... خمدمانيم مگر كسي هست كه از سكس بدش مآيد ....... سكس هديه اي خدادادي براي تمام انسانها ولي اين آقايان دارند با ظاهر آن مبارزه مي كنند
مهشيد خانم ... ماقعا تو از سكس بدت مي آيد ... مسلما خير
كارت درسته
سلام عزيزم .من مدتهاست كه دنبال سايت سكاف ميگردم متاسفانه از زمان اخطار سايت براي برچيدن تا موقعي كه بتونم اطلاعات را كپي كنم كامپيوتر در اختيارم نبود . ممنون ميشم اگه لطف كني و برام بفرستي
Ma hame Bayesti az Site khube CEKAF.COM homayat mikardim. in site chizhaye ZEYADi be kheyliha yad dad. Hayf ke tatil shud va ay kash yek siti meslle cekaf.com dobareh rah mioftad. Badbakhti inke rovshenfekrane ma ke hame cekaf ra mikhandand joraat nakardan az aan homayate amali konan.
Man kole site cekaf ra roye CD daram. agar kasi bekhahad, emaile khudesh ra bedahad ta barayash ersal konam.
سلام
چه عجب كه بالاخره يك نفر زن جرات كرد به اين مسئله تز اين زاويه نگاه كنه و راجع بهش حرف بزنه.
مهشيد جان! با نظرت كاملا موافقم ولي بايد در دنباله اش اضافه كنم كه اين بي هنري ريشه ي اساسي داره و فكر كنم سر منشاش از اونجايي شروع بشه كه تمام ماها با بيشترين عضوي كه بيگانه ايم اين پايين تنه ي بيچاره است. هر انساني اعضاي بدن خودش رو خوب مي شناسه و نگاه مي كنه اونوقت وقتي مثلا دستش درد كرفت به خوبي مي فهمه كه براي از بين بردن اين درد بايد چه كنه . مي فهمه كه مثلا استخوان دستش درد گرفته اما در مورد اين عضو پايين تنه كه متاسفانه از داشتن نام مشخص و جا افتاده اي هم محرومه هيچ كس سعي در شناخت و رفع نيازهاي اون نمي كنه. اين اصطلاح "كردن" كه تو نسبت بهش انتقاد داشتي و البته من هم با نظرت موافقم اصلا به هيچ وجه طريقه مطلق رفع نيازهاي جنسي نيست. نسئله سر اينه كه بايد يك سري مقدمات فراهم بشه تا اين عمل بتونه از خجالت اين عضو محروم در بياد كه متاسفانه كسايي كه بخوان نسبت به خودشون انقدر صادق باشن كه برن بگردن دنبال راهي كه حقيقتا به اين نياز جواب بده خيلي كمن. در همين نزديكي دوستان وبلاگي تو كسي رو مي شناسم كه از بوسيدن هم فرار مي كنه و تا به حال هيچ جنس مخالفي رو نبوسيده. فكر مي كنم بايد خود ما هم كه راجع به اين مسئله انتقاد و نظر داريم هواسمون حسابي جمع باشه تا خودمون رو نا خودآگاه سانسور نكنيم!
سركار خانم مهشيد
با سلام
براي من اين سوال پيش آمده كه "يا در كشور سويد در سطح گسترده و به عنوان بخشي از آمورش عمومي چگونگي عشق باري و سكس را به دختران و پسران آموزش ميدهند؟ منظور من .چود كلاسهاي مخدود و خصوصي نيست بلكه در كليه دبيرستانهاي دولتي و بعنوان يك درس اجباري است؟
با تشكر
مهشيد جان در مورد اين آقاي رسا من هم كاملا به تو موافقم.روي اعصاب من هم پاتيناژ بازي ميكنه.در مورد اون مطلب همجنس گرايي هم كه تو وبلاگم نوشته بودم دوباره با كوته نگريش خودش رو قاطي كرده بود.ميدوني.احساس ميكنم با اين جواب هايي كه به همه ميدي بيشتر از همه خودت رو خسته ميكني.باور كن ارزشش رو نداره.نميشه تفكراتشون رو عوض كرده.واقعا دست تنها نميشه.به نظرم همين كه ما لذت عشق بازي رو درك كرديم و اونا از دركش براي هميشه محرومن بهترين تنبيهشون هست.
آقاي ابليس..زياد حرف مي زنيد..زياد..زيادي..
سلام دوستان - هرچند كه خيلي دير ولي يه جواب هم از من داشته باشيد. اگه يه سري به عناوين كتابهاي آموزش مسائل جنسي ( پيش و بعد ) بيندازيد مي بينيد كه افتخار آنها اين است كه از يك متن قديمي هندي به نام كاماسوترا اقتباس شده اند. من از قضا مسلمان و شيعه هم هستم و تا آنجا كه يادم مي آيد ائمه ما دستورات ويژه اي جهت مراسم جنسي دارند و يك عمل جنسي را حدودا به 10 بخش تقسيم كرده اند. بار اصلي اين كار هم به دوش مرد است يعني در مرحله اول مرد است كه بايد زن را ارضا كند چون زن ديرتر به اورگاسم مي رسد. اما متاسفانه معلوم نيست از چه زماني اين مراسم جنسي كه اين همه دنگ و فنگ دارد بصورت مراسم كثيف قلمداد شده است. خدا از باعث و باني آن نگذرد.
خانم محترم من نميدانم چه عنواني را براي خود برگذيده ايد؟اگر به عنوان يك نويسنده ناراضي سياسي نويس خود را قلمداد كرده ايد كه بايد بگويم سخت در اشتباهيد.قضاوت دادن رتبه سياسي نويسي را به كساني بسپار كه در طبقه بندي اينگونه آثار تبحر دارند نه عده اي كه فقط براي تملق و چاپلوسي و ايجاد تحرك در راه مبارزه دور تو جمع شده اند.در جوامع توتاليتر فضاحتهاي بيشماري صورت ميگيرد كه همگي سر منشعش عدم مردم شناختي است.همان مشكلي كه شما و هم مسلكانتان به آن دچار هستيد .تيغ سانسور و خفقان در كجاي اين گونه جوامع خود نماي نكرده كه شما با افتخار هرچه تمام خودرا آنئيست ميناميد؟آيا فقط اين حكومت جمهوري اسلامي است كه سانسور ميكند زنداني سياسي به زندان ميفرستد و يا اعدام ميكند؟افتضاح كشورهاي كمونيستي را نميتوانيد تكذيب كنيد.در كنار فضاحتهاي سياسي و مردم شناختي در جوامع توتاليتر همه از ديوانسالاري نظام كمونيستي به عنوان يك روشنگري ياد ميكنند.من مطمئنم كه بايد مرد جامعه را بيشتر شناخت.با مخالفان نيز با مسالمت تبادل نظر كرد و نقاط ضعف و قوت هر مسلكي سنجيده شود.جدا از اينكه من در چه جايگاهي و شما در چه جايگاهي قرار داريد.از راه مهر و محبت و ابراز عشق هم حتي ميشود به اين هدف رسيد كه با شناخت كافي از هم انتقاد كنيم.قابليتهاي مردم يك جامعه نه يكسان است و نه شبيه به هم.ميفهمي چي ميگم يا بازم خودتو ميزني به كوچه علي چپ؟اگر انسان تواناي كشتن نداشت هيچ رژيم سياسي نميتوانست از راه كشت و كشتار جنگ به راه بياندازد و به مقصود خود دست يابد.اما انسان ميتواند بكشد.به نقطه ضعفهاي انسانهاي كه محكوم به زيستن هستند به ديده ترحم نگاه نكن.همين انساني كه با ترحم به او نگاه ميكني زماني كه قدرتمند شود با تمام نظامهاي فكري به نوعي شكاكيت ذهني پيدا ميكند و با جدا سازي افكار و تفرقه خود را قدرتمند تر ميسازد.اين را آويزه گوش كن كه هميشه در برابر نيروي قويتر ضعيف هستيم.
آقای ابلیس . شما گل بودید به سبزه نیز آراسته شدید. همین مانده بود که برای دشمنان اسلام عزیزتان قمه بکشید. من اگر در این سوی دنیا پای کامپیوتر نشسته ام به دلیل همان اسلام عزیزتان است که امیدوارم سر به تن حقیرش نباشد. ( من به عقیده کسی توهین نکرده ام ها. اسلام عزیز همان اسلام سیاسی است که زده دهن همه را سرویس کرده )
در ضمن شما دیگر چرا به آزادی بیان این فضای محدود پناه آوردید؟ شما که آزادی بیانتان را کسی ازتان نگرفته است. این ما هستیم که به این فضا نیاز داریم. شما بروید لطفا در رادیو تلویزیون مملکت اسلامیتان از اسلامتان دفاع کنید. نه اینکه بگویم این حق را ندارید که بنویسید. نه ، من مثل شما نیستم. اما خنده ام می گیرد وقتی کسانی را می بینم که هم از توبره می خورند و هم از آخور. در آخر سر هم به عنوان یک فرد حزب الهی ادعا می کنند که یک دل نه صد دل عاشق زنی آتئیست شده اند که تبعیدی همانهاست.
روزگار خنده داریست جناب.
برای آخرین بار می گویم. دوستان مرا در اینجا تهدید نکنید.
رهگذر عزیزم. یه بار فکر میکنم قبلا اینو گفتم که انسانی که دچار اختلال تعادل روانی نباشد نیازی ندارد که اینچنین له له بزند و با چند نفر رابطه داشته باشد.
من شنیده ام که در ایران سکس گروهی به مراتب بیشتر از اینجاست. و جرائم جنسی هم آنچنان در خفا صورت می گیرد که زنان حتی از ترس آبرویشان جرات نمی کنند مجرم را معرفی کنند.
اینکه افراد چند رابطه را در پارالل با هم نگاه دارند چیزی بجز ارضاء نیازهای طبیعی است. این ارضاء عقده های چندین ساله است. به رابطه جنسی ربطی ندارد.
جناب رهگذر خواهش ميكنم به خاطر گل روي دوست عزيزت هم كه شده پاتو از كفش من بيرون بيار.من سالهاي سال است كه آسيب نتيجه گيريهاي غلط اطرفيان را خوردم.خواهش ميكنم خودتو داخل محوطه شخصي من نكن و اجازه بده از اين آزادي بياني كه اينجا جاري است من هم سهمي داشته باشم.سوسه اومدن و خراب كردن اين و اون اساسي ترين خصلتي است كه ما ايرانيها بايد از آن دوري كنيم.من مطمئنم در مورد تصميم گيري مهشيد جهت گسترش روابط في مابين كوچكترين دخالتي نميواني بكني.بيخود سعي نكن چشم و گوش مهشيد عزيز رو با نسبت دادن بسيجي به من باز كني.من پايبند اعتقاداتم هستم و هنوز غيرت جنگيدن با دشمنان اسلام در من از بين نرفته.شهامت داشته باش رهگذر جان و هر وقت با دمشنت رو در رو شدي آن هنگام به قلبش نشانه برو.
منطق شما رو قبول دارم. درسته. توي دانشگاه خيلي از بچه هاي با استعداد رو ديدم كه به خاطر احساس نياز به داشتن رابطه با جنس مخالف و نداشتن اين رابطه ( بخاطر خجالت ترس و يا حتي طرز فكر خودشون كه چنين رابطه اي رو گناه محسوب ميكرد ) دچار افسردگي هاي شديد بودند. قبول دارم كه سكس لزوما نبايد با عشق باشه. گرچه اينگونه ايده آل هست. اما فكر ميكنم اگه تو جامعه اي آزادي اين انتخاب وجود داشته باشه كمتر كسي پيدا ميشه كه با چندين نفر سكس داشته باشه. اگه هر كس دوستي از جنس مخالف داشته باشه و با اون راحت باشه فكر نمي كنم دنبال تنوع باشه.
You may be right, but I call this stereotyping.
پانته آ جان.. با حرفات موافقم.
رهگذر جان..ببین من با مقدس کردن عشق و رابطه جنسی هم زیاد راحت نیستم.
ببین.. رابطه جنسی یه نیازه. آدم مسلما از اینکه رابطه جنسی نداشته باشه نمی میره. یعنی اگر آقای ایکس یه بار مایل به سکس بودند و خانمشان مایل نبود. آقای ایکس رو به قبله نمی افتد. اما اینکه آقا یا خانم ایگرگ... برای همه عمر از رابطه جنسی معاف باشند، این برای سلامت روحی و روانی ایشان چندان سازگار نیست.
در غرب یک رابطه ای است که اسمش را می گذارند رابطه دوستانه. یعنی طرفین عاشق هم نیستند. شاید وجه اشتراک کمی هم با هم داشته باشند اما گاهی همدیگر را می بینند و رابطه دارند. بعد هم هیچ توقعی ندارند. این رابطه برای خیلی ها وجود دارد. من خودم میشناسم آدمهایی را که اینگونه رابطه دارند. معمولا در سنین میان سالگی هستند. کسانی که دیگر از عشق نا امید شدند. و تا آخر عمر هم نمی توانند منتظر رابطه عاشقانه بمانند. برای این رابطه هم عموما یک نفر را دارند.
منظورم این است که این یک رابطه است. نه اخلاق و نه تقدس در آن حکمرانی میکند.
اگر رابطه با عشق باشد مسلم است که ایده آل است. اما این دنیا دنیای ایده آلی نیست. چرا روابط آن را ایده آل می خواهیم ؟
لات جانم...يعني ما قرار نبود بفهميم ؟ :(
حالا ما يه چيزي گفتيم اوني هم كه قرار بود بفهمه فهميد ...
عزت زياد
ادامه:
....اما طرف ديگه داستان رو هم بايد ديد. پسري كه تو اين جامعه بار مياد ممكنه به خاطر مساله بكارت و مسائل عرفي ظاهرا آزاد تر باشه اما عملا اونهم اسيره. پسري كه از داشتن يك رابطه سالم و كامل با كسي كه دوستش داره محرومه اونم اسيره. پسري كه حق انتخابي به جز روسپيان نداره اونم از ازادي بهره اي نبرده. زندانش بزرگتره اما همچنان اسيره. مساله اينه كه در جامعه ايران ميزان آگاهي براي هر دو طرف خيلي كمه.
ببينيد من تصور ميكنم كه تفاوت اساسي بين ايران و جوامع باز تر در دو مساله است: اول اينكه چه زن و چه مرد به دليل اينكه جامعه قبول كرده كه آموزش اين مسائل لازمه راه براي كسب آگاهي دارند. مثل ماها نيستند كه سال اول دانشگاه با چه ترس و لرزي رفتيم يه دونه كتاب آموزش مسائل زناشويي خريديم كه يواشكي با بچه ها تو دانشگا ه بخونيم و قدرت خدا يه دونه آناتومي ساده هم تو اين كتاب به تصوير كشيده نشده بود. پس اگر بخواهي ميتوني آگاه بشي و چون جامعه نسبتا بازه ميتوني آگاهانه تجربه كني . نكته دوم اينه كه اين آگاهي قدرت تشخيص ميده. اينطوري نيست كه مردا و زناي غير ايراني از مادر كاماسوترا زاده بشن. اينجام ممكنه آدم به تور يه آدم بيفرهنگ بخوره. اينجام ممكنه با فردي برخورد كني كه فرهنگش sexistهست اما نكته اينه كه تو ديگه حقتو بلدي و ميدوني كه داره باهات بد رفتاري ميشه. بنا بر اين حقتو طلب ميكني و اگر نشد جدا ميشي. مشكل اينه كه همونطور كه تو كامنت پايين هم مثال زدم نه تنها آگاهي داده نميشع بلكه كليشه هاي غلطي جاي حقايق ملكه ذهن زنها و مردهاي ما شده كه باعث ميشه خيلي وقتها حتي نميدونن كه حقي داره ازشون ضايع ميشه چه برسه به اينكه طلبش كنند.
معذرت ميخوام اگه خيلي طولاني شد.
مهشيد جان
خوشحالم كه بالاخره فرصت شد منم بشينم و نظرم رو بگم. ببينيد من فكر كنم حرف شما درسته. اينطوري نيست كه بخواهيم جامعه رو به دو بخش زن و مرد تفسيم كنيم وبگيم كدوم بخش كمتر بلده. مساله اينه كه جامعه به طور كل مشكل داره. مساله اينه كه افراد ممكنه سكس (صرف عمل دخول)رو به طور غريزي بدونند اما فرهنگ اين كار وجود نداره. يعني اون بخشي از عمل كه اكتسابيه و آگاهي لازم داره غايبه. منظور من اين نيست كه هركسي سكس داره و عاشق طرفش نيست بيفرهنگه. اين اتفاق ميافته و به نظر من اگر هردو طرف موافق باشند و كسي ديگري رو مجبور به كاري نكنه ايرادي هم نداره. مساله اينه كه فرهنگ سكس يعني فرد اولا به خودش و بدنش احترام بگذاره و دوما همونقدر كه براي خودش حق قائله و دوست داره كه لذت ببره براي طرفش و بدنش احترام قائل باشه و براي اونم نه در حرف كه واقعا حق قائل باشه. يه همچين مسائل ريز رواني هستند كه فرهنگ سكس رو معلوم ميكنند. و همين ها هستند كه از اساس آموزش داده نميشند نه تنها توسط جامعه بلكه حتي توسط خانواده ها. من تو بهترين نقاط تهران بزرگ شده ام. خانواده ام تحصيل كرده اند اما يادم نمياد حتي يك بار كسي منو نشونده باشه و برام از رابطه با جنس مخالف حرف زده باشه. نه فقط سكس بلكه حتي رابطه شخصي و فردي. هرچي بوده يادگيري تجربي بوده. من وقتي رفتم دانشگاه بودند دخترهاي 18 ساله اي كه هنوز نميدونستند بچه چطور درست ميشه...اين خيلي فاجعه است. و تازه اين ادمها اهل همين كرج خودمون بودند. دخترهاي تهراني و غير مذهبي بودند كه فكر ميكردند زنهاي با كلاس بايد از سكس بدشون بياد. دوستان مذهبي داشتم كه سعي ميكردند سكس رو از روي كتابهاي شبيه رساله آقايون مذهبي ياد بگيرند و همنطور كه دوستمون گفت اين كتابها تنها كاري كه ميكردند از مرد تصوير يك موجود بيچاره اسير شهوت ميساختند و از زن موجودي كه زندگيش بايد وقف همچين مردي باشه....
لات عزيز. متوجه نشدم منظورت چيست. مگر كسي به تو چيزي گفته ؟
حوضورتون عرض شود كه ما علي الحساب با افكار كسي كار نداريم ميخواييم جدا از افكار شوما و باقي آياقون و خانومها يه چيزي بگيم و اون اينه كه اگه من الان بيام تو سايت شوما به يه بابايي دست به يقه بشم" آیا اون بابا بايس بياد با شوما (مهشيد= صاحب سايت) كه اين وسط هيچ دخالتي نداريد قاطي كنه ؟؟؟ما قبلا هم گفتيم كه هر كي واسه سايتش نظر خواهي وا ميكنه يعني اينكه يه قسمت از سايتش رو وقف عموم كرده وهركسي ميتونه وارد اين قسمت عمومی بشه و صاحب سايت هيچ مسئوليتي بابت کارهای ديگران که در قسمت عمومی سایت (قسمت نظر خواهی) صورت میگیره نداره . حالا شوما فرض کن که چشم ما شوما رو یه جایی وسط فضای مجازی گرفت و اون مکان اسمش سایت زیتون بود و عشقمون کشید که بغلتون کنیم و لپای شوما رو همونجا گاز بگیریم خب زیتون بیچاره این وسط چیکاره حسنه !!!!!!مسئولیت این گازهای که از لپ شوما گرفته شده به عهده گاز گیرنده ست که لات اینترنتیه نه زیتون!!!!شوما اگه دلتون خواست باید چوب ور دارید و بزارید دنبال لات اینترنتی نه اینکه زیتون بدبخت رو بزنید ...این کار بقول لاتها نامردی بقول فمینیستها نا فمینیستی محسوب میشه....خلاصه از ما گفتن... ما اینجوری حال نمیکنیم
گنه کرد در بلخ اهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری
اخه این که نمیشه !!! گرفتی چی چی میگم...
برگرفته از کتاب مرام نامه لاتی تصحیح شده توسط عباس
عزت زیاد
ادرس هم گذاشتیم
سياوش جان. منظورم تو نبودي. اصلا و ابدا. تو كه داري به بحث كمك ميكني. منظورم كساني هستند كه با توهين سعي ميكنند به بقيه برچسب بزنند و نذارن يه جو سالم حتي توي كامنت ها باشه. در مورد برداشت من از سكس آزاد. من هم مخالف مجازات براي سكس از روي رضايت هستم. همه به نوعي آزادند كه رفتاري رو كه دوست دارند در پيش بگيرند. سكس آزاد از نظر من نه از ديد جامعه بلكه از ديد خود فرد بود. نداشتن قيد و بند براي سكس توي ذهن خود فرد. اينكه خودش رو مجاز بدونه با هر كسي خواست سكس داشته باشه. خوب. راستش من مجازاتي براي اين افراد قايل نيستم اما خودم هم اصلا چنين روشي رو نمي پذيرم و به نظرم كار كثيفي هست.
رهگذر عزيز، اگر منظور شما از بي ادب بودن، منم، باور كن سوتفاهم شده، من هرگز قصد بيادبي نداشتم. اين كه اشاره داشتم به برداشت اشتباه بعضيها از Free sex، منظورم اصلن بعضيها، شما نبوديد(باور كن من شهامت اين را دارم اگر كه منظور شما بوده باشيد.). تنها خواستم توضيحي در اين مورد كه اشتباه برداشت ميشود، داده باشم، باور كن وقتي اين را ميگفتم ياد منجمله همكار ژابني قديميام افتادم كه تا فهميد ساكن دانمارك بودم يكي از اشارههاش هم اين Free sex بود با همآن برداشتي كه ذكر كردم(هم آن بكن بكن.). وانگهي اگر با آن تعريفي كه من از سكس آزاد كردم، چه عيبي داره كه شما مدافع آن باشيد، من كه افتخار ميكنم كه مدافع تحريم مجازات(مانند شلاق، حبس، اعدام، سنگسار) روابط جنسي افراد باشم. حالا يك رهگذر عزيز، من تعريف سكس آزاد را تا آن جايي كه ميدانستم، حداقل براي شما توضيح دادم، حالا شما هم لطف ميكنيد كه توضيح بديد كه ادب يعني چه، و داراي چه ويژهگيها و مشخصات خاصي است را از نگاه خودت توضيح بدي. اگر دوست داشتي ميتوني روشن كني كه برداشت و تعريف خودتت را از سكس آزاد چيه. ممنون ميشوم.
ابليس بسيجي. تو اولين كامنتم نوشتم كه خوشحالم كه منطقي حرف ميزني و الان هم بايد بنويسم كه متاسفم كه باز هموني هستي كه بودي.
و اما رسا
تو اگه عشق رو عشق افلاطوني ميدوني اين هم يك انتخابه. و سكس رو اگه يه عمل حيواني ميدوني كه نمي خواي عشقت رو با اون خراب كني اين هم يك طرز فكره.
اما اينكه خيلي از پسرها اين كار رو ميكنند به نظرت دليل منطقيه؟
در مورد توهين هات هم به مهشيد. اين حرفها رو از كجا فهميدي؟ تمام چيزهايي كه مهشيد به تو گفت توي كامنت هات مشخص بود و من هم همين فكر رو درباره تو كردم. دوستاني مثل تو هم كم ندارم كه كلي دوست دختر دارند و به همشون هم قول ازدواج ميدن تا راحت تر باهاشون سكس داشته باشند.
اما كجا مهشيد گفته كه بايد بدون قيد و بند سكس داشت؟ كجا گفته كه من هر كاري خواستم بكنم بايد بكنم و كسي حرفي نزنه؟
مهشيد گفت كه اگه زن تمايلي نداشت نبايد اونو وادار به سكس كرد. همين. و فكر كنم دعواي شما هم از اينجا شروع شد نه؟
كاش وقتي توي چنين جايي بحث ميشد يه كم هم ادب رعايت ميشد تا همه چيزهايي ياد بگيريم. متاسفانه هميشه يك عده هستند كه هدفشون اينه كه جو رو خراب كنند.
يواااااااااش بابااااااااااا. يه جوري حرف ميزنيد كه انگار من مدافع سكس آزاد هستم. من تو اولين كامنتم نوشته بودم راه حل شما چيه؟ سكس آزاد؟ مهشيد پرسيده بود كه سكس آزاد يعني چي. اون لينك رو دادم كه معني سكس آزاد برات بايد مشخص باشه. در نهايت بايد بگم كه من از سكس همراه با دروغ و بدون عشق حتي اگه باعث آموزش جوانها بشه و يا حتي اگه يه نياز باشه متنفرم. حرف من اينه. من به نظرم اگه سكس با كسي باشه كه دوستش نداشته باشي جنبه حيواني پيدا ميكنه و من به هيچ عنوان خوشم نمياد. به قول خود مهشيد آدم به خاطر اين نياز كه نميميره. اينا رو گفتم كه سو تفاهم نشه.
من منتظر صورت ديگه ي قضيه ميمانم تا شايد از راه برخورد شديدي كه قرار است به واسطه تهديد شما بوجود آيد تخم محبت و گذشت در نهاد شما كاشته شود.من به اندازه شما كله شق نيستم. به شما حق ميدهم چون با سمج بازي من آشنا نيستيد.به شما قول ميدهم تسليم شويد.البته كه حالي به حولي منم موافقم .........حاليم كن كه من تشنه حالي شدنم."حالي" كردن به تعبير من يعني حال و حول كه من بشدت با آن موافقم.
مگه اینکه آقا رسا باشه که کرده و شده :))))
اين اون جمله قصار خانوم عالم و آزاده و با منطق(كلى از اين لقب هايى كه متاسفانه خايه مالى در بين ماها خيلى زياده...حتى خايه مالى بى ثمر!!)
مشكل زنانى مثل اين خانوم مثل مردهايى هست كه ميگن ما هر كارى دلمون ميخواد ميخوايم بكنيم و زنمون چيزى نگه يعنى شب دير بياييم هر جا دلمون خواست بريم و زن هم جيك نزنه!! حالا اين خانوم هم ميگن من هر كارى دلم خواست بكنم و مرد چيزى نگه.
اصولا بعضى ها براى زندگى مشترك ساخته نشده اند.چه مرد و چه زن!! خوش باشى خانوم با منطق;)
من از رو واقعيت حرف ميزنم و شما چيزهايى رو ميگيد كه امكان ندارد عملى بشود. خانوم جان واقع بين باش مردى كه با زنى مسن ازدواج كند خيانت ميكند.سكس در زندگى مشترك خيلى مهم است.من هم ميدانم در زندگى مشترك تفاهم مهم است كه در سكس هم بايد تفاهم باشد.
براى ساير خوانندگان عرض كنم كه اين خانوم در ظاهر اينجورى حرفهاى قشنگ ميزند ولى باطنش چيز ديگرى است كه در اين جمله بروز كرده:
منم به تو ميخندم كه حداقل نميتونى ظاهر رو حفظ كنى و زود خودتو نشون ميدى!!
تو اگه عشق ميفهميدى كه آلان روزگارت اين نبود كه تنها باشى و قطعا ميتونستى با يكى بالاخره سازگار باشى!!
شما كه دم از منظق ميزنى بگو منطقت كو؟؟! يك جا ميگى عشق همش سكس نيست بعدم كه مياى در مورد عشق مينويسى 80درصد حرفهات در مورد سكس هست!!
بعدشم من با دوست دخترم تا حالا سكس نداشتم چه برسه به آنال سكس!!!!!:))و دلمم نميخواد با اون سكس داشته باشم و بهشم فكر نميكنم.حالا چرا اينجوريم با اين نميدونم چرا.
اما سكس رو دوست دارم.با كسانى هم اين كاره بودن مدتى دوست بودم(اما عاشقشون نبودم:)) ) اينا واقعيت.خيلى از پسرهاى ايرانى اين كار رو ميكنن.حالا تو هر چقدر ميخواى فرياد بزن و دم از منطق بزن.
حالا كه اين همه دم از غرب ميزنى شايد تصورت اينه كه من نديدم اما با اكراه تمام اين موضوع رو ميگم كه من دوران تحصيلاتم رو در كانادا گذروندم و ديدم كه پسرها يك دوست دختر دارند اما با دخترهاى زياد به قول خودشون ديت Date ميكنن.هيچ هم روانى نيستن(روانى اونايي هستن كه شما فكر ميكنيد ازشون داريد دفاع ميكنيد) نمونه اش اين هست كه كلى از اين سايت هاى ديت و ملاقات اينترنتى هست.يكيش بابا همين ياهو هستhttp://personals.yahoo.com اينجا شما ميتونيد ديت داشته باشيد و حتى مدت دوستيتون رو مشخص كنيد تا ديگر كاربرها بدونن شما حاضريد چند روز دوست بمونيد(يك چيزى تو مايه ى صيغه كردن آخوندها)اصلا قسمت Personals سايت هايى مثل MSN/Yahoo/AOL بسيار پرطرفدار هستند.حالا شما هى نيا بگو كه پسرهاى غربى از اين كارها نميكنن و اين كارها فقط ماله پسرهاى ايرانيه!!! آقايون و خانوم هاى عزيز بهتر به اون آدرس بريد و ببينيد.
اگر هم سايتى تخصصي فقط براى سكس ميخواهيد اين سايت هستhttp://adultfriendfinder.com البته متاسفانه براى كانادا و آمريكا هست!!
هاله، banoo و نوشي عزيز ممنون براي بحث و مجادله.
يك رهگذر عزيز، بهتر نيست به جاي سكس آزاد كه ترجمه همآن Free sex است، به رابطه آزاد فكر كرد. Free sex به اشتباه اين گونه برداشت ميشود كه يعني هر كسي به هر كي دستش رسيد، هم آن كاري را بكنه كه مهشيد دوست نداره من اينجا بگم. اما در رابطه با خوده اين واژه سكس آزاد بايد گفت(تا آن جايي كه من ميدانم) كه غرض و معني آن اين است كه هر فرد بالغي در داشتن سكس چه خارج از محدوده زندهگي زناشويي و چه در محدوده غير آن به عبارت ديگر چه آدم متاهل باشه و چه مجرد، مختار و مختار است بدون ترس از كيفر جزايي، سكس با فرد ديگري داشته باشد و هيچ قانونگذاري مجاز نيست كه اين عمل را ممنوع و براي آن مجازات تعيين كند.
آقای ابلیس. انتخاب شما من هستم ؟ خیلی ممنون. اما انتخاب من شما نیستی. اینو می تونی بفهمی ؟
نه یعنی نه.
نه به معنی شاید نیست
نه به معنی حالا ببینم نیست.
نه به معنی ناز و عشوه نیست.
نه به معنی بعله نیست.
نه یعنی نه.
می تونی بفهمی ؟ یا به طریق دیگه ای حالیت کنم ؟
فقط این را بگم و برم رهگذر جان.
لازمه آزادی ، آگاهی است. در هر زمینه ای. در هر موردی که فکرش را بکنی اگر آگاهی نباشد ، آزادی حتی به ضد خودش بدل می شود.
رهگذر جان. این لینکی که به نوشته من دادی در باره یک کلونی بود که در آن رابطه جنسی آزاد پراتیک می شد. در انتها هم به این صورت در آمد که چندان هم آزاد نبود. یعنی افراد آزادی انتخاب نداشتند. در همان جا نوشتم که انتقادات من به این شکل رفتار چی بود.
اما در مورد سکس آزاد.که منظورت فکر می کنم همان رابطه آزاد جنسی است، (خوب فرقش چیه دختر ؟ خودتو گرفتی ؟)من سوال و جواب تو و سیلویا را خوندم. دقیقا حرفهای سیلویا را می فهمم. اینجا دخترها و پسرها اینطوری رفتار می کنند. مگر اینکه آدمهای عقده ای باشند و با چند نفر در آن واحد رابطه داشته باشند. فکر می کنم مشکل در ایران هم این است. از سکس یک عقده ساخته است و نه یک رابطه سالم.
رهگذر عزیزم. آدمی که بهش می گن حق نداری چیزی بخوری معمولا مثل آدم غذا نمی خورد. وقتی به غذا می رسد لف لف می خورد. سکس هم یکی از نیاز های آدمی است. اگر درست به آن برخورد نشود به شکل یک عقده بروز می کند و برخوردهایی مثل برخورد آقای رسا را نمایان می کند دیگر.
انسانهایی که یاد گرفته اند که رابطه جنسی یکی از نیازهای انسانی است که در رشد آنان مفید است ، یاد می گیرند که با آن برخورد درستی کنند. درست مثل غذا خوردن یا حرکت کردن و یا هر نیاز دیگر انسانی.
در مورد رابطه جنسی آزاد هم ، باور کن هر گونه آزادی می تواند انسان را به کمال برساند اگر انسان حقوق خود و دیگران را در آن به رسمیت بشناسد. سکس آزاد و عشق آزاد هم به همین ترتیبند
زماني كه متعصبانه كسي رو ستايش ميكني و مجبوري براي تصاحب قلب و روح اون شخص خودتو به هر آب و آتشي بزني و با عقايد و طرز فكرت به شكلي بي رحمانه به ستيز بپردازي "ديگه نميتوني دم از عشقي آزاد بزني كه با هر تلنگري ميشه اونو به خيانت مبدل كرد.اگر مادر جواني داشته باشي كه تصور كني هنوز زندگي جنسي او بهتر و كاملتر از تو ميگذرد" برايت حالتي مشمئز كننده پديد ميايد كه تا مدتها تصور هر چيز جواني حالت را دگرگون ميسازد.الان زمان آن رسيده كه با مادري دلسوز و توانا به معاشقه و عشق بازي بپردازم تا شايد خلا دوران نوجوانيم به نوعي مرتفع گردد.براي تجربه اين دوران انتخاب من تو هستي.بيا و با سختگير هاي بيهوده در پي كسب امتياز نباش ناقلا.اين سنت ديرينيه ناز و ناز كشي را كنار بگذار.با واقع بيني سعي كن براي جا باز كردن در قلب من قدم برداري.درست مثل زني كه براي رسيدن به اوج لذتي جنسي خود كوشش ميكند و در نهايت او و معبود اش از اين رابطه لذت ميبرند.براي رسيدن به ارگاسمي از شما از آن سخن به ميان آورديد تلاش دو طرف ضروري است.با اين پاسخهاي گمراه كننده و مجهول تنها چيزي كه عايد شما خواهد شد تحليل رفتن قوت و انرژي من براي رسيدن به منظورم خواهد بود كه در نهايت آنهم به نفع شما نيست.
به هر حال. کاری که رسا میکنه و دوست دختراش میککند شاید مخفیانه باشه اما به نوعی آزاده اینکه خودت رو محدود نکنی و با هر کس که خواستی سکس داشته باشی. فقط باید مخفیانه باشه. چیزی که الان تو جامعه ایرانی خیلی خیلی زیاد شده. هر پسری چند تا دوست دختر داره و برعکس. البته بحث من این نبود. حرف من این بود که باید چی کار کرد؟ و سوالم این بود که پیشنهاد تو و بقیه دوستان چیه. اگه میگی این وضع بده باید چیکار کرد؟ الگوی اروپا خوبه؟ البته من دوستی آلمانی داشتم که راجع به روابطش با پسرها باهاش صحبت کردم. خیلی از روابطی که تو ایران هست بهتر بود و حالت بهم نمی خورد از روابط سکسی با همه کس. میتونی اینجا بخونیش. http://chimikhay.persianblog.com/1383_4_chimikhay_archive.html#2034587
مهشید عزیز. اصطلاح سکس آزاد برات نباید تازگی داشته باشه. خودت قبلا ازش استفاده کردی. zananeha.com/archives/2003-11/000798.html
دکتر فاوست عزیز. با رسا مشکلی ندارم بجز تفکرش. تفکر رسا را از میان نوشته اش دریاب و اگر تو با این تفکر مشکل نداشتی..بعد بیا ببینم مشکلم با تو را چه کنم :)
لات اینترنتی جان... طنز خوبی داری ، یه رد پایی از خودت بزار بشه پیدات کرد.
رهگذر عزیزم. ببین..به نظر من این که آقا رسا لافش رو می زنه سکس آزاد نیست. این آقا خودش رابطه داره ولی دوست دخترش آکبنده. خوب این که سکس آزاد نیست . (البته بگذریم از این که احتمالا یه پرده رفو شده را به قیمت هزار و دویست سکه آزادی بهش می فروشن ، ولی همان که دخترک مجبور به این بخیه کاری هم بشه نشان دهنده این است که آزادی نیست)
نه عزیزم. این اولا سکس نیست. چون سکس رابطه دو طرفه است. ایشان فقط فاعل است. مثل هر حاج آقای دیگری که عملش را در 5 دقیقه پشت حجره هم می تواند انجام دهد. این همان " خاک تو سری " است که آن خانم ازش می گفت. دوما آزاد نیست چون که طرفش باید برای شب موعود آکبند بمونه که بتونند دستمال مربوطه را به همه نشان بدهند.
رهگذر جان. بی اغراق. من از سکس این آقا و آقایان مشابه عقم می نشیند. این چه نوع آزادی است که فقط برای ایشان باشد ؟ حتی زنی که با ایشان سکس دارد هم خودش را برای شب ازدواج خودش حفظ می کند و با ایشان آنال سکس دارد (احتمالا دوست دخترشان هم همینگونه فابریک مانده اند ) سکس آزاد ، آزادی دو طرفه است. نه مردانه.
و در ضمن..من عشق آزاد را قبول دارم. دقیقا هم نمی دانم این اصطلاح سکس آزاد چیست. بیشتر توضیح بده.
شروين عزيز. با نصفي از حرفات موافقم و با بقيه نه:)))
با بعضی از انتقاد هايي كه از زنها مي كني موافقم. اما عزيز جان. با توجه به حرف تو مردا بوقند ؟ تو می گی زن سیگنال می ده که با من فقط به عنوان آشپزخانه و رختخواب رفتار کن و مرد هم میگه چشم ؟ پس بفرمایید زرشک دیگه. مرد با تعریف شما این وسط قاطری است که منتظر چشه ؟
اگر همان زن به همان مرد بگه من فقط به درد دانشگاه و کتابخونه و جلسات سخنرانی می خورم اون مرد میگه روی چشم؟ بابا گیو می ا برک دیگه.
در مورد اینکه زنها دنبال کسی می گردند که عاشقشون باشه و نه اینکه خودشان عاشق بشند . با تو کاملا موافقم. اصلا حرف خیلی درستی بود. مرسی. و نمیدانم دلیلش چیه.. باید رویش بیشتر فکر کنیم. من خودم این تجربه را داشتم. نه اینکه دنبال کسی بگردم که عاشقم باشه. ولی به عشق او و عاشق بودن او تن دادم و بعد از مدت خیلی کوتاهی هم بریدم. در چند مورد هم این اتفاق افتاد. این حرفت خیلی از مسائل را برایم باز تر کرد. مرسی.
اما من هم از سکس اکسپرت حرف نزدم. از اصول اولیه عشق بازی حرف زده ام که خیلی از مردان و زنان ما آن را بلد نیستند.
من زنی را می شناسم که می گفت : من خیلی هم میل جنسی دارم ولی اون باید بیاد همیشه التماس کنه .
عکسشم صادقه دیگه. مردانی که تا سکس را با التماس بدست نیارن زن را نجیب نمی دانند و فکر می کنند زنی که با میل و رغبت خودش به آغوش آنها می یاد "خراب" است.
من هم از جواب مهشيد لذت بردم. براي كسي كه اينقدر با افتخار از عشق و از سكس با كس ديگري صحبت ميكنه جواب ديگه اي هم نميشه داد. راستي. من آخرش نفهميدم اين آقا رسا معتقده كه عشق بايد با سكس باشه يا نبايد باشه. هر دوش رو گفته. و اما مهشيد عزيز. شايد سكس آزاد همين باشه كه آقا رسا داره و كم نيستند تو ايران خودمون. آيا اين راه حل آموزش سكس هست؟ ميدونم كه ميگي نه. راه حل تو چيه؟ حتي بسياري از پسرها اگه دختري رو دوست داشته باشند به محض اينكه با اون رابطه جنسي برقرار كنند ديگه حاضر نيستند با اون ازدواج كنند. اونا دختري پاك و نجيب ميخوان و تعريفش هم اينه كه دختري كه هيچ رابطه اي نداشته باشه قبل ازدواج حتي اگه اين رابطه با خودشون باشه.
آقاي رسا خان! اگه خونه خانمها به قول شما فقط يه در تو كوچه داره خونه آقايوني مثل شما دو در داره يا بقول معرف "دودره" مي باشد!!! در حياط هميشه بازه و البته يه "باغ سبز" هم پشت در نمايان مي باشد! و ورود براي عموم خانمها آزاد است! حالا اون خانمهايي كه تو حياطند يكي يكي تست مي شند (مي تونند همه باهم هم تست بشند البته :)) بعدش يكي يكي مي فرستيشون تو خونه و تا يه مدت اونجا افتخار زندگي بهشون مي دي بعدش هم باي باي از در كوچه ميفرستيشون بيرون و به عبارتي همونطور كه گفتم "دودره" ميشند. و البته لازمه به قول معروف "جوات" بودنتون و حس اينكه "فابريكشم دارم" هم وجود هميشگي احمق ترين اون خانمهاست در اون خونه پر از مهر و وفا :).
دكتر فاوست جان من البته نميدانم مهشيد با رسا مشكلي دارد يا نه، اما ميدانم كه اصلا با او به خشونت برخورد نكرده. خيلي هم عالي و مستدل جوابش را داده.يعني من كه داشتم جوابش را ميخواندم به خودم گفتم حتما بايد بروم و دست مريزاد بهش بگويم كه نظر شما را ديدم و بجايش اينها را نوشتم.مغز بالا و مغز پايين و اينكه آيا بتوانند آن دو را از هم تفكيك بدهند كه ديگر نهايت نكته سنجي اين مهشيد بلا و حاضرجواب ما بود!
مهشيد جان سلام
بازم من اومدم . بازم مثل هميشه نصف حرفت رو قبول دارم نصفش رو نه !!! :)
بنظر من در اين قضيه اشكال از هر 2 طرفه. اين افراطي است كه توي اين قضيه همه گناه رو گردن مردا بندازيم.
اگه زني به عنوان وسيله باهاش برخورد ميشه ميخواد كه اينجوري باشه. اگه شوهرش براي آشپزخونه و رختخواب ميخوادش يعني اينكه به شوهرش سيگنال داده كه بجز اين دو بدرد چيز ديگه نميخوره پس حداقل اين 2 تا رو بايد خوب انجام بده ! تاكيد تنها روي مسئله سكس براي احقاق حقوق زنان گمراه كننده است.
چون بهره بري از سكس تا زماني كه عشق وجود نداشته باشه براي هيچ طرفي امكان پذير نيست.و پرداختن با اين مورد به تنهايي راه به جايي نميبره.
چون هر چقدر كه زنان در اين مورد آزادي داشته باشن به پاي آزادي زنان نيويوركي كه نميرسن. و ميبينيم كه آزادي در سكس در مورد اين زنان كار رو به چه ابتذالي كشونده. بنابراين تنها به آزادي در اين مورد پرداختن باعث انحراف از هدف اصلي ميشه.
و اما انتقاد من از خانوماي ايراني اينه كه دنبال كسي نميگردن كه دوستش داشته باشن دنبال كسي هستن كه دوستشون داشته باشه. لطفا به اين نكته ظريف دقت كنيدو باور كنيد فقط مربوط به خانمهاي داخل ايران نميشه حتي كساني هم كه در بلاد كفر !! :) قرنها ساكنند اينجورين ! خوب نتيجه اش هم معلومه.پس از دوران شيرين قربون صدقه ها مسئله سكس براي خانومها عادي ميشه و چون اون عشق عميق ناشي از انتخاب آگاهانه وجود نداره سكس ميشه جون كندن! و حق هم دارن چون سكس بدون عشق همون 5 دقيقه ايست كه بهش اشاره كرده بودي.ولي اگه عاشق باشي حتي يك بوسه هم ميتونه راضي نگهت داره(چه براي خانوما و چه آقايون) و احتياج نيست كه سراغ زن همسايه رفت!
براي داشتن روابط خوب نياز نيست كه حتما سكس اكسپرت باشيم آدم عاشق راهش رو پيدا ميكنه. خانومها هم اگه از اين روش برخورد ناراحتند اول شخصيتشون رو براي طرف ثابت كنند بعد كلايه كنند.
ببخشید یادم رفت بگم که سایت شوما بطور خيلي وحشتناكي high class هستش ....جوريكه هر موقع اين ايرج بچه خور ما ميخواد سايت شوما رو بخونه اول ميپره كراوات ميزنه بعد ميشينه پاي كامپيوتر و فرهنگ حميد سوسك خور رو جلوش وا ميكنه تا يه موقع معني چيزي رو عوضي نفهمه بعد شروع ميكنه با صداي بلند سايت شوما رو خوندن
خب مجددا عزت زياد ...لطفا فحش با اسم مستعار يادتون نره
سابیلیکم اون شعر پایینی از طرف داداشمون یعنی لات خارجیه که ایشون تحصیل کرده خارج هستن و از رشته کسشعر گویی سه بعدی فارغ التحصیل شدنایشون الان 80 ساله خارج تشریف دارن واسه همین کلا فارسی یادشون رفته و تو خونشون هم اصلا فرهنگ عمید ندارن به جاش فرهنگ حمید سوسک خور دارن. خب .فعلا عزت زیاد
Fuck authority
Silent majority
Raised by the system
Now it's time to rise against them
We're sick of your treason
Sick of your lies
Fuck no, we won't listen
We're gonna open your eyes
Frustration, domination, feel the rage of a new generation,
we're livin', we're dyin' and we're never gonna stop, stop tryin'
Stop tryin'
مهشيد مگه با اين رسا مشكلي داري كه اين قدر خشن برخورد كردي؟
سلام
ممنون از نوشته هات
تعيين درسته و نه تايين
be binam mahshi jan ine rasme mehrbani? age hame ye aghayon be to hal bedan hichi nemigi vali ta ey agha i ye cherti goft chob bokoni to kone hame ye marda y ironi ? .bazam chakerim
آقای رسا..دنباله
البته خوب است که اینجا می نویسید. چون دقیقا نوشته های شما اثبات سخنان من است. مثلا با دیدن نوشته شما حرف آن زن برایم تازه شد که می گفت وقتی به شوهرم می گفتم من نمی خواهم ، می گفت پس برم زن همسایه را بکنم ؟
این آقا را وقتی دیدم بیشتر یاد حیوانات افتادم که وقتی یکی بهشان راه نمی دهد می روند سراغ دیگری. حرف شما هم دقیقا همین دید را داشت. انگار نه انگار که انسان با حیوان متفاوت است و مغزی دارد که میتواند به کار گیرد.
بعد هم. زنهای فمینیست از بابت ازدواج کردن با مردان جوانتر شکایتی نکردند . من در همان ایران زنان فمینیستی را می شناسم که با وجود سن بالای 50 با مردان 30 ساله رابطه دارند ، شما ابدا خودتان را ناراحت نکنید.
اما چیزی که من می گویم این است که در زندگی سن نیست که باید تایین کننده باشد. بلکه همراهی و همخوانی است. مثلا این دوستی که اینجا می نویسد که می خواهد با زنی مسن تر ازدواج کند تا خوشبخت شود ، قائدتا این مسئله خوشبختی او را به دنبال نمی آورد. ولی کسی بابت ازدواج با جوانتر و یا مسن تر شکایتی نداشت آقا. شما خونتان را اینقدر کثیفتر نکنید.
آقاي رسا. تو همواره رو اعصاب من پاتیناژ بازی می کنی. از آنجایی که پاتیناژ هم بلد نیستی هی سکندری می ری و با مخ میای رو اعصابم.
ببین آقا. تو خودت گفتی که سکس داری ولی نه با دوست دخترت. ( امیدوارم که دوست دخترت هم سکس داشته باشه ولی نه با تو ، و سر آخر یک پرده رفو شده را به قیمت 1200 سکه آزادی بهت بفروشند ) شما بالاخره از نظر جنسی خودت را ارضا می کنی . حالا اینجا لطفا از عشق حرف نزن چون کسی که عشق را تجربه کرده باشه اصلا نمی تونه با کس دیگری رابطه جنسی داشته باشه. مگه اینکه آقا رسا باشه که کرده و شده :))))
بعدشم که . تو اصلا چیزی از فانکسیون بدن زن نمی دانی عزیز جان. زن یائسه فقط نمی تواند بچه دار شود. اما از تو هم بهتر بلد است عشق بازی کند. چون با این اخلاقی که تو داری می دانم عشق بازی کردنت مثل آن آقاهه است که می گه ...بگذریم.
سوما. مردی که حشری شده است اگر همسرش نخواهد رابطه داشته باشد می تواند اگر انسان باشد رابطه را به زن تحمیل نکند و به او تجاوز نکند. شهوت همانطور که زیاد می شود فروکش هم میکند و شاید کسی تا به حال این را به شما نگفته باشد ، ولی اگر مردی شهوتش عود کرد و قادر به داشتن رابطه جنسی نبود ، باور کنید نمی میرد. بعد هم که یعنی چی مگه دست خودشه که شهوتش را از بین ببره ؟ ببینم پس در بدن شما بالاتنه یه راه می رود و پایین تنه راه خودش را می رود و اختیارش دست خودش است ؟ آقای رسا. مردها هم چیزی به نام مغز دارند جانم. و این مغز همانگونه که در بدن زنها تایین کننده اعمالشان هست ، می تواند بدن شما را هم کنترل کند. راستی مغز آن است که در قسمت بالای بدنتان ، در کره سر قرار دارد. آن یکی که آن پایین است و اینطور که معلوم است اختیارتان را داده اید دستش ، اسمش مغز نیست عزیز جان. اسمش چیز دیگری است .
راستش من هم نمی دانم چرا شما می آیید اینجا. من از مخالفت بدم نمی آید اما مخالفتی که از روی تفکر باشد (تفکر هم از طریق مغز انجام میشود، آن مغز بالایی تان ) مخالفت شما فقط مخالف خوانی است و هیچ تفکری در کارش نیست. شما دقیقا نمونه مردی هستید که من هیچ نقطه مشترکی با او نمیتوانم داشته باشم.
نميتونن با مردهاى جوانتر ازدواج بكنن.خيلى طولانى نوشتم. اما حالا براى عشق بازى حتما بايد خيلى سكسى باشيم؟
به نظرم اگه يك مرد يك خرده ذكاوت به خرج بده خيلى قشنگ ميتونه حس عاشقانه اش رو بدون سكس ارضا كنه مثلا با يك در آغوش گرفتن به موقع يا يك لب گرفتن به موقع كه مثلا كارشون به سكس كه گزينه ى آخر نرسه.يك چيزى هم بگم كه من با دوست دختر فابريكم به قول شما هنوز لزومى بر سكس نديدم يعنى اشتياقى براى اينكار ندارم و همون نوازش هاى ساده فعلا كافيه(اين فعلا كه ميگم 5سالهD:) يكى از دوستان ميگفت كه قلب مردها مثل يك خونه ميمونه كه حياط داره و دخترهاى زيادى ميتونن بيان تو اون حياط بازى بكنن و بالا و پائين بپرن اما فقط يكى از اونها موفق ميشه كه بياد داخل ساختمان اما قلب اكثر دخترها مثل خانه هاى در از كوچه هست! چرا؟؟!!(يا در خونشون رو قفل ميكنن و ميبندن و هيچ مهمونى رو راه نميدن يا يك پارتى ايى راه ميندازن كه شورشو در ميارن و آخرش مجبور ميشن بازهم در خونشون رو قفل بكنن و بگن همه ى مهمون ها نامردن و نميخوام عاشق بشم!!) در هر صورت عشق بازى آموزش نداره و لياقت ميخواد(سكسش رو ميشه آموزش داد اما خودشو نه)بايد اينقدر آدم بگرده تا بتونه اونيو كه باهاش راحته(نه لزوما مثل خودش و با عقايد خودش بلكه در كنارش راحت باشه)خيلى از پسرها رو ديدم كه ميگم آيا به دختر گفتى دوستش دارى؟عاشقشى؟ ميگه نه!!روم نميشه و منم ميگم بهتره دختر رو بيخيال بشى چون باهاش راحت نيستى.
در مورد همخوابگى وقتى كه زن راضى نيست ازت يك سئوالى دارم.مگه مردى كه اون شب حشرى شده دست خودش هست كه شهوتشو از بين ببره؟؟!! چرا آدم بايد بزنه تو سر نياز هاش و تبديلش كنه به يك عقده؟! خودم جوابى براى اين سئوال ندارم چون هم زن تو اين مورد حق داره و هم مرد.
تو يكى از كامنتها ديدم يكى ميخواد با زن بزرگتر از خودش ازدواج كنه!! در ظاهر ايرادى نداره اما وقتى رسيدى به سنى كه حضرت عالى هنوز ميتونى سكس داشته باشى اما خانوم يائسه شدن چه غلطى ميخواى بكنى جز اين كه جلق بزنىٍ يا به عشقت خيانت كنى!! اون عشق هاى خوشگل كه پسره با زنه بزرگتر ازدواج ميكنه مال تو قصه ها و هاليوود هست.متاسفانه خيلى ها فكر ميكنن عشق پاك نيازى به سكس نداره!! كه اين تفكر خام منجر ميشه كه فكر كنن ميتونن با زن بزرگتر از خودشون ازدواج كنن.اينا رو ديگه خدا تو ذات آدمها گذاشته كه مردها ديرتر غيرفعال ميشن و زنها زودتر!!كاشكى علم ژنتيك اينو برطرف كنهD:كه زنهاى فمينيست شاكى نشن كه زنها چرا
نميدونم چرا ميام باز اينجا!! شايد كرم مخالفت افتاده تو جونم.
ميگم يادته اون بحث همجنسبازي رو؟! گفتى مگه عشق به سكس فقط محدود ميشه و تو اين مطلبت كه ميخواستى در مورد عشق بازى بنويسى بيشتر از قسمت سكسش گفتى.پس به طور ضمنى قبول دارى كه عشق(البته از نوع رمنسRomance با سكس همراه.عشقى كه دوست داشتن هست يا همون LOVE لزوما با سكس همراه نيست مگه با Romance قاطى بشه)
ظاهرا حرف براي اين بحث زياده. و چقدر ناراحت كننده است نه؟ زندگي نسل خودمون. شايد تو هيچ دوره تاريخي حتي جوانان اينقدر محدود نبودند.
قانون و شرع و فرهنگ و سنت، ملغمه ای رو بوجود آورده اند، همه ما هم به نوعس در ميان اين ملغمه عجيب دست و پا می زنيم. بيشتر آقايون هم به نوعی از بودن اين ملغمه راضی اگر نباشند، ناراضی که نيستند.
بحثي رو كه مطرح كردي، بحثيه که همه اهميتشو می دونن، ولی هيچکس پا پيش نمی ذاره. بيشتر راهنماها و کتابهايی هم که هستن در بيشترشان، مرد است که ديده می شدو نه زن. يادمه چند سال پيش خوابگاه يکی از بچه ها يه کتابی را آورد، گفت بخونيم چه چرت و پرتايی نوشته بخنديم. اسمش بود (دو گُل) بچه ها می خوندند و می خنديدن قاه قاهف ولی من زدم زير گريه و هنوز هم که هنوزه بچه ها مسخره م می کنند. در اون کتاب نقش زن تا حد کنيزی که فقط و فقط برای خدمت آقا آفريده شده بود. هر وقت، هر جا، هر زمان که مرد بخواهد. يک روايتش که شاهکار بود: بهتر است خانمها در منزل لباسهايی را بپوشند که باز شدن و در آوردن آنها راحت باشد، تا اگر مرد زمانی به خانه آمد و همان آن دلش خواست، فوت وقت نشود و مرد از آن حس و حال خارج نشود!
نوشي عزيز، اول من نگفتم كه شما مسئوليد در قبال ادعاي ديگري. بعد مبحث آمار و حدسيات مبحثي بزرگ و خود يك بخش از علوم رياضي است(من خود به شخصه چندين رشته در اين مبحث در دانشگاه درس داشتم و درس راحت و آسوني هم نيست.). اين كه شما از قول يك نفر كه اگر شما اشتباه نكنيد رئيس محتمع قضايي خانوادهست هيچ سنديتي بر علمي بودن اين ادعا نخواهد بخشيد(رسمي بودنش هم جاي شك است). شما از قول اين آقاي حميديان اشاره داريد "كه 75% طلاقهاي داخل كشور در اثر عدم آشنايي زوجين با سكس صحيح واجراي اونه." است. و ديگري ادعا ميكنه كه 99%(حالا چرا نگفت 100% خود جاي سوال است. يك درصد اين طرف و آن طرف كه چيزي را كم و زياد نخواهد كرد.) باعث طلاقها مسايل جنسي ميباشد. حال من از شما سوال كردم كه با اين حساب، سهم ديگر دلايل منجمله كتكزدن، فقر، اعتياد، بيكاري، چندهمسري، و غيرو چند درصد است در حسابي كه شده. اگر اين درصد بالاي آمار طلاق، مسايل جنسي باشد، طبيعتن ميبايد براي كمك كردن رفع اين مسله، اولويتها را به مسايل جنسي و آموزش آن را داد و نه براي مثال كتكخوردن زنان در خانه از دست همسران خود. اجازه بده تنها يك نمونه كوچكي از كشور دانمارك در مورد مسايل طلاق براي شما عنوان كنم. طبق آمارهاي كه موجود است، درصد بالاي طلاق نسبت مستقيمي دارد با مواقعي كه وضعيت اقتصادي كشور رو به وخامت و در نتيجه تعداد درصد بيكاري مردم بالا ميرود(فقر)، و همچنين در ايام كريسمس كه همخوابي با ديگري افزايش مييابد و معمولن در اين مواقع مردم در جشنهاي مختلفي شركت ميكنند و مشروب زيادي هم مصرف ميشود(روابط نامشروع). البته اين تحقيقات در كشور دانمارك و اسكانديناويا صورت گرفته و نميتواند صددرصد با جامعه ما در ايران همخواني داشته باشد(منظورم عوامل فقر و روابط نامشروع در طلاق دخيل بودن است.)، اما ميتواند به ما نمايي را نشان دهد. اگر اين ادعا روي باد شكم آقاي حميديان بوده، بلطبع نه اين اقدام يك عمل شجاعانه به حساب خواهد آمد، بلكه يك عمل احمقانانه و نايختهگانه بوده است و بس.
اين بار نيز نميخواهم بگويم كه اشتباه كرديد. اين سئوال مجهول كه آيا با زني كه از خودم مسن تر است خوشبخت خواهم شد يا خير را به آينده واگذار ميكنم چون هيچ ضمانتي براي اين طرز تفكر هم ندارم.ولي شايد با بازنگري به دوران ما قبل جوانيم به اين نتيجه دست يابي كه شايد اين خواسته نشعت گرفته از دوراني بوده كه من به عنوان زندگي طي كردم.شايد بهتر باشد از همين حالا كمي با مسائلي كه در خانواده ما برقرار بوده بيشتر آشنا شوي.البته نميخوام اين قضيه را به پاي نوشتن خاطرات كودكي بگذاري.از اينجا شروع ميكنم كه من زماني كه بدنيا آمدم در دامن مادري پرورده شدم كه از حيث زيباي و هويت اجتماعي چيزي كم نداشت.با پدرم كه استاد دانشگاه بود و از نظر مالي كمي از مادرم در درجه پايين تري قرار داشت رفتار خوبي نداشت.مادرم هم از تحصيلات خوبي برخوردار بود و دختر يكي از امراي ارتش رضاخان پهلوي.پدرم در عرصه زندگي به چشم يك رغيب به من مينگريست و رفتار خوبي با من نداشت ولي مادرم هميشه مرا لوس ميكرد و مرا عاشقانه دوست ميداشت.حتي شايد باور نكني كه حتي اين امكان را براي من فراهم ميكرد كه به اندامهاي زيبايش ساعتها چشم بدوزم و گاهي هم دست درازي كنم.روزهاي گرم تابستان هيچكس جز من اجازه نداشت در آغوشش بخوابد و من از روي ندانم كاري كاري را ميكردم كه او انتظارش داشت.ولي با گذشت زمان و زماني كه به روزهاي پيروزي انقلاب نزديك ميشديم به صورت كاملا اتفاقي مادرم را بادوست صميمي دائي ام ديدم.وضعيت نامناسبشان باعث شد او را و خانواده ام را ترد كنم و به نيروهاي انقلابي بپيوندم.با ظاهر و سوابق خانوادگي كه داشتم و به نوعي طاغوتي محسوب ميشدم. مدتي طول كشيد تا خود را در نيروهاي انقلاب اسلامي جا كنم.با قابليتهاي كه داشتم و نوع برخوردم با تخلفات اجتماعي خيلي زود اسم و رسم بهم زدم و در آن سنيني كه در آن دوران خيلي هم به نظرم كم نميامد به جنگ رفتم .يك بار مجروحيت و سيزده ماه اسارت باعث شد دق مرگش كنم و براي هميشه از ديدن آن چهره مشمئز كننده خلاص شوم.ولي اين پايان ماجرا نبوده و نيست.بعد از مرگش به انگلستان سفر كردم در آنجا ازدواج كردم و صاحب فرزند.ولي اينطور شد كه با جنس زن بيشتر آشنا شدم.سرخورده برگشتم والان هم با فاصله گرفتن از مسائل اجتماعي و سياسي به فكر تحولي عظيم در زندگي خود هستم..........ادامه اشو بعدا ميگم
آقاي سياوش اين آمار رسمي بود و طبيعتا مسئوليت اين گفته به عهده من نيست. احتمالا همه هم ريشه هستن و اينو هم در نظر بگيرين به ندرت در ايران كسي به دادگاه مراجعه ميكنه و بعلت عدم رضايت در مسائل جنسي درخواست جدايي ميكنه كه شايد براتون جالب باشه بدونين اگه زني به دادگاه مراجعه كنه و از اين موضوع ابراز ناراحتي كنه يا دادخواست طلاقش به كل پذيرفته نميشه يا بايد با بخشش مهريه و گاهي از اوقات بخشش مال طلاق بگيره كه اغلب هم انگ ميخوره. بنابراين حرف آقاي حميديان اشاره به دلايل پنهان طلاق داره كه در لباس هاي ديگه خودش رو نشون ميده. بررسي لايه هاي زيرين طلاق و خشونت در خانواده و نارضايتي در مملكتي كه سالهاست سعي در سرپوش اگذاشتن روي اين نوع مشكلات داره يه اقدام شجاعانه بوده و بايد بهش توجه بشه. آقاي حميديان اگه اشتباه نكنم رئيس مجتمع قضايي خانواده ست.
مهشيد عزيز، همه آقايي ما به همآن الف كلاهدار بود كه برداشته شد. از شوخي گذشته من فكر ميكنم banooي عزيز، كليد حرف آي كلاهدار را نميدونه كجاست(در صفحه كليد و يا همآن كيبورد=Keyboard من براي نوشتن آي كلاهدار با فشار دادن دكمه Shift و گرفتن آن و همزمان فشار دادن دكمه H نوشته خواهد شد.).
نوشي عزيز، يس با اين حساب اختلاف اساسي بين زن و مرد در طلاقها مسايل جنسي است. يس حساب تكليف اعتياد، بيكاري، زورگويي، مردسالاري، سنت، فرهنگ، مذهب، چندهمسري، كتككاري و دهها دلايل ديگر چي ميشه.
چند وقت پيش از قول يكي از مقامهاي رسمي كشور (فكر شخصي به اسم آقاي حميديان) نقل شد كه هفتاد و پنج درصد طلاقهاي داخل كشور در اثر عدم آشنايي زوجين با سكس صحيح و اجراي اونه. فكر ميكنم اينو تو ماهنامه زنان ايران خوندم.
1- ابليس عزيز. مشكل اينجاست كه شما دارید برای رابطه شرط تایین می کنید. می گویید که من که ابلیس هستم با زنی که از خودم بزرگتر است بهتر می توانم خوشبخت شوم. من می گویم همچی خبرایی هم نیست داداش. همان همسر اولت که گفتی. فکر می کنی همسر اولت 20 سال دیگه اگر با همین وضعیت پیش برود تغییری در شیوه رفتارش می دهد ؟ یا فکر می کنی تمام زنهایی که از تو مسن ترند از خصوصیتهای بهتری برخوردارند ؟ من فکر می کنم در خصوصیات انسانها سن یکی از نقشها را بازی می کند ولی تعیین کننده نیست. و این که شرط سنی را یکی از شرایط اصلی برای تشکیل یک زندگی می دانی همانقدر غلط است که مرد های 50ـ 60 ساله به دختر بزرگتر از 30 سال رضایت نمی دهند.
2ـ رهگذر جان. سکس آزاد که ازش صحبت میکنی چیست ؟
3ـ سیاوش ، شیطونی نکن دیگه. حالا رفیقمون سرکش یادش می ره بزاره..تو باید جار بزنی ؟ حالا یعنی صابون رو با سین بنویسند کف نمی کنه ؟ که واسه یه سرکش اینقدر جنجال راه انداختی ؟ از آقاییت که کم نمی شه..چه با سرکش و چه بی سرکش...
banooي عزيز، شما حرف توي دهن بچه ميخواي بگذاري. منظور من اين نبوده و نخواهد بود كه مردان قصد ندارن تغيير كنند(اگر اين برداشت شماست، متاسفانه در اشتباهيد.). شما معتقديد كه ريشه 99% از طلاقها را، بايد توي رختخواب جستوجو كرد، آيا براي اين ادعا نشاني هم داريد و يا اين كه... . اگر نظر خوده شماست، لطف كن، بنويس به نظر من و بعد به دنبال آن هم نميتوان گفت كه واقعيتي است انكار نايذير. در ضمن آقا را با آ مينويسند و نه با ا.
اقاي سياوش خوب حرف مهشيد هم همينه.اقايون در کل قصد ندارن که تغییر بکن.همین که شما فرمودید خودش تصدیق حرفای مهشید.من معتقدم 99 درصد موارد تقاضای طلاق از ناسازگاری تو رختخواب!خیلی ها روشون نمی شه بگن ولی واقعیتی است انکار ناپذیر.
هاله جون منظورم این بود که هستن زنایی که مرد ایرانی براشون خداست.چه جوری بگم منظورم اینه که بدترش هم هست!
مهشید عزیز زبان یاد گرفتن کدومه من هنوز تو خم اولش دارم در جا میزنم.زبونشون مطلقا ادم فهم نیست!
كامنت قبلي(32) از من سياوش بود.
مهشيد عزيز، مرد ايراني در خارج همآن آتوريته(Authority) را ميخواد در خانواده اجرا كنه و يا بهتر بگم همآن نقش را در خانواده بازي كنه كه جامعه ايراني از او انتظار داره و يا اين كه خودش خواهان آن هم ميباشه. اين نقش و ساختار با جامعه جديد ميزبان يكسان نيست و زن ايراني به زودي يي برده و ميبرد كه ديگه براي درس خواندنش، معاشرتش، آرايش كردنش، مسافرتش، حتا تصميم به طلاقش احتياجي به رضايت مردش نيست(جامعه او را ضعيفه نميداند). و اين جابهجايي نقشها باعث اختلافات و در نتيجه طلاق ميگردد(البته به نظر من، اين كل جريان است كه مطمئنن در جزييات هم مسايل ديگري هم وجود دارد.). به طور كل من به همآن اندازه تغيير در زنان ديدهام كه در مردان خارج كشوري. اين مسايلي كه در آخر نام برديد، به نظر من اينها مسايلي هستند كه در گذر به تغيير كلي خودنمايي ميكنند و به تغيير نايذير بودن مردان ربطي ندارد.
اممممم...ميدوني مهشيد جان داشتن سكس به نظر من چيزي نيست كه با تمرين و تجربه بشه توش هر روز بهتر و بهتر شد...من فكر ميكنم يه رابطه سكسي كه بتونه دو طرف رو از نظر روحي و جسمي ارضا كنه به خيلي پارامترها بستگي داره...البته تابوهايي كه در جامعه وجود داره و نگرش افراد به سكس و مقدار آگاهي اونها در مورد سكس همونجور كه گفتي يكي از پارامترهاي مهم در اين ماجراست...همونطور كه خيلي از رفتارهاي غلط و ناصحيح محصول بعضي اعتقادات غلط رايج در جامعه و يا نا آگاهيه...به هر حال رويهمرفته حرفات رو قبول دارم ولي اونقدر درد و رفتار غلط توي جامعه ي محدود و سنتي اي مثل ايران وجود داره كه اين جنبه از روابط كاملا شخصي افراد در درجه هاي بعدي اهميت قرار ميگيره... به قول معروف اونقدر سمن هست كه ياسمن توش گمه!!:) به هر حال مرسي...:)
اممممم...ميدوني مهشيد جان داشتن سكس به نظر من چيزي نيست كه با تمرين و تجربه بشه توش هر روز بهتر و بهتر شد...من فكر ميكنم يه رابطه سكسي كه بتونه دو طرف رو از نظر روحي و جسمي ارضا كنه به خيلي پارامترها بستگي داره...البته تابوهايي كه در جامعه وجود داره و نگرش افراد به سكس و مقدار آگاهي اونها در مورد سكس همونجور كه گفتي يكي از پارامترهاي مهم در اين ماجراست...همونطور كه خيلي از رفتارهاي غلط و ناصحيح محصول بعضي اعتقادات غلط رايج در جامعه و يا نا آگاهيه...به هر حال رويهمرفته حرفات رو قبول دارم ولي اونقدر درد و رفتار غلط توي جامعه ي محدود و سنتي اي مثل ايران وجود داره كه اين جنبه از روابط كاملا شخصي افراد در درجه هاي بعدي اهميت قرار ميگيره... به قول معروف اونقدر سمن هست كه ياسمن توش گمه!!:) به هر حال مرسي...:)
مهشيد عزيز. مشكل رو ميدونيم. همه به نوعي درگير بودن. اما راه چاره چيه؟ ميتوني براي اونهايي كه تو ايرانند راهي نشون بدي؟ ما شايد نتونيم فرهنگ خودمون رو عوض كنيم اما حداقل ميتونيم فرهنگ خانواده و طرز فكر شخص خودمون رو عوض كنيم. ميگي ايراني ها سكس رو درست آموزش نمي بينند. در مورد سكس انواع مشكلات و ناهنجاري ها رو دارند. كاملا درسته. اما راه حل تو چيه؟ سكس آزاد؟ به نظرت چند نفر از ايراني هايي كه با فرهنگ غرب مانوس نيستند قبول ميكنند كه سكس آزاد داشته باشند؟ چند نفر از همين خودمون كه اينجا بحث ميكنيم اين رو قبول داريم؟ اينها سوالاتيه كه واقعا من براشون جوابي ندارم.
خيلي خوشحالم كه ابليس هم نظرات منطقي ميده و مهشيد هم عصبانيب نمي شه. :)
سیاوش عزیز. حرفت درسته. اما فکر می کنم تو هم در خارج از کشور زندگی می کنی. و می بینی که در همین جا بسیاری از زنان روی این نقطه ضعف های خودشان کار کرده اند و آنها را تغییر داده اند. اما مردان در بسیاری موارد درجا زده اند. همین هم است که باعث شده است این همه طلاق در خارج از کشور بین ایرانیان واقع شود. بخصوص در مورد مسائل جنسی که مردان ایرانی ، روشنفکر یا غیر روشنفکر همچنان مشکل دارند. هنوز هم بحث بین زنان ایرانی این است که نمی خواهند با مرد ایرانی رابطه داشته باشند چون بعد از تمام شدن رابطه برایشان دردسر درست می کند و همه جا پشتشان حرف می زند و آنها را فاحشه می خواند. این کار را تنها مردان معمولی نمی کنند ها ، صحبتم در مورد مردان" انتلکتوال" است . اگر در خارج از کشور باشی با این موضوعات نا آشنا نیستی.
هاله عزيز، در يادداشت مهشيد، زن، مرد ايدهآل خودش را اين چنين تعريف ميكنه. مردي عاشق باشه و دلسوز، بتونه غذا درست و در كار خانه مشاركت كنه، خيانت نكنه، معشوقه خوبي باشه و روي كانايه ولو نشه و فوتبال هم نگاه نكنه. و شما در كامنت خود اين جمله را مينويسيد"مردی با اين مشخصات تو مردای ايرونی کم پيدا ميشه" خوب برداشت من از اين حرف شما اين بوده كه مرد غير ايروني براي معشوقه خوبيه. وانگهي بحث من تنها در اين مورد نبود و نه اين كه خواسته باشم با شما مخالفت كنم كه مرداي ايروني دست كمي از مرداي اروياي در معاشقه و عشقورزي ندارنند. بلكه در مرد ايروني، در همه ضعفها و ناتوانيها و يا توانايهايش علتي را بايد جستوجو كرد و اگر زن ايروني به دنبال و در جستوجوي سعادت و خوشبختي ميگردد، اول و قبل از اين كه انگشت اتهام را به كسي ديگري نشانه گيرد، بايد در درون خود يك جستاري كند، و اگر كمبودي را مشاهده كرد، در يي رفع آن به نبوبه خود كوشا شود. و به هماين نحو مرد ايروني.
هميشه از اينكه مجبور هستيم متحمل زمان حال باشيم و قضاوت رو به همين لحظه گذرا واگذار كنيم گله مند بودم.در مورد نظر من خيلي زود قضاوت كرديدومن متعقدم اجازه بدهيد كه هر گاه رشته هايتان پنبه شد به گذشته فكر كنيد و از آن كسب تجربه كنيد.منظور من و نوع برخوردم با اين موضوعي كه بيان كردم" از نگاه درس عبرتهاي گذشته خودم سر چشمه ميگرد و بس.همينكه آغوش پر مهر زني كه از روي ناتواني و دلسوزي مادرانه مرا در خود ميفشارد بالاترين لذت است.نه اينكه براي كم بودن سنوات زندگي ام براي خودم امتيازي قائل شوم كه بر عكس.احساس كوچكي به آدميزاد تا اندازه اي مناعت طبع ميبخشد.(در مورد شخص خودم)در پي آن احترام و حس خدمتگذاري(باز هم فقط در مورد خودم).من ميخوام ثابت كنم كه تا چه حد خدمتگذار خوبي هستم ولي براي اين كار احتياج به ابزار مناسب دارم.آموزگاري لبريز از عشق و محبت و مهر كه حتي در قوانين جنسي هم ميتواند مشكل گشاي بي همتا باشد.او ميتواند از گشاده دستي و بزرگواري چيزي را به من ببخشد كه تا كنون كسي نبخشيده. شما تجربه داشتن پارتنر جواني را در سوابق زندگي خود داشتيد ولي من هنوز تجربه اي از روابطم با خانمي مسن تر از خودم را نداشتم و از همين روست كه تصور ميكنم براي خوشبخت شدن تمام راههاي موجود هموار و طي شدني است.
اينقدر كامل و رسا بود كه هيچ نكته اي ندارم اضافه كنم....تو راست ميگي مرد و زن نداره ....كلا ايرانيها (در مورد ساير ملل دنيا تجربه اي ندارم) آموزشي در اين زمينه در هيچ سني نميبينن...اونم موضوعي كه كاملا نياز به آموزش داره و خيلي هم در حفظ رواط زناشويي مهمه.من تمام مواردي رو كه مثال زدي(مرد وزن)خودم ديدم ...يعني اينقدر زياده كه فكر نميكنم كسي توي ايران زندگي كنه و نديده يا نشنيده باشه...جاي تاسفه.
ستاره جان
اومدم بگم اشمئزاز درست نمی تونه باشه چون مشمئز و اشمئاز است. بعد رفتم فرهنگ عمیدم را نگاه کردم دیدم روم سیاه..حق با تو است. ممنون
هاله جان. من هم فکر کردم منظورت همین است. ولی مطمئن بودم که اینجا پر خواهد شد از دعوای اینکه مرد ایرانی مسئولیت سرش می شه و خرج میده..فکر کردم این را روشن کنیم و بزاریم کنار.
ابلیس عزیز. به نظر من تو یه جورایی داری کج می ری. تو می گی : يك زني كه از مرد زندگي اش مسن تره هميشه دنبال مهر و محبت اون مرد هستش اون مثل فرزند خودش دوست داره.
اولا که تو به دنبال این هستی که زن را در جایگاه فرودستی قرار دهی و به نظرت بزرگتر بودن زن از نظر سنی او را در جای پایین تری قرار می ده. و اون را وادار می کنه که همیشه برای کسب محبت مردش که از خودش جوانتر است از خود مایه بیشتری بگذارد. این دید غلطی است نسبت به مسئله زندگی و ازدواج. تو سن را در اینجا یک ارزش می دانی. و انسانها را در یک خط موازی قرار نمی دهی. پلکان تو همیشه وجود دارد. مرد جوان بالاتر از زن مسن تر قرار میگیرد و به او " سر " است و از این رو زن نسبت به او مهربانتر می شود.
من این دیدگاه را قبول ندارم. من مدتی پارتنر جوانتری داشتم که چون دیدم نقاط مشترکمان زیاد نیست ترکش کردم. به هیچ وجه هم نقش مادر را برای او بازی نمی کردم. و در پی محبتش هم خود را به آب و آتش نمی زدم. اتفاقا او خیلی هم عاشق بود و متاسفانه او بود که خود را به آب و آتش می زد ، یکی از مشکلاتمان همین عدم اطمینان او از جایگاهش در رابطه بود ، که سعی می کرد این جایگاه را با محبت زیاده از حد و خریدن هدیه و ... تامین کند. که برای من اصلا خوشایند نبود.
می بینی..دیدگاه من و تو از یک رابطه با یکدیگر خیلی متفاوت است.
سلام.خط 20-اشمئزاز...
مهشید جان مسلمه منظورم چی بوده. کسی نمیگه مردان ایرانی زندگی مادی خانواده رو نمیچرخونن.
اصلا" فکر نمیکردم که احتیاج به توضیح میداشت اونچه که دیروز و امروز گفتم.
بانو جان..حالا همه اینها یه طرف..تو به من بگو چه جوری اون زبون فنلاندی رو یاد گرفتی..
پرکله....(ببخش ولی این تنها دانش من از زبان فنلاندی است)
هاله جان اولا اسم تو و سیاوش رو حذف کردم. تا مسئله ابدا خصوصی نباشه. به نظر من حقیقتی در حرف هر دوی شما بود و مسئله ابدا برخورد با شخص شما نبود.
دوما اون سه جمله اول رو که علی گفته همان دیشب آخر شب حذفش کرده بودم ، کمی شوخی بود که کلا راه نوشته رو به بیراه می برد و درست نبود.
اما سوما... نوشتی :مردای ایرانی حس مسئولیت شناسی در زندگی زناشوئی ندارند. من با این حرف تو کاملا مخالفم.
ببین هاله جان. وقتی از مرد ایرانی حرف می زنیم ، به طور عمومی ایران بزرگ و مردی که در آن زندگی می کند مد نظرمون است. در ایران اکثر زنان خانه دارند. و مردان هستند که زندگی را تامین می کنند. نه فقط مردان پولدار که مردانی با درآمد متوسط و حتی کم ، زندگی خانواده را تامین می کنند. مرد از بچه گی اینطور بار می آید که باید تامین کننده خانواده باشد. آیا این مسئولیت شناسی در زندگی نیست؟ در اروپا زنی که در خانه می نشیند و خانه دار است ، به عنوان زنی مفت خور و تنبل شناخته می شود اما در ایران خانه داری شغل به حساب می آید ( فرهنگ جامعه فرق می کند ، شرایط کار خانگی کم و بیش هنوز متفاوت است و مدرن نشده ، مهد کودکهای دولتی و نگه داری از کودک به وسعت اروپا نیست، همه اینها تاثیر می گذارد که زن ایرانی خانه نشین شود . اما مرد ایرانی هم خود را موظف به تامین خانواده می بیند. این اتفاقا مسئولیت بزرگی است که مرد ایرانی آن را می پذیرد . اما اگر منظورت مسئولیت پذیری مرد در کار خانگی و امور خانه باشد من با تو موافقم. دلیل آن هم فکر می کنم روشن است. مرد ایرانی بر طبق سنت مسئولیت بیرون را بر عهده گرفته و مسئولیت خانه را به زن سپرده. از بچه گی اینگونه بار آمده که مادر و خواهرش آب به دستش می دادند و او پسر بوده و نیاز به کار نداشته. امروز که شکل خانواده دگرگون شده و زنش هم در امور اقتصادی شریک است، متاسفانه قدرت آپ دیت کردنش بسیار ضعیف است. و مایل است رل خود را به شیوه قدیم حفظ کند. اینجاست که خانواده مسئله دار می شود.
هاله جان من حقیقتا فکر کردم که در مورد مردای ایرانی سکس هم منظورت بود و دقیقتر به آن پرداختم. اگر هم این مورد منظور تو را شامل نمی شد به نظر من این یکی از مهمترین مسائل خانواده ها در ایران و خارج از کشور است. و از طرف هر دو جنس.هم زن و هم مرد.
تعبيري كه داشتي و داري متكي به تجربيات زندگي شخصي خودته.من و ديگران هم به اندازه خودمون از اين تجربيات داشتيم وداريم.ولي اين دليل نميشه همه رو به يك چشم نگاه كنيم. زن سابقم با من مثل برده اي رفتار ميكرد كه انگار من زاده شدم تا اونو در رفاه و آسايش تمام قرار بدم و هيچگونه تفكري به جز خوشبخت كرن اون نداشته باشم.در جاي كه من خودم براي خودم و زندگي مشتركم ايده آلهاي متنوعي داشتم كه دلم ميخواست اونهارو به مرحله اجرا در بيارم.ولي استبداد و زور گوئي اش باعث شد از همون زندگي هم عقب بمونه.كاري به جزئياتش ندارم.ولي دختر جووني كه تصور ميكنه هيچ مردي لايق زندگي كردن با اون نيست و تو صحبتهاي خصوصي اش با همنوعان خودش از مرد به عنوان يك موجود پست و خودخواه ياد ميكنه چطور ميتونه زندگي بدون دغدغه اي داشته باشه؟بالاخره دير يا زود طرف مقابلش از رويه زندگي كردنش پي به همه چيز ميبره.در ادامه خيلي از خانمهاي كه من باهاشون برخورد داشتم فقط زندگي زناشوئي رو به اين دليل انتخاب كردن كه زير چتر حمايت مالي يك نفر باشن و از محيط خانوادگيشون به يك نوعي بيرون بيان و براي خودشون ميدان تاخت وتاز مهيا كنن تا به همه ي همنوعانشون از روي چشم و هم چشمي ثابت كنن كه اينه روش درست زندگي با مرد جماعت.ولي يك زني كه از مرد زندگي اش مسن تره هميشه دنبال مهر و محبت اون مرد هستش اون مثل فرزند خودش دوست داره.بگذريم كه اكثر خانمها بيشتر نقش مادر رو بازي ميكنن تا همسر ولي اونا به دليل پايين بودن سن و سالشون عواطف مادري رو درست نميتونن منتقل كنن حتي به فرزند حقيقي خودشون.از جاي كه مادرهاي امروزي به دليل دفرمه شدن سينه هاشون حاضر به شير دادن كودكان خودشون نيستند همبستر نشدن با مرد زندگيشون كه ديگه حتما حقشونه.اگر مايل باشي بازم حاضرم براي رفع سو تفاهمهاي بوجود آمده باهات بيشتر حرف بزنم و نكات مبهم رو از بين ببرم.
و در آخر بازم بانو جان :) من در مورد اکثریت حرف زدم وگرنه از صحبت هات متوجه شدم که همسر تو تو امورات زندگی مشترک باهات همراهی داره. نگفتم همه.
راستی بانو جان مراقب آقای حلاج باش یه وقت دخترای فنلاندی کشش نرن :)
بانو جان من از نظر خوشتیپی و سکس و اینها حرف نمیزنم. لطفا" کامنتهای قبلیمو بخون.
بانو جان پس خوش به حال پسرای ایرونی شده ها :)
من در مورد فرق مردهای ایرانی و خارجی در امور مشارکتی داخل ازدواج و یا رابطه حرف میزنم. از خارج هم منظورم هند و پاکستان نیست.
مهشيد جان سلام :
روي نكته اي دست گذاشتي كه بايد براي مرداي ايراني ده ها سايت و بلاگ رو بخونن تا براشون مشخص بشه
مي دوني مهشيد من فكر مي كنم تقصير مرداي سنتي هم نيست به نظر من تقصير تابوي سكس در كشور هاي سنتي مثل ايرانه .
مواظب خودت باش نازنين
علي ن
فقط وقتی ببخشید ازدواجها مبناش تخیلیه و مامان جون وفاطی جون تو روضه حضرت آآآآباس (عباس) دنبال دختر میگردن طرف که هیچ شناختی از شوهرش نداره میزان انتخابش میشه جیب طرف یا بابای طرف.این وضعیت بین مردا هم هست.یه مدتی دانشجوهای پزشکی سوویچ کرده بودن رو بابا کارخونه دار!
هاله جان مرد فرنگی یه واژه کلی برای اروباست یا منظور انگلیس و استرالیا.چون اینجا اگه بگم پسرای ایرانی رو روی دست که هیچ روی سر میبرن بی ربط نگفتم.یک به خاطر اینکه مردای فنلاندی رو خود زنا بهشون میگن مثل خوکن.حتی معروفترین کامیکشون یه زن فنلاندی که با یه خوک که نماد مرد فنلاندی داره دیت میزاره.اسمشم یانه اند واگنره! و معتقدن که مردای فنلاندی بلد نیست بگن دوست دارم این جمله رو فقط زمان مرگ به سگشون میگن!!و دو اینکه اینجا هرچی سیاه تر بهتر و خوشتیپ تر!
غرض این بود که مرد ایرانی و فرنگی دسته بندی درستی نیست.بعدشم فکر میکنم نسل جدید خیلی با قدیم فرق دارن.اینی هم که مهشید اشاره کرده واقعیت هایی که وجود داره تو جامعه بسته ایران !
و اما درباره هر چی پولدارتر بهتر که اون اقا اشاره کردن.
از سايت تازه تاسيس ما ديدن نماييد.
من اولین بار است که گذارم به این وبلاگ افتاده و شنیدم در مورد مردان ایرانی حرفهایی میزنند. اولا زنان ایرانی نه همشون بلکه خیلی هاشون سرد مزاجند. ثانیا خیلی هم مادی هستند و از عشق مشق چیزی سرشون نمیشه. هر چه پولدارتر باشید برای زنان جذاب ترید. هرچه مدل ماشینتون بالاتر باشد راحتتر با آنها ارتباط برقرار میکنید.
مردان ایرانی دچار دردی پنهانی هستند که نمیتوانند آن را درمان کنند و آن هم رابطه خشک و قرارداری بین زن و شوهر بدون هیچ احساس انسانی است.
مهشید جان به نظرم سیاوش به کل برداشت دیگه ای از حرفهای من کرده و تو هم متعاقبا".
عزیزم اصلا" بحث من سر عشقبازی نبود و هیچ کجا هم نگفتم. اگر هم اینجور به نظر اومده همینجا دارم توضیح میدم که صرفا" اون جنبه اش نبوده.
تو کامنت قبلی هم توضیح دادم. فقط حس مسئولیت شناسی در زندگی زناشوئی مد نظرم بود. همین و همین و نه هیچ چیز دیگه.
فکر میکنم اینم شاید یه خصلت دیگه مردان الی الخصوص مردان شرقی باشه که تا نست به مردی اش (اینبار منظور همان مساله سکس مورد نظرمه) احساس خدشه بکنه بلافاصله پرخاشجو و بد خلق میشه. به هر حال من منظورم اون قسمت نبود با اینکه جای بحث داره کلی.
یا کلا به قول علی او چهار پنج جمله اول رو حذف کن.
بابا من غلط کردم گفتم مرد فرنگی عشق بازی بهتر بلده :)
من فقط گفتم در کل از نقطه نظر همراهی و همیاری و شراکت زندگی مرد ایرانی چندان سابقه درخشانی نداره و به تجربه من مردهای فرنگی (نه فقط همسر خودم) کلا" سهم خودشون رو در شراکت و زندگی زناشوئی بهتر انجام میدن. مهشید جان اینو حتما" اضافه کن که ملت دم به دم برام کتک نفرستن.
علي..راست مي گي..حظفش ميكنم
نوشته فوق العاده ايه اما لطفا اون چارپنج جمله اول را حذف کن. کل مطلب را خراب کرده.
حيفه:)
بسيار عالي و منطقي بود. سياست را ول كنيد. همين خودش در حيطهي دانش شماست و حتماً براي همه آموزنده خواهد بود. كاملاَ همين طور است (چه بسا بدتر و مصداقهاي بدتري هم هست) اما واقعاَ تابوي سكس و عشق ورزي صحيح و انساني چگونه بايد شكسته شود؟ درد را اكثراَ مي دانيم. درمان چيست؟ من به عنوان يك مرد وقتي ميبينم اين گرهها وجود دارد مگر نگرش چند درصد از زنان مثلاً نفرت و اشمئزاز آنان را ميتوانم عوض كنم؟ و بالعكس يك زن چقد ميتواند؟