چیزی بگوی
زنانه‌ها

از سايتتون خيلي خوشم اومد !
بابا گلي به جمالتون!!!


مصطفي

20 Mar 2005, 7:09

متلك

تا سه نشه بازي نشه .

13 Aug 2004, 14:37

متلك

مگه شما از متلك بيچاره بد ديدين؟؟؟

13 Aug 2004, 14:35

متلك

حالا بر ضد من توطئه مي كني؟؟؟ دمت گرم.

13 Aug 2004, 14:29

...
به علت بی ادبی نویسنده پاک شد.
انشالا که اصلاح شود و دفعه بعد کلمات در خور خودش را اینجا ننویسد.
بهت پیشنهاد می کنم اولا یاد بگیر مثل آدم حرف بزنی و بعد بیا اینجا پیام بگذار.برای من البته کار نداره . کار یک ثانیه است پاک کردن چرندیات شما.
واسه خودت میگم که شاید بلاخره سر و سامون بگیری. با این اخلاق گندت که شانس نداری

7 Aug 2004, 23:48

یک رهگذر

اونقدر مطالبت زياد بود كه ندونستم در مورد كدوم يكي نظر بدم.

7 Aug 2004, 12:23

Mahshid

شماره 29. من در جلسه مهرانگيز كار فقط يه سوال كردم ازش . كه به سوات تو هم نمي خورد. يه سوال تته پته نمي خواد.
اما حالا فهميدم تو براي ¨چي داري بالا پايين مي پري. من فكر كرده بودم اين مرد را اعتمادي معرفي كرده. ولي حالا فهميدم كه راديو آوا بوده. به نظر من احد از اعتمادي بدتره. اوا بود كه پاي سفارتي ها را به راديو هاي ايراني باز كرد. و طرفدارانش هم يه مشت لمپن هستند. خودت را اذيت نكن. لمپني ات از همين حرفات پيداست.
ديگر اينكه گفتي اين يارو مرد عمل است. وقتي قيافه اش را در نظر مي آورم از اين حرفت خنده ام مي گيرد.در اينجا بجز كنسرت گذاشتن و رستوران خريدن و رستوران فروختن عمل ديگري ازش نديديم. آها..بجز اون بار كه به دستور پرويز صياد نقش مرده رو بازي كرد :)))
در آخر... مي گن خدا خوب در و تخته رو به هم جور مي كنه. همين آدمايي مثل تو بايد هواي آدمايي مثل اون را داشته باشند. ماشالا همه چيزمون بايد به همه چيزمون بياد ديگه.

7 Aug 2004, 10:41

hala chera enghadar khodeto pare mikoni? hamoon behtar ke ashghalai mele to raje ha hal nemishnasi...r ensanhaye sharif o bashahamat bad began...be arzesheshoon ezafe mishe...baad ham giram man begam esmam saaid to korre khar ke mano dar har hal nemishnasi ...az chit betarsam to ba in poorroo bazihaye injat to jalase mehrangize kar enfgadar tete pete kardi ke goftam alan mishashi be khodet...dige vase ma nemikhad gholdor bazi darbiyari

6 Aug 2004, 23:50

Mahshid

جناب 27 . ( كه جرات نداريد اسمتان را هم بنويسيد )تو را به خدا من را نخندانيد.
حضرت اعتمادي را من ديگر از نزديك مي شناسم. به قول بچه ها اگر كت شلوارش را در بياورد ( ترجيحا شلوارش را نگاه دارد بهتر است) خالكوبي هايش مي افتد بيرون ، حالا نگو تو لختش را ديده اي و خالكوبي ندارد . منظور خالكوبي هاي مغزي اش است. ايشان لمپن سياسي ترين آدمي است كه من در استكهلم تجربه كردم. نه دارم اغراق مي كنم. بعضي ديگر هم هستند كه به اندازه او لمپن سياسي هستند. ما اينجا مارمولك صداش ميكنيم چون خيلي راحت پوست عوض مي كند. شما آن موقع كه چپ الهي بود و پشت در كنسرت شجريان عربده مي كشيد و او را سفير جمهوري اسلامي مي خواند مي شناختيدش ؟ آن موقع كه در راديو با كمك همين چپي ها دستش بند شد مي شناختيدش ؟ و آن موقع كه كم كم فهميد كه با سلطنت طلب شدن مي توان ماشين لوكس هم خريد مي شناختيدش ؟
تو را به خاطر هر كي دوست داريد. ديگه اينجا از اين آدم تعريف نكنيد كه من اصلا نمي خواهم وبلاگم مركز لمپن هاي طرفدار او بشود.
او مرد عمل است ؟ ( نكنه منظورتان اين است كه عملي هم شده ؟ :)) عمل به نفع رضا پهلوي ؟ ارزاني خودتان . من ترجيح مي دهم نسبت به طرفداران نيم پهلوي هميشه بي مهر باقي بمانم. نكنه فكر كرديد عضو حزب كمونيست كارگري شدم كه بتوانم بيايم و با آنها برنامه مشترك بگذارم ؟
گرفتار شديم ها ...

6 Aug 2004, 12:06

moteasefam ke enghadar bedoone masooliyat harf mizani.... to ke radiosho goosh nemikoni chetor ghezavat mikoni...agar yek adam hesabi too in shahre stockholm bashe ke faghat harf nemizaneh va marde amal va komak be panahandeha hast hamin aghast....bgzarim man na pesar amash hastam chizi ...delam az in hame bimehri beham mikhore

6 Aug 2004, 11:44

Mahshid

اميد جان . آدم عادي چيست و آدم غير عادي كيست ؟

6 Aug 2004, 10:03

امیدِ میلانی

مهشيدجان، حتي در زمان حكومتشان هم آدمهاي عادي بوده‌اند.

6 Aug 2004, 9:13

Mahshid

آرش جان. چند چنديم مگه ؟
در ضمن تو مطلب نمي دزدي. قرض گرفتن مطلب بوسيله تو از من اشكالي نداره اصلا. و هيچ هم مهم نيست اگر منبعش رو ذكر نكني. من به تو اعتماد دارم و نمي خواهم حتي يه بار هم كله ات به باد بره.

6 Aug 2004, 8:57

arashe Sorx

مهشيد جان گربه خداي توي اين جام آسيا بد كار نكرد حيوووني
راستي مي‌دونستي من مطالبتو مي‌دزدم و به نام خودم مي‌زنم توي برد مدرسه؟ هه هه هه!
مثل همين مطلب صدام و سوئد!

6 Aug 2004, 8:48

Mahshid

مناهيتا جان. آره. اينجا يه كنفرانس. سمينار. سمپوزيوم ( چه مي دونم چي. ما كه فرقشون رو نفهميديم.) بود به اسم هويت ايراني . اين آقا به همراه كلي آقايون ديگه انگار اونجا سخنراني داشتند. من نرفتم. دچار بحران هويت نشدم هنوز .

6 Aug 2004, 8:40

Monahita

هويت ايراني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

6 Aug 2004, 8:07

Mahshid

شماره 19. ديگه عجب نداره. آقاي اعتمادي شعبان بي مخ استكهلم است ديگر. البته من دقيق نمي دانم ولي شنيدم كه اين دكتر قلابي در راديو اعتمادي براي اولين بار معرفي شده . يا اينكه اينطور نبود ؟ ها ؟

اميد جان. شايد اشتباه مي كنم ولي من هرگز نمي توانم تصور كنم كه كساني مثل هيتلر و خميني زماني انسانهايي عادي بوده اند.

6 Aug 2004, 7:45

khanoom jan chera parvandeh misazi....
hehhe ajab!!!!!shaholahi kodoome

6 Aug 2004, 1:05

Poopak

مهشيد جان ,
خيلي خوشحالم كه جواب آزمايش را گرفتي و با دارو مشكل برطرف ميشه.
پوپك

5 Aug 2004, 22:52

امیدِ میلانی

مهشيدجان، آدم عادي و غير عادي كه نداريم، هيتلر و خميني و ديگران هم از همين آدمهاي عادي بودند ديگر.

5 Aug 2004, 22:40

Fariba

مهشيد جان ديشب با حس گرسنگی در حسرت قورمه سبزی و بغض و چشمهای كمی خيس خوابيدم. امشب ديگه خيالم راحت شد ولی قورمه سبزيه دوبار يادم افتاد...

5 Aug 2004, 22:02

arashe Sorx

مهشيد جان راستش تيم ملي توي پنالتي از ميزبان كه چين باشه شكست خورد! يحيي گل محمدي،‌يك مدافع بي‌شعور!!!، حساس‌ترين پنالتي رو نمايشي زد تا دروازه‌بان بگيره و ايران عليرغم لياقت بسيار حذف بشه! گرچه پبش‌بيني‌هاي گربه بازهم خيلي بد نبود! ايران حالا بايد با بحرين بازي كنه! اگه ببره سوم هست و اگه ببازه چهارم!
راستي در مطلب قبلي يك نكته‌اي رو گويا فراموش كردي ،‌شما به حككا انتقاد نكرده بودي،‌به تحزب انتقاد كرده بودي و مي‌گفتي من بايد دنيا را از عينك خودم ببينم كه ربطي به تحزب ندارد، و من هم مقصودم اين بود كه هر حقوقي كه آمدام به دست آوردن حاصل مبارزه جمعي بوده و مبارزه جمعي با سازمان و حزب به‌ترين شكلش رو مي‌گيره!
راستي ”خرمگس“ رو خوندي،‌؟ من تازه اين رمان رو خوندم و بدجوري شيفته‌اش دم،كممي از اون در وبلاگم نوشتم،‌ممنون مي‌شم بياي و بخوني! قربانت

5 Aug 2004, 21:40

هوشنگ

خوش خبر باشيد، مثل همیشه.

5 Aug 2004, 20:53

Mahshid

شيرين عزيز. من اين قسمت از نوشته هاي آن شخص را نخواندم . چون بعد از اینکه برایم مسلم شد ایشان دروغگو هم تشریف دارند ، دیگر خواندن ایشان و جواب دادن به ایشان را ضرروری نمیدیدم. بخصوص که امر برایم مسلم شد که خود ایشان بودند که قبلا هم با اسم میترا پیام گذاشته بودند و ...بگذریم.
فکر میکنم بد نباشد که این مسئله را بطور عمومی راجع بهش صحبت کنیم. اما الان به طور خاص بخواهیم به این مسئله خیلی کوتاه بپردازیم ، دختر 19 ساله کی می گه که هویت جنسی خود را پیدا نکرده است عزیز ؟ به نظر من همجنسگرایی اکتسابی نیست. یعنی ما همه مان علاقه مندی های شدیدی را به همجنسانمان در دوران مدرسه تجربه کردیم ولی تعداد خیلی کمی از آنها به رابطه جنسی منجر شده است. و در این موارد هم کلا افراد همجنسگرا بوده اند.
شیرین عزیز. فکر می کنم این تابوی رابطه جنسی را باید از ذهن خود برانیم. رابطه جنسی قبل از ازدواج را گناه دانستن تصوری سنتی از رابطه است که من قبولش ندارم. من فکر نمی کنم که آدمها به خاطر دست رسی نداشتن به جنس مخالف رو به همجنسگرایی بیاورند . یعنی درصد این افراد زیاد نیست و اگر هم باشد کسانی هستند که تندنس همجنسگرایی دارند.
در خاتمه اگر همجنسگرایی را عیب و مشکل و گناه ندانیم. با رابطه دو جوان همجنس مثل رابطه دو جوان غیر همجنس برخورد می کنیم. من بی اغراق بگویم عیبی در آن نمی بینم اگر به خواست و میل و رغبت هر دو نفر باشد.

5 Aug 2004, 20:30

sooski

مهشيد جانم خيالمان راحت شد كه مشكل جدي نيست و راه بهبودي آسانست.

شيرين جان. گيرم كه در شرايطي كه ذكر كردي كسي همجنسگرايي را (بدليل عدم دسترسي به جنس مخالف يا فشار مذهبي جامعه و يا هر دليل ديگري) امتحان كند و از آن لذت ببرد و تصميم به ادامه’ آن بگيرد... چه اشكالي دارد اين يك انتخاب شخصي است و اگر به هر دليل كسي انتخاب كند كه همجنسگرا شود و با نشود اين با اوست... و حتي اگر بخواهد با هر دو جنس مخالف و موافق باشد اين هم با اوست... مساله اينست كه در اين دنيا ما تا زماني كه آزارمان به كسي نرسيده است در انتخابهايمان آزاديم... بايدها و نبايدهاي بي دليل راستين را بدور بريز دوست من...
با مهر،
--سوسكي

5 Aug 2004, 19:53

karim shafaee

سلام دوست عزيزم!

"اگر نمي خواستي عاشق شوي، موهايت را چرا پريشان كردي؟"!

// راز اين جادو را بر من بگشاي،
اي ساحره سرزمين هاي باراني عشق! //

كتاب شعر الكترونيكي " كريم شفائي " در آدرس:

www.jahanshahreman.persianblog.com

منتشر شد.

فقط كافي است وارد فضاي وبلاگ شده و روي اين سطر كليك كني:

اگر نمی خواستی عاشق شوی چرا موهايت را پريشان کردی شاعر کريم شفائی //
//
تا " تو را روي بال هاي بلندم بنشانم و
به آسمان هايي ببرم
كه گردن آويز خدايش ستارگاني است كه
نور از چشمان تو گرفته اند! "

مي خواستم خواهش كنم سري بزنيد و با نقطه نظرات خودتان مرا راهنمايي كنيد.
من چشم انتظار عزيزان بزرگواري هستم كه از بيان نقاط ضعف و قوت كار من مضايقه نكرده و مرا مديون خود مي كنند.
سپاسگزارم.

5 Aug 2004, 19:29

كوزه

خوب خدا رو شكر كه سالمي... در شمن من از سوال شيرين خيلي خوشم اومد ميشه جوابشو به صورت عمومي بدي؟ البته از الان بگم كه من اصلا مخالف همجنس گرايان نيستم ها.

5 Aug 2004, 19:26

shirin

در آحر معذرت مي خوام از اينكه تو ولاگ ديگه اي نطر داده بودم راجع به نوشته و حوشحالم ار اينكه نتيحه آزمايشت چيزي حطرناكي نشون نداده )) خوش باسي وسلامت

5 Aug 2004, 18:50

shirin

آيا اينطور نميشه كه تو جامعه ما با اينهمه محدوديتها سر راه ازدواج اين يه امر معمول و طبيعي جلوه كنه؟ صجبت من خوب اون 5% يا حد اكسر 10%كه اين گرايش جز لاينفك طبيعتشونه نيست بلكه حدود 50% كه فكر مي كنند تاكيد مي كنم فكر مي كنند( به دليل محدوديتها) اين طبيعت اوناست

5 Aug 2004, 18:34

shirin

مهشيد جان سلام ) معرفي خودم: من از خواننده هاي زيتون بودم و يك هفته پيش بود كه براي اولين بار به اينجا اومدم . مطلبي بود راجع به همجنس گرايي . راستش تا بحال به همجنسگرايي اينطور نگاه نكرده بودم و هميشه اين گروه رو محق طرد شدن از جامعه مي دونستم . خوب برام جالب بود طرح اين موضوع وباعت ديد تازه اي شد. چند شب پيش كامنت شحصي بنام نداي درون تو وبلاگ زيتون نظرم رو جلب كرد كه براي تو نوشته بود دليل اينكه چرا اونجا نوشته بود رو نمي دونم حدس زدم كه شايد فرستادن كامنت رو براي اون ممنوع كردي يا ... منهاي صحبتهاي توهين آميز و افشاگريهاي بي مورد كه فكر مي كنم از عصبانيت رياد ناشي مي شد)) مابين نوشته هاش اين جمله برام قابل تامل بود( اگر اين نوشته ها رو دحتر نوزده ساله من كه به احتمال زیاد به این زودیها نمیتواند ازدواج کند و مجبور است بکارت خود را تا به هنگام ازدواج حفظ کند ببیند چه حالی پیدا میکند؟ ایا تو با بیان سخن نا تمام و تحریف شده ای به اسم هموفوبیا او را به ساده ترین راه ممکن برای کسب لذت جنسی بدون اینکه بکارتش را از دست دهد یعنی همجنس گرایی سوق نمیدهی؟) حوب من فكر مي كنم يكي از دلايلي كه نمي شه راحت در اين مورد دربارش حرف زد همين محدودينهاي جامعه و فرهنگ مردم باشه . فكر مي كنم صحبت در اين مورد براي كسايي كه هنوز به قول اين خانم هويت جنسيشون مشخص نيست آسون نباشه. for instant: در ايران خوب مدارس دخترونه و پسرونه ار هم جداست . من توي يكي ار اين مدارس بزرگ شدم و بنا به فرهنگ و سنت خانواده با پسري رابطه نداشتم( به اشتباه بودن يا نبودنش كاري ندارم) دوستي داشتم كه از كلاس اول راهنمايي تا آخر دبيرستان با هم بوديم . دوستي ما اونقدر شديد بود كه ديگري رو متعلق به خودمو ن مي دونستيم. تو دفتر حاطراتم پر از شعرهاي رمانتيكي كه به هم گفتيم ( الان از خوندنشون فقط با صداي بلند مي خندم) البته هيجوقت در مخيلمون هم بعد جنسي اين رابطه نمي گنجيد. اين وضع نه فقط براي ما بلكه براي خيلي از همشاگرديهاي ديگه هم وحود داشت كه عاشق !!! معلم با دوستشون بودند. حالا فرض كن صحبت از همجنس گرايي تو اين مدرسه معمول شه و يه پديده عادي و طبيعي جلوه داده بشه . آيا فكر نمي كني خيلي از اين بچه ها احساس كنند كه علاوه بر اون رابطه عاطفي . رابطه جنسي هم مي تونند داشته باشند و فكر كنند اين نياز و طبيعتشونه؟

5 Aug 2004, 18:23

Parvin

مهشيدم،خيلي خيلي خوشحال شدم از شنيدن نتيجه’ كنكو...... نه... ببخشيد... آزمايشت. خدا رو شكر. التهاب تيروييد به خاطر چيه؟يعني پركاري يا كم كاري تيروييد؟ ولي بازم سر جد هاله، رو سرت كه واي ميسي مواظب باش. البته حتما خوبه. ميدونم. حركات يوگا كه بد نميشن. اما من گمونم يه خورده غربتي ام.
اين بازي دزد و پليس شما هم ديگه نوبره والا. من فكر ميكردم اين شوي "يك آميش در شهر" ديگه نهايت حماقت و ابتذال توي اين رياليتي شوها باشه. جل الخالق!!
در مورد پستي بعضي از آدمها هم خيلي خوشبين بوده اي عزيزم. بيشرفي بعضي ها انتهايي براش متصور نيست.
صدام هم مواظب باشه نچاد يه وقت. ولي كاش مرد بود و تو دادگاه دست همدستهاش رو رو ميكرد.
جواب متلك هم به روي چشم. فكر كنم روش،بعد.

5 Aug 2004, 17:49

سياوش

مهشيد عزيز، خرس چه در زنداني با ميله‌هاي طلايي باشه چه در زنداني با ميله‌هاي آهني زنگ‌زده. زندان است و نمي‌تونه آسيبي به كسي برسونه(مظلوم خرس كه مجبور شدم براي فهم مطلب ياي او را وسط بكشم.). حالا صدام حسين است كه بايد محاكمه شود چه در زندان سوئد و چه در زندان عراق. شنيدم كه هر چيزي را كه بخواد براي نمونه در هم‌اين عراق، دكتر اختصاصي و دارو و درمان در اختيارش است و حتي قران هم بهش دادنند تا اين آخر عمري حداقل مسلمان قران نخونده از دنيا نره و سر يل صرات گناهاش به اين دليل كه در آخر عمري چند بار قران را دوره كرده،‌ وارد بهشت بشه. تنها يادت باشه به هم‌آن صورت، كه از دشمنت عدالت طلب مي‌كني براي دشمنت هم عدالت بخواه.

5 Aug 2004, 17:45

این يک زن است

مهشيد جان پرسيدی اگه چيزی به فکرمون مياد بگيم من هم مطلبی در این خصوص ديروز نوشتم .
هاله جان درست ميگه برای هر حرفی جوابی هست
اما هميشه انطور که ما می خواهيم پيش نمی رود .

5 Aug 2004, 14:27

Mahshid

هاله جان. البته من منظورم اين نيست كه طرف راهي دارالمجانين بشه. همين كه تغيير كنه و اينقدر ديگه فحش رو به كسي نكشه كافيه. خيال مي كنه كه با فحشاش چيزي از من كم مي شه. شايد الان بفهمه كه اينطوري به كسي نمي تونه صدمه بزنه. ( چون نظرش همينه ديگه ) پس شيوه اش را بايد عوض كنه

راستي خانم يارو... منتظر فحشهاتون هستم. باور كنيد هيچيم نمي شه. هيچيييييييييي.....

5 Aug 2004, 14:24

هاله

مهشید انتقام خوبیه. انقدر طرف رو حرص بدی و به فحاشی و فاطمه اره گی بکشونی که یه روز بیان دست و پا بسته ببرننش دارالمجانین. :))

روری میگه اگه به یه مرد بگی شونبولت کوچولوست دیگه تا آخر عمر یادش نمیره و میسوزه. میگم حالا فکر کن مرد شرقی باشه. خیلی افت داره. به نظرم این یکی از بهترین جوابهاست. بقول تو باید به همه پرسی بذاریم ببینیم هر کی چی پیشنهاد میکنه.

این صدام فلان فلان شده هم بد چیزی دلش نمیخواد. شانس بیاره اعدامش نکنن، حالا انتخاب زندان پیشکشش.

5 Aug 2004, 13:51

tereza

مهشيد جون يه اي ميل زدم. ميشه وقت كردي جواب بدي؟

5 Aug 2004, 13:33