چیزی بگوی
زنانه‌ها

aidin

سلام من تازه

22 Jul 2005, 15:58

راستي راستي چه ادمهاي خري در اين مملكت بيدا ميشن

24 May 2005, 20:53

negah

بهرحال من فكر مي كنم و تقريبا ثابت شده كه همجنسگرايي يه ورژن مغلوب اما نرمال جنسيه . با اين فرض اگر همجنسگراها به روش خودشون زندگي كرده بودند به دليل باقي نموندن ژنشون احتمالا اين ورژن نرمال با انتخاب طبيعي به سمت حذف شدن مي رفت . چيزي كه فكر مي كنم با باز شدن فضا در اينده اتفاق مي افته .................................... اخرش هم عرض ارادت به شما مهشيد عزيز كه جدا جداي افكارت انعطاف و واقع بيني ات رو دوست دارم !

30 Sep 2004, 9:19

negah

يه همجنسگراي واقعي اينطور به ارگاسم مي رسه همونطور كه مثلا يه زن ممكنه فقط از طريق تحريك دستي كليتوريس به ارگاسم برسه . حضرات ! اقايون ! خانومها ! خوشتون مياد يكي موقع ورجه وورجه شبانه بياد تو اتاقتون و بگه غلط مي كنيد اينجوري با هم مي خوابيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گاهي نميفهمم چطور بعضيها موضوعي به اين سادگي رو درك نمي كنند كه امور خصوصي ديگران بهشون مربوط نيست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اوووف ! فكر كنم دوباره داغ كردم !

30 Sep 2004, 9:12

negah

همونطوري كه خودتون فرموديد همجنسگرايي از سال 1980 از ليست اختلالات جنسي دي اس ام كه طبقه بندي جهاني روانپزشكيه حذف شده . حالا اينكه چرا يه عده پاي اين مسائل كه مياد خيال مي كنند از برترين پزشكان دنيا مجتهد ترند الله اعلم ! مي دونيد . مساله اينه كه در جامعه ما بايد همجنسگرايي ناشي از محروميت با همجنسگرايي واقعي جدا شه چيزي كه به نظرم اساس اختلاف تو كامنتهاتونه . ما از قديم به دليل شرايط فرهنگي نوعي همجنسگرايي رو داشتيم كه در متون ادبي مون ثابت شده است كه البته همه اونا همجنسگراي واقعي نيستند . اين دوستان شما بهتره به اين تفكيك فكر كنند !!!

30 Sep 2004, 9:08

sina

يشئث اشئث ذشزاث اشغث شاصشظ لشقئ نشث ظشيشدخ

22 Aug 2004, 19:19

naghmeh

اين لينك هم به نظر من جالبه:
http://firooza.persianblog.com/
جزو بلاگ هايي هست كه مي خونمشون!

6 Aug 2004, 6:43

parandeh

والا نميدونم چي بگم. من همجنسگرا هستم. وقتي ميگم افتخار ميكنم منظورم اينه كه احساس سر افكندگي نميكنم... در جواب كامنتها خيلي نوشتم ولي پشيمون شدم... چون من دگرجنسگراها رو تا حدي درك ميكنم... چون از وقتي خودمو ديدم اونا رو هم ديدم. دووسشون دارم... ميشناسمشون... ولي اونا چي؟كي يه همجنسگرا ديدن؟ جز روسپيها هيچ وايده اي در اين مورد ندارن.... زود قضاوت كردن هم تو خونشونه...ژنشونه.... يه مددتي خيلي فكر كردم كه چه كنم كه شخص همجنسگرا كمي ملموس بشه... بعد در موردش قضاوت بشه... حاصل هم داستاني بود كه تو وبلاگم نوشتم...كه البته نميدونم چرا حاضر نيستند حتي زحمت مطالعه به خودشون بدن... خوبه كه اينجا همه از بدو تولد كارشناسند

5 Aug 2004, 19:26

ساناز

مهشيد جان داشت يادم ميرفت : در مورد نامه چاپلين هم مطمئن هستم جعلي است . با نظر تو هم درباره چاپلين و همه هنرمندان هم كاملا موافقم . من از فيلمهاي چاپلين لذت ميبرم خوب با بعضي از نظراتش هم مخالفم همين ادمها كه قرار نيست كامل باشند .

4 Aug 2004, 10:13

ساناز

مهشيد جان ممنون كه جواب شماره 6 يا 7 را دادي . ولي من نميدانم از كجاي كامنت من فهميده بود من نهايت آزادي را در بوسيدن همسرم در كنار ساحل ميداند . كه حتي اگر بدانم هم گناهي نكرده ام نهايتا شايد به سقف انتظاراتم كوتاه باشد . وقتي فضاي نفس كشيدن كم باشد يك نفس عميق ساده هم ميشود آرزو . من باز هم اعلام ميكنم آرزو دارم همسرم را كنار ساحل ببوسم و هرگز جرات نكرده ام . آرزو دارم وسط تابستان كه آدم از گرما خفه ميشود با شلوارك به خيابان بروم . آري آرزو دارم گرچه اينها نهايت آرزوي من نيست ولي بخشي از آرزوهاي من هست . و از اعلامشان هيچ خجالت نميكشم . وقتي اجازه طبيعي ترين كارها را نداشته باشي ساده ترين كارها آرزو ميشود . حالا گيرم كه آنقدر مهم نباشد كه بخواهي هزينه سنگيني بابتش بپردازي .

4 Aug 2004, 10:07

Mahshid

شروين جان. نه بابا ..سیفون چیه ...این حرفا کدومه .
شروین عزیزم. این کسانی که تو بیمار می خوانیشان بیمار نیستند عزیز. علم جهانی می گوید بیمار نیستند. تو می گویی بیمارند ؟ هموسکسوالیته اوایل سالهای 80 میلادی از لیست بیماریهای روانی خارج شد. برای همیشه. چرا هنوز عده ای سعی دارند ثابت کنند که اینها بیمارند ؟ وقتی علم با پیشرفتش حرف خود را پس می گیرد چه منافعی ایجاب می کند که عده ای هنوز هموسکسوئل ها را بیمار بدانند ؟
اینکه در دنیا در هر دقیقه یک کودک می میرد من هم از آن اطلاع دارم. از آن هم نوشتم و باز هم می نویسم. فرقش این است که وقتی از ستم طبیعت و ستم دولتها می نویسم همه به به و چه چه می گویند. وقتی که از ستم انسانها به هم می نویسم فحش می خورم. این چه صیغه ای است ؟ تو بگو.

4 Aug 2004, 8:27

shervin

مهشيد جان يك جورايي سيفون رو روي من خالي كردي عزيز.
غرض من از مخالفت با اين جور promoting براي كساني كه هيج ارزشي رو احترام نميذارن به اين معني نيست كه اگه تو خيابان ببينمشون با چماق دنبالشون كنم. باور كن كه خونمون اينور كوهه : ) و در جامعه اي هم زندگي ميكنم كه هتك حرمت به هر شكلي جرمه.
به عقيده من اين افراد دچار بيماريهاي ريشه اي هستندو همونطور كه آدم يكي كه دچار مرض قنده رو نميكشه خشونت با اينها هم علاجشون نيست ولي از طرف ديگه ابتلا به اين بيماري هم باعث افتخار نيست!
اين افراد كساني هستند كه مشكل دارن ولي بطرز مضحكي تلاش ميكنند كه ثابت كنند كه اين بقيه هستند كه كج فهمند! مثل همون داستان معروف هندرسن.
اگه بخواهيم هنر را در شكستن همه اصول اوليه مورد توافق اكثريت انسانها بنا كنيم ديري نميپايد كه هركي مرجع خير و شر خودش رو بنا ميكنه و اونوقته كه بشريت هيچ ابزاري براي تعيين جرم (حتي قتل )نخواهد داشت. كتاب اخلاق خدايان به قلم دكتر سروش مفصل به اين مطلب پرداخته.
مسئله اينجاست كه حدود آزاديهاي اجتماعي تا كجاست؟ اگه من نخوام كه توي خيابان با منظره نچندان زيباي پايين تنه اين آقا مواجه بشم و offend بشم تكليف چيه؟ حالا چه همو باشه چه هترو. ( كه البته بين همو ها اين كارها معمول تره چون بيمارن)
در دنيايي كه هر ثانيه يك كودك از فقر ميميره promote كردن كساني كه هوس كردن بيماريشون رو به رخ بقيه بكشن جاي تاسفه.
براي من جالبه كه سعي كردي ظاهري متفاوت از اونها داشته باشي كه ثابت كني كه فقط ديد روشنفكرانه ات باعث پيوستن به اين جماعت بيعار شده؟

4 Aug 2004, 4:33

ندای درون

ای نادان من با چه زبانی با تو صحبت کنم تا بفهمی ؟؟؟یعنی اینقدر کودنی؟ این ای پی ها متعلق به لیست پروکسی سرورها هاست که در ایران بسیار مرسوم هستن و خیلی از افراد با ست کردن انها میتوانند بدون ردیابی به گشت وگذار در نت بپردازند!! تو نیز میتوانی در سوئد این ای پی ها را ست کنی ....فهمیدی؟ یا باز هم یاوه سرایی میکنی!!...بروا نچه را که میگویم ازفردی متخصص بپرس تا مغز علیلت بکار بیافتد. باز هم به من بگو اقا ...*اغا* ان کسی است که تو را این چنین نادان بار اورده است ...اصلا چه دلیلی وجود دارد که من پیامهای شما را به اسم خودم بفرستم ایا این غیر از توطئه از سوی افرادی همچون شما دلیل دیگری میتواند داشته باشد؟ مثلا میخواهی چه چیزی را ثابت کنی ؟ ایا راهی از این اسانتر برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت اراجیفی که مینویسی هست؟ چیزی بگو که لا اقل با عقل ناقصت جور در بیاید. در اخر این را بگویم که سکوت تو نشان دهنده عجز ونا توانی تو در مقابل منطق است همین وبس
برو وچند صباحی خوش باش و از اب ان جوی لجن زاری که شایسته شخصیت متعفن توست به خود و فرزند و اطرافیانت بخوران

4 Aug 2004, 0:54

Mahshid

همانتیک عزیزم.
ازت خواهش می کنم به نوشته های این جناب با نام ندای درون اهمیت ندهی. اولین شرط گفتار صداقت است. ایشان دروغگو هستند. دیگر چیزی برای گفتن به ایشان وجود ندارد.

3 Aug 2004, 22:32

Mahshid

آقاي نداي درون.
من اولین جمله شما را خواندم و رفتم آی پی ها را چک کردم ببینم اگر کسی دیگر این کار را کرده باشد نوشته های شماره 61 تا 74 را پاک کنم.
آی پی شما در شماره 37 این است :
210.120.128.117
این در شماره 42.
61.11.26.142
این در شماره 44 :
200.62.146.126
این در شماره 48
192.115.106.236
این در شماره 53 :
192.115.106.236
و این در شماره 55 :

Main Menu > زنانه‌ها Editing Menu > Edit Comment


Edit the selected comment. Press SAVE when you are finished. You will need to rebuild for these changes to take effect.

Entry
[No title]


IP Address
192.115.106.236

و این در شماره 61 تا 74
IP Address
192.115.106.236

این البته آی پی شما در آخرین کامنتتون بود

IP Address
211.114.192.18

آقا یا خانم ندای درون.
ای پی های شما قبل و بعد از حمله هیستریک تان با هم کاملا یکی است.
شما هر عیبی داشتید. دروغگویی در ملا عام هم به آن اضافه شد. .
من وقتی برای خواندن بقیه نوشته شما تلف نمی کنم. برای کسی ارزش قائلم که صداقت داشته باشد و پای عملش بایستد. نه اینکه عملش را به این شکل مبتذل به گردن دیگران بیاندازد.
شما کماکان می توانید بیایید و اینجا به لجن پراکنی های خودتان ادامه بدهید. دیگر دلیلی برای خواندن شما و جدی گرفتن نوشته های شما وجود ندارد.
جناب ندای درون. ساده بگویم. شما به خوردن آبتان از جوی لجن ادامه دهید. من نگران کم شدن عقل تان نیستم. از این کمتر که دیگر ممکن نیست.شما آبتان را بخورید.




3 Aug 2004, 22:30

Fariba

مهشيد جان عجب كار سختی پيشه گرفتی ،سر و كله زدن با گروه های جنگجو...اما ميدونم چون راهت را باور داری از پس همه سختی هاش هم بر ميای.

3 Aug 2004, 21:19

همانتيك

نداي درون....انقلاب فرانسه و مقايسه سعيد حجاريان با انقلاب فرانسه ولمپنيسم و نگرانيهاي مادرانه و فقر اقتصادي و تاييد حرفهاي ارش سرخه و.....نمي دونم همه و همه نشاندهنده اين است كه شما به شدت عصبي و به هم ريخته هستيد و البته به نظر مي رسد با لمپتيسم و فحاشي از نوع چاله ميدوني مرداي ايروني حسابي عجين هستيد...در وهله اول اگر نوشته هاي اين سايت كه اصلا هم فيلتر نشده شما رو آزار مي ده خيلي راحت مي تونيد نخونيد....نگران به انحراف كشيده شدن جوان 19 ساله تان هستيد ..خنده دار است ..چرا كه در جامعه ايران آنقدر خطرها ي زنده و عيان وجود دارد كه شما اگر يك كم هم به نوع تربيت و آموخته هايي كه به عنوان يك مادر(البته به شرط اينكه راست گفته باشيد)به فرزندتان داده باشيد شك كنيد در آن صورت بايد هر روز دنبال دختراتان به خيابان برويد تا يك وقتي منحرف نشود!!!!!!!مطمئن باشيد خواندن و آگاهي هيچ وقت كسي را به انحراف نمي كشد..اگر با همجنسگرايي مشكل داري دلايلتان را به دخترتان بگوييد و هشيارش كنيد....اما كوركورانه قضاوت نكنيد....به نظر آدم منطقي نيستيد ...ابراز نگراني از منحرف شدن دختراتان با خواندن يك متن كه دارد حقايقي از جهان موجود را مي گويد يك ديد واپسگرايانه و جزمي است.....از جمله آخر تان چه منظوري داريد...مطمئن باشيد ميترا را در منزل ملاقات مي كنيد...تهديد بچهگانه و خنده داري به نظر مي رسد.....ما ايراني ها كي مي خواهيم به اين درجه از آگاهي و تحمل برسيم كه حرف مخالف را تاب بياوريم و تا اين حد بيمارگون و هيستيريك قضاوت نكنيم و بيمارگونه واكنش نشان نديهيم..اللهو اعلم!!!!

3 Aug 2004, 20:30

ندای درون

ظاهرا بسيار نابسامان تر از آني هستی كه تصور ميكردم...اين چه كاري است كه كرده ايد؟ پيامهاي خود را به اسم من مينويسيد!؟ یا دوستان چماق دارتان این کار را میکنند!؟ بعد حکم صادر میکنید ! کاملا معلوم است که شما اهل بخیه هستید" دیگر چه نیازی به این کارها است؟ ... با گفتن فلان ای پی را بلاک کرده ام و یا این افراد برای دیگران هم دردر سر درست کرده اند "میخواهید چه چیزی را ثابت کنید حتما شعو ر نا داشته یا حماقتتان را و یا منطق دگم و ارتجاعیان را!!!... شما مگر نمیدانید که سایتان فیلتر شده است و بسیاری از مردم برای دیدن سایتهای فیلتر شده از پایگاهای فیلتر شکن استفاده میکنند که در این صورت طبعا ای پی ها یکی و یا مشابه خواهد شد! حتما علاوه بر تخصص در علوم اجتماعی متخصص علوم انفورماتیک نیز هستید!؟ لحن صحبت شما همانند مردانی میماند که در میادین میوه و تره بار با یکدیگر مراوده میکنند ایا واقعا از جنسیت خود ناراضی هستید که تظاهر به مردانه و جاهلانه صحبت کردن میکنید؟! چه اصراری دارید که بگو یید ندای درون مرد است ؟حتما اگر مرد باشد راحتتر میتوانید ایشان را در تقابل با اندیشه ها وتز های کودکانه خود قرار دهید! جالب اینجاست که شما هر حرف بجا ودرستی را مانند حرفهای آرش را به تمسخر میگرید و میخواهید با جفنگیات خود ذهنها را منحرف سازید و انها را غرق در لجن زاری که خود نیز غریق ان هستید بکنید...سعید حجاریان( به شخصیت او کاری ندارم) در سالهای پیش چه زیبا انقلاب فرانسه را بررسی کرد و ان را تلویحا با انقلاب ایران مقایسه نمود و خاطر نشان کرد که بعد از به ثمر رسیدن هر انقلابی و افول نخبه گان آن وتحقق نیافتن کامل اندیشه های این نخبه گان وبه هنگامی که شور انقلابی جای خود را به یاس و ناامیدی میدهد لمپنیسم شیوع مییابد و لمپنها (افرادی همچون تو) وارد عرصه کارزار میشوند تا عقده گشایی کنند و با فرصت طلبی از عواطف و نیازهای انسانهای نا امید بهره برداری کنند تا براحتی بتوانند به مطامع خود دست پیدا کنند ...این اباطیلی که تو میگویی چه ربطی به ازاده گی وازاده خواهی دارد؟ ایا حاضری فقط برای تسکین رو ح درد مند خودت میلیونها جوان ایرانی را که درا ثر شرایط بد اقتصادی هویت جنسی اجتماعیشان هنوز انچنان که باید وشاید شکل نگرفته را سردر گم ودرمانده کنی؟ تو از دخترت که در سوئد بزرگ شده و تاکنون حتما به اندازه کافی تجربه جنسی دارد در هراس و واهمه ای و میگویی او از این سایت خبر ندارد اورا وارد زندگی شخصی من نکنید و هزار ویک حرف بی منطق دیگر میزنی ! اما خودت اجازه داری که هر کسی را که با زباله دانی که اسم سایت بر ان گذاشته ای مخاطب قرار دهی؟؟؟ هنگامی که یک مادر همچون من اراجیف تو را بر صفحه کامپیوتر دختر 19 ساله اش که هنوز هیچ تجربه جنسی نداشته وبه احتمال زیاد به این زودیها نمیتواند ازدواج کند و مجبور است بکارت خود را تا به هنگام ازدواج حفظ کند ببیند چه حالی پیدا میکند؟ ایا تو با بیان سخن نا تمام و تحریف شده ای به اسم هموفوبیا او را به ساده ترین راه ممکن برای کسب لذت جنسی بدون اینکه بکارتش را از دست دهد یعنی همجنس گرایی سوق نمیدهی؟ ایا تو میتوانی شرایط امروزه مردم اینجا را درک کنی یا اینکه فقط به فکر این هستی که حقارتهای دوران جوانیت را هم اکنون تسکین دهی؟ تو نمیدانی که انسان موجودی است که سریعا به هر چیزی انس میگیرد؟ اگر این دختر از روی کنجکاوی و ناچاری از شدت هوس همچنین رابطه ای را تجربه کرد و به آن انس گرفت و عادت کرد انگاه تکلیف او چیست؟ حتما من مادر باید برای او در میدان ونک مراسم پراید بگیرم!!! میفهمی چه میگویم یا باز میخواهی ادای احمقها را دربیاوری؟ برای اخرین بار به تو میگویم که من زنم ومثل تو مادرم و کاملا احساست را در مورد دخترت درک میکنم و میدانم که غریزه مادری ات تحریک شده واین غریزه به هنگامی که تحریک شود هیچ منطق بر بافته و خود ساخته ای همچون تعریف مسخره تان از هموفوبیا! جلو دار آن نیست . شما هم اکنون در حال تجربه همو فوبیا با تمام وجود هستید ولی انقدر نادرست و دغلید که بحث را به انحراف میکشید و پیامهای اصلی ومهم را پاک میکنید تا موضوع را تحریف کنید و بتوانید مسئله را به خصوصی بودن حواله دهید ! اگر همو فوبیا نیستید چرا توضیحات بابک را که برای اثبات ادعایم به کمکم امده را به اسانی قبول میکنید و با لحنی ملایمتر با او سخن میگویید ؟؟؟ میترا نیاز به جفت دارد و از میان همه دخترها" دختر تو را انتخاب کرده و اتش عشق او اینقدر داغ وتند است که هیچ چیز جلو دار او نیست تا اینکه به معشوقش بپیوندد... مگر ارتباط جنسی بد است ؟ ما هر جا و هر گونه که دوست داشتیم ارتباط بر قرار میکنیم فقط اساس ایجاد ارتباط را بر گفتگو وراضی کردن یکدیگر میگذاریم همین وبس!!! ومیترا نیز چنین میکند.... مطمئن باش که بزودی میترا جلوی درب منزلت ملاقات خواهی کرد چرا که او عاشق است!!!

3 Aug 2004, 20:04

sooski

مهشيد جان چه خوب گفتي...
بايد ها و نبايد ها را بايد دور ريخت...
بقول سهراب: چشمها را بايد شست... جور ديگر بايد ديد...
با عشق،
-سوسكي

3 Aug 2004, 20:02

bi

با با ازاديخواهان دموكراتها....خيلي بيكارين اااا اينهمه ادم دارن از گرسنگي ميميرن اونوقت شماها براي اينكه احساس ادم مهم بودن و دلسور بودن و وجدان اگاه بشريت كنين از هم جنس گرايان دفاع مي كنيدووو روزگار غريبي است نازنين ... اونا هستن ... حالا بر حق هم هستن به شما چه .. اونا خودشون از پس هم تمايلات خود و هم حقوق خود بر ميان ... آگاهان يه فكري براي بچه هاي گرسنه و بي پناه كنين

3 Aug 2004, 18:24

همانتيك

مهشيد نازنينم..مي دوني چقدردوستت دارم...اميد وارم اجازه بدي ببوسمت...چون مي دانم اجازه مي دي هزار بار صورت گل ات را مي بوسم..دوستت دارم

3 Aug 2004, 17:32

همانتيك

مهشيد نازنينم..مي دوني چقدر دارم...اميد وارم اجازه بدي ببوسمت...چون مي دانم اجازه مي دي هزار بار صورت گل ات را مي بوسم..دوستت دارم

3 Aug 2004, 17:32

همانتيك

همجنس گرايي بخشي از طبيعي ترين خصوصيات انساني است..رنگ چشم سبز يا خاكستري در ميان قهوه اي و..در اقليت است پس آيا قابل نفي است؟مسلما كه هر عقلي سليمي اين مسئله را قابل نفي مي داند....
در مورد محاسبات رياضي جناب رسا بايد خاطر نشان كنم محاسباتشان و استدلالشان صحيح نيست...چرا كه درصد جرم و جنايت در بين همجنسگرا ها و دگر جنس گرايان نسبت به ميزان و درصد سهم شان در همان تعداد جمعيت محاسبه شده است....ميزان جرم و جنايت در ميان همان جمعيت آماري مورد نظر انجام گرفته است....فرضا اگر 100نفر همجنسگرا باشد و 1000نفر دگر جنسگرا براي مقايسه ارتباط جرم و جنايت و سويه گيري جنسي ,سهم جرم و جنايت در دو جمعت اماري 100 و 1000نفر به طور جداگانه محاسيه مي شود..نتيجه فرضا اينطور مي شود...د ر جمعيت آماري 100نفري سهم جرم و جنايت 3درصد بوده...و در جمعيت آماري 1000نفري جرم 20درصد بوده....مسلما مقايسه بين سهم جرم و جنايت در بين جمعيت آماري مورد محاسبه است نه كل جمعيت...سهم جرم و جنايت در ميان جمعيت همجنسگرا كم است و اين قابل افتخار است..براي من همجنسگرا.....پس يهتر است آمار تان را تقويت كنيد جناب رسا

3 Aug 2004, 17:05

همانتيك

مهشيد نازنين ..اي كاش در مورد ليچار گويي هاي كامنت قبلي كه اين همه وقت و انرژي را گرته با جواب دادن جواب كوتاهي نمي گذاشتي كج انديشان به مفصدشان برسند..اينگونه افراد با طرح كردن مسادلي كه از اساس بي محتوي و غير منطقي است مي خواهند خودشان و حرفهايشان را منطقي جلوه دهند...
و اما در مورد آقاي رسا و نگرانهايش در مورد فيزبولوژي ابنا بشري و ارتباط جنسي همجنس گرايانه البته از نوع مردانه اش بايد بگويم رابطه همجنسگرايي و نه همجنسبازي!!يك رابطه دوطرفه و كاملا دموكراتيك است كه دو طرف با نيروي اراده واختيار و محبت انساني انتخاب مي كنند...اينكه بر سر جسم شان چه مي ايد مسلما احتياج به قيم ها و مصلح هاي اجتماعي دگرجنسگرا ندارند...اما مسلما روايطي مبتني بر زور و قلدري كه اتفاقا منطق هموفوبيك مردسالارانه است قابل نقد است..روابط اجباري و تحقير آميزمانند آنچيزي كه در زندانها و سربازخانه ها ميبينيم...رابطه اي كه يك نفر به صرف قدرت و دنائت همجنس اش را وادار به عمل جنسي ميكند..اين رابطه همجنسبازي است و نه همجنسگرايي.....همجنسبازي كلمه هموفوبيك است...دو همجنس بايد آزادانه هر عمل انساني را با يكديگر انجام دهند همانطور كه دو دلداده دگر جنس گرا مجاز هستند....

3 Aug 2004, 17:02

Mahshid

رسا خان. خوب عزيزم دليل داره كه مردم شما را آزاده صدا نمي كنن. توقع نداري كه مردم دروغگو باشند كه.
راستش من هم وقتي مي بينم يكي بند مي كنه ( مثل اين آقاهه با نداي درونش اون پايين، مي گم كه تو درست مي گي. نه اينكه بدونم دارم اشتباه مي كنم. بلكه مي دونم بعضي چيزا تو بعضي كله ها نمي ره. چون بعضي ها اصلا جواب نمي خوان. مخالفند. همين و بس.

1- اين آمار را در گزارشات آر اف اس ال در سال 2003 ديدم. به زبان سوئد بود. اگر لازم داريد مي گردم ببينم مي توانم پيدايش كنم يا نه.
2- ويزه هاي فيزيولوزيك انسان چيست و همجنسگرايي چيست كه بخواهد با آن تطبيق داشته باشد يا نداشته باشد ؟ اين طور كه من فهميدم البته شما با همجنسگرايان زن مخالفتي نداريد. بلكه فقط دعوايتان با همجنسگرايان مرد است. اينطوره ديگه ؟ ها ؟
3- اون آقا كونش رو بيرون گذاشته بود. آلت تناسلي اش را كه بيرون نگذاشته بود كه جناب.
من دگر جنسگرايان زيادي ديدم كه لخت و برهنه بودند. در عكسها و در ملا عام. در كنار دريا اينجا زنان ( دگر جنسگرا ) گاهي كاملا لخت آفتاب مي گيرند . ناراحتتون مي كنه ؟ ( احتمالا آنها همان هستند كه شما جنده مي ناميدشان ..اينطور نيست ؟) در مورد عقلشان هم كاووش خاصي نكرده ام ولي فكر نمي كنم از شما كمتر باشد. البته بيشتر كه مطمئنا نيست . در مورد مردان كه ديگر كويته. چند وقت پيش شنيده بودم كه در همين ايران يك آقايي در شب شعري زيپ شلوارش را كشيده بود پايين. اينجا هم كه آقايان ماشالا انگار جهان را آبريزگاه خود مي بينند و هر جا مي رسند مي كشند پايين . در هر دعوا و اعتراضي هم فلانشان را ـ علنا يا اسما ـ به آدم و عالم حواله مي دهند. در مورد عقل ايشان هم البته كاووش خاصي انجام نداده ام. اما فكر نمي كنم از ديگران كمتر باشد.
اما راستي اعتراضي به زنان برهنه نكرديد . برايتان طبيعي تر است انگار، نيست . اما مرد برهنه برايتان زيبا نيست؟
شما كلا با همجنسگرايي به نظر من مشكل نداريد. شما با مردان همجنسگرا مشكل داريد.

3 Aug 2004, 14:28

یک رهگذر

من نمي دونم چرا وقتي بحثي ميشه هدفمون بجاي اينكه به نتيجه رسوندن بحث باشه اينه كه ثابت كنيم بيشتر از بقيه ميفهميم و بقيه عقب افتاده اند و ما پيشرفته. همينجا نگاه كنيد. يكي ميخواد ثابت كنه هدفش اينه كه همه مردم رو هدايت كنه. گويي فكر ميكنه همه چي ميدونه. اون يكي ميخواد ثابت كنه فلاني معني آزادي رو نمي دونه. يكي ديگه ميگه مهشيد نمي تونه جواب سوالهام رو بده. و ... كمي منصفانه فكر كنيم و بجاي اثبات خودمون سعي كنيم نظرياتومن رو پربارتر كنيم.

3 Aug 2004, 13:46

rasa

من دموكرات نيستم! ادعاش رو هم ندارم. دوستان و طرفدارانم به من نميگن آزاده!!
شما جواب سئوال رو بده به جاى خنده!!(كه مثلا خواستى بگى حرفها خنده داره و مثلا لج در بيارى...يادمه تو دبستان از اين كارها ميكرديم وقتى جواب درست نداشتيم يا با لحنى جالب ميگفتيم آره..تو درست ميگى حالا دست از سرم بر ميدارى و خودمون تو دلمون ميدونستيم حرفى كه زديم اشتباهه)
سئوال1)لينك اون آمار رو لطفا بديد
سئوال2)آيا همجنسبازى با ويژگى هاى فيزيولوژيك بدن انسان سازگار است؟
سئوال3)تو عكس ها ديدم كه يكى شلوارى پوشيده كه كونش رو بيرون گذاشته. آيا شما ديده ايد دگرجنسگرايى كه عقل سالم داشته باشد و شلوارى بپوشد كه آلت تناسليش بيرون باشد؟

3 Aug 2004, 13:02

Mahshid

شماره 7 عزيز. ببخش و معذرت كه جسارت كردم و شما را شماره 6 صدا كردم.
در مورد حرفهايي كه الان نوشتي مخالفتي با شما ندارم. ابدا. اما اين حرفها با آنكه در قبل نوشته بودي كمي تا قسمتي متفاوت است.
اينكه بپذيريم در يك جامعه ( يك رودخانه ) انسانهاي متفاوت با روحيات و گرايشات متفاوت زندگي مي كنند و ياد بگيريم به همه به عنوان انسان احترام بگذاريم و كسي را قضاوت نكنيم و براي كسي قانون تايين نكنيم و از كسي توقع اين را نداشته باشيم كه هر آنچه را كه ما فكر مي كنيم درست است ، درست بداند و هر آنچه را كه ما غلط تشخيص مي دهيم ( مجمع تشخيص مصلحت ) غلط بداند. اينها همان است كه من مي گويم.
شماره 7 عزيز. من هم دارم مثل تو آنچه را تماشايي و قابل ديد مي دانم به ديگر همراهانم كه شايد از نظرشان به سرعت گذشته باشد و متوجه آن نشده باشند نشان مي دهم. من هم فكر مي كنم جامعه رو به جلو پيش ميرود. به همين دليل است كه فكر مي كنم نبايد با عقايد گذشتگان زندگي كرد. مهم است كه در پيشرفت مان تنها در مكان حركت نكنيم بلكه در زمان هم . وقتي كه امروز براي خود بكارت را دليل پاكي زن معرفي مي كنيم . اين حركت به سوي عقب است. نگاهي كه هنوز از گذشته ها به همراه آورده ايم و رخت نو بر آن پوشانده ايم.
تا آنجا كه ساناز را مي شناسم و با نوشته هايش آشنا هستم مي دانم كه نظر او اين نيست كه آزادي فقط در بوسيدن همسرش در ملا عام خلاصه مي شود. و نمي دانم چرا اين آرزوي او به نظر شما عقب ماندگي آمد. اين يك آرزو است. نه به معناي عقب ماندگي است و نه جلو ماندگي. هر كدام از ما آرزوهايي داريم. چرا بايد آرزوهايمان توسط ديگران ارزش گذاري شوند و حتي بي ارزش شمرده شوند. من الان دلم براي خربزه مشدي لك زده. اين آيا نشان دهنده اين است كه من نهايت آزادي را خربزه مشدي مي دانم و به اين دليل عقب مانده هستم ؟ بياييد به هم شمشير نكشيم و همديگر را نكوبيم. بياييد با هم رفتن را تجربه كنيم و به يكديگر اين شانس را بدهيم تا از آنچه مي خواهند سخن بگويند.
راستي فقط اينو بگم. درسته كه شايد در اين ور و آن ور كساني ديده ميشوند كه همديگر را مي بوسند. اما يك آشناي من كه پارسال با شوهرش رفته بود ايران و در خيابان همديگر را بوسيده بودند ، مجبور شدند يه روز تمام را در كميته ها بگذرانند.

3 Aug 2004, 12:16

شمارهء 7

راستی ساناز عزیز فکر میکنی ازادی فقط همینه که شما و دوست پسرت کنار دریا هم دیگر رو ببوسین و هیچ کس به شما هیچی نگه به ازادی کامل رسیدین
اگر اینچنینه باید بگم که شما فعلا یه خورده عقب تشریف دارین چون من بارها وبارها این صحنه رو نتنها در شمال که از بقیهء مناطق ازاد تره بلکه در شهر های دیگر هم دیده ام

3 Aug 2004, 11:57

شمارهء 7

مهشید عزیز ما وقتی که با یک فرد اشنا و یا دوست میشویم قبلش به طرف نمی گیم و نمیپرسیم که ایا تو همجنس گرا هستی یا نه؟ اگرهستی برو گمشو و اگر نیستی بیا رو سرم شین چون تو به این دلیل حتما ادم خوبی هستی و از همه نظر عالی و من تور و میپرستم.
پس هیچ کجای دنیا به این دلایلی که شاید هرگز به اون پی نبرن هم بی احترامی نمیکنند و یا احترام نمیگذارند یادمون باشه که افراد در هر کیشو مسلکی که باشن قابل احترامند ( البته تا زمانی که خودشون این احترام رو نگه دارند)

3 Aug 2004, 11:50

شمارهء 7

زنانهء عزیز ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در رودخانهء زندگی در حرکتیم با این تفاوت که هر نسل از ما در یک قسمت از این رود خانه درحرکته و از مناظر
ان قسمت استفاده میکنه وچه بخواد وچه نخواد تجربیاتی رو که کسب کرده در اختیار نسل بعد قرار میده. من خود به شخصه ترجیح میدم که که رو بسوی جلو حرکت کنم و
تمام مناظری را که در اطرافم هست رو به خوبی و با دقت نگاه کنم و ازشون لذت ببرم و اون رو نتنها به نسل بعد از خودم بلکه به هم قطارانم که ممکنه بعضی از این مناظر را ندیده اند نشان دهم

3 Aug 2004, 11:39

Mahshid

هيلاي عزيز... اينها كه رسا نوشته پاسخ بود ؟ و پرسش چه بود ؟؟

رهگذر جان. درست است حرفت. در ايران حتي يك هفته هم آزادي نداريم. براي هيچ كس.
و درستش اين بود كه تو گفتي. در ايران براي هيچ كسي آزادي نداريم. نه اينكه بگوييم اينجا براي هترو ها آزادي نيست چه رسد براي همو ها. انگار كه همو ها هميشه بايد در مرحله دهم به آزادي هايشان پرداخته شود.

3 Aug 2004, 9:29

یک رهگذر

اول از همه متشكرم بابت لينكت. برام با ارزشه. در مورد (ژيش داوري) اشتباه تايپ شد و منظورم (پيش داوري) بود. مطلب بعد. با خودم به وضعيت كشور خودمون فكر ميكردم. اينجا براي همانها كه گفتي در سوئد آزاد است براي دگرجنس گراها يعني براي ارتباط با جنس مخالف و براي بودن با پارتنرت و يا تماس تلفني با او مورد آزار قرار ميگيري. به راستي ما كجاي دنيا هستيم؟ اينجا حتي يك هفته هم آزادي بودن وجود ندارد. حتي براي دگرجنسگراها چه رسد به همجنسگراها. اين حرف رو قبلا هم تو كامنتت بانو و ... نوشته اند. اما خواستم تكرار بشه.

3 Aug 2004, 9:04

Hila

آقاي راسا واقعا از جوابي كه دادين خوشم اومد. موفق باشين.

3 Aug 2004, 9:02

Mahshid

رسا جان..اين ديموكرات بودنت منو كوشته :)))

ساناز عزيزم. جدا اين طور است ؟ من هم بايد دنبالش بگردم. اما هر چه باشد چاپلين هنرمند بود. ديگر رهبر انقلاب اجتماعي كه نبود. در زماني زندگي مي كرد كه تفكر چنين بود. فكر مي كنم اين انتظار كه يك هنرپيشه مثلا شاعر هم باشد و انقلابي هم باشد و همه كاره باشد از آن انتظارهاست كه مثلا منصور حكمت از شاملو داشت. ما بايد از آن بري باشيم و از انسانها قهرمان نسازيم. آنوقت از خواندن چنين چيزهايي تو ذوقمان هم نمي خورد و مي گوييم: خوب عقيده اش بود ديگه. عقيده اش محترم است ولي قرار نيست زندگي من بر اساس عقايد او بنا شود.

امير حسين ...and what about that then ?

پرند جان. متاسفانه همينطور است. اي كاش مي شد قانوني گذاشت كه انسانها بر اساس زمان عقايدشان لباس بپوشند و بر همان اساس از وسايل نقليه استفاده كنند . آنوقت كساني را مي ديدي كه امروز به جاي نشستن پشت اتوموبيل هاي شيك و استفاده از موبايل و كامپيوتر ، با الاغ رفت و آمد مي كردند و با كاروان مسافرت مي كردند و پيامهايشان را با قاصد مي فرستادند. و به جاي كامپيوتر هم چرتكه مي نداختند.
مثلا اين آقاي رسا را در لباسي مثل پهلوان نايب مجسم كن :)))
حيف كه نمي شه وگرنه چه دوغي ميشد.

3 Aug 2004, 8:26

ساناز

شماره 6 عزيز اين نامه چاپلين سالها پيش اولين بار در مجله فيلم چاپ شد و من پارسال خودم در مجله فيلم خواندم كه اين نامه جعلي است . كاري ندارد يك سرچ بكن براي اصل نامه نه ترجمه شده اش . من كه هنوز نيافتمش . گرچه حتي اگر چاپلين هم اين حرفها را زده باشد دليل نميشود حتما درست باشد . اما من مطمئن هستم اين نامه جعلي است و چاپلين هرگز چنين نامه اي ننوشته .

3 Aug 2004, 8:03

ساناز

آخ اگه بدوني چقدر دوست دارم كه يكبار همسرم را مثلا كنار ساحل ببوسم . همسري كه بوسيدنش حتي در شرع هم حرام نيست .

3 Aug 2004, 7:53

Ameer Hossein

what about the law of nature? I don't get it

3 Aug 2004, 7:20

parand

و متاسفانه فقط لباس و امكاناتمان مدرن شده اند فكرمان از عهد قاجار آن طرفتر نمي رود. جايي كه ابراز عشق پدر و مادر نيز گناه است.....

3 Aug 2004, 6:27

rasa

انجمن دفاع از آزادى جانى هاى روانى بگذاريم و بگوييم آنها كه از روى قصد به ديگران آزاد نميرسانند بلكه خداوند به آنها روحى پريشان داده و اونها هم حق دارند مثل همه در جامعه زندگى كنند!! البته ميگيد اينا كه به كسى آسيب نميرسونن.بله..اين فقط يك مقايسه بود!حداقل از نظر دموكراسى كه حق رو با اكثريت ميدونه(اگر بخواهيم خيلى آرمانى و با نكته سنجى به قضيه نگاه كنيم) همون بوسه دو همجنس از لب كه ديدن اين صحنه باعث بهم خوردن حال خيلى از آدمها ميشه جرمه!!!!
اينها سنت يا ترس نيست. اگر كسى ميتونه دليل و مدرك علمى بياره.نه اينكه بياد انگ سنتى بودن و مذهبى بودن بزنه يا از كلمات قلمبه سلمبه استفاده كنه و بگه من خيلى ميفهمم!!حاج خانوم براى پيدا كردن معنى اين كلمات يك سرچ كوچك در گوگل كافيه كه به يكى گفتى اگه دونستى معنى اين كلمه چى ميشه؟!!! عين اين بچه كوچولو ها كه تا دو تا كلمه ى جديد ياد ميگيرن فكر ميكنن ديگه خيلى فهميدن.
جواب سئوال فبلم رو نداديد!!!چگونه اين عمل همجنسبازى رو با خواص فيزيولوژيك بدن سازگار ميدونيد؟

3 Aug 2004, 0:16

rasa

فقط صرف اينكه يكى گفته بود من نگران ماهيچه هاى آنال هستم!! نخير.ماتحت هركسى مال خودشه.بحث ما بر سر اصالت طبيعى اين گرايش بود كه من هم يك مشكل رو مطرح كردم كه با طبيعت بدن سازگار نيست.
متاسفانه همجنسباز ها گمانشان بر اين هست كه ما ها مخالف عشق ورزيدن به همجنس هستيم. نخير! مشكل در رابطه ى جنسى آن هست.يعنى چه لزومى دارد عشق همراه با رابطه ى جنسى باشد؟! ببينيد شايد بگيد ما فقط قسمت كوچكى از زندگيمون به رابطه ى جنسى محدود ميشه!بله..ولى دليل طرد شدنتان از جامعه به خاطر همين كار هست.وگرنه تمامى انسانهاى روى زمين دوستانى از جنس خودشان دارند و به آنها عشق ميورزند و هرگز نميتوانند لحظه ايى آنها را در غم ببينيد و كلا كلمه آدم با معرفت يعنى اينكه آدم يكيو دوست داشته باشه و كلمه معرفت از ديرباز تو ادبيات ما بوده.
دليل طرد شدگى شما قطعا عشق نيست و بلكه رابطه ى جنسى است!
يك مثالى خانم عقل كل هم زدند و گفتند كمترين جرم ها مربوط به همجسبازها هست.اولا اين طبيعيه چون تو اقليت هستند.دقيقا مثل اين ميمونه كه بگيم تو ايران بيشتر دزدى ها مثلا توسط ايرانى ها انجام ميشه و بگيم ايرانى ها بد و دزدن! و غير ايرانى ها همشون خوبن بعد در كشورى مانند آمريكا ايرانيان در اقليت هستند و خوب بالطبع جرم هم كمتر انجام ميدن و بعد بيايم بگيم عجب ايرانى ها مردمان ماه و بى آزار و درستكارى هستند!!
بايد درصد مجرمين رو در هر جمعى مقايسه كرد و نه تعدادش رو. شايد در يك جمع دو نفرى بگيم يك نفر دروغگو هست و بعد بگيم در يك جمع 1000نفرى 200نفرش دروغگو هستند.در گروه اول 50%دروغگو هستند و در گروه دوم فقط 20% دروغگو.از نظر منتطقى گروه اول آدم هاى نادرستى هستند گرچه از نظر تعداد فقط 1 نفر دروغگو هست و در دسته ى دوم 200نفر ولى از نطر مقايسه ايى گروه دوم درستكارترند!!
در ضمن شما اون آمار رو از كدوم منبعى اعلام كرديد؟ اگر ميشه لينكى يا چيزى بگذاريد!
ببينيد آزادى و برابرى خوبه اما اين حرف خانم عقل كل(كسى كه در اروپا سال ها زندگى كرده و خيلى مدرن هست:))در اروپا زندگى كردن دال بر رشد فرهنگى هست از نظر ايشون جالب كه افرادى مثل ميلوشويچ جنايتكار هم تو اروپا زندگى ميكرده!! )در ظاهر بسيار قشنگ و آزادى خواهانه است.اما شما فرض كنيد ما

3 Aug 2004, 0:08

Mahshid

پروین جان. با حرفت موافقم. در اینجا دیگر گونه فکر کردن راحت تر بود و آموختن احترام به تمام اقشار مردم راحت تر. البته در همین جا هم هستند کسانی که یاد نگرفته اند و تا آخر عمر هم یاد نمیگیرند. و آن دیگر بحث دیگری است.
هوم..پس جریان این ز سه نقطه این بود. جالب است . نکته جالبی بود.

2 Aug 2004, 22:44

Mahshid

دوٍٍست عزيز شماره 6 ، من هم جدا چارلی را دوست دارم ولی چه خوب که نمی پرستمش و تمام حرفهایش را حجت نمی دانم. این نامه اش را بسیار دوست دارم. کلا هر ارتباطی را که بین پدر ها و دختر ها می بینم برایم زیباست. اما همانطور که گفتم. من کسی را نمی پرستم و کسی الگوی تمام قد من قرار نمیگیرد.
چارلی در این نامه به دخترش می گوید که مثل ده سال پیش بیاندیش و اگر این نامه ده سال پیش نوشته شده باشد پس یعنی من باید مثل 20 سال پیش بیاندیشم و ده سال دیپر هم دخترم مثل 30 سال پیش مادرش ؟ پس چگونه تغییر کنیم دوست من ؟ پس تحول و آن گذار به سوی پست مدرن را که شما زیبا توصیف کردی چگونه دست یابیم؟ با حفظ بکارت خود و دخترانمان ؟ که چی بشود ؟
برهنگی زیباست. برهنگی با دریده گی فرق دارد. انسان برهنه زاده شده است و هیچ عیبی هم ندارد که هز از چند گاهی با همان لباس مادر زاد خود بگردد. باور کنید اینقدر که ما به فکر حفظ عفت مان هستیم ، دنیا مثل جت دارد گاز می دهد و می رود.
باید بر خلاف جریان آب شنا کرد. با جریان آب شنا کردن که هنر نیست. و مسلم است که همین دیگر اندیشان هستند که تغییر را به وجود می آورند.
باز هم بنویس. و لا اقل اسمی هم روی خودت بگذار. خوشحال شدم نوشته ات را دیدم.

2 Aug 2004, 22:42

Parvin

اوه راستي! آن زيش(با ز 3 نقطه) هم يعني پيش. "پيش داوري". بعضي ها نميتوانند پ را بنويسند. مثل همانتيك كه به جاي آن علامت تقسيم را ميگذارد كه من ندارمش. راه دور چرا برويم. مثل همين ز سه نقطه كه تو نظرخواهي هاله ميتوانم بنويسم،ولي اينجا نه:(
ميبوسمت

2 Aug 2004, 22:26

Parvin

مهشيدم سلام. من در اين مدت نوشته هايت را خواندم و بسيار استفاده كردم ازشان. من هم ياد گرفته ام كه به همجنسگراها همچون سايرين بنگرم و متفاوتشان نبينم. اما بايد بگويم اين مساله بعد از خروج از ايران برايم آسانتر شد. شايد چون ديدم انسانهايي كه بسيار دوستشان داشتم و بسيار باشخصيت ميافتمشان، بعضا همجنسگرا هم بوده اند. پس ياد گرفتم كه اين اصلا ملاكي براي قضاوت درباره’ ديگران نيست. ببين مهشيد جان، خيلي مسلمانها بخاطر اعتقادشان ديد منفي به اين مساله دارند اما اين دين كه ملاك ارزش گذاري رفتارها براي همه’ ديگران كه نيست كه تخطي از آن باعث بي ارزش قلمداد شدن رفتارهايشان شود. بايد ياد بگيريم به ارزشهاي ديگران، هر چند با آنها كه ما قبولشان داريم در تضاد باشند، احترام بگذاريم. كار سختي نيست.
اميدوارم توانسته باشم منظورم را برسانم.

2 Aug 2004, 22:18

زنانه’ عزيز هيچ دوست نداشتم كه اولين پيغامي كه برايت ميگزارم در مورد اين مطلب باشد ولي شما كه ميگوييد فردي كه در دنيايه مدرنيته زندگي ميكند بايد افكاري مدرن داشته باشد از نظر من زياد درست نيست چن اين زمان فقط دالان عبوري است بسوي پست مدرن شدن و نتنها اين دو دوران بر ضد يك ديگر نيستن بلكه تركيبي زيبا رو هم بوجود اورده اند. 2: زنانه’ عزيز ازاده بودن فكر نميكنم به اين معنا باشد كه هر فردي در هر جامعه اي كه هست هر كاري كه دلش خواست انجام دهد يا مخالف جريان اب حركت كند و انتظار داشته باشد كه جامعه هيچ به او نگويد
به روي صحنه ، جز تکه اي حرير نازک ، چيزي بدن ترا نمي پوشاند . به خاطر هنر مي توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و پوشيده تر و باکره تر بازگشت . اما هيچ چيز و هيچکس ديگر در اين جهان نيست که شايسته آن باشد که دختري ناخن پايش را به خاطر او عريان کند .
برهنگي ، بيماري عصر ماست ، و من پيرمردم و شايد که حرفهاي خنده دار مي زنم .
اما به گمان من ، تن عريان تو بايد مال کسي باشد که روح عريانش را دوست مي داري .
بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده سال پيش باشد . مال دوران پوشيدگي . نترس ، اين ده سال ترا پير تر نخواهد کرد...نامه’ معروف چاپلين به دخترش جرالدين
زنانه’ عزيز اگر اين حرف ها را زدم به اين دليل بود كه من هميك همچين دوراي رو پشت سر گزاشته ام و كم و بيش با اين مسائل با تجربيات خودم اشنا هستم
متشكرم

2 Aug 2004, 20:58

Mahshid

همانتيك عزيزم.
پراید صرفا جشن و پایکوبی نیست. در این یک هفته سمینار ها و سخنرانی هایی در رابطه با هموسکسوالیته. کوییر . فمینیسم و همجنسگرایی و ... در جریان است.
این سمینار ها به منظور آشنا کردن هر چه بیشتر مردم با همجنسگرایی است.
نوع ایرانی اش را هم که از رادیو پژواک شنیدی. اقای دکتر فلانی می آید و می گوید عده ای از اینها چون به جنس مخالف دسترسی ندارند می روند همجنسگرا میشوند. به هر حال این هم اطلاعات در جامعه ایرانی است دیگر
اما خلاصه. پراید این چیزها را هم شامل می شود و بله جشن و شادمانی هم.
یکی از تاثیرات پراید دیدن این انسانها به عنوان همجنسگرا در اجتماع است. عادت کردن به اینکه تعدادی از انسانها همجنسگرا هستند و این دلیل بر ارزش یا بی ارزشی انسان نیست. عادت کردن و بالا بردن تولرانس .
همانتیک جان. بگذار برایت چیزی را بگویم. یکی از همکاران من که سالهاست با او کار می کنم. تازه پارسال متوجه شدم که او دو فرزند ندارد بلکه سه فرزند دارد. و فرزندی که من و دیگران از او بیخبر بودیم همجنسگراست. بعد از سالها در رابطه با پراید این خانواده توانست پسرشان و پارتنر او را که ترد کرده بودند بپذیرد .
چرا فکر می کنی سوئد باید غیر از این باشد ؟
در سوئد البته دیسکوهای مخصوص همجنسگرایان هست. اتحادیه سراسری همجنسگرایان هست. اما پارسال که در صف تظاهرات به همجنسگرایان حمله شد پلیس ایستاد و مدتی تماشا کرد . تا دو نفر به زمین افتادند و زخمی شدند و بعد وارد کار شد.
همانتیک عزیز. نمی خواهم نا امیدت کنم. اما اینجا هم این چیزها هست. چندی پیش یکی از هنرپیشگان همو سکسوئل توسط راسیست ها شدیدا ضرب و شتم شد. اینجا اینها هست. ولی همجنسگرایان هم یاد گرفته اند که با آن مقابله کنند. با مغرور بودن بابت آنچه هستند. با قبول داشتن خودشان و خجل نبودن از خودشان.
پراید به نظر من کمک زیادی به همجنسگرایانی که هنوز خود را باور ندارند می کند. و نیز به مردم که همجنسگرا را در جامعه بپذیرند.

2 Aug 2004, 18:56

همانتیک

مهشید اینکه می گویی همجنسگرایان را فقط طی این دوره ÷اراد است که می تو.ان در حال بوسیدن دید جای تعجب داره واقعا..
÷س واقعا سوالی که برایم ÷یش می اد اینکه آیا اینها که سالی یک بار بدون ترس همدیگر را می بوسند ÷س باید در موقع دیگر هم به راحتی و بدون ابا این کار را بکننذ در غیر این صورت کارکرد ÷اراد به چیست؟یک سیرک بزرگ برای سرگرمی که هر کی می تونه یک بار در سال یک نقشی بگبره و بره تا سال بعد.....مثل دلقهای سیرک یا هنر÷یشه های تاتر؟؟؟

2 Aug 2004, 17:40

neda

شايد منظورش سيژ بوده، يا شيژ ، که احتمالش کمه چون اين صوتيه که فقط براي من معني داره. پس احتملاْ منظورش ريش بوده، ريش مرلين يا کسي شبيه اون. شايم منظورش شوس بوده، يا شاس، که خوب اينا معني اش به داوري نمي خوره.

جدا دلم مي خواد بدونم چيه اين کلمه.

2 Aug 2004, 17:40

همانتیک

مهشید نازنین سلام...
راستش چی بگم
نمی دونم من دارم به یک نوع از همجنسگرایی اس÷ریچوال هم فکر می کنم.....مثلا فلورانس نایتینگل.....البته نمونه مردش رو الان به خاطر ندارم....
می دونی بحث عارفانه نیستا...نمی دونم چرا هر وقت بخث همجنسگرایی ÷یش می اد همه فقط در مورد ارتباط جنسی اش فکر می کنند البته این به معنی نفی ارتباط جنسی نیست که اتفاقا زیباترین و شاعرانه ترین لحظه های انسانی است وقتی دو تا انسان همدیگر را دوست دارن و نرد عضق می بازند..

2 Aug 2004, 17:35

Mahshid

بانو جان. من هم مي دانم در ايران چه مي گذرد. اما چرا بايد در خارج از كشور كه ادعا می کنند اينهمه آزادي وجود دارد براي متفاوت بودن تحقير شد ؟

2 Aug 2004, 13:38

banoo

مهشید جون قربون وبلاگت برم .تو ایران ادمای به نظر عرف عادی هم نمی تونن شریک زندگیشونو تو رستوران ببوسن!مشکل هم به نظر من خود مردمن و فرهنگ حاکم.وقتی یارو تاکسیشو نیگر میداره و دختر و پسری رو که از هم یواشکی بوسه گرفتن با تحقیر پیاده میکنه همجنسگراش که دیگه جای خود دارد!

2 Aug 2004, 13:34