مهشید جانم خودت می دونی «حمایت» این آقای مبارز یعنی چی ؟!! قبلا فکر کنم پیش به تن همه مالیده شده باشه ، واسه همین احتیاجی به توضیح اضافی نداره .
توی اون لیست اگه دقت کنی اسم بعضی ها رو نوشته که اصلا لوگو را به وبلاگشون اضافه نکردن . خودت چک کن متوجه حقه بازی این آدم می شی .
این ""آقا"" اسم مبارزه را هم به گند کشیده آخه ! عربده کشی و تهمت و فحش و درگیری را با مبارزه اشتباه گرفته !!! جالبه که هر سال میره ایران هواخوری و بعد میاد تو وبلاگش سفرنامه می نویسه و از فرداش شروع می کنه به ""مبارزه""!!
قربونت برم خانومی ، خودتو اذیت نکن . به چرندیات اینا گوش نده ، همش باد هواس.
مهشيد جان!
هر جور که میپسندی. اما من خيلی دوست دارم تغيير کنم و اگر اشتباه میکنم اصلاح شوم. قرار نيست کسی ديگری شود اما قرار است که تامل موجب رشد شود و نقايص برطرف شود.
به هر حال تو همينجوری هم دوست خوبی هستی.
شبح عزيز.
.....
چیزی اینجا نوشته بودم که پاک کردم
از تکرار خودم خسته شدم. هر آنچه می خواستم بگویم تا به حال گفته ام. اگر تاکنون مسئله برای شما حل نشده باشد و باز مرا تشت طلب و غیر صادق و کینه جو میبینید دیگر با چهار خط کم یا زیاد این دید عوض نمی شود.
نیازی به بازگفتن نمی بینیم.
شما آنگونه باشید که مایلید.
بگذارید من هم همانگونه که هستم باشم. قرار نیست من اینجا شبح بشوم و یا شما مهشید.
همین
مهشيد عزيز!(22)
من زخم زبان نزدهام. رک و صريح حرفام را زدهام. وقتی تو در کامنت 13 مینويسی"به شوخی گفت اگر زنش طلاقش داد براش بنر درست کنیم. میگویم که من رد نمی کنم." به اين میگويند زخم زبان. حساسيتات در مورد زنان درست است اگر به وبلاگ من سرزده بودی میديدی که ليستی که نوشتهام در آغاز نام سه تن از زنان آمده است. در مورد عکس و بقيه چيزها هم که گلکوی عزيز نوشته است. و سخن آخر اين که مهشيد جان حرفات به دل نمینشيند چون از دل برنيامده است. تو با کسی مخالف هستی و تمام حرفهایات بهانه جويی است. تو میتوانستی لوگو را در وبلاگات قرار دهی و بعد انتقادات را مطرح کنی. در مورد لوگو حمايت از افغانها هالهی عزيز در لوگو نوشته بود "افغانی"ها و من از او خواهش کردم "افغانی"ها را به افغانها تغيير دهد که او لطف کرد و فوری اين کار را کرد. به هر حال صداقت و دوری از کينههای شخصی و خصوصی راه ما را برای وحدت هموار میکند و عکس آن عامل تشتت و تفرقه است.
گلکو جان. من مسئله را بزرگ نکردم اولا.
دوما من نمی دانستم که بجز آن آقا کسی دیگر در این کار سهیم است. اگر می دانستم مثلا تو و یا هاله هستید حتما این مسئله را به شما می گفتم.و در رابطه با لوگو یا اسامی که حتی یک اسم زن هم در آن نبوده است با شما دو نفر صحبت می کردم. اما وقتی فکر کردم این آقا زاده هستند گفتم که گفتن این مسئله شاید موجب بشود که تهمتی دیگر به من ببندند. قبول کن که وقتی به کسی اعتماد نداری و از او تهمت و فحش شنیدی و بعد فکر کنی که مسئله ای کار اوست دیگر جای هر دیالوگی بسته شده است.
آن چه گفتم هم نه در اعتراض به شما و حرکتتان بلکه در اعتراض به حرف شبح بود که مرا اغتشاش طلب می خواند. و می گوید چرا لوگو را نگذاشتی و می گویی حمایت کردی. دلایل خودم را برای نگذاشتن لوگو مطرح کردم. اگر نه، نه قصد تخطئه کار شما در بین بود و نه بی ارزش قلمداد کردن زحماتتان. چیزهایی که برای شبح نوشتم به سادگی فکری بود که به سرم راه یافت. این فکر ها را حتی اگر شبح مرا اغتشاش طلب نمی خواند مطرح هم نمی کردم. اما وقتی به این راحتی ایشان تهمت می زنند ، باید دلایل خودم را برای حمایت مشروط خودم بیان می کردم. همین.
مهشيد عزيز
مي بينم كه كامنت مرا ابدا نخوانده اي. من بايد به تو و زيتون ايي ميل ميزدم و ميپرسيدم كه آيا ايي ميلي كه از طرف شما براي حمايت آمده واقعا از طرف خودتان وبده يا نه. تا من بيايم اين ايي ميل را بفرستم ديدم كه اين مسئله پيش آمده و متاسف شدم.
اين كه اينجا اعتراض كني كه چرا عكس زني در آن لوگو نيست مسئله اي را حل نمي كند. ميتواني ايي ميل بزني و به يكي از ما بگويي عكس يك زن را هم در لوگو بگذاريد. داستان عكس ها مفصل است.. پشت اين پتيشن سه هفته كار مداوم براي پيدا كردن اسم ها و عكس ها و تحقيق در باره آنها خوابيده. اول كه اين كار شروع شد همين عكس هايي را داشتيم كه در لوگو هست. بقيه را با هزار زحمت بعد ها پيدا كرديم. هيچ وقت هم ادعا نكرديم اين بهترين لوگو ياپتيشن است . اسم هر كه را هم كه مي دانيم در آن قطعه هست از اينور و آنور پيدا كرديم و در ليست گذاشتيم. اگر پيشنهادي داري به يكي از ما يا به همان ايي ميل داه شده ايي ميل كن و حتي از همكاريت خوشحال هم مي شويم. اما بدون اينكه با ما حرفي بزني بيايي اينجا و بنويسي كه به دليل خصومت شخصي با تو اسمت آنجا نيامده درست نيست. اسم وبلاگ بامداد و زيتون و حيلي هاي ديگر را هم اضافه نكرده بوديم. هيچكدام چنين نتيجه گيري شخصي نكردند. حتي سايت گلشن همان روز اول به پتيشن لينك داد و اسمش تازه ديروز اضافه شد. بيا مسائل را بزرگ نكنيم.
مهشیدجان، جایِ تعارف به من از مترجمَش (http://www.goosband.persianblog.com/) تشکر کن...
دربارهیِ لوگوها، فکر میکنم واقعاً قضیه کمی لوث شده. اگر دربارهیِ هرچیزی از آنها استفاده شود، دیگر آن کارآیییِ محدودی که داشتند را هم از دست میدهند. دربارهیِ این موردِ خاص هم، دربارهیِ اصلِ قضیه تردیدهایِ خیلی زیادی دارم، و با این «تاریخِ ما» هم که مشکل خیلی جدی است. بهعلاوه آن «حمایتی» که صحبت هست، اواخر معلوم شده چهگونه «حمایتی» است.
شبح عزيز..مثلا صبحانه را نگاه كن..ابدا هم لوگو را نگذاشته است. اما باز هم مي گويم..مسئله ابدا آمدن در سايتي كه مراجع زياد دارد و بالا بردن تعداد مراجع سايت خودم نيست. مسئله اعلام حمايتم بود. كه كردم و همين براي خودم كافيست.
شبح عزيز. براي آگاهانه حركت كردن شما در زخم زبان زدن هر چه بيشتر برايتان روشن كنم كه :
در اينجا حركت اعتراض به تخريب قطعه 33 بهشت زهرا است. من از اين " حركت " حمايت مي كنم. شكل اين حمايت به چند گونه است. يكي امضاي پتيشن بود. كه من آن را امضا كردم . ديگري اشكال ديگر اين حركت بود كه نصب لوگو بود و غيره بود. آيا شما از تئوري همه يا هيچ حمايت مي كنيد ؟ من نه . برويد نامهايي را كه در صفحه اول نوشته شده است بخوانيد. حالا اگر بگويم اسم يكي از زنان هم نوشته نشده به تشتت و تفرقه متهم مي شوم؟ داريم سر مردگانمان دعوا مي كنيم ؟ من نمي خواهم به اين ورطه بيفتم. قصد من از نوشتن فقط اين بود كه بگويم از اين حركت حمايت مي كنم. حالا شما شرط و شروط حمايت تعيين مي كني.. خوب اين ديگر مشكل من نيست. من كه قرار نيست با همه هماهنگي كنم تا مورد پسند قرار بگيرم. خواهي بيا ببخشاي..خواهي برو جفا كن.
شبح جان. اما به تو در يك چيزي حق مي دهم . من حق ندارم اعتراض كنم. راستي چرا بايد اعتراض كرد به اينكه اسم زني در ليست نمي آيد. اين در امتداد همان اتفاقي است كه در طول تاريخ به طور ممتد دارد تكرار مي شود. زنده ما به حساب نمي آيد ، آنوقت اعتراض مي كنيم كه چرا مرده هاي ما را نام نمي بريد؟ ما هميشه از قلم مي افتيم. اين كه جاي اعتراض ندارد. بايد سرمان را بياندازيم و نواله ناگزير را گردن خم كنيم تا به اغتشاش و تفرقه گري هم محكوم نشويم. راستي كه چقدر توقع ما بالا رفته است.
شبح عزيز. اگاهانه يا ناآگاهانه داري زخم زبان زني مي كني. من اين حركت را جوك نمي خوانم. من مي گويم ديگر از بس در اين وبلاگستان لوگو درست كرده ايم اين مسئله به شكل جك در آمده و راستش دارد لوث مي شود. گفتم كه با اين حركت نه مقابله مي كنم و نه مخالفت. فكر هم نمي كنم براي حمايت از حركتي بايد حتما تمام حركت را قبول داشته باشيم. من گفتم خود اين لوگو را هم قبول ندارم. نه انتخاب عكس ها را كه حتي عكس يكي از زنان روي آن نيست و نه انتخاب جمله را . چرا بايد هميشه همه حركت ها را كوركورانه قبول كنيم ؟ چرا حق اعتراض را مي گيري ؟ آن بالا نوشته است ليست وبلاگهاي حمايت كننده . ننوشته ليست كساني كه لوگو را در وبلاگ قرار دادند . حمايت به معني امضاي پتيشن است ديگر . و به معني حمايت از كل حركت. حالا شما چون و چرا هم مي گذاري كه شرط حمايت اين است و آن است. چرا ؟ اين شرط ها را قبلا مشخص كنيد.
شبح عزيز. باور كنيد به خاطر اضافه شدن نام وبلاگم به ليستي چانه نمي زنم. اصلا فراموش كنيد .
مهشيد عزيز!
آگاهانه يا ناآگاهانه، حقداشته باشی يا نداشته باشی، داری تبديل میشوی به عامل تفرقه و تشتت تناقض گویی میکنی. از يکطرف از اين که نامات را جزو حمايتکنندهگان ننوشتهاند از يکسو اين حرکت را جوک میخوانی و حاضر نيستی لوگوی آن را وبلاگات قرار دهی از سوی ديگر اعتراض میکنی که چرا نامات جزو حمايتکنندهگان نيست. حمايتکننده يعنی کی؟ يعنی کسی که حداقل لوگو را در وبلاگاش قرار میدهد غير از اين است؟
به هر حال من دوستانه به توتوصيه میکنم تغيير روش بدهی. حالا ديگر خود دانی يا پندگير يا ملال.
راستي اين را هم اضافه كنم كه تنها در باره صفحه تو اين برنامه نبود. بعضي سايت ها كه همان روز اول هم لوگو و هم پتيشن را هم گذاشته بودند اسمشان از قلم افتاده بود.
مهشيد جان
من هم مي خواستم همين حرف هاله را تكرار كنم. همه وبلاگهايي كه آنجا اسمشان آمده يا لوگو يا لينك پتيشن را در صفحه شان گذاشته اند. وقتي لوگو يا پتيشن در صفحه تو نيست ممكن است ديگري به نام تو ايي بزنددر خواست اضافه كردن نامش را بكند. من قرار بود امروز به تو و يك دوست ديگر ايي ميل بزنم و بپرسم. حسن آقا اين وسط بي تقصير است.
در حقيقت بايد آن بالا مي نوشتيم نام وبلاگهايي كه لوگو يا پتيشن را اضافه كرده اند.اين هم باز اشكال تكنيكي است.
اين پتيشن الآن همه ما را دور هم جمع كرده است .بيا تند نرويم. مگر ممكن است كه در عمل انسان دوستانه اي حمع باشيم و ترا در آن نخواهيم؟
مهشید جان، این حرکت بوسیله گل کو ، حسن آقا، امیر و این بنده حقیر سراپا تقصیر جور شد. همانطور که میدونی شاید هر یک از ما با دیگری از نظر اعتقادات سیاسی هیچگونه همخوانیی ندآشته باشیم ولی در این یک مورد خیلی راحت تونستیم یک کار گروهی بکنیم و توافق داشته باشیم اما دلیل نمیشه که ناگهان همه ما پسر خاله دختر خاله همدیگه شدیم و بیعت خونی کردیم.
به هر حال عزیز دلم خودت هر اونچه حست بهت میگه باید بکنی. به نظر شخصی من کمی تند رفته ای و مشکلت با حسن آقا جدا از این برنامه است.
مهشيد جان !
درسته من آلمان زندگي مي كنم ولي از برلين خيلي دورم ( نوشته بودم كه... شهري كه من در آن زندگي مي كنم تقريبا 1000 كيلومتر با برلين فاصله داره )... منظورت از برنامه پالتاك برنامه امشبه ؟
راستش اونم فكر نمي كنم بشه... من چند وقت پيش برنامه پالتاك رو روي كامپيوترم سوار كردم( البته با كمك كسي) ولي متاسفانه بلد نيستم باهاش كار كنم ... الان هم كه اينجا ساعت تقريبا 10 دقيقه مونده به 8 شب يعني فرصتي هم نيست كه از كسي كمك بگيرم .
ولي سعي مي كنم به زودي طرز استفاده اش رو ياد بگيرم براي برنامه هاي بعدي .
فيروزه عزيز ...خوشحال مي شم اگر در برلين ببينمت. من آدرس سايت را مي زنم روي وبلاگ اگر كسي خواست مراجعه كند. و نام نويسي كند. تخفيف ويژه البته 20 یورو است که بعد از 10 جوان اضافه می شود به هزینه سه روزه کنفرانس. که الان 60 یورو است.
درود بر تو مهشيد عزيز من هم ان بتيشن رو امضا كردم . در رابطه با كنفرانس بنياد زنان كه در برلين برگزار ميشود تيكت رو از كجا بايد بگيريم. گويا تا دهم ماه جون ميتونيم از تخفيف ويزه استفاده كنيم.
امیر جان. بعد از پست من پست کردی. من راستش دیگر نمی خواهم بنر و لوگو بزارم. این کار را رد نمی کنم ولی فکر می کنم دیگر دارد به شکل جک در می آید. پریشب با یکی از بچه ها صحبت می کردم و به شوخی گفت اگر زنش طلاقش داد براش بنر درست کنیم. میگویم که من رد نمی کنم. اما قبول کن که می شود از چیزی حمایت کرد بدون اینکه بنرش را گذاشت. من از اعتراض به اخراج افغانی ها هم حمایت کردم و راجع به آن نوشتم. اما لوگو را نگذاشتم. دلیلی نمی بینم. ضمن این که این لوگو را اصلا قبول هم ندارم. اولا که عکس چند تن هست. و عکس هیچ کدام از زنان اصلا در آن جا نگرفته است. در صفحه اصلی اعتراض حتی اسم زنان نیز جا نگرفته و فقط اسم مردان هست. و دوم اینکه من با نوشته تاریخ مرا تخریب نکنید هم مشکل دارم. من معتقد نیستم تاریخ مبارزان ایرانی با خراب کردن قبرشان یا قطعه ای که در آن دفن شده اند تخریب می شوند. گفتم که اعتراضی به لوگو نمی کنم ولی با آن زیاد راحت هم نیستم.
امير جان. من نمی دانستم که تو و احیانا بچه های دیگری هم در این جریان شرکت دارید. به تو اطمینان دارم و نیازی به فرستادن چیزی برایم ندارید. اما به من اجازه بده به کسی که نه تنها پای منبری ارازل می شود بلکه برای جلو افتادن از آنها مرا فاحشه خطاب می کند ، همچنان بی اطمینان باشم و حنایش برایم بیرنگ بماند. باشد ؟
مهشيد عزيز ! زود قضاوت كردي و البته تا حدودي حق داري . در واقع چون كار كمي گروهي است بين بچه ها هماهنگي زيادي نبوده است و بچه ها ليست سايت هاي حمايت كننده رو ميل مي كنند به حسن آقا و ايشون مي زاره توي صفحه و اين كمي وقت گيره ... و من طي نامه هايي كه دوستان به حسن آقا داده اند ( امروز - پنج شنبه ) اسم شما رو هم ديدم كه براي قرار گرفتن در ليست به حسن آقا ميل شده بود و ايشون حتما امروز اضافه خواهد كرد و اين نه به خاطر گفته ي شما بلكه به خاطر اين است كه مطمئن باشي كه زود قضاوت كرده اي و اين چنين نبوده است . در هر حال اگر بخواهي من نامه ها رو هم برايت مي فرستم كه مطمئن باشي كه بين دستندركاران اين قضيه چنين چيزي مطرح نبوده است . من فكر مي كنم گذشته وقت به اين گونه چيزها فكر كردن و از تو هم ممنونم به خاطر حمايت ات و مبارزه ات در راه آزادي ... موفق باشي
بی بهانه سلام غروب بود وخورشيد ملول آرام آرام در قاب شكسته چشمانم مينشست و گلبرگهاي سرخ نگاهش را در بركه اشكهايم فرو ميريخت آنگاه اندوهي سترگ بر شانه هاي لر زانم آوار شد و من راهوار تنهايي شد م با كوله باري از آوازهاي دلتنگي در كوچه مويه سوزناك باد ميآ يد رودي از هراس در رگها يم جاري بود هيچ روزني نگاه مضطربم را به خويش نمي خواند و من همچنان رها و سر گردان چون بادهاي پريشان مو يه گر مان كو چه تنهايي پرسه ميزد م هواي دلم گرفته بود و پرنده ايي مغموم آواي خون آلودش را به دهليز تنهاييم ميتنيد ميدانستم ميدانستم كه وقت گريستن است ولي كاش ميتوانستم تمام دلتنگي هايم را در معبر فراموشي بگريم دريغا ابر چشمانم دير گاهي است كه آسان نمي گريد چراغ ديدار زماني دراز فروزان خواهد بود ولي هنگام جدايي لحظه اي بيش نخواهد پا ييد تا درودی دیگر بدرود نازنینم
هاله جان و شبح عزیز. ببینید . اصلا مهم نیست. من ابدا معتقد نیستم که با این حرکت من از قافله ای جا می مانم که از این قافله گان جا ماندن را خوشتر دارم. من زمانی این میل را فرستادم که تعداد اسامی یک سوم این بود. صبر هم کردم. حتی امروز دیدم که چند اسم جدید اضافه شده است و اسم این وبلاگ نبود. بعد فکر کردم از کسی که به خودش اجازه می دهد مرا فاحشه بنامد چه طور انتظاری می توانم داشت.
هاله جان. چه درصدی می توان برای اشتباه و سوء تفاهم گذاشت؟ اتفاقا من فکر می کنم فاحشه خطاب کردن من یک سوء تفاهم نبود. اینها با هم تفاهم کامل دارند :)
من خودم با اینکه در حاشیه قرار بگیرم مشکلی ندارم. انتخاب خودم است. چرا که در طرف دیگر این انتخاب همسرایی با ایشان قرار داشت که من به این چیزها تن نداده ام و نمی دهم.
سلام ... در مورد اول با هاله موافقم و هميشه امكان اشتباه را هم بايد در نظر گرفت .
مقاله اي را كه اميد معرفي كرده بود در همان پست قبلي خونده بودم خيلي جالب بود . البته منهم بايد همين جا از اميد عزيز تشكر كنم چون من قبلا اين سايت رو نميشناختم ولي وقتي به آنجا رفتم مطالب خواندني زيادي اونجا پيدا كردم و به همين دليل مرتب به اونجا سر مي زنم .
فلاش كودكان كار هم خيلي غم انگيز بود ... آدم وقتي اينجور فيلم هارو مي بينه از اينكه زندگي نسبتا راحتي داره شرمنده ميشه !
در آخر هم متاسفانه برلين به شهري كه من زندگي مي كنم خيلي دوره ( فكر كنم حدود هزار كيلومتر )
اگرنه حتما ميومدم ببينمت .
مهشيد عزيز!
حتما سؤتفاهمی پيش آمده است.
لطفا لوگو را در صفحهات قرار بده. کسی حق ندارد در اين مورد تصميم بگيرد. اين کار گروهی است و فقط بعضیها لطف کردن وزحمت تهيهاش را کشيدهاند.
مهشید جانم خودت می دونی «حمایت» این آقای مبارز یعنی چی ؟!! قبلا فکر کنم پیش به تن همه مالیده شده باشه ، واسه همین احتیاجی به توضیح اضافی نداره .
توی اون لیست اگه دقت کنی اسم بعضی ها رو نوشته که اصلا لوگو را به وبلاگشون اضافه نکردن . خودت چک کن متوجه حقه بازی این آدم می شی .
این ""آقا"" اسم مبارزه را هم به گند کشیده آخه ! عربده کشی و تهمت و فحش و درگیری را با مبارزه اشتباه گرفته !!! جالبه که هر سال میره ایران هواخوری و بعد میاد تو وبلاگش سفرنامه می نویسه و از فرداش شروع می کنه به ""مبارزه""!!
قربونت برم خانومی ، خودتو اذیت نکن . به چرندیات اینا گوش نده ، همش باد هواس.
to ro xoda veki daste mano begire bebare onvare xiabon
مهشيد جان!
هر جور که میپسندی. اما من خيلی دوست دارم تغيير کنم و اگر اشتباه میکنم اصلاح شوم. قرار نيست کسی ديگری شود اما قرار است که تامل موجب رشد شود و نقايص برطرف شود.
به هر حال تو همينجوری هم دوست خوبی هستی.
شبح عزيز.
.....
چیزی اینجا نوشته بودم که پاک کردم
از تکرار خودم خسته شدم. هر آنچه می خواستم بگویم تا به حال گفته ام. اگر تاکنون مسئله برای شما حل نشده باشد و باز مرا تشت طلب و غیر صادق و کینه جو میبینید دیگر با چهار خط کم یا زیاد این دید عوض نمی شود.
نیازی به بازگفتن نمی بینیم.
شما آنگونه باشید که مایلید.
بگذارید من هم همانگونه که هستم باشم. قرار نیست من اینجا شبح بشوم و یا شما مهشید.
همین
مهشيد عزيز!(22)
من زخم زبان نزدهام. رک و صريح حرفام را زدهام. وقتی تو در کامنت 13 مینويسی"به شوخی گفت اگر زنش طلاقش داد براش بنر درست کنیم. میگویم که من رد نمی کنم." به اين میگويند زخم زبان. حساسيتات در مورد زنان درست است اگر به وبلاگ من سرزده بودی میديدی که ليستی که نوشتهام در آغاز نام سه تن از زنان آمده است. در مورد عکس و بقيه چيزها هم که گلکوی عزيز نوشته است. و سخن آخر اين که مهشيد جان حرفات به دل نمینشيند چون از دل برنيامده است. تو با کسی مخالف هستی و تمام حرفهایات بهانه جويی است. تو میتوانستی لوگو را در وبلاگات قرار دهی و بعد انتقادات را مطرح کنی. در مورد لوگو حمايت از افغانها هالهی عزيز در لوگو نوشته بود "افغانی"ها و من از او خواهش کردم "افغانی"ها را به افغانها تغيير دهد که او لطف کرد و فوری اين کار را کرد. به هر حال صداقت و دوری از کينههای شخصی و خصوصی راه ما را برای وحدت هموار میکند و عکس آن عامل تشتت و تفرقه است.
گلکو جان. من مسئله را بزرگ نکردم اولا.
دوما من نمی دانستم که بجز آن آقا کسی دیگر در این کار سهیم است. اگر می دانستم مثلا تو و یا هاله هستید حتما این مسئله را به شما می گفتم.و در رابطه با لوگو یا اسامی که حتی یک اسم زن هم در آن نبوده است با شما دو نفر صحبت می کردم. اما وقتی فکر کردم این آقا زاده هستند گفتم که گفتن این مسئله شاید موجب بشود که تهمتی دیگر به من ببندند. قبول کن که وقتی به کسی اعتماد نداری و از او تهمت و فحش شنیدی و بعد فکر کنی که مسئله ای کار اوست دیگر جای هر دیالوگی بسته شده است.
آن چه گفتم هم نه در اعتراض به شما و حرکتتان بلکه در اعتراض به حرف شبح بود که مرا اغتشاش طلب می خواند. و می گوید چرا لوگو را نگذاشتی و می گویی حمایت کردی. دلایل خودم را برای نگذاشتن لوگو مطرح کردم. اگر نه، نه قصد تخطئه کار شما در بین بود و نه بی ارزش قلمداد کردن زحماتتان. چیزهایی که برای شبح نوشتم به سادگی فکری بود که به سرم راه یافت. این فکر ها را حتی اگر شبح مرا اغتشاش طلب نمی خواند مطرح هم نمی کردم. اما وقتی به این راحتی ایشان تهمت می زنند ، باید دلایل خودم را برای حمایت مشروط خودم بیان می کردم. همین.
مهشيد عزيز
مي بينم كه كامنت مرا ابدا نخوانده اي. من بايد به تو و زيتون ايي ميل ميزدم و ميپرسيدم كه آيا ايي ميلي كه از طرف شما براي حمايت آمده واقعا از طرف خودتان وبده يا نه. تا من بيايم اين ايي ميل را بفرستم ديدم كه اين مسئله پيش آمده و متاسف شدم.
اين كه اينجا اعتراض كني كه چرا عكس زني در آن لوگو نيست مسئله اي را حل نمي كند. ميتواني ايي ميل بزني و به يكي از ما بگويي عكس يك زن را هم در لوگو بگذاريد. داستان عكس ها مفصل است.. پشت اين پتيشن سه هفته كار مداوم براي پيدا كردن اسم ها و عكس ها و تحقيق در باره آنها خوابيده. اول كه اين كار شروع شد همين عكس هايي را داشتيم كه در لوگو هست. بقيه را با هزار زحمت بعد ها پيدا كرديم. هيچ وقت هم ادعا نكرديم اين بهترين لوگو ياپتيشن است . اسم هر كه را هم كه مي دانيم در آن قطعه هست از اينور و آنور پيدا كرديم و در ليست گذاشتيم. اگر پيشنهادي داري به يكي از ما يا به همان ايي ميل داه شده ايي ميل كن و حتي از همكاريت خوشحال هم مي شويم. اما بدون اينكه با ما حرفي بزني بيايي اينجا و بنويسي كه به دليل خصومت شخصي با تو اسمت آنجا نيامده درست نيست. اسم وبلاگ بامداد و زيتون و حيلي هاي ديگر را هم اضافه نكرده بوديم. هيچكدام چنين نتيجه گيري شخصي نكردند. حتي سايت گلشن همان روز اول به پتيشن لينك داد و اسمش تازه ديروز اضافه شد. بيا مسائل را بزرگ نكنيم.
مهشیدجان، جایِ تعارف به من از مترجمَش (http://www.goosband.persianblog.com/) تشکر کن...
دربارهیِ لوگوها، فکر میکنم واقعاً قضیه کمی لوث شده. اگر دربارهیِ هرچیزی از آنها استفاده شود، دیگر آن کارآیییِ محدودی که داشتند را هم از دست میدهند. دربارهیِ این موردِ خاص هم، دربارهیِ اصلِ قضیه تردیدهایِ خیلی زیادی دارم، و با این «تاریخِ ما» هم که مشکل خیلی جدی است. بهعلاوه آن «حمایتی» که صحبت هست، اواخر معلوم شده چهگونه «حمایتی» است.
مهشیدجان، جایِ تعارف به من از مترجمَش (http://www.goosband.persianblog.com/) تشکر کن...
دربارهیِ لوگوها، فکر میکنم
اي ول به اين ترجمه...به به ...ماشالا...اووووم
گگگگگگگگگوووووووززززززززززززززززز
حالا هرچي ميخاي بگوز
شبح عزيز..مثلا صبحانه را نگاه كن..ابدا هم لوگو را نگذاشته است. اما باز هم مي گويم..مسئله ابدا آمدن در سايتي كه مراجع زياد دارد و بالا بردن تعداد مراجع سايت خودم نيست. مسئله اعلام حمايتم بود. كه كردم و همين براي خودم كافيست.
شبح عزيز. براي آگاهانه حركت كردن شما در زخم زبان زدن هر چه بيشتر برايتان روشن كنم كه :
در اينجا حركت اعتراض به تخريب قطعه 33 بهشت زهرا است. من از اين " حركت " حمايت مي كنم. شكل اين حمايت به چند گونه است. يكي امضاي پتيشن بود. كه من آن را امضا كردم . ديگري اشكال ديگر اين حركت بود كه نصب لوگو بود و غيره بود. آيا شما از تئوري همه يا هيچ حمايت مي كنيد ؟ من نه . برويد نامهايي را كه در صفحه اول نوشته شده است بخوانيد. حالا اگر بگويم اسم يكي از زنان هم نوشته نشده به تشتت و تفرقه متهم مي شوم؟ داريم سر مردگانمان دعوا مي كنيم ؟ من نمي خواهم به اين ورطه بيفتم. قصد من از نوشتن فقط اين بود كه بگويم از اين حركت حمايت مي كنم. حالا شما شرط و شروط حمايت تعيين مي كني.. خوب اين ديگر مشكل من نيست. من كه قرار نيست با همه هماهنگي كنم تا مورد پسند قرار بگيرم. خواهي بيا ببخشاي..خواهي برو جفا كن.
شبح جان. اما به تو در يك چيزي حق مي دهم . من حق ندارم اعتراض كنم. راستي چرا بايد اعتراض كرد به اينكه اسم زني در ليست نمي آيد. اين در امتداد همان اتفاقي است كه در طول تاريخ به طور ممتد دارد تكرار مي شود. زنده ما به حساب نمي آيد ، آنوقت اعتراض مي كنيم كه چرا مرده هاي ما را نام نمي بريد؟ ما هميشه از قلم مي افتيم. اين كه جاي اعتراض ندارد. بايد سرمان را بياندازيم و نواله ناگزير را گردن خم كنيم تا به اغتشاش و تفرقه گري هم محكوم نشويم. راستي كه چقدر توقع ما بالا رفته است.
شبح عزيز. اگاهانه يا ناآگاهانه داري زخم زبان زني مي كني. من اين حركت را جوك نمي خوانم. من مي گويم ديگر از بس در اين وبلاگستان لوگو درست كرده ايم اين مسئله به شكل جك در آمده و راستش دارد لوث مي شود. گفتم كه با اين حركت نه مقابله مي كنم و نه مخالفت. فكر هم نمي كنم براي حمايت از حركتي بايد حتما تمام حركت را قبول داشته باشيم. من گفتم خود اين لوگو را هم قبول ندارم. نه انتخاب عكس ها را كه حتي عكس يكي از زنان روي آن نيست و نه انتخاب جمله را . چرا بايد هميشه همه حركت ها را كوركورانه قبول كنيم ؟ چرا حق اعتراض را مي گيري ؟ آن بالا نوشته است ليست وبلاگهاي حمايت كننده . ننوشته ليست كساني كه لوگو را در وبلاگ قرار دادند . حمايت به معني امضاي پتيشن است ديگر . و به معني حمايت از كل حركت. حالا شما چون و چرا هم مي گذاري كه شرط حمايت اين است و آن است. چرا ؟ اين شرط ها را قبلا مشخص كنيد.
شبح عزيز. باور كنيد به خاطر اضافه شدن نام وبلاگم به ليستي چانه نمي زنم. اصلا فراموش كنيد .
مهشيد عزيز!
آگاهانه يا ناآگاهانه، حقداشته باشی يا نداشته باشی، داری تبديل میشوی به عامل تفرقه و تشتت تناقض گویی میکنی. از يکطرف از اين که نامات را جزو حمايتکنندهگان ننوشتهاند از يکسو اين حرکت را جوک میخوانی و حاضر نيستی لوگوی آن را وبلاگات قرار دهی از سوی ديگر اعتراض میکنی که چرا نامات جزو حمايتکنندهگان نيست. حمايتکننده يعنی کی؟ يعنی کسی که حداقل لوگو را در وبلاگاش قرار میدهد غير از اين است؟
به هر حال من دوستانه به توتوصيه میکنم تغيير روش بدهی. حالا ديگر خود دانی يا پندگير يا ملال.
راستي اين را هم اضافه كنم كه تنها در باره صفحه تو اين برنامه نبود. بعضي سايت ها كه همان روز اول هم لوگو و هم پتيشن را هم گذاشته بودند اسمشان از قلم افتاده بود.
مهشيد جان
من هم مي خواستم همين حرف هاله را تكرار كنم. همه وبلاگهايي كه آنجا اسمشان آمده يا لوگو يا لينك پتيشن را در صفحه شان گذاشته اند. وقتي لوگو يا پتيشن در صفحه تو نيست ممكن است ديگري به نام تو ايي بزنددر خواست اضافه كردن نامش را بكند. من قرار بود امروز به تو و يك دوست ديگر ايي ميل بزنم و بپرسم. حسن آقا اين وسط بي تقصير است.
در حقيقت بايد آن بالا مي نوشتيم نام وبلاگهايي كه لوگو يا پتيشن را اضافه كرده اند.اين هم باز اشكال تكنيكي است.
اين پتيشن الآن همه ما را دور هم جمع كرده است .بيا تند نرويم. مگر ممكن است كه در عمل انسان دوستانه اي حمع باشيم و ترا در آن نخواهيم؟
مهشید جان، این حرکت بوسیله گل کو ، حسن آقا، امیر و این بنده حقیر سراپا تقصیر جور شد. همانطور که میدونی شاید هر یک از ما با دیگری از نظر اعتقادات سیاسی هیچگونه همخوانیی ندآشته باشیم ولی در این یک مورد خیلی راحت تونستیم یک کار گروهی بکنیم و توافق داشته باشیم اما دلیل نمیشه که ناگهان همه ما پسر خاله دختر خاله همدیگه شدیم و بیعت خونی کردیم.
به هر حال عزیز دلم خودت هر اونچه حست بهت میگه باید بکنی. به نظر شخصی من کمی تند رفته ای و مشکلت با حسن آقا جدا از این برنامه است.
مراقب خودت باش عزیزم.
مهشيد جان !
درسته من آلمان زندگي مي كنم ولي از برلين خيلي دورم ( نوشته بودم كه... شهري كه من در آن زندگي مي كنم تقريبا 1000 كيلومتر با برلين فاصله داره )... منظورت از برنامه پالتاك برنامه امشبه ؟
راستش اونم فكر نمي كنم بشه... من چند وقت پيش برنامه پالتاك رو روي كامپيوترم سوار كردم( البته با كمك كسي) ولي متاسفانه بلد نيستم باهاش كار كنم ... الان هم كه اينجا ساعت تقريبا 10 دقيقه مونده به 8 شب يعني فرصتي هم نيست كه از كسي كمك بگيرم .
ولي سعي مي كنم به زودي طرز استفاده اش رو ياد بگيرم براي برنامه هاي بعدي .
فيروزه عزيز ...خوشحال مي شم اگر در برلين ببينمت. من آدرس سايت را مي زنم روي وبلاگ اگر كسي خواست مراجعه كند. و نام نويسي كند. تخفيف ويژه البته 20 یورو است که بعد از 10 جوان اضافه می شود به هزینه سه روزه کنفرانس. که الان 60 یورو است.
درود بر تو مهشيد عزيز من هم ان بتيشن رو امضا كردم . در رابطه با كنفرانس بنياد زنان كه در برلين برگزار ميشود تيكت رو از كجا بايد بگيريم. گويا تا دهم ماه جون ميتونيم از تخفيف ويزه استفاده كنيم.
امیر جان. بعد از پست من پست کردی. من راستش دیگر نمی خواهم بنر و لوگو بزارم. این کار را رد نمی کنم ولی فکر می کنم دیگر دارد به شکل جک در می آید. پریشب با یکی از بچه ها صحبت می کردم و به شوخی گفت اگر زنش طلاقش داد براش بنر درست کنیم. میگویم که من رد نمی کنم. اما قبول کن که می شود از چیزی حمایت کرد بدون اینکه بنرش را گذاشت. من از اعتراض به اخراج افغانی ها هم حمایت کردم و راجع به آن نوشتم. اما لوگو را نگذاشتم. دلیلی نمی بینم. ضمن این که این لوگو را اصلا قبول هم ندارم. اولا که عکس چند تن هست. و عکس هیچ کدام از زنان اصلا در آن جا نگرفته است. در صفحه اصلی اعتراض حتی اسم زنان نیز جا نگرفته و فقط اسم مردان هست. و دوم اینکه من با نوشته تاریخ مرا تخریب نکنید هم مشکل دارم. من معتقد نیستم تاریخ مبارزان ایرانی با خراب کردن قبرشان یا قطعه ای که در آن دفن شده اند تخریب می شوند. گفتم که اعتراضی به لوگو نمی کنم ولی با آن زیاد راحت هم نیستم.
امير جان. من نمی دانستم که تو و احیانا بچه های دیگری هم در این جریان شرکت دارید. به تو اطمینان دارم و نیازی به فرستادن چیزی برایم ندارید. اما به من اجازه بده به کسی که نه تنها پای منبری ارازل می شود بلکه برای جلو افتادن از آنها مرا فاحشه خطاب می کند ، همچنان بی اطمینان باشم و حنایش برایم بیرنگ بماند. باشد ؟
مهشيد جان يادم رفت بگويم كه روال كار ر اين بوده كه اون كنار ليست سايت هايي اضافه ميشه كه بنر رو گذاشته اند ....
مهشيد عزيز ! زود قضاوت كردي و البته تا حدودي حق داري . در واقع چون كار كمي گروهي است بين بچه ها هماهنگي زيادي نبوده است و بچه ها ليست سايت هاي حمايت كننده رو ميل مي كنند به حسن آقا و ايشون مي زاره توي صفحه و اين كمي وقت گيره ... و من طي نامه هايي كه دوستان به حسن آقا داده اند ( امروز - پنج شنبه ) اسم شما رو هم ديدم كه براي قرار گرفتن در ليست به حسن آقا ميل شده بود و ايشون حتما امروز اضافه خواهد كرد و اين نه به خاطر گفته ي شما بلكه به خاطر اين است كه مطمئن باشي كه زود قضاوت كرده اي و اين چنين نبوده است . در هر حال اگر بخواهي من نامه ها رو هم برايت مي فرستم كه مطمئن باشي كه بين دستندركاران اين قضيه چنين چيزي مطرح نبوده است . من فكر مي كنم گذشته وقت به اين گونه چيزها فكر كردن و از تو هم ممنونم به خاطر حمايت ات و مبارزه ات در راه آزادي ... موفق باشي
بی بهانه سلام غروب بود وخورشيد ملول آرام آرام در قاب شكسته چشمانم مينشست و گلبرگهاي سرخ نگاهش را در بركه اشكهايم فرو ميريخت آنگاه اندوهي سترگ بر شانه هاي لر زانم آوار شد و من راهوار تنهايي شد م با كوله باري از آوازهاي دلتنگي در كوچه مويه سوزناك باد ميآ يد رودي از هراس در رگها يم جاري بود هيچ روزني نگاه مضطربم را به خويش نمي خواند و من همچنان رها و سر گردان چون بادهاي پريشان مو يه گر مان كو چه تنهايي پرسه ميزد م هواي دلم گرفته بود و پرنده ايي مغموم آواي خون آلودش را به دهليز تنهاييم ميتنيد ميدانستم ميدانستم كه وقت گريستن است ولي كاش ميتوانستم تمام دلتنگي هايم را در معبر فراموشي بگريم دريغا ابر چشمانم دير گاهي است كه آسان نمي گريد چراغ ديدار زماني دراز فروزان خواهد بود ولي هنگام جدايي لحظه اي بيش نخواهد پا ييد تا درودی دیگر بدرود نازنینم
سلام مهشید جان. ممنون از اینکه یاد ما هستی... قربانت یوسف
ماني جان گلم...کجایی ؟ راستی مریم در تالار بانو روزای یک شنبه برنامه نقد فمینیستی دارد. فکر کنم ساعت 4 باشد.
سلام......زنده باد مهشيد....زنده باد آنارشيسم....زنده باد اميد ميلاني
نسرین جان..عجیبه ..من فکر می کردم آلمان زندگی می کنی. حالا که آنجا نمی یایی شب بیا برنامه پالتاکی شان را بریم و همدیگر را " ببینیم " :)
هاله جان و شبح عزیز. ببینید . اصلا مهم نیست. من ابدا معتقد نیستم که با این حرکت من از قافله ای جا می مانم که از این قافله گان جا ماندن را خوشتر دارم. من زمانی این میل را فرستادم که تعداد اسامی یک سوم این بود. صبر هم کردم. حتی امروز دیدم که چند اسم جدید اضافه شده است و اسم این وبلاگ نبود. بعد فکر کردم از کسی که به خودش اجازه می دهد مرا فاحشه بنامد چه طور انتظاری می توانم داشت.
هاله جان. چه درصدی می توان برای اشتباه و سوء تفاهم گذاشت؟ اتفاقا من فکر می کنم فاحشه خطاب کردن من یک سوء تفاهم نبود. اینها با هم تفاهم کامل دارند :)
من خودم با اینکه در حاشیه قرار بگیرم مشکلی ندارم. انتخاب خودم است. چرا که در طرف دیگر این انتخاب همسرایی با ایشان قرار داشت که من به این چیزها تن نداده ام و نمی دهم.
مهشيد جان !
سلام ... در مورد اول با هاله موافقم و هميشه امكان اشتباه را هم بايد در نظر گرفت .
مقاله اي را كه اميد معرفي كرده بود در همان پست قبلي خونده بودم خيلي جالب بود . البته منهم بايد همين جا از اميد عزيز تشكر كنم چون من قبلا اين سايت رو نميشناختم ولي وقتي به آنجا رفتم مطالب خواندني زيادي اونجا پيدا كردم و به همين دليل مرتب به اونجا سر مي زنم .
فلاش كودكان كار هم خيلي غم انگيز بود ... آدم وقتي اينجور فيلم هارو مي بينه از اينكه زندگي نسبتا راحتي داره شرمنده ميشه !
در آخر هم متاسفانه برلين به شهري كه من زندگي مي كنم خيلي دوره ( فكر كنم حدود هزار كيلومتر )
اگرنه حتما ميومدم ببينمت .
مهشیدم با شبح موافقم. در ضمن یک در صد هم برای اشتباه و سوء تفاهم جا بگذار مهربونم.
مهشيد عزيز!
حتما سؤتفاهمی پيش آمده است.
لطفا لوگو را در صفحهات قرار بده. کسی حق ندارد در اين مورد تصميم بگيرد. اين کار گروهی است و فقط بعضیها لطف کردن وزحمت تهيهاش را کشيدهاند.