میگفتند بهنود روی پای مادر مقتول افتاد و التماس کرد. میگفتند خواهر مقتول هم روی پای مادرش افتاد تا نگذارد بهنود اعدام شود. میگفتند برادر مقتول لحظه ی آخر رضایت داد ، میگفتند پدرش ساکت بود. و گفتند مادر مقتول یک نه محکم گفت و صندلی را از پای بهنود کشید و بهنود در هوا رها شد ، با طنابی دور گردن. قانونی که اجازه ی قساوت به مردمان بدهد ، توسط انسانها و برای امنیت انسانها آورده نشده. قانونی که حق سنگدلی به انسانها بدهد ، قانون پلیدی است که مناسب جامعه ی انسانی نیست. با قوانینی که سرنوشت مردم را به دست انسانهای کینه توز میدهد مبارزه کنیم. مبارزه بر علیه اعدام ، مبارزه برای احقاق حقوق بشر است. نوشته ای از وکیل بهنود ، محمد مصطفایی، یکی از انسانهایی که دفاع از بی دفاعان را در کشور اشغال شده ی ما به عهده گرفته است. آرزو دارم آسمان را خارج از زندان ببینم ، مصاحبه ای با بهنود فیلم آنها روزی هزار بار می میرند که در قطعه های چند دقیقه ای روی یو تیوب قرار گرفته ، محمد مصظفایی ، وکیل انسانی دوستی که برای دفاع از بی دفاعان تلاش میکند ، یکی از تهیه کنندگان این فیلم است. پس نوشت : در حواب چرای یکی از دوستان در مورد خبر اعدام بهنود در فیس بوک نوشتم :
یکی از آشنایان غیر ایرانی یک بار به ایران رفته بود و گشت جلویش را به خاطر حجاب نامناسب گرفته بود و میخواستند حالی اش کنند که حجابش مناسب با استانداردهای آنها نیست و او متوجه نمیشد چه میگویند. یکی از گشتی ها چند کلمه انگلیسی بلد بود ، به این خانم گفت : you see ? Jomhoori Eslami , You undrestand ? فکر میکنم این جواب تمام چراهای ماست :((( پس نوشت دو : سیزده زن و مرد فعال مدنی و روزنامه نگار پای چوبه ی اعدام هستند. با مجازات اعدام مقابله کنیم ــــــــــــــــــــــــــ توضیح : عکسی که گذاشته بودم مربوط به خانم ...بود که جزو هنرمندانی بود که پشت زندان جمع شده اند و از جال رفته. امروز صبح وقتی میل با عکسها به دستم رسید با گریه های شدید عکسها را نگاه کردم و ابدا فکر این را نکردم که در زندان اجازه ی فیلمبرداری و عکسبرداری هست یا نیست. این لینک به بالاترین رفته ـ نوشته های من هرگز به بالاترین نمیرفت و این یکی نمیدانم چرا سر از آنجا در آورده ـ و کلی الم شنگه راه افتاده سر این اشتباه من. حقیقتا شرمنده و پوزش میخواهم از این بی دقتی و بی فکری.
|