October 22, 2008

اخلاق ورزشکاری ایرانیان مترجم .

مترجمی در ایران و در میان ایرانیان واسه ی خودش دنیایی دارد . از آنجا که هیچ کارمان مثل دنیای مدرن نیست ، مترجمی مان هم  قرار نیست شباهتی به دنیای مدرن داشته باشد.

سوئد را نگاه کنیم:  کتاب ترجمه شده را که برمیداری ، روی کتاب اسم کتاب و اسم نویسنده ی کتاب را نوشته اند. در کلفتی کناره ی کتاب هم اسم کتاب و اسم نویسنده نوشته شده است.  کتاب را باز میکنی و درون کتاب اسم کتاب ، اسم نویسنده ، با حروف بزرگ نوشته شده و اسم مترجم یا مترجمان با حروفی تقریبا دو شماره یا بیشتر کوچکتر از اسم نویسنده ی اصلی نوشته میشود. اگر نقدی بر کتاب نوشته شود هم در نقد اسم کتاب و اسم نویسنده می آید. ولسلام.

اما کتابی که به فارسی توسط مترجم  ایرانی ترجمه شده است  چگونه است ؟ 
روی حلد کتاب اسم کتاب ، اسم نویسنده و اسم مترجم . معمولا اگر اسم مترجم از اسم نویسنده بزرگتر نباشد ، بالاخره کوچکتر نخواهد بود.  در کلفتی کناره ی کتاب حتما اسم نویسنده و اسم مترجم با شماره حروف تقریبا یکسان در پی اسم کتاب نوشته میشود.
اگر کتاب نقد شود ، اسم مترجم هم  در نقد ذکر میشود. اصلا انگار که او روی کتاب حق آب و گل دارد.

راستی چرا اینطور است ؟

شوخی نمیکنم ، به عنوان مثال  این لینک از کتابی را که روی نت قرار گرفته و این لینک نقد آن را ببینید. 

صد البته منظورم ابدا به این کتاب و این مترجم نیست. در این لجظه  این دو تا لینک دم دستم بود چون مترجم کتاب لطف میکند و دائما تمام اطلاعات مربوط به کتابی را که ترجمه کرده است  به یک لیست که من سراپاتقصیر هم در آن هستم میفرستد   و من هم با کمال شادمانی و صد البته پی گیرانه  از مطالب ارسالی ایشان کمال استفاده را میکنم . منظورم طعنه زدن به این کتاب و این نویسنده نیست. فقط از روحیه ورزشکاری ای که میان ایرانیان در رابطه با ترجمه می بینم در شگفت مانده ام. 
حالا در ایران زبان خارجی دانستن احتمالا کارستانی است ، هر چند که مترجم از ایران دیده ام که  پدرآمرزیده  یک مکالمه ی ساده به زبانی که به آن چندین کتاب ترجمه کرده است را نمیتواند پیش ببرد .
ولی در مورد دوستانی که در خارج از کشور ترجمه میکنند و کتابهایشان را به چاپ میرسانند تعجب میکنم. حتی اگر دو سه تا کتاب ترجمه شده به زبانهای کشورهای خودشان را خوانده باشند می دانند که بهترین ترجمه ها در اینجا ارائه میشود ولی مترجم همیشه سعی میکند در سایه قرار بگیرد و جایی به بزرگی نویسنده اشغال نکند. 
البته من ابدا نمیگویم که مترجمی کار ساده ای است ، من از یک اصل صحبت میکنم .  مترجم ایرانی زحمتی بیشتر از مترجم سوئدی  یا آلمانی یا انگلیسی نمیکشد ، اما چرا  برای زحمتی مشابه ، یکی برای خود حقوق بیشتری برای زیر نورافکن قرار گرفتن قائل میشود ؟  آیا این حق را جامعه ی ما در اختیار مترجم میگذارد یا مترجم خود طلب میکند ؟
 
 و برایم تعجب آور است که سالها زندگی در خارج از کشور و آشنا شدن با ارزشهای اجتماعی اروپا ،  با تمام ادعاهایی که دوستان خارج از کشور نسبت به داخل کشوری ها دارند و خود را چند تا سر و گردن مترقی تر و مدرن تر از همه  ـ داخل و خارج  ـ میشناسند ،  فرقی بین مترجم داخل ایران و مترجم خارج از ایران نگذاشته است . و مترجم خارج از کشوری نیز مایل است به همان شیوه ی سنتی ترجمه مورد تلطف قرار گیرد.

همین.. 

پس نوشت : قدری بیشتر روی این مسئله فکر کردم ( در مورد مترجم های ایرانی خارج از کشور )، و به یک نتایجی رسیدم.
شاید مسئله سر همان روحیه شهید پروری و شهادت طلبی ماست.
بگدارید مسئله را برایتان روشنتر کنم.

یک مقایسه ای بین مترجم سوئدی و مترجم ایرانی . مترجم سوئدی کارش این است ، کتاب را ترجمه میکند و پول زحمتش را میگیرد و میرود دنبال کارش که ترجمه کتاب دیگری است. معمولا هم کاری به شب های معرفی کتاب و اینها ندارد و اگر چنین اتفاقی افتاد عمدتا نه به عنوان متکلم اصلی بلکه در جمعی در این برنامه ها شرکت میکند.

مترجم ایرانی ـ که از زبان کشوری که در آن زندگی میکند معمولا ، یا زبانی که بلد است  ، به فارسی ترجمه میکند و عمدتا نه برعکس ـ کتاب را در اوقات فراغتش ترجمه میکند. با التماس از این انتشاراتی و آن انتشاراتی و احتمالا با کلی منت و یا قرض و قوله به چاپ میرساند. و آخرش هم پولی دستش را نمیگیرد. پس باید در ازای این زحمت یک چیزی نصیبش شود ، و نام در اینجا جای پول را میگیرد. این است که در نقد ها اسمش می آید و حتی جلسات معرفی کتاب اوست که متکلم اصلی و گاه وحده است.

مترجم اروپایی شغلش را انجام میدهد.
مترجم ایرانی در این تصور است که دارد خدمت میکند و زحمت می کشد.
 
تقریبا فرق کار مترجم ایرانی و اروپایی  مثل فرق سیاستمدار ایرانی و اروپایی است.
سیاستمدار اروپایی کارش این است ، و زندگی اش از همین کار تامین میگردد ، منتی هم ندارد. همه هم دو قورت و نیمشان باقی است و باید همیشه حساب کتاب پس دهد. 
سیاستمدار ایرانی ، سرگرمی اوقات فراغتش این است و سر عالم و آدم منت میگذارد که دارد به ایران و ایرانی خدمت میکند .  همیشه هم از همه طلبکار است که چرا خدماتش را ارج نمیگذارند  و دو قورت و نیمش باقیست و  عمدتا کسی را آدم حساب نمیکند که به او حساب و کتابی پس دهد.

پس نوشت دو : دوستی انتقاد کرد که پست های بلند مینویسم و سفارش کرد که پست های کوتاه بنویسم.
این خوبه ؟ یا از این کوتاهتر ؟
:)) 

[ 21:54 | مهشيـد | 0 دنبالک | 18 ديدگاه ]


Powered by MT3.35