فرق فاحشه و جنده از دیدگاه مرد سنتی
شوخی ـ جدی در باره ی دو کلمه به ظاهر مترادف.
شای تیتر این نوشته برای شما موجب تعجب باشد ، ولی واقعیت این است که مدتی است که در مورد فرق این دو کلمه در بیان و عمل در نظرگاه های مردان سنتی دقت میکنم و متوجه شده ام که مرد سنتی ( نوع ایرانی اش را منظورم است ) برای این دو کلمه معنا و مفهوم و احترام و حرمت متفاوتی قائل است. از این رو تصمیم گرفتم کمی این دو کلمه را از دیدگاه مرد ایرانی برای شما بشکافم .
جنده از نظر مرد سنتی ایرانی زنی است که از او پیروی نمیکند. زبان دراز است و سربه هوا و حرف نشنو و ناسازگار. ساز خودش را میزند و گه گاه موجبات سرافکندگی او یا دیگر مردان هم صف او را نیز فراهم می آورد.
جنده زنی است که سزاوار سرکوب و تحقیر و توهین است.
جنده میتواند زن سابق مرد سنتی باشد ، یا همزیست سابق ، یا پارتنر سابق ، یا دوست دختر سابق . خلاصه هر زنی که در رابطه ی سابقی باشد ، و به میل خود ـ و نه میل یا امر آقای مرد ، رابطه را ترک کرده باشد ، برای مرد سنتی جنده به حساب می آید و خطاب میشود.
جنده ای که به این خانم گفته میشود معمولا بسیار غلیظ است ، ج اش پررنگ تر از ج های دیگر « مثل جاده و جویبار و جاجیم و ... است و چند تا تشدید هم در جاهای مختلف دارد تا بسیار خوب شنیده شود. و دیگران که احیانا خطاب این کلمه را به مادر مرده ی سابق میشنوند ، در جنده بودن خانم ، شک و تردیدی نکنند.
جنده معمولا از پایین به بالا به خانم خطاب میشود. فکرتان جای بد نرود ، از پایین به بالا که میگویم منظورم از نقطه نظر جغرافیا است. معمولا آقا وقتی خانم همراه سابق را جنده خطاب میکند که در خیابان و زیر پنجره ی خانم ایستاده باشد ، و خانم هم احتمالا به پلیس زنگ زده است و پلیس هم در راه است. و آقا با داد و فغان و با چند تشدید اضافه ، بدون توجه به این که املای کلمه غلط میشود ، خانم را جنده خطاب میکند. در بعضی موارد که مهر ایشان خیلی گل میکند ، مادر خانم هم جنده خطاب میشود.
دنیای متمدن امروز موجب سهولت بسیاری کارها شده است. و یکی از آنها استفاده از کلمه ی جنده ـ با همان تشدید های اضافی ـ در تلفن ، و موبایل است. معمولا شب و نصفه شب هم تاثیرش از نظر آقا بیشتر است. عمدتا چند پیاله مشروب هم قبلا صرف شده است.
زنی که جنده خطاب میشود عمدتا ، یکی در میان میشنود که آقا خاطرش را خیلی میخواهد و بسیار دوست داشته میشود و عاشقیت آقا که زد و سوپاپ ایشان را پراند ، بار جندگی خانم سنگین تر میشود.
جنده کلمه ای است عمدتا به زنانی گفته میشود که هیچ رابطه ای با خرید و یا فروش سکس ندارند. زنان عادی هستند. عمدتا شاغل هستند و شاید تحصیلاتی هم در رابطه با شغلشان داشته باشند. جنده بودن ایشان فقط بر مبنای سلیقه ی مردی است که در رابطه ترک شده اند.
گاهی وقتها لازم نیست که با مردی رابطه داشتی باشی تا جنده خطاب شوی .
آقایی که در رادیویی دولتی کار میکرد ، یکی از خانمهای مسئول رادیو را جنده خطاب میکرد.
آقایی که شاعر بود ، خانم شاعری را جنده خطاب میکرد.
آقای خواننده ، زنی را که موقع اجرای برنامه جیغ میزد ، جنده خطاب میکرد ( ترانه ی بی تربیت از گروه کیوسک )
آقای ذیگری خانم دیگری را ـ رابطه شان را با هم هرگز نفهمیدم ـ جنده خطاب میکرد .
اینجا اصلا لازم نیست که این خانم با آن آقا رابطه ای هم داشته بوده باشد ، مسئله ی اصلی این است که آقا به دلایلی ، از آن خانم خوشش نمی اید ، و خانم به لقب جنده مفتخر میشود.
لازم نیست تن فروش باشی یا بابت همخوابگی با آقا یا هر کس دیگری ، پولی دریافت کرده باشی . کلمه ی جنده برای تحقیر تو کثیف نشان دادن تو به کار میرود.
اما فاحشه ،
مرد سنتی ایرانی سمپاتی بسیار شدیدی نسبت به فاحشه دارد. فاحشه ، یعنی زنی که از طریق تن فروشی امرار معاش میکند ، جایگاه ویژه ای در نزد مرد دارد.
یکی از دوستان ـ چون قبلا با ایشان صحبت نکرده ام ، از آوردن اسمشان خود داری میکنم ـ مصاحبه ای رادیویی با زنی تن فروش در ایران انجام داده بود و میگفت که مردان بسیاری به رادیو زنگ میزدند و بسیار متاثر خواستار راهی برای تماس و کمک به زن میکردند. او میگفت که بسیار ی از این مردان حتی گریه میکردند.
مرد سنتی ایرانی معمولا سری به خمره فاحشه خانه ها زده است. شاید اولین تجربه ی جنسی اش را همراه پدر یا دوستان ، در فاحشه خانه ای کسب کرده است. رابطه ی پایاپایی که با زن فاحشه دارد ، برایش بیشتر قابل لمس و درک است. پولی میدهد و کارش را انجام میدهد. چرا که از نظر مرد سنتی ، رابطه ی جنسی نیاز او و کار ِ اوست. نه نیازی دوطرفه و کاری دو طرفه.
مرد سنتی نیاز خود را ارضا میکند و نیاز زن را هم ـ همان پول ـ ارضا شده می بیند. پس معامله پایاپای ، صادقانه و بی غل و غش است.
مرد سنتی زنی را که رابطه ی جنسی را خواستار باشد ، و در این رابطه فعال باشد فاحشه نه ، بلکه جنده می داند. از نظر او فاحشه دارای تقدسی خاص است. معمولا از مردان سنتی میشنوی که در مورد زنی ، یا به زنی میگویند که وفا و معرفت یک فاحشه ـ و در اینجا از کلمه ی فاحشه و نه جنده ، استفاده میکنند ـ از او بیشتر است.
مرد سنتی به دنبال وفا و معرفت است. اما در قبال وفا و معرفت ، و فا و معرفت مایه نمیگذارد. او وفا و معرفت را با پول میخرد.
مرد های سنتی زیاد دیده ام که در کنار همسر خود ، با زنی تن فروش هم رابطه دارند. معمولا رابطه با زن تن فروش برای او ارضاء بیشتری به دنبال می آورد. و در مقابل او خود را یک مرد کامل حس میکند. او به زن پول میدهد و نیاز زن را برطرف میکند. چه بسا در چشم خودش ، یک سوپر من است که بدبختی را نجات داده است. و به این نحو ـ در اکثر موارد ـ این نقش ناجی و منجی تا مدتها باقی می ماند و او را از نظر روحی ارضاء میکند. در بعضی موارد اگر امکان مالی اش اجازه بدهد ، پولی به زن میدهد تا مثلا آرایشگری یا خیاطی یاد بگیرد و با نگاهی عاقل اندر عاقل به خود در آینه نگاه میکند و با لحنی کنفوسیوسی میگوید : به آدم گرسنه ماهی نده ، ماهی گرفتن یادش بده. و این رابطه تا مدتی دنیای او را می سازد ، در حالی که در همان آینه اگر لحظه ای چهره ی زن سابق ، دوست دختر سابق ، یا هر رابطه ی سابقی در مقابلش نمایان شد با همان تشدید ها خطاب میکند : زنیکه ی جــــــــــــــــنده .
فاحشه اما جنده نیست. زبان دراز نیست ، دارای اراده و خواستی نیست. ـ البته از نظر او ـ قربانی است که میشود نجاتش داد . و او می تواند بنا بر شرایط مالی خود را در نقش ریچارد گیر در فیلم
پرتی وومن حس کند
آه که آیا نقش ریچارد گر در پرتی وومن همان نقش آرمانی هر مردی در رابطه با زنی تن فروش نیست ؟ آن ناجی افسانه ای ...
برای مرد سنتی ، فاحشه مقامی بالا دارد . زنی که منتظر است تا او با اسب سفید یا بنز سفید یا ژیان سفید ـ بستگی به وسع طرف ـ از راه برسد و او را نجات دهد. زنی که مقام بالایی دارد. مقامی نسبتا مساوی زن اثیری.
نوشته ی بالا سعی مختصری بود تا فرق دو کلمه ی جنده و فاحشه را از دیدگاه مرد سنتی ایرانی برای شما توضیح دهد.
اما آیا زن سنتی ایرانی در این میان چه نگاهی دارد ؟
فرق جنده و فاحشه از دیدگاه زن سنتی ایرانی :
این دو کلمه از دیدگاه زن سنتی ایرانی هیچ فرقی با هم دیگر ندارند.
زن سنتی ایرانی همیشه در حراس است که کسی مردش را از چنگش در بیاورد. چرا که در حقیقت معامله ای کرده است و چیزی را به چنگ آورده که اکنون باید با تمام سعی او را حفظ کند. زن مجرد از دیدگاه زن سنتی ایرانی یک تهدید بسیار جدی برای موقعیت او به حساب می اید.
زن سنتی ایرانی ، به هر زن مجردی به عنوان یک پتنسیال برای دستیابی به شوهر خودش نگاه میکند. اگر زنی کارش ، موقعی اجتماعی اش ، رنگ مویش ، هیکل و رفتارش با او متفاوت باشد ، برای او تهدید به حساب می اید و جنده است ، باید به شوهرش به هر قیمتی اثبات کند که این زن وضعش خراب است و با اصلا پاک و نجیب نیست و خبرش را دارد که با هر مردی میرود و تا کنون چندین آشیان گرم خانوادگی را متلاشی کرده است.
او هیچ سمپاتی و دلسوزی به زن تن فروش هم ندارد. به نظر او همیشه زن تن فروش ، آلترناتیو دیگری برای امرار معاش دارد و فقط از روی تنبلی و آسایش طلبی ، و قدری هم به خاطر خرابی خودش و میل جنسی سیر نشدنی اش ، به فحشا روی آورده است.
زن سنتی ایرانی ، ان روی سکه ی مرد سنتی ایرانی است. این هر دو لازمه و مکلمل یکدیگر هستند. و هر دوی آنها باهمیاری یکدیگر یک پول سیاه را تشکیل میدهند. این هر دو با هم زندگی میکنند و روح و روان یکدیگر را می سابند و تحلیل میدهند و به معنای دیگر ، زندگی ای در خور یکدیگر به هم عرضه میکنند.
مرد و زن سنتی ، حق و سهم هم هستند.