May 17, 2013

اجبار یا خوش رقصی ؟

لطیفه ای ست که می گوید دزدان به خانه ای رفتند و دست و پای مرد خانه را بستند و زن را به رقص واداشتند . بعد از رفتن دزدان ،مرد زن را مواخذه کرد و زن گفت که مگر ندیدی که مجبور بودم ، مرد گفت : دیدم و دانستم که رقصیدن را مجبور بودی ، ولی عشوه ها و چشم و ابرو آمدن ها را مجبور نبودی.

 

در همین راستا یک مروری در لیست دوستانم  در فیس بوک کردم و کسی  را که عکس پروفایلش را با به عکس "رفسنجانی "تغییر داده بود حذف کردم. این مسئله با احترام به حق رای او هیچ ربطی ندارد. من به رای او احترام می گذارم . اما  اگر یک دوست آلمانی یا سوئدی عکس "هیتلر"، دوست ایتالیایی عکس" موسیلینی "،  یا یک دوست افغان عکس "ملا عمر "را به جای عکس پروفایل خود می گذاشت دقیقن همین برخورد را می کردم .

May 15, 2013

ورشن ایرانی بلوغ سیاسی !


میگفتند وقتی مورد تجاوز قرار گرفتی و کاری از دستت بر نمی آید ، سعی کن ازش لذت ببری !
این روزها دارم می بینم که دوستان زیادی خودانگیخته  و خودجوش در حال لذت جویی از  این تجاوز چهار سال یک دفعه  هستند و از خودشان صداهایی هم خارج می کنند که یعنی این دیگه آخرشه و سکس بهتر از این رو فقط تو فیلمهای هالیوود می تونی ببینی و  " جای شما خالی " و دیگران را هم تشویق می کنند که به این جمع بپیوندند .
گروهی عکس پروفایل فیس بوکشان را عوض می کنند و گروهی هر چی مربوط به دوره ی هاشمی بوده به دوره ی صدر اسلام ارتباط می دهند و گروهی هم با شعار " اگر در دوران احمدی نزاد یک مرغ دریایی هم مرد تقصیر احمدی است ولی ترورها و سرکوب های دوران رفسنجانی و خاتمی به اون طفلی ها ربطی نداره فقط رئیس جمهور بودند ، آبدار چی شرکت پخشیران نبودند که مسئول این مسائل باشند " سعی در ارشاد مردم نسبت به وظایف ریاست جمهوری و لذت بردن هر چه بیشتر و دست جمعی از این تجاوز نازنین بشوند.

نامش را هم بلوغ سیاسی می گذارند !
در همین راستا ، قرار شد در واژه نامه ی سیاسی در مقابل "بلوغ سیاسی" ، گردن نهادن به نواله ی ناگزیر با تظاهر به  رضا و رغبت مکتوب شود.

May 12, 2013

برای ثبت در تاریخ !



اول : این طور که شور حسینی برای حمایت از یک تروریست پیر را در میان عزیزان " اپوزیسیون " می بینم ، و اینطور که به روزهای سلطنت هاشمی ـ این عالیجناب سرخپوش ـ فکر میکنم ، تقریبن مطمئن می شوم که اگر زنده بمانم ، روزی را هم می بینم که عزیزانی از احمدی نژاد به عنوان تنها امید مردم برعلیه جناح رهبری نام خواهند برد و ناز او را خواهند خرید ثبت نام او در دقیقه ی نود برای انتخابات ریاست جمهوری را جشن خواهند گرفت و با اصطلاحاتی مثل : شما نمی فهمید ، فکرهای منجمد، رمانتیسم سیاسی و... حریفی را که حریفی هم نیست خاک کنند . این خط و این نشان ، وقتی این اتفاق افتاد ـ با این پوزیسیون و اپوزیسیون ما دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد ـ اگر من نبودم ، از من به نیکی یاد کنید و بگویید یادش به خیر ، مهشید در 2013/05/12 این روز را پیش بینی کرده بود !


دوم : دوستی در فیس بوک برایم نوشت :
معلومه من هم اگر سطح معیشت و شرایط اقتصادیم با آمدن یا نیامدن هاشمی تغییری نمی‌کرد به این فکر می‌کردم که اوه اوه قاتل فرخزاد اووفه.

میدانم که 10ـ 15 سال دیگر دوستی برای ایشان خواهد نوشت : معلومه من هم اگر سطح معیشت و شرایط اقتصادیم با آمدن یا نیامدن احمدی نژاد  تغییری نمی‌کرد به این فکر می‌کردم که اوه اوه قاتل ندا و سهراب اووفه.

همان دوست در همان گفت و گو برایم نوشت که با تامین سطح معیشت شرایط اقتصادی اش ، می تواند سطح آگاهی خودش را ارتقاع دهد و …
یعنی اینکه تا این حد کسی دنبال ارتقاع سطح آگاهی اش باشد که به خاطر آن به اکبر قاتل رای دهد مرا شیفته ی او کرده است !  این یعنی دیگه جستجوی علم و دانش در حد تیم ملی به غرعان


سوم : فکر کردم الان که بیکارم ، یه سری شعار برای همیاری با ستاد انتخاباتی هاشمی برای دوستان فعال در این ستاد بنویسم


به هاشمی رای بدهید ، به خاطر یک مشت دلار !

به هاشمی رای بدهید ، مجبوریم ! می فهمید ؟ مجبوریم !

به هاشمی رای بدهید ، دیگه پیر شده و قول داده در طول این چهار سال ترور نکنه !

به هاشمی رای بدهید ، نترسید ، دیگه کسی نمانده که وزنی در اپوزیسیون داشته باشد و او ترورش کند. باکی نیست !


سرم هر چی میاره ، می گم عیبی نداره ، به هاشمی رای دهید !

 

به هاشمی رای بدهید ، چون دشمن ِ دشمن شما ، از دشمن شما تایید گرفته و دوست شماست . ولی دشمن شما ، دشمن ِ دشمن شما را تایید کرده و دوست شما بدون اجازه ی دشمن شما آب یخ هم کوفت نمی کنه و اگر نمی فهمید چی شد  مهم نیست ،حالا همچنان  گوسفندان خوبی باشید و برید یه مقدار دوچرخه سواری کنید و به هاشمی رای بدهید  شاید ما هم به خاطر این که آقا تایید کرده بزاریم این بار این یکی از سطل زباله ، ببخشید ببخشید صندوق انتخابات که سنگر بعضی ها شده است در بیاید و چهار سال دیگر شما را به امید پایین آمدن نرخ

دلار و بالا رفتن معیشت خانه تان سر کار بگذاریم !

 

به هاشمی رای بدهید ، شل کنید وگرنه درد داره ها !

 

 


May 11, 2013

ان در نامزدی هاشمی رفسنجانی !

در اثر دیدن گریه حضار و تشویق حضار و توجیه حضار و تمکین حضار من هم رستگار شدم و باور کردم که این ملت برای کم کردن هزینه !! به هر دیوثی  لبیک می گویند.

باشد که همه گی برای حفظ آرمانهای سبز و سرخ  و  سفید وبنفش و ارغوانی و همه ی رنگهای دیگر  ، از پرچم سه رنگ ایران زیر تنبانی  بدوزیم و طوری که هیچ کسی نفهمد که احیانا هزینه هایمان بالا برود  روز انتخابات برای این که کم نیاوریم با  سری افراشته و ترس از اینکه احیانن کمربندمان تاب نیاورد و زیرتنبان انقلابی  مان پیدا شود و معلوم شود که چقدر دلمان برای وطن ( آی وطن آی وطن ) می تپد ، به پای صندوق های رای برویم و به خری ، الاغی ، گوساله ای ، گرگی ، بی شرفی ، بی همه چیزی ، پف یوزی ، دیوثی ... رای بدهیم تا با یاد آوری از شهدای جنبش سبز و بقیه ی جنبش ها و زندانیان سیاسی آینده ی خود و فرزندان مان را تامین کنیم .


پس نوشت :
دوستی در فیس بوک نوشت :  بدبختی بیشتر داشتن چنین اپوزیسیون بی‌لیاقتیه که بعد از همه این سال‌ها ملت رو به جایی رسونده که مجبورن مثلاً‌ به هاشمی قناعت کنند.

و برایش نوشتم : مگر اپوزیسیون این کشور از کره ی مریخ آمده که قابلیتی بیشتر از این ملت داشته باشد ؟

سیاستمدار این ملت ، پوزیسیون یا اپوزیسیون این ملت همین است که هست .

Garbage in , Garbage out

و راستی اپوزیسیون کشور ما چه کسانی هستند ؟ از فرخ نگهدار و مریم سطوت و مهدی فتاپور  ومهرداد  درویش پور و …. تا سازگارا و نوری زاده و مخملباف و …

بعید نمی دانم که روزی احمدی نژاد هم بشود اپوزیسیون  و سفرهای استانی اش را گسترش بدهد و  بیاید خارج از کشور و از طرف اپوزیسیون انقلابی در استکهلم و لندن و پاریس و فرانکفورت و برلین برای سخنرانی دعوت شود .


دوستی رفسنجانی را گریز قلمداد کرد ، گریز از چی به چی ؟ از مار با اژدها ؟

نمی پرسم که تا کی می خواهیم شاش را با گه بشوریم. دیده ام و می بینم که این را به یکی از سنت های فرهنگی خودمان تبدیل کرده ایم.

بدبخت ملتی که هیچ برایش نمانده بجز آرزوی کاندیداتوری رفسنجانی


بله ، بله ، بله !

شاید این جمعه بیاید!

صدای گریه ی حضار !

Archives

Powered by
Movable Type 3.35